ظهور پدیده عباس جدیدی! این بار در کوه‎نوردی!

نوشته شده توسط : فرشید داوودی | تاریخ ارسال مطلب : .

 

به بهانه‎ی فوت "اولی اشتک" و رفتارهای ما

* خواجه عبدالکریم خادم خاص شیخ ما ابوسعید بود، گفت: روزی درویشی مرا بنشانده بود تا از حکایت‎های شیخ ما او را چیزی می‎نوشتم. کسی بیامد که «شیخ تو را می‎خواند.» برفتم. چون پیش شیخ رسیدم ، شیخ پرسید که «چه کار می‏کردی؟» گفتم : «درویشی حکایت چند خواست، از آن شیخ، می‎نوشتم.» شیخ گفت: یا عبدالکریم! حکایت نویس مباش ، چنان باش که از تو حکایت کنند.

*اسرار التوحید

چندی پیش بود که عباس جدیدی بر پیکر بی‎جان زنده یاد منصور پورحیدی ایستاد... و یک، دو، سه، آماده و...   عکس انداخت.

کار او، اما از دید خوانندگان باریک‎بین و زیرک شبکه‎های اجتماعی دور نماند و همین امر هجمه سنگینی را روانه‎ی وی کرد. هجمه‎هایی از جنس نقد و تخریب و طنز به راه افتاد و شد آنچه که به ظاهر نباید می‎شد.

 اما گویی این قصه سر دراز دارد و  در دنیای به ظاهر فرهیخته کوه‎نوردی هم این امر تسری پیدا کرده است.

خودنمایی و خوشیفتگی به لطف گوشی‎های هوشمند و اینترنت پر سرعت و فراگیر در کوه‎نوردی نیز این روزها دارد زیاد می‎شود. کوه‎نوردان و سنگ‎نوردانی که در سفرهای خارجی با مشاهده فلان کوه‎نورد و سنگ‎نورد مشهور به سرعت خود را به وی رسانده و عکسی با او گرفته و به آنی در صفحات خود آپلود می‎کنند که....بله ما با ایشان چای می‎خوریم... و بعضا در کمال تعجب  مشاهده هم شده که بله به اصرار ایشان!! عکسی به یادگار گرفتیم!!

با فوت "اولی اشتک" اسطوره نامدار سوئیسی که تاسف جامعه جهانی کوه‎نوردی را  به دنبال داشت؛ متعاقب آن صفحات دنیای مجازی کوه‎نوردی ما هم شکلش تغییر کرد و هر کس به شکلی عکسی منتشر و فقدان این کوه‎نورد را مایه تاسف خواند. و البته این موضوع کار بدی نیست به شرط  آن که  به مرز خودنمایی رسانده نشود و نخواهیم از نام نامداران بالا برویم تا شاید از این قافله "بله من هم می‎شناختمش" عقب نمانیم. و برخی هم منتقد شدند که این چه حرکتی است و ساعتی بعد هم خود به شکل دیگری از زاویه منتقد سوار بر این موج شدند و عکس‎هایی با وی یا بی وی منتشر کردند و تاسف خوردند به حال دسته اول!

اما این همه‎ی ماجرا نبود و درد آورتر آنکه عکس‎هایی هم منتشر شد که عکس های سلفی و یادگاری بر پیکر پیچیده شده میان لفاف اولی اشتک و ارسال برای شبکه های اجتماعی و.. این بار نوبت اشتک شد تا به جای پور حیدری بر بالین مرگ بخوابد بالای سرش  سلفی بگیرند.

و البته در تمامی عرصه‎ها  افرادی هستند که می‎خواهند از نردبان آدم های مشهور بالا بروند یا از عکس‎هایشان بگذارند و یا نوشته‎هایشان را با کمی تغییر به نام خود منتشر کنند و این درد بدی است.

بیاییم به جای بالا رفتن از نام نامداران عرصه‎های جهد و تلاش در هر عرصه‎ای خودمان باشیم.

 حکایت نویس نباشیم چنان باشیم که از ما حکایت کنند.

و در این ارتباط بخوانید دست نوشته ای از "مینا قربانی" همکار کوه‎نامه

"تجسدِ فاجعه، پيروزى نبرد ناخودآگاه، يعنى آن لايه هاى پنهان و بى دسترسِ ترس و ترديدِ ذهن است بر منطق بى اختيارِ خودآگاه.

پيش از انتشار خودخواهانه ى چهره ى به خون خفته ى ليلا، بسياران بودند كه حتى اگر روش ليلا اسفنديارى  موردتأييدشان نبود يا حتى آنان كه نميدانستند خطرات اين رشته چيست اما جسارت و تسليم ناپذيرى ليلا را ستايش مي كردند. شايد كنجكاوى در روبرو شدن با واقعيت مرگ و سرانجامِ يك تن پيكارجو باعث شد عكس ليلا به سرعت منتشر شده و خشونت پنهان ديدن آن روان سركشِ اينك فروخفته آرام گيرد. اما حاصل ديدن آن عكس چيزى بيش از فروريختن تصوير زنى كه در آستان يك كوه مى ايستاد و با تمام جانش طلبش مي كرد نبود؛ خاصه به چشم مردمانى كه آن عشق را كه گاهى لخت و عريان و بى منطق بود نمى شناختند؛ خاصه آنانى كه تازه پا در راه گذاشته بودند يا آنان كه عزيزانشان را راهى مى كردند. و حتى در گوشه چشمى به مسائل شخصى ليلا پاره ى تن عزيزانش بود كه هر قطره ى خون خشكيده اش در رگانشان ميزد.

يولى اشتك اسطوره ى جوانان دوران خويش است. تجسم توانستنى تكان دهنده كه توانايى جابه جا كردن تمامى مرزهاى تن و روان را داشت. درك اين ابهت و شكوه بسيار مهمتر از همراهى غيرتخصصى و خارج از وظيفه در حمل يك جسد است. يولى اشتك بدن تكه پاره اش در يك جعبه ى نارنجى لعنتى و خون بسته اش بر سفيدى كوهستان نيست. بگذاريد در تصوير استوارش با كوه ها آرام بگيرد."

خواهش ميكنم.

 

 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

نظرات  

+1 #9 ورزشکار 1396-03-03 21:00
قهرمانی که منش نداشته باشد جای دفاع ندارد مگر اینکه کسی بخواهد قهرمانیه او را مورد تردید قرار بدهد! قهرمان هایی از این دست که جایگاه خود را با فرصت طلبی معاوضه میکنند جایی برای دفاع نمیگذارند .دفاع کردن از چنین قهرمان هایی اجحاف به ارزشها است. اجحاف به ارزشهایی که از قهرمانی های زود گذر ارزشمند تر و به شدت مورد نیاز تر هستند !
-4 #8 عباس محمدی 1396-02-31 22:01
به نظرم در مورد عباس جدیدی، شوخی شوخی جفای بزرگی به وی شد؛ او یک قهرمان است و به دیدن یک قهرمان بیمار رفته بود... خیلی ها هم در چنین فرصت هایی عکس یادگاری می گیرند. کجای این کار ایراد دارد؟!
-5 #7 حمید رسولی 1396-02-30 21:58
یکمی لطفا قبل از ارسال مطالبتون روش حتما فکر کنید. کسی که این همه هزینه کرده است و رفته هیمالیا برای صعود بام جهان و در همین حین عملیات امداد نجات هم با توجه به توانایی بالای که دارد انجام میدهد و خطرات یخچال خوب و به جون میخرد نیازی به خود نمایی ندارد دوست عزیز .
بهتر یکم بیشتر روی مطالبتون قبلش تفکر کنید .
-19 #6 داود رسولی 1396-02-14 10:25
فکر میکنم ما حق نداریم در باره عباس جدیدی قهرمان وافتخار ملی کشور نظریات تخریبی از طرف همه صادرکنیم و یا با استفاده از جمله(همراهی غیر تخصصی و خارج از وظیفه) در حالی که درک و آگاهی کافی از شرایط منطقه نداریم...
+19 #5 حسام 1396-02-13 16:53
با سلام. بدون اینکه بخواهم از کوهنامه جانبداری کنم از همه می خواهم این متن را یک بار دیگر با دقت و بدون پیش داوری بخوانند. اینجا صحبت از نکوهش عکس سلفی با بزرگان نیست که البته آن هم جای بحث دارد‌. صحبت از انتشار عکس با جنازه است!
+1 #4 پدیده شناس 1396-02-13 11:49
شما خودت پدیده ای !
شما خودت پدیده ای چون تفاوت تهیه و مخابره تصاویر گزارش گونه از یک عملیات جستجو و انتقال آن هم در ارتفاعات صعب العبور هیمالیا را، با تهیه عکس سلفی خودشیفته‌وار در بیمارستان درک نمی‌کنی!
ظهور پدیده " هالو هفت‌ شنبه " این بار در " کوه نامه"
+30 #3 عزیزالهی 1396-02-13 10:38
- می پذیرم که برخی از عکسهای سلفی از این دست ، ناشی از نوعی بیماری ذهنی ست اما لزوما این موضوع برای همگان صادق نیست و نمی توان همه را با یک چوب راند!

- چنین قیاسی میان عباس جدیدی و سایر سلفی گیران در این حادثه، ( حتی اگر درست باشد، که نیست) خلاف حرفه ای گری یک رسانه و خلاف " وزانت اخلاقی کوهنامه " است. این خلاف وزانت اخلاقی بودن، از دوجهت است : اول اینکه شما در مورد دیگران " نیت خوانی " کرده اید. دوم اینکه انتشار گسترده مطالب در شبکه‌های اجتماعی علیه عباس جدیدی ( چه درست و چه غلط ) برای سایت ارزشمندی مانند کوهنامه هیچ مجوزی برای نام بردن از اشخاص حقیقی و صحه گذاشتن بر قضاوت های اعضای شبکه‌های اجتماعی ایجاد نمی کند و شما نباید در دام " گستردگی کمّی انتشار " که اینروزها مختص همین شبکه‌ ها است بیفتید!

- رسالتِ رسانه، " قضاوت " نیست. فقط اطلاع رسانی!

- بهتر است عزیزان سایت وزین کوهنامه که با زحمت فراوان و بی هیچ چشمداشتی، بخشی از خلاء اطلاع رسانی در فضای کوهنوردی را پُر کرده اند، نظرات شخصی خود را از از طریق وبلاگ‌ها و کانال‌های تلگرامی شخصی خود منتشر کنند و بیش از این بهانه به دست " حسودان بی جنبه " ندهند!
-8 #2 محمدرضا احمدیان 1396-02-12 15:23
به جد معتقدم، مقایسه درستی نیست! حضور در یک برنامه نجات و‌انتقال باید همین مستندسازی انجام گیرد ، اگر عکسی با بدن قطعه شده اولی اشتک گذاشته می‌شد مصداق درستی داشت، حتی برای حضور در این عملیات قبل از انتشار عکس در کانال قلی‌پور بسیاری از کانال‌های معتبر ‌کوهنوردی نقل از قلی‌پور را عنوان می‌کنند. که دو فردای دیگر با اتهام خودستایی بدون سند محکوم نشوند.
اگر همچین نقدی درست باشد، باید امروز به پایگاه‌های نجات و کانال انجمن پزشکی بپردازید.
محمدرضا احمدیان
+1 #1 مهدی مشایخی 1396-02-12 12:44
هم شما و هم قربانی زر مفت میزنین