معرفی بسته غذائی PowerBar و معادل ایرانی

نوشته شده توسط : عبدالله عزیزالهی | تاریخ ارسال مطلب : .

 

 PowerBar (پاوربار) ( محصول آمریکا ) یک بسته غذایی فشرده ، غنی شده و انرژی زا است که عمدتاً حاوی برخی دانه های روغنی مثل کنجد ، غلّات مانند گندم یا جو ، مقداری خشکبار و کاکائو  است! بسته های پاور بار  با توجه به نوع ورزش و نیازمندیهای غذایی ورزشکاران و بلحاظ ترکیبات تشکیل دهنده ، انواع و اقسام مختلفی دارد و به ادعای سازنده قادر است نیازمندیهای بدن به موادی مانند پروتئین ، کلسیم ، فسفات ، قند ، ویتامین و . . . را در طی یک ورزش سنگین ( مانند کوهنوردی ) تامین نماید !

محصولات پاور بار در سه کلاس مختلف عرضه می شود:

- HARVEST ENERGY   ، با هدف ذخیره سازی و توانمند سازی عضلات، مصرف آن برای مراحل قبل و حین ورزش است. 

- PERFORMANCE ENERGY  ، با هدف توانمند سازی و افزایش کارایی عضلات ، مصرف آن برای مراحل قبل و حین ورزش است.

- PROTEIN & RECOVERY  ، با هدف ریکاوری و بازیابی بافتهای عضلات ، مصرف آن برای بعد از ورزش است.

 

از آنجائیکه بسته های پاور بار ( POWER BAR ) بر اساس تحقیقات آکادمیک و نتایج علمی عملی تهیه و تولید می شوند از نظر بازه زمانی مصرف نیز دارای انواعِ : - قبل از ورزش  - حین ورزش  - بعد از ورزش  هستند.

بسته های قبل از ورزش قاعدتاً از اقلامی تهیه می شوند که دوام و ماندگاری بیشتر در بافتهای بدن داشته باشد تا بتواند به بهترین وجه ممکن انرژی مورد نیاز بدن را  ذخیره سازی  نماید.

بسته های حین ورزش قاعدتاً از اقلامی تهیه می شوند که با سرعت بیشتری در بدن جذب و تبدیل به انرژی شوندبه نحوی که ضمن  تامین انرژی مورد نیاز ، موجب تسهیل سو خت و ساز مورد نیاز بدن شود.

بسته های بعد از ورزش نیز قاعدتاً از اقلامی تهیه می شوند که بتواند به سرعت بافتهای عضلانی بدن را پس از پایان هر برنامه ریکاوری و بازسازی نماید.

مثلآ در محصولات پاوربار، نوعِ " پروتئین" ی نیز تولید می شود که بیشتر برای تامین پروتئین بدن در حین ورزش و تامین پروتئین بدن در بعد از مرحله ورزش جهت کمک و تسریع در ریکاوری بافتهای عضلاتی مصرف می شود. 

 

 

علاوه بر ارزش غذایی بالایی که پاوربارها دارند، استفاده از آنها در برنامه های کوهنوردی مزایای دیگری نیز دارد که از آن جمله می توان حجم فیزیکی کم ، سبک بودن ، کاهش دفعات اجابت مزاج ( که در ارتفاعات بالا و شرایط جوی نامساعد و برودت هوا خود یک معضلی ست اساسی ) و . . .  اشاره کرد!

 

محصولات پاوربار از نظر طعم و برخی ترکیبات ، بسیار متنوع و متعدد هستند که بنظر می رسد این موضوع تا حدزیادی تحت تاثیر مسائل تجاری و بازار فروش باشد و تولید کننده تلاش دارد تا با جذب حداکثری سلائق ، بازار فروش خود را تضمین نماید. مثلاً در پاور بار مدل پروتئینی که خود در حجم های حاوی  12 - 20 - 22  و 30 گرم پروئتین عرضه می شود ، شامل طعم های مختلف مانند کرم کارامل ، شکلاتی ، موزی، پرتقالی و . . .  می باشد.

البته این شرکت محصولات خود را در سه فرمِ ژل ، پودر و  بسته شکلاتی ارائه می کند.

جالب است بدانید که" یولی استک " کوهنورد برجسته سوئیسی که در سال 2013 جبهه جنوبی آناپورنا را طی مدت 28 ساعت و بصورت خطی صعود نمود همه مواد غذایی که همراه داشت عبارت بودند از :

6 پاور بار ، 3 پاوربلندز ، 2 پرونین و 100 گرم پنیر.

 

پی نوشت :


اخیراً در یکی از فروشگاههای تهران بصورت تصادفی با مشابه ایرانی این محصول با نام " نوترا بار " برخورد کردم که در دو مدل شکلاتی و  میوه ای و به قیمت هر بسته 400 تومان به فروش می رسید! من درمورد اینکه نمونه ایرانی از نظر غنی بودن و تنوع مدل های تولیدی چقدر با مشابه خارجی خود قابل رقابت است اطلاع کاملی ندارم اما در عوض تصمیم دارم در یک برنامه زمستانی یکروزه با مصرف فقط "نوترا بار " وضعیت انرژی زا بودن آن را بصورت عملی و تا حد ممکن محک بزنم!

تصویر نمونه ایرانی :

 

 

چگونه بیواک راحتی داشته باشیم؟

نوشته شده توسط : الهه حمیدی | تاریخ ارسال مطلب : .

اگر شما قصد صعود یک دیواره بلند یا پیمایش مسیری طولانی در کوهستان را دارید ,  به برنامه ریزی برای یک بیواک نیاز دارید . به طور ساده بیواک یک کمپ غیر تجملاتی در یک محیط روباز که می تواند در میانه مسیر یا جلوتر از آن یا در فرود انجام شود . بیواک ها یا از قبل برنامه ریزی شده اند و یا برنامه ریزی نشده اند .

 

بیواک برای داشتن یک استارت به موقع

 

اکثر صعود کنندگان زمانی که قصد یک صعود سرعتی و سبک را دارند , بیواک را برای خودشان برنامه ریزی می کنند . در اکثر کوه های بلند شما باید قبل از طلوع خورشید صعود خود را آغاز کرده و تا قبل از غروب آفتاب به پایین برگردید .

 

لوازم ضروری برای یک بیواک برنامه ریزی شده

 

اگر شما یک بیواک را برای خودتان برنامه ریزی کرده اید , می توانید ضروریات را با خودتان بردارید و بنابراین شب گرم و راحتی را خواهید داشت . این ضروریات شامل : یک حفاظ سبک ( به عنوان چادر ),  کیسه خواب سبک یا کیسه بیواک , لباس اضافی ( شامل یک کلاه , دستکش , پلار ) , یک چراغ خوراک پزی سبک مثل JetBoil و غذا .

 

معرفی سینچ ( sinch ) ، ابزار فرود و حمایت

نوشته شده توسط : عبدالله عزیزالهی | تاریخ ارسال مطلب : .


سینچ ( sinch )با 189 گرم وزن یکی از بهترین ابزارهای فرود و حمایت - تک طناب - در سنگنوردی ست که توسط شرکت ترانگوی آمریکا، (http://www.trango.com/belay_rappel/Cinch) و با استاندارد  UIAA , CE ساخته شده ، حدود یکسال و نیم است که در بازارهای ایران راه یافته است و برای رشته طناب های 9/4  تا 11 میلیمتر مناسب است و تقریباً ساختار و عملکردی مشابه گیری گیری دارد.

در تصاویر زیر توضیحاتی کلی در باره سینچ و وضعیت مختلف بکارگیری آن برای فرود و حمایت را مشاهده می کنید:

کوه نامه

1- زبانه رهاسازی

2- اهرم رهاسازی

3- شماره سریال

4- سوراخ نقطه اتکاء ( در این سوراخ هیچ چیزی متصل نکنید )

5- محل انداختن کارابین

6- صفحه رویی

7- مسیر قرارگیری طناب

نقدی بر حادثه برودپیک به قلم حمید شفقی

نوشته شده توسط : بهرام پورعلی بابا | تاریخ ارسال مطلب : .

حمید شفقی در وبلاگ "کوهنوردی ، نشان زندگی" مقاله ای با عنوان نقدی بر حادثه برودپیک نگاشته است . در این مقاله سعی شده با رویکردی بیطرفانه حادثه برودپیک و عوامل موثر بر آن را بررسی نماید.

.............................

زمان زیادی از رفتن نزدیکترین دوستانمان در برودپیک میگذرد . روزهای سختی که در عین  زبانزد شدن کوهنوردی در اذهان عمومی به عنوان رشته ای کشنده ، همراه  بود با ازبین رفتن 3 استعداد بزرگ کوهنوردی در ایران آنهم در شرایطی بسیار آزاردهنده . دوستان نزدیک این بچه ها در این چند روز بارها و بارها بغضشان ترکید و منتظر خبر خوشایندی از آنها بودند ولی این ماجرا باز هم ختم شد به پر پر شدن سه نفری که شاید جایگزین کردن جای خالی آنها غیر ممکن باشد .

شخصاً با نقدهای آزاردهنده مخالفم . نقدهایی که بویی از نوعی دشمنی و کینه در آن می آید عموماً با جبهه گیری مخاطبان نقد مواجه می شود . بعد از حادثه برودپیک و در حین امدادرسانی نقدهای بسیاری به موارد مختلف برنامه شد . زمانی که همه باید یکی می شدند تا این بچه ها سالم برگردند برخی به خواندن کری برای فدراسیون و دادن القاب زشت و ناپسند به آن و برخی شروع به تسویه کردن حسابهای قدیمی خود با سرپرست این برنامه نمودند .  جایی که باید اتحاد در جامعه دیده می شد اوج تفرقه و اهداف پست این افراد خودنمایی می کرد . زمانی که آیدین که به بزرگی یک دنیا بود درخواست کمک می کرد ذهن افراد به دغدغه های دیگری مشغول بود . اون زمان فقط دوستداران نزدیک این بچه ها اشک ریختند و دعا کردند ... آنهایی که واقعاً آیدین ، پویا و مجتبی را می شناختند .

الان مدت زمان نسبتاً زیادی از این حادثه می گذرد . گاهاً نقدهای خوبی بر این حادثه صورت گرفته و به مسئولان این برنامه اعلام شده که البته آنها این نقدها را پاسخ نیز داده اند . بعد از حادثه چیزی که خود من در این وبلاگ درخواست کردم این بود که همه صبر کنند تا گزارش کاملی از این موضوع توسط سرپرستان برنامه اعلام گردد اما بعد از مدت زمان گذشته احساس من این است که افراد بیشتر میل به فراموشی این مساله و استفاده از فاکتور زمان در فراموشی ابعاد این حادثه را دارند . امیدوارم مواردی که توسط من در این مطلب مطرح شده توهین آمیز نباشد  هدف من بیان دیدگاهم در مورد برخی از ابعاد این واقعه است .

 

اقتصاد در کوه

نوشته شده توسط : بهرام پورعلی بابا | تاریخ ارسال مطلب : .

نیما اسکندری در وبلاگ "دوبی سل " نوشتاری پیرامون اقتصاد و نقش آن در ورزش کوهنوردی منتشر کرده است که شما را دعوت به مطالعه این مقاله می کنیم :

اين روزها وضعيت كوه و كوهنوردي كشورمان تعريف چنداني ندارد. گرماي بي سابقه هوا  و كاهش چشمگير نزولات آسماني باعث  نابودي بسياري از يخچالها و برفچال هاشده است.احداث معادن و آلودگيهاي زيست محيطي  و ساخت و سازهاي بي مورد و احداث تله كابين باعث وارد آمدن زيانهاي جبران ناپذيري به كوهستانهاي كشور شده است .

 

وضعيت كوهنوردي كشورمان نيز بهتر از كوههايمان نيست.نقش مهمترين متولي قانوني اين ورزش (فدراسيون كوهنوردي) در اين ميان هر روز  كمرنگ تر از روز قبل مي شود و بجز برگزاري دوره هاي باز آموزي،يا نهايتاً گرفتن مجوز شوراي برون مرزي براي عده اي و سنگ اندازي براي عده اي ديگر شاهد حركت مفيد ديگري نيستيم.بي انگيزگي در كوهنوردان جوان  و دلسردي  پيشكسوتان در دادن جهت مناسب به جوانان باعث شده تا كوهنورديمان به تكرار مكررات تبديل شود .اما يكي از بزرگترين آفت هايي كه به جان اين ورزش مظلوم افتاده است اقتصاد  بحران زده كشورمان است.سقوط بي وقفه ارزش ريال و تحريم و وارد نشدن يسياري از لوازم كوهنوردي و لوكس دانستن بسياري از اين وسايل و تعلق نگرفتن ارز مرجع به آنها باعث گراني سرسام آور اين وسايل گرديده است .

 

كوهنوردي بر خلاف بسياري از رشته هاي ورزشي به وسايل بسيار زيادي نياز دارد و اين وسايل در كوهنوردي حرفه اي نقش كليدي را ايفا مي كند.ورزشكاراني كه در اين رشته فعاليت مي كنند بايد فراخور هر فصل و هر برنامه اي لوازم خاص آن برنامه را همراه داشته باشند و چه بسيارند كوهنورداني كه به دليل مشكلات اقتصادي و معيشتي  و عدم توانايي در تهيه لوازم  از اجراي برنامه هايشان چشم پوشي مي كنند.بيشترين قربانيان گراني، كوهنوردان نوجوان و نوپايي هستند که با شور و شوق فراوان وارد اين رشته  مي شوند و در حسرت تهيه بسياري از لوازم اوليه عطاء اين كار را به لقايش مي بخشند يا نهايتاً به كوهپيمايي در فصل تابستان مي پردازند.

 

کوهنوردی و حادثه

نوشته شده توسط : بهرام پورعلی بابا | تاریخ ارسال مطلب : .

 

عباس ثابتیان در وبلاگ آرام کوه می نویسد : حوادث کو‌‌ه‌نوردی شاید بخش کوچکی از حوادث ورزشی در ایران و جهان باشند ولی از آنجایی‌که بسیاری، کوه‌نوردی را نه یک ورزش، که نوعی ماجراجویی بشمار می آورند، پرداختن به حنبه‌های مختلف آن ضروری است بویژه آن که در این ورزش خطاها نیز آن‌چنان‌که مثلا در فوتبال تعریف شده‌اند، شناسایی نشده‌اند و در ضمن اشتباه و خطا در کوه‌نوردی، آن هم در صعودهای بلند و دشوار ممکن است به سادگی به مرگ یک هم‌نورد بینجامد.

آموزش

نخست باید گفت که متاسفانه در جامعه اعتقاد محکم و درستی به آموزش و مبانی نظری و عملی آن وجود ندارد و البته کو‌‌‌ه‌نوردی ایران هم به همین درد مبتلاست و بسیاری از کوه‌نوردان تنها تجربه‌یبه کوه رفتن و در کوه بودن را کافی می‌دانند و خود را از گذراندن دوره‌های آموزشی مرتبط با کوه‌نوردی بی‌نیاز می‌دانند و جالب است که بدانیم تعدادی از چهره‌های جان باخته در کوه در چند سال اخیر از خیل همین پیش‌کسوت‌ها و با تجربه‌ها بوده‌اند که متاسفانه روش کوه‌نوردی آنها حکایت از عدم اعتقاد آنها به این امر حیاتی است.

هنگامی که به کوه میرویم باید از آموزش‌های بنیادی و اولیه کوه‌پیمایی، از چگونگی انتخاب پوشاک مناسب، از نوع تغذیه درست، استفاده از ابزار کوه‌نوردی مناسب هر صعود، از بیماری‌های شایع کوهستان، از جهت‌یابی و نقشه‌خوانی، از کمک‌رسانی اولیه پزشکی و و و آگاه باشیم.

آیا خوانندگان این مطلب می‌دانند که تا بحال چند کوه‌نورد بر فراز قله توچال و بر فراز پایتخت و در شرایط آّب و هوایی نامناسب تنها به‌دلیل به همراه نداشتن یک قطب‌نما و عدم توانایی در تشخیص شمال و جنوب، پا به دامنه‌های شمالی کوه گذاشته و جان خود را از دست داد‌ه‌اند و یا پوشاک نامناسب و تغذیه غیر اصولی چه مشکلات بزرگی را برای کوه‌نوردان پدید آورده است؟

واقعیت دیگری که در جامعه کوه‌نوردی ایران با آن روبرو هستیم این‌است که هر روز گروه‌های تازه‌ای از هم‌نوردان ما پس از اینکه تعدادی از کوه‌های بلند ایران مانند دماوند و سبلان و علم کوه را صعود کردند، به فکر سفر به خارج از مرزها ، به کوههای بلندتر و صعود به ۶۰۰۰ و ۷۰۰۰ متری ها می‌افتند، هم‌نوردانی که بخش عمده ای از آنها هرگز یک دوره آموزش کوه‌نوردی را طی نکرده اند و ساده انگاری در مورد صعود به ۶۰۰۰ متری‌ها و ۷۰۰۰ متری‌ها با این تفکر نادرست که صعود به دماوند، آن چه آمادگی را که نیاز دارند، به آنها بخشیده است، درتابستان امسال دو نفر از ایرانیان را به کام مرگ کشید و چه بسا دیگرانی هم در صف مرگ بودند که با خوش شانسی از این مهلکه جان به‌در بردند .

شهرت و افتخار

لحظه‌ی شیرینی است آن‌گاه که بر روی صحنه‌ای ایستاده‌ایم و مردم ، دوستان و آشنایان و حتی بیگانگان ما را با هیجان تشویق میکنند ، دانش‌آموزی که برای موفقیت تحصیلی تشویق میشود، دانش‌مندی که برای یک کشف علمی ستایش میشود، فوتبالیستی که پس از گل زدن، شادمانه به سوی هواداران می‌دود و کوه‌نوردی که کوهی بلند و دشوار را صعود کرده و اکنون که به شهر بازگشته، حرف‌ها و خاطرات بیشماری دارد تا برای ما بگوید، از آن کوه سخت و یخ زده، از آن گرده‌ی سنگی رام نشدنی، از آن طبیعت وحشی و بکر سخن ها بگوید و از اراده، از همت و تلاش، از آن شب های سرد و سخت و از آن لحظه با شکوه گام بر قله گذاشتن و از جادوی کوههای بلند و سرانجام از دوستی.

اما دریغ و صد دریغ اگر این جادو و اگر بالیدن به این همه لحظه های باشکوه ما را از اندیشیدن به دوستی و از جان آدمی ، جان خود و جان دیگران دور سازد

و حادثه این جا هم سایه به سایه ماست و ما را رها نمی‌کند .

هیجان خواهی

عامل مهم دیگری که در بروز حوادث ورزشی و ورزش های با درجه خطرپذیری بالا از چمله کوه‌نوردی دخالت دارد هیجان خواهی (Sensation Seeking  یا نیاز به شور است، هیجان خواهی از موضوع‌هایی است که در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه جامعه‌شناسان ، روان‌شناسان و علاقمندان و فعالان حوزه ی فرهنگ و مسائل مربوط به انسان قرار گرفته است .

ترس غریزه‌ای است که موجودات جهان و از جمله انسان را از خطرات پیرامون خود می‌رهاند و  بدیهی است  که این غریزه در انسان‌ها متفاوت عمل می کند مثل ترس از سقوط، ترس از رودخانه خروشان، ترس از تصادف در خیابان و بسیاری مثال های دیگر و هر چند که میزان ترس افراد در موارد مشابه یکسان نیست و بعضی بیش‌تر و بعضی کم‌تر می ترسند، اما اگر این غریزه نبود بسیاری از ما قبل از اینکه رو به کوهنوردی بیاوریم، از بام خانه به درون کوچه یا حیاط خانه همسایه سقوط کرده بودیم،  از سوی دیگر باید دانست که در مقابل ترس، هیجان خواهی هم غریزه دیگری است که در ما وجود دارد و ما را به کشف ناشناخته ها  و بویژه سفر به طبیعت برمی انگیزاند، فراموش نکنیم که تا گذشته ای نه چندان دورشاید تا صد سال پیش انسان برای ادامه حیات راهی به جز دست و پنجه نرم کردن با طبیعت نداشت و بنابراین نیاز به حضور در طبیعت یک غریزه است و فعالیت هایی مانند کوه‌نوردی به ما فرصت برطرف کردن این نیاز را میدهند.

ترس از یک سو و هیجان خواهی از سوی دیگر هر دو به حفظ حیات کمک میکنند.

شکی نیست که در جریان زندگی و با افزایش شناخت و مهارت های ما ، ترس کمی عقب می نشیند، مثلا هنگامی که ابزار جهت یابی مثل نقشه و قطب نما و یا جی پی اس در دست داریم، ترس از گم شدن در جنگل به مراتب کمتر از زمانی است که دست خالی به طبیعت می رویم، یا زمانی که لباس خوب و مناسبی بر تن داریم، ترس از سرما زدگی و فرو دمایی در زمستان، کمتر از زمانی است که با لباس شهری به کوه رفته ایم و یا آشنایی به فن کوه‌نوردی و سنگ نوردی اعتماد به نفس بیش‌تری برای صعودهای دشوار در ما ایجاد می‌کند،

اما این مرز کجاست؟ تا کجا می توان نترسید؟ و یا این طور بپرسیم: کجا باید ترسید ؟

بدیهی است که پاسخ این سؤال‌ بر اساس دانش ما و آموخته ها و مهارت های مان و همچنین عامل ترس درونی مان با هم فرق می کند .

فرق نترسیدن و شجاعت چیست ؟

در روزهای بحرانی مانند بهمن ۵۷ و یا روزهای جنگ ویا زمانی که برای نجات هم‌نورد خود اقدام می‌کنیم ممکن است دست به کاری بزنیم که در شرایط عادی با منطق ما سازگاری ندارد، اما برای دست‌یابی به آرمانی والا از جان خود هم می‌گذریم، آرمانی بزرگ مثل نجات جان یک انسان، نجات جان یک هم‌نورد که به یاری تو زنده می ماند. ولی باید بدانیم که نترسیدن اگر حد و مرزی نشناسد، دیگر نه تنها شجاعت نیست، بلکه یک بیماری است.

هیجان خواهی بالا!

اگر چشم خود را ببندید و از عرض بزرگراه همت عبور کنید هیجان زیادی را تجربه خواهید کرد ولی به احتمال بسیار بالایی کشته می شوید . این نه یک کار شجاعانه ، بلکه یک هیجان خواهی افراطی است.

دزدی از فروشگاه‌ها و یا از بانک با وجود احتمال بالای دست‌گیری، داشتن شریک جنسی متعدد و ناشناس بدون در نظر گرفتن خطرات آن ، چشیدن و خوردن هر نوع غذا و خوراکی بدون توجه به خطر ابتلا به مسمومیت و یا بیماری و استفاده از مخدرها و قرص های هیجان‌آور، بعضی از نشانه‌های هیجان خواهی بالا یه‌شمار می‌روند و شاید سفر به ناشناخته ها، کوه‌نوردی و سنگ نوردی در مسیر های خطرناک و بدون حمایت و پشتیبانی فنی و اجرایی مناسب را هم بتوان به لیست بالا اضافه کرد.

فعالیت های هیجان خواهانه به چهار دسته تقسیم میشوند:

  1. هیجان خواهی از راه انجام کارهای خطرناک و ماجراجویانه که عده ای کوه‌نوردی و سنگ نوردی را در این گروه قرار میدهند.
  2. هیجان خواهی از راه تجربه های جدید مثل سفر و یا موسیقی
  3. هیجان خواهی از راه اجازه دادن به بروز آزادانه احساسات
  4. ناآرامی و فرار از روزمرگی به‌ویژه در شرایط زندگی کسالت آور

چه زمانی  و چرا ممکن است کارهای هیجان خواهانه به آسیب دیدگی و یا مرگ فرد و یا دیگران بینجامد؟

یکی از دلایل این امر اختلال در قدرت تصمیم گیری و یا بررسی درست جوانب و عواقب آن تصمیم است مثل بیماران با افسردگی دو قطبی و جالب است بدانیم که بخش قابل توجهی از هیجان خواهان افراطی دچارافسرده‌گی شدید هستند، دلیل مهم‌تر شاید مکانیزم درونی بدن انسان است که به او احساس امنیت میدهد! مثل اینکه انسان ها احتمال مرگ و یا آسیب خود را همیشه کم و یا منتفی میدانند و این

هیجان خواهی (Sensation Seeking  یا نیاز به شور از موضوع هایی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه جامعه شناسان ، روانشناسان و علاقمندان و فعالان حوزه ی فرهنگ و مسائل مربوط به انسان قرار گرفته است .

هیجان خواهی افراطی می تواند یک نوع بیماری تلقی شود و در عین حال میتواند از نشانه های بیماری باشد

 

ترس غریزه ای است که موجودات جهان و از جمله انسان را از خطرات پیرامون خود می رهاند . البته بدیهی است  که این غریزه در انسان ها متفاوت عمل می کند مثل ترس از سقوط ، ترس از رودخانه خروشان ، ترس از تصادف در خیابان و بسیاری مثال های دیگر وهر چند که میزان ترس افراد در موارد مشابه یکسان نیست و بعضی بیشتر و بعضی کمتر می ترسند ، اما اگر این غریزه نبود بسیاری از ما قبل از اینکه رو به کوهنوردی بیاوریم ، از بام خانه به درون کوچه یا حیاط خانه همسایه سقوط کرده بودیم و از سوی دیگر هیجان خواهی هم غریزه دیگری است که در ما وجود دارد و ما را به کشف ناشناخته ها  و بویژه سفر به طبیعت برمی انگیزاند.

تا گذشته ای نه چندان دورشاید تا صد سال پیش برای ادامه حیات راهی به جز دست و پنجه نرم کردن با طبیعت نداشتیم و بنابراین نیاز به بودن در طبیعت یک غریزه است.

فعالیت هایی مانند کوهنوردی به ما فرصت برطرف کردن این نیاز را میدهند و باید بگوییم :

ترس ازاحتمال را بیشتر برای دیگران میدانند، این احساس در زندگی عادی به ما کمک می‌کند تا با آرامش خاطر و با کم‌ترین استرس و فشار روانی زندگی کنیم، در غیر اینصورت هر لحظه نگران بروز حادثه‌ای ناگوار هستیم و تحمل چنین سطح بالایی از استرس و نگرانی امکان هر نوع فعالیتی را از ما سلب میکند و زندگی کمابیش به شکنجه‌گاه روانی انسان بدل میشود. اما باید هوش‌یار باشیم و بدانیم در کارهای با ریسک پذیری بالا و ورزش های نسبتا خطرناک مانند کوه‌نوردی، آرامش خاطر بیش از حد میتواند مرگ بار باشد .

جالب اینجاست که هر چه تجربه و مهارت های انسان بیش‌ترمی‌شود امکان انجام کارهای پرخطر او هم بیش‌تر میشود و بنابراین سرپرست یک برنامه کوه‌نوردی باید از این عامل خطرساز آگاه باشد تا بتواند در هنگام یک تصمیم‌گیری خطرناک از خود بپرسد که آیا همه اعضای گروه تحت سرپرستی او قادر به انجام آن کار هستند ؟ و نیز اینکه توان‌مندیهای خود را برای گذر از یک موقعیت دشوار برای همه افراد تیم تعمیم ندهد.

این پدیده را خوش بینی غیر واقع بینانه مینامند که میتواند در ورزشی مثل کوه‌نوردی مرگ بار باشد.

در پایان تاکید میکنم که با وجود تاثر هم‌نوردان و خانواده‌های آنان وظیفه داریم که به مرگ کوه نوردان بپردازیم به چند دلیل مهم:

انسان و سلامتی او، همیشه و در همه‌جا از هر کوهی مهمتر و با ارزش‌تر است و هرگز و هرگز اجازه نداریم جان یک انسان را با افتخار صعود و یا هزینه سنگین آن و یا زمانی که برای صعود صرف کرده ایم و یا هر چیز دیگری مبادله کنیم.

باید دلیل مرگ انسان در کوه روشن شود تا ما با این تجربه و درس، از بروز حوادث مشابه جلوگیری کنیم و سرانجام آنکه:

 

خطاهای انسانی را به پای خطرهای بالقوه کوه‌نوردی نگذاریم!

 

گفتگوها