گزارش‎خوانی پیمایش قله «سامانی» برگزار شد / « به روز شد »

نوشته شده توسط : بهرام پورعلی بابا | تاریخ ارسال مطلب : .

 قله سامانی(کمونیزم سابق )  با ارتفاع 7495 متر در کشور تاجیکستان قرار دارد.  این قله بلندترین قله منطقه پامیر به شمار می­‎رود و در حدود 60 مایلی جنوب غرب قله لنین واقع است.

 هرساله کوه‎نوردان زیادی از سراسر دنیا برای صعود راهی این منطقه می‎شوند و ایرانی­‎ها هم از این قاعده مستثنی نیستند.

تابستان امسال یک تیم 5 نفره از باشگاه دماوند عازم این قله شدند. امیرجابرانصاری (سرپرست)  ، عباس علی‎نژاد  ، منوچهر رحمانی ، حسین ابوالحسنی و امیر کلهرمرداد امسال موفق شدند تا ارتفاع حدود 7000 متری این قله صعود کنند و در این بین اتفاقاتی رخ داد که آنها موفق به صعود قله نشدند.

و 11 بهمن تالار همایش های ستاد توان افزایی و حمایت از فعالیت سازمان‎های مردم نهاد شهر تهران میزبان اعضا باشگاه دماوند و کوه نوردانی بود که در جلسه ارائه این گزارش حضورداشتند. 

در ابتدای گزارش این برنامه عباس علی‎نژاد از اعضا این تیم گفت  : در منطقه تیم‎های زیادی حضور داشتند که روزهای متوالی درگیر صعود بودند اما همزمان با تیم ما تیم دیگری  بود که اسپانسر آنها شبکه دیسکاوری بود و اعضای تیم در مدت یک ماه توانسته بودند 5 قله بالای 7 هزار متر را صعود کنند.

 انتظار می‎رود ما ایرانی‎ها نیز صعودهایمان به سمت این تیپ صعودها برود برنامه هایی با برنامه ریزی دقیق تمرینات مستمر و تغذیه مناسب.

امیر کلهر مسئول تدارکات تیم نیز در بخش بعد در خصوص هزینه های این برنامه توضیح داد و اشاره کرد که حدود 480 کیلو وزن را باید همراه خود می‎آوردیم و با برنامه ریزی که از 2 ماه قبل داشتیم مواد غذایی هر کمپ را بطور جداگانه بسته بندی کردیم.

در ادامه امیر جابر انصاری سرپرست تیم  به ارائه گزارش این برنامه پرداخت وی یکی از معضلات برنام‎ های کوه‎­نوردی در کشور را، پرداخت هزینه عنوان کرد و گفت : شاید اگر معضل پرداخت هزینه های بالا نبود برای خیلی از کوه‎­نوردان شرایط صعود به قله های بیشتری فراهم می‎شد وکوه‎­نوردان کشورمان می‎‎توانستند توانایی خود را با گذشتگان بسنجند.

جابرانصاری در ادامه با نشان دادن عکس‎هایی از کشور تاجیکستان از فرهنگ مردم تاجیکستان سخن گفت و سپس  توضیحاتی را در خصوص تلاش ایرانی‎ها بر روی قله سامانی ارائه داد :یک تیم 5 نفره ایرانی برای اولین بار 22 یا 23 سال پیش بر روی این قله تلاش زدند که متاسفانه به علت عدم هم هوایی در ارتفاع 7300 متری  2 کشته  را در پی داشت در سال‎های بعدی هم اتفاقات ناگواری همچون قطع انگشتان دست و پا را به علت سرمای زیاد در پی داشت البته ناگفته نماند که این قله صعود های موفقی را هم در بین صعود کنندگان ایرانی داشته و ما با اطلاعات خوبی که از این قله داشتیم و تمایل داشتیم روی این قله تلاشی داشته باشیم.

رخ شمالی این قله 3مسیر اصلی داشت که هدف ما صعود عمومی‎ترین مسیر قله با درجه سختی5a  که  مسیر کلاسیک نامیده می‎شد بود.

هنگام صعود ما حدود 50 ایرانی که بصورت انفرادی و تیمی قصد داشتن این قله را صعود کنند  در منطقه حضور داشتند و این باعث ایجاد  ازدحام و شلوغی در بیس کمپ و هنگام صعود تیم های دیگر شده بود .

متاسفانه پیش بینی های هواشناسی دقیق نبود و خیلی نمی‎توانستیم به آنها اعتماد کرد .

کمپ 1 در ارتفاع 5300 متری بود و بنا به توصیه کوه‎­نوردان و تجربیات تیم مقرر شد که در کمپ 1 چادر نزیم  و حدود 200 یا 300 متر پس از قله پلانو که در ارتفاع  6200 متری  واقع شده کمپ برقرار کنیم .

هنگامی که بر روی قله پلاتو قرار گرفتیم یکی از هم­وطنان­مان به نام خانم هیرو را دیدیم که گاید از او خواسته بود که  به سمت قله سامانی نرود و زیرانداز او را پرت کرده بود و کسی ایشان را به درون چادر راه نداده بود این خانم از ما زیر انداز خواست و در چادر ما ماند.

 آن­شب  از ایشان خواستیم که به توصیه های گاید خود توجه کند و راهی قله نشود.

صبح روز بعد طوفان شدیدی در منطقه حاکم بود و یک نفر از اعضا تیم به دلیل سرمای زیاد شرایط مناسبی نداشت مقرر شد به همراه یکی دیگر از اعضا تیم در ارتفاع 6700 متری بمانند و حالشان که بهتر شد پس از ما عازم شوند و قرارمان این بود که فردا ساعت 9 صبح همدیگر را ببینیم .

روز بعد بیسیم‎هایمان قطع شده بود و خبر از 2 نفر باقیمانده نبود تصمیم گرفتیم به پایین برگردیم که به دوستانمان و 2 نفر دیگر از کوه‎نوردان هم­وطن برخوردیم.

در ادامه آقای جابر انصاری از آقای رحمانی خواست در خصوص اتفاقاتی که پس از جدایی اعضا تیم رخ داده را توضیح دهند:

پس از اینکه من به همراه یک از نفر از اعضا تیم به سمت قله نرفتیم سرمای زیاد و طوفان شدید مانع حرکت ما شده بود و تصمیم گرفتیم چادرمان را برپا کنیم.

اما متاسفانه به علت  وزش باد با سرعت  حدود 60 کیلومتردر ساعت و شیب حدود 30 درجه  نتوانستیم  تیرک‎های چادر را بزنیم و دونفرمان در چادر بیواک کردیم بی­سیم هم که از کار افتاده بود .

 

هوا گرگ و میش بود و تصمیم گرفتیم هر طور شده تیرک‎ها را بزنیم چون هر لحظه امکان داشت از روی شیب به طرف پایین سر بخوریم پس می‎بایست شب را در چادر بمانیم .

آقایی به نام عبدی که به صورت انفرادی قصد داشت قله را صعود کند و  پس از ما در حال حرکت بود حدود 10- 15 متر سقوط کرده بود و به چادر ما آمد پس از یک ساعت از ورودآقای عبدی صدای خانمی به گوش­مان رسید متوجه شدیم همان خانمی هستند که شب قبل در چادرمان بودند .

خانم هیرو را  هم با وسایل­شان به درون چادرمان آوردیم متاسفانه دچار سرمازدگی شده بود و قادر نبود به درون کیسه خواب برود با خوراندن قرض دگزا به وی و انداختن کسیه خواب رویشان تلاش کردیم که حالش بهتر شود اما متاسفانه پس از یک ربع حالش خیلی وخیم تر شد.

کم کم هوا رو به تاریکی می رفت ساعت حدود 9 شب از شدت طوفان کاسته شد و چادر را در سه نقطه مهار کردیم و در آن شرایط بد شب را به صبح رساندیم .

صبح که بیدار شدیم خانم هیرو گفت چشمانش قادر به دیدن نیست با نصف قرص دگزای دیگری سعی کردیم حالش را بهبود بخشیم و کمی بعد آقای جابر انصاری و تیم مان که به سمت قله رفته بودند برگشتند.

در این شرایط  سه راه بیشتر نداشتیم :

-   یک تیم به سمت قله رفته و بقیه با خانم و آقای مصدوم  برگردند .

-   افراد هموطن مصدوم به ما ربطی ندارند و برنامه ما برنامه رسمی فدراسیون بوده و به برنامه مان ادامه دهیم .

-   همه تیم برای نجات جان 2 نفر مصدوم از صعود صرف نظر کنند .

بالاخره همه تیم تصمیم گرفتیم علی رغم برنامه ریزی‎های یکساله‎ای که برای این برنامه داشتیم راه سوم را برگزینیم و به کمپ 3 برگشتیم آقای عبدی هم‎نوردی که به صورت انفرادی آن شب را در چادر ما بود به ما گفت که قصد دارد حتما قله را صعود کند و از ما جدا شد.

در پایان ارائه گزارش  اعضا تیم اعلام کردند از اینکه نتوانستیم قله را صعود کنیم پشیمان نیستیم .

کوه‎نامه: ضمن تشکر از کار ارزشمندی که تیم جناب آقای جابر انصاری در خصوص نجات هم­وطنان­مان انجام دادند که می تواند الگوی خوبی برای بسیاری از برنامه های کوه‎­نوردی باشد اما متاسفانه موارد مبهمی در ارایه گزارش وجود داشت که انتظار می رفت با پرسش و پاسخ رفع ابهام شوند :

-         تیمی که به سمت قله رفت گزارش خاصی از فعالیتشان ارائه نداد!

-         چرا زمانی که یک نفر از اعضای تیم حالش خوب نبود بقیه تیم به مداوای وی نپرداخته و راهی قله شدند؟ اما برای نجات جان 2 نفر دیگر خارج از تیم قید برنامه خود را زدند؟

-         درحالی که میان صحبت های اعضا تیم اشاره شد که با چالش‎های زیادی برای صعود به قله مواجه بودند و به نظر می رسید حتی قبل از نجات خانم هیرو قصد نداشتند قله را صعود کنند!

و ...

 

پس از انتشار گزارش توضیحات زیر توسط سرپرست برنامه « امیر حسین جابر انصاری » برای سایت کوه نامه ارسال شد :

سلام روز بخیر
احتمالا از گفته ها بد برداشت شده. توضیح منظور از قله : قله دوشنبه بوده نه قله سامانی.
کمپ 6800 : کمپ نرسیده به قله دوشنبه است که رحمانی و کلهر در این ارتفاع به علت طوفان زمین گیر شدن و با هماهنگی من قرار شد فردای آن روز ساعت 9 حرکت کنن بیاییند به طرف کمپ 4 که شب قبل ما سه نفر علینژاد و ابولحسنی و من مستقر بودیم.
متاسفانه بعد از جدا شدن ما در روز طوفانی دو نفر کوهنورد ایرانی در وضع بد به چادر 6800 کلهرو رحمانی میرسند و پناه میبرند به چادر بچه های ما . این درحالی است که تیم دیگر در کمپ 4 مستقر بود.
فردای آن شب طوفانی چون بچه های ما ساعت 9 پیش ما نیامدن و نگران بودیم برگشتیم پیش بچه ها بطرف کمپ 6800 که دیدیم دونفر ایرانی دیگر تو چادر بچه ها هستند و خانم نامبرده دچار ادم چشم شده که نهایتا تصمیم گرفتیم سانحه دیده رو ببریم کمپ 3 پلاتو تا تحویل گایدها بدیم . بعد دوباره برگردیم بالا که متاسفانه اون شخص را کسی همراهی نکرد برای انتقال به پایین بالاجبار مجبور شدیم خانم ادم شده را خودمون به بیس کمپ برسانیم.
اما چرا همه در 6800 نموندیم برای اینکه محل مناسب برای دوتخته چادر نبود که کنار هم بمونیم و کوهنورد روس همراه به من گفت 200 بالاتر کمپ 4 است و نیم ساعت دیگه میرسیم و ما با توجه به نبود محل کمپ از هم جدا شدیم و بعد از صعود قله دوشنبه در کمپ 4 مستقر شدیم و منتظر شدیم تا بقیه نفرات فردا بالا بیان که اتفاقات پیش امده موجب شد تیم ما مجبور به ماندن در کنار سانحه دیدگان شوند و در نهایت به علت دیر کردن بچه ها ما هم امدیم تا علت را جویا شویم که با موارد یاد شده در بالا روبرو شدیم.
امیدوارم توانسته باشم در نوشتار توضیح داده باشم.

 

چند نکته لطفا ویرایش گردد.
1- کوهنوردان ایرانی مستقر در منطقه حدود 50 نفر بودند که دو سوم عازم قله کورژن سکایا بودند و بقیه عازم سامانی
2-ارتفاع کمپ یکم 5300 است و کمپ دوم 5800 که در این سال به قله پلاتو منتقل شد بنا به توصیه روسها ما در 5800 چادر نزدیم و همه در 6200 کمپ زدند.

 

گزارش:  ری را (زهرا ) جلیلیان

عکس‎ها : بهرام پورعلی بابا

 

 

 

 

 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

نظرات  

+3 #8 عزیز عبدی 1395-11-16 21:03
به نام خدا
جوابیه گزارش صعود به قلّه کمونیزم
در ابتدا باید بگویم که بنده افتخار شاگردی جناب آقای علی¬نژاد را داشته و بر مهارت جناب آقای انصاری و دیگر همراهانشان به عنوان کوهنوردان توانمند اذعان دارم با توجه به جوابیه قبلی که خود را مختصر معرفی نموده¬ام. قصدم از ارائه مفصل این گزارش با جزئیات آن تکمیل گزارش عدم صعود دوستان به قلّه کمونیزم می¬باشد.
در تاریخ 01/ 05/ 1395 در ساعت 7 صبح من در بیس کمپ از هلی¬کوپتر پیاده شدم و جهت هم¬هوایی قله آزادی به ارتفاع 6230 متری انتخاب و پنج روز از تاریخ 2/5/95 به صورت انفرادی و شبانه¬روزی روی آن کار کرده و صعود نمودم و پس از هم¬هوایی و آمادگی کامل و ریکاوری در حالی که هوا نیز بسیار مساعد بود در تاریخ 95/05/11
ساعت 14:30 به طرف دامنه کوه کمونیزم که ABC نامیده می¬شود حرکت کردم. که قبل از من همۀ گروه¬ها در آن جا اقدام به برپایی چادرهای خویش نموده بودند من نیز چادر خود را به صورت انفرادی برپا کردم صبح روز 12/ 05/ 95همۀ گروهها به طرف کمپ 1 حرکت کردیم اعم از هم¬وطنان ایرانی یا خارجی.
من بنا بر برنامه¬ریزی خودم در کمپ 1 ماندم همۀ افراد و گروهها به جز دو نفر خارجی به کمپ 3 رفتند از جمله خانم هرو با گایدش و 5 نفر ایرانی.
صبح روز05/13/ 95 من به طرف کمپ 3 حرکت کردم جایی که همۀ کوهنوردان و گروههای کوهنوردی در آن مستقر بودند عصر آن روز هوا در حال خراب شدن بود من اقدام به برپایی چادر کردم و گاید خانم هرو که مردی 50 ساله و مغول بود به کمکم آمد و چون با چادر من که تیرکهایش از داخل می¬خورد آشنا نبود با فشار یکی از تیرکها شکسته شد که من برای ترمیم آن از آقایان انصاری و علی¬نژاد کمک گرفتم سپس چادر خود را برپا کرده و برای گپ وگفتگو به چادر دوستان ایرانی رفتم و شروع به صحبت کردیم در بین صحبت¬ها سرپرست گروه 5 نفری ایرانی اعلام کرد که ما برای هم¬هوایی تا کمپ 3 را انتخاب کرده بودیم و قرار بود از این جا برگردیم به بیس کمپ و پس از 2 یا 3 روز استراحت در بیس کمپ صعود نهایی خود را شروع کنیم اما اکنون نظرمان را تغییر دادیم. و چون رفت و برگشت به بیس کمپ سخت است صعود را از همین جا شروع می¬کنیم.
من نظر آنها را مبنی بر تغییر برنامه¬شان پسندیدم و تأیید کردم. صبح روز 15/05/ 95 گروه¬ها اقدام به حرکت به سمت کمپ 4 را کردند گاید خانم هرو حاضر نشد ایشان را همراهی کند دلیل آنرا عدم توانایی این خانم اعلام کرد اما خانم هرو در تصمیم خود مصرانه پافشاری می¬کرد این اصرار با مخالفت شدید گایدش همراه شد این گاید حاضر شد پولی از ایشان نگیرد اما همراهیشان هم نکند.
در جدال بین خانم هرو و گایدشان آقای علی¬نژاد و سرپرست گروه به غیر از آقای رحمانی پذیرفتند که این خانم همراهشان باشد به شرط آنکه مسئولیت کارهای خود را بپذیرد و از خانم هرو خواستند که این جملات را بیان کرده تا ضبط نمایند مبنی بر اینکه اگر اتفاقی برایم افتاد مسئولیتش با خودم می¬باشد و هیچ¬کس مقصر نیست خانم هرو از خدا خواسته پذیرفتند چون با صرف هزینه پولی و زمانی اقدام به اجرای برنامه کرده بود و نمی-خواست این فرصت را از دست بدهد من به عنوان ناظر این گفتمان گفتم این کار را نکنید بار حقوقی دارد اگر گاید ایشان شکایت کند یا اتفاقی برای خانم بیفتد شما باید پاسخگو باشید ایشان فرمودند ما قبلاً این کار را کردیم و مقصر هم نشدیم و فیلمبرداری کردند.
حدود 14 نفر اعم از کوهنوردان ایرانی و خارجی به سمت کمپ 4 حرکت را آغاز کردیم پس از چند ساعت کوهپیمایی و به هنگام استراحت اختلاف¬نظر بین اعضای گروه 5 نفر ایرانی پیش آمد مبنی بر اینکه نباید این دو نفر را با خود می¬آوردیم که من اعتراض کردم که من با شما نیامده¬ام همۀ کوهنوردان داخلی و خارجی در حال صعودند نکند همه آنها را شما آورده¬اید؟ هر یک از کوهنوردان مسیر انتخابی خود را ادامه می¬دهند و به شما کاری ندارند. شما کار خود را بکنید.
تا این جای مسیر آقای کلهر به خانم هرو کمک کرده بودند اما از این جا به بعد با اختلاف نظر ی که بین آنها پیش آمده بود خانم هرو را رها کرده و به مسیر خودشان ادامه دادند.
من به عنوان یک ایرانی نتوانستم یک خانم را در ارتفاع حدود 6200 متری با ضعف بنیه و بدون امکانات رها کنم این از انسانیت و مرام و منش کوهنوردی به دور بود پس همراهیش کردم.
از آنجا که صعود من به قله کمونیزم به صورت آلپی و بدون بارگذاری بود بنابراین من تجهیزات اضافه نداشتم و به اندازه خود امکانات داشتم این آقایان به این خانم آب هم ندادند من مجبور شدم از کوهنوردان چک آب برای این خانم بگیرم درحالیکه آنها نظاره¬گر بودند.
آنها به مسیر خود ادامه دادند و من نیز به همراه خانم هرو که ضعیف¬تر هم شده بود ادامه مسیر دادیم هوا هم در حال خراب شدن بود. و جائی که سنگها یخ زده بودند، برگشتم تا به ایشان بگویم سنگها یخ زده است و مراقب باشد تا سرنخورد، همین موقع خود با شکستن سنگ و یخ در زیر پایم، سقوط کردم با توجه به مهارت و تجربه¬ای که داشتم توانستم با کلنگ خود را نگه دارم.
شب در تاریکی نمی¬دانم در چه ارتفاعی بودیم که صدای افراد گروه ایرانی را شنیدم و صدای چادر که باد آنرا می¬کوبید به طرفشان رفتم و به همراه خانم هرو که پشت سر من بودند و تا آن جا ایشان را همراهی کرده بودم. درب چادر را بلند کردند و من به داخل رفتم و پشت سر من به فاصله 5 دقیقه خانم هرو هم وارد شدند چادری که روی زمین پهن شده بود و باد هر لحظه ممکن بود آنرا متلاشی کند.
حال خانم هرو پس از ورود به چادر بسیار بدتر شد به نحوی که در حال بیهوش شدن بود. درازکشید و دوستان 2 کیسه خواب رویش کشیدند آقای رحمانی خواستند آمپول دگزا بزنند من و آقای کلهر مخالفت کردیم از قرص¬هایی که در کوله¬پشتی من بود به ایشان دادیم و شروع به ماساژ دادن کردیم و بعد از چند دقیقه آقای کلهر اعلام کرد، آقای عبدی قلب هرو بالای هزار تا می¬زند سپس من دوباره به ایشان قرص زیرزبانی دادم با بی¬تحرکی هروکه مدتی طول کشید، ما فکر ¬کردیم مرده است ولی خوشبختانه به هوش آمد و حرکت کرد.
پس از آن آقای کلهر به من گفت، آقای عبدی چادر را بزنیم؟ قبول کردم و رفتیم در آن هوای بسیار نامساعد و تاریک چادر را برپا کردیم و آقای رحمانی نیز به کمک ما آمد. من خواستم چادر خود را بزنم که گفتند نه، همگی در چادر ما می¬مانیم. تا صبح در چادر آنها به استراحت پرداختیم. صبح پس از نوشیدن چای استفراغ کردم و این بنا بر عادت همیشگی است که وقتی در ارتفاع می¬خوابم خلط در گلویم جمع شده و باعث تحریک گلو و سرفه می¬شود و این معمولاً در من تبدیل به استفراغ می¬گردد چون خودم را می¬شناسم این ناشی از ارتفاع¬زدگی نیست. اما آنها فکر کردند که من ارتفاع زده شده¬ام من به ایشان توضیح دادم که این طور نیست و آنها قبول کردند.
ساعت 11 صبح آقایان انصاری، علی¬نژاد و ابوالحسنی که بالاتر از ما چادر زده بودند چادر و لوازم خود را جمع کرده بودند ، آمدند و گفتند زود جمع کنیم برویم پایین چون هوا خراب است و امکان صعود نیست.
پس از رفتن آنها چادر را جمع کرده به راه افتادیم من نیز به دلیل نداشتن کپسول گاز کافی همراه آنها به راه افتادم. چند صد متر پایین تر با توجه به اینکه هنگام سقوط عینکم شکسته بود آقای انصاری به من عینک دادند. تا به کمپ 3 رسیدیم پس از یک روز استراحت و تهیه گاز پیک نیک از گاید خانم هرو اقدام به بازگشت به کمپ 4 کردم و گروه ایرانی به همراه خانم هرو به بیس کمپ باز گشتند من دیگر از آنها اطلاعی نداشتم و با 11 ساعت برف¬کوبی به صورت انفرادی به کمپ 4 رسیدم پس از 4 روز ماندن در آن ارتفاع و صعود به قله کمونیزم در 8 اگوست 2016 به کمپ 4 برگشته و فردای آن روز به طرف کمپ3 حرکت کردم و در آن جا هفت نفر ایرانی را در حال ورود به کمپ 3 دیدم.
من در ارتفاع 6200 متری بین کمپ 2 و 3 شب به استراحت پرداختم و فردای آنروز به بیس کمپ رسیدم و در آن جا 5 نفر اعضای محترم گروه ایرانی به همراه خانم هرو را که خوشبختانه همگی سالم بودند دیدم.
حال می¬خواهم به مطلب دیگری اشاره کنم و آن اینکه وقتی این گروه 5 نفره به بیس کمپ رسیدند دیگر کوهنوردان ایرانی نیز همزمان از صعود به قله کورژنفسکایا برگشته بودند و پس از ریکاوری صعود دوم خود را به قله کمونیزم آغاز نموده بودند تا آنجا که من اطلاع دارم این جوانان غیور شهرستانی بی¬ادعا با حداقل امکانات بدون اسپانسر صعود خود را به انجام رساندند چون برای دل خود کوهنوردی میکردند بدون هیاهو و سروصدا به خانه خود بازگشتند.
همچنان که من نیز همین کار را کردم تا زمانی که این گروه در گزارش خود از من اسم بردند به همین دلیل لازم دانستم برای دفاع از خود و جامعه کوهنوردان، که دیگر چنین گزارش¬هایی خلاف واقع در هر جایگاهی که هستیم، ارائه نشود به این امر پرداختم.
پس نتیجه میگیریم عدم صعود آقایان با آنهمه تجهیزات و 480 کیلوبار و اسپانسر و هیاهو و تبلیغات، کمک به دیگران نبوده بلکه ناشی از ضعف یا نداشتن انگیزه کافی جهت صعود بوده است. با تشکر
عزیز عبدی
+8 #7 عباس ثابتیان 1395-11-16 10:44
سلام به دوستان کوه‌نامه
به نظر من یک ایراد بزرگ در گزارش (کوه‌نامه) وجود دارد و آن داوری کوه‌نامه است!!
کاری به آنچه در این صعود گذشته ندارم ولی قضاوت در مورد راستی و ناراستی و یا نیت صعود کنندگان برعهده‌ی کوه‌نامه نیست!
-4 #6 حبیبه آبادی 1395-11-13 22:21
درود بر کوهنوردان به عنوان فردی که سالها با کوه و کوهنوردی مانوس بوده ام بر این باورم که کوهنودی عشق است مرام است کوه مقدس است اصلا قداست خاص خود را دارد ذرات کوه همچون ذرات عالم هستی قوانین خاص خود را دارد این قوانین و اصول را باید بشناسی با کوه باید مانوس باشی گاه به فرد فرصت گام نهادن بر گرده اش را میدهد و گاه مرد باید که در کشاکش سنگ و طوفان و... با قوانینش راه بیایی ارام باشی و صبورانه بپذیری فرصت صعود را به تو نداده است انچه در این گزارش میبینم ان است که گروهی ا بنابر شرایط بد اب و هوایی که جزءذات کوهستان است و وجود رهنوردی بیمار در گروهشان وقطع ارتباط بیسیم نتوانسته اند صعود کنند و شانس باز یابی توان از دست رفته اشان را نیز در خود ندیده اند و صعود نکرده اند حال چرا با انواع ترفندها سعی میکننددعدم صعو د خود را به پای کمک به افراد دیگر توجیه کنند بدیهی ترین قاعده کوهنوردی کمک به همنوع و دگرخواهی و روح همکاری است وهمواره بخشی از صعود است مردانه بایستیم و بگوییم نتوانستیم این بار صعود کنیم و خوشبختانه برخی دیگر با همت و خواست مضاعف توانستند این قله را صعود کنند که افتخاری ست برای ما ایرانیان
با ارزوی موفقیت برای همه کوهنوردان عزیز
+6 #5 عزیز عبدی 1395-11-13 20:57
سلام اقای کلهر در گزارشم به همه انهایی که شمافرمودیداشاره خواهم کرد و مرام کوهنوردی را زیرپانخواهم گذاشت و بااعتباروابروی کسی بخاطر خودم بازی نخواهم کرد
شما گزارش خودرا دادید حالامن به کمکهای که شماکردیدو یادتان رفته اشاره خواهم کرد
+4 #4 امیرکلهر 1395-11-13 15:38
سلام
به نظر من قبل از اینکه نقدی بکنید بهتره مخاطب خودتونو بشناسید اولا که تیم یدست و خوب بود دوما اساتیدی همراه تیم بود که هر کدومشون کارنامهای درخشانی دارن و تو تیم من از همه کم تجربه تر بودم که صعود لنین و داشتم از ارتفاع 6400 انفرادی صعود کرده بودم و تجربه خوبی بدست اورده بودم چون با جونم تجربه کردم تو این برنامه هم چون دستم یخ کرده بود طبق تجربه ای که تو لنین داشتم با استاد مشورت کردیم و با هم چادیم تصمیم گرفتیم چادر بزنیم
دوما شما شرایط ارتفاع و تجربه نکردید بهتره برید تجربه کنید و بعد قضاوت کنید
در مورد آقای عبدی هم باید بگم که انگار سکوت ما پنج نفر خیلی اشتباه و باید اخلاق ورزش حرفه ای و کنار بزاریم و سریح و واضع بیان کنیم
آقای عبدی چرا شما تو اون ارتفاع تو چادر که تیرک نداشت وارد شدید چرا درخواست کمک کردید یادتون رفت حتی تو فلاکست آبگرم نداشتی بعد از آبگرم که بهت دادی با جت بویل چیکار کردی که هنوزم نمیشه ازش استفاده کرد یادت رفته انقدر .. که نتونستی تیرک چادر و بزنی یادت رفت تا کی براتون برف آب کرد و صبحانه بهتون داد اره کار ما اشتباه بود که به آدم خودخواهی کمک کردیم که بعد از اینکه حرف شد واقعیت بهش فشار اورد و بدون ابزار و وسیله و با ی گازی که از گاید گرفت تیمی که از خودش برای شماها گذشته بود و تنها گذاشت و به سمت کمپ بالا رفت پس لطفا واقعیت گرا باش کاری نکنید که بعدها چه من و چه دیگر کوهنوردا وقتی با این قضیها در کوه برخورد میکنن بی تفاوت از کنارش بگذرن
+3 #3 عزیز عبدی 1395-11-13 12:28
سلام و درود برشما
من عبدی هستم دراین گزارش از من نامبرده شده، فکر کنم تکمیل کننده این گزارش من باشم و مستلزم ان است که اول خودم را خدمتتان معرفی کنم
من کوهنوردی خودم راحدودااز سال۱۳۶۲شروع کردم ودرپاییزسال۹۴تم رینات خودراباجناب اقای دکتربهپور وجناب اقای مهندس رمضانی شروع کردم که عید ۹۵به عنوان شاگرد درخدمت خانم پروانه کاظمی باشم .....
اذرماه ۹۵به همراه بزرگوارانم از کوه پیرزن کلوم برمیگشتیم که پارگی روبات روی کشک زانویم اسیب دیدو۳ماه از تمرینات بازموندم ولی ازعید ۹۵ شروع به تمرین کردم اقای دکتربهپور به اورست رفته بودند واقای مهندس رمضانی خانتانگری و من تصمیم گرفتم کمونیزم را برم چون قبلا کورژنفسکایا صعود کرده بودم راحتتر بود بتنهای ،بدون راهنما وبدون شرپاوهمراه،و همین کاررا هم کردم.
و اما این دوستان ایرانی ۵ نفره که بااسپانسر امده بودند که به خودشان حق هرچی دلشون خواسته گفتند اگر اجازه بفرمائید اگر حق دفاع دارم مطالبی راعنوان کنم با تشکر عزیز عبدی متولد ۱۳۳۸اذری زبان ساکن تهران
.............................................

کوه نامه: باسلام جناب آقای عبدی
خوشحال می شویم هرگونه توضیحی را به صورت کامنت در زیر همین پست درج بفرمایید یا به آدرس ایمیل ارسال نمایید.
#2 Guest 1395-11-13 09:49
این نظر توسط مدیر حذف شده
+7 #1 جابرانصاری 1395-11-13 08:56
سلام این برداشت دقیقی از گزارش نیست و نقص زیاد دارد.
.......................................................


کوه نامه :

با سلام و ممنون از توجهتون آقای جابر انصاری لطف می فرمایید در خصوص نکات مبهم گزارش برنامه توضیحات لازم را ارایه فرمایید.