گشایش مسیر بر دیواره ی شانه شرقی سرکچال ها

نوشته شده توسط : فرشید داوودی | تاریخ ارسال مطلب : .

کوه نامه : مهدی فرهادی در وبلاگ همطناب من می نویسد:

چرا صعودهای از مسیر غیر نرمال و یا صعود نشده با ارزشند؟ کسانی که برای اولین بار قله ای یا دیواره ای را صعود می کنند چه چیزی بیش از دیگران دارند آیا آنها توان جسمی فراتر از دیگران دارند آیا از لحاظ فنی از دیگران جلوترند ؟

به نظر من اولین ها و صعود کنندگان یک مسیر برای اولین بار لزوما" کوهنوردان برتری از لحاظ فنی و جسمی نیستند آنها تنها کسانی هستند که از لحاظ ذهنی توانسته اند خود را در حدی توانمند کنند که بتوانند از محدوده آرامش خود خارج شوند و  فضاهای جدید را تجربه کنند.

ما نیز با همین رویکرد تصمیم به صعود دیواره ای گرفتیم که تاکنون حتی بدان نزدیک نشده بوده و هیچ گزارشی و یا خبری از صعود آن نشنیده بودیم.

ما یکی از دهلیزهای این دیواره را صعود کردیم و از آن لذت بردیم.

نمی دانم شاید کوهنورد یا کوهنوردانی پیش از این آنرا صعود کرده باشند و ما خبر نداریم. اما برای ما تفاوتی نمی کند ما از این صعود لذت بردیم و این چیزی است که مهم است نه هیچ چیز دیگر.

ادامه در وبلاگ همطناب من

http://piaro.blogfa.com/post/263

 

پی نوشت ( بهرام پور علی بابا ): گزارش ارائه شده از طرف مهدی فرهادی در بخش گزارشهای صعود کوه نامه منتشر شد .

لینک مطلب

علی پارسایی مربی و کوهنویس فرهیخته کشور : آزادی انتخاب

نوشته شده توسط : عزیز حبیبی | تاریخ ارسال مطلب : .

Garrett Madison  - یکی از لیدرهای اکسپدیشن آمریکایی و حامی شرپاها  

همواره از جناب پارسایی آموخته ام و هنوز هم . پست قبلی این قلم تحت عنوان " نزاع فقر وثروت در اورست  " موجب اظهار نظر دو تن از چهره های مطرح و فرهیخته کوهنوردی کشور در "بیواک" شده است -علی پارسایی و مهدی شیرازی نام هایی بزرگ در ادبیات کوهنوردی کشور هستند . قطعا تلاش های فکری آنها موجب رشد و توسعه ی کوهنوردی جدی کشور بوده و خواهد بود . بنا براین کامنت دوم جناب پارسایی عینا در اینجا منعکس می گردد ٬ با این توضیح که :

حادثه پیش آمده در اورست حادثه کوچکی نیست . اولین صعود موفق اورست همراه با یک شرپا بوده است . و حالا در آستانه شصتمین سالگرد یکی از رویاهای بزرگ ومحقق شده انسان ٬ شرپاها متهم به خشونت وحشیانه در اکثر سایت های خبری کوهنوردی جهان شده اند . بنابر این شایسته است به این موضوع از زاویه های مختلف نگاه شود . نظر اینجاب کماکان همان است : نباید گول نام های بزرگ را خورد . کار نمایشی سیمونه مورو و اولی استک در فصل روزی شرپاها و در حریم شرپاها ضد کوهنوردی است . با توجه به مطالب منعکس شده در سایت ها به نظر می رسد فرهنگ عقب مانده ٬ رفتار و کلام خشونت بار سیمونه مورو ایتالیایی تاثیری جدی در وقوع حادثه داشته است ٬ اما٬ اولی استک سوئیسی و جاناتان گریفیت انگلیسی که از دوستان جناب پارسایی بزرگوار می باشند رفتاری انسانی تر داشته اند به خصوص اینکه دوست انگلیسی جناب پارسایی در نامه منتشره در http://www.ukclimbing.com/news/item.php?id=68025 بسیار روشنگرانه به تحلیل موضوع پرداخته اند . و جالب اینکه در غوغای رسانه ای غربی یکی از لیدرهای اکسپدیشن امریکایی به نام Garrett Madison  در این خصوص در http://www.explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=21439 از شرپا ها حمایت کرده است .

و اما دیدگاه دوم جناب پارسایی :

"مهدي شيرازي بسيار عزيز و جناب حبيبى
از كلمات محبت اميز و لطفي كه به من داريد ممنونم.
باور دارم همانطور كه در كوهنوردى آزاديم كه راه خود را انتخاب كنيم در عرصه ابراز عقيده هر كسى آزاد است عقيده خود را داشته باشد هر چند انتخاب راه در كوه بنا به تجربه و شناخت است و به تبع اولى ابراز عقيده و نقد نيز از اين قاعده مستثنى نيست.
اين حق بديهى هر كسي است كه در فضاى شخصى خود به هر امرى هر گونه كه مايل است بپردازد من به اين حق احترام مى گذارم.
اما به عنوان خواننده وبلاگ بر اين باورم نقد كوهنوردى روز جهان آشنايى ژرف از جهان روز كوهنورى مى طلبد.
بازنشر يك خبر از يك زبان به زبان ديگر امرى است جداى از نقد و صدور حكم.
وبلاك بيواك به خاطر باز نشر اخبار و ترجمه هاي دست اول در فضاي كوه نويسي به نوعي حكم مرجع را پيدا نموده و اين امر دقت نظري بيشتري را در هنگام نقد طلب مي كند
درست است كه منتقد نقد مى كند اما شايد درست تر باشد كه انگاره هاى ذهنى منتقد جهت گيري پويا داشته باشد و نه در بند چهار چوب و كليشه هاي خشك.
بعنوان نمونه بر مبناى چه گزاره هايى تلاش اين سه كوهنورد را يك تلاش عادى و تجاري ارزيابي شده است؟
اگر تلاش سه نفره براى صعود بر روي ديواره جنوب غربى اورست بصورت الپى از يك مسير نو در ديدگاه شما يك كار نو و با ارزش نيست ممنون مى شوم تعريف شما را از كار نو و با ارزش در كوهنوردى بدانم.
در مورد اين خبر خاص وراي هر بحث ديگر ايا مي توان توجيهي هر توجيهي براي حمله با سنگ و چاقو توسط حدود ٥٠ نفر شرپاى به اين سه نفر در كمپ دو پيدا كرد. لينك زير را بخوانيد
http://www.humanedgetech.com/expedition/kellogg7/
روايت يك گروه ديگر كه در كمپ دو حضور داشتند. آيا وادار كردن سيمون مورو به زانو زدن و وادار كردن او براي عذرخواهي و لگد زدن به چانه او را مي توان به بهانه غرور جريحه دار شده شرپاها ناديده گرفت؟ كوبيدن سنگ به سر اولي اشتيك چه توجيهي دارد؟
من فرما يش آقاي شيرازي را بر ديده مي گذارم ، ولي در مقام شاگرد ايشان و در حد درس پس دادن در محضر استاد اجازه بيان اين نكته را هم مي خواهم
در دنياى كوهنوردى به دام احساس افتادن و احساسى عمل كردن تاوان سختى دارد آرزو دارم در دنياى مجازى كوهنوردى منطق همواره جايگزين احساس شود.

با دوستي و احترام" .علی پارسایی

به بهانه ی نمایشگاه کتاب

نوشته شده توسط : فرشید داوودی | تاریخ ارسال مطلب : .

تصویر از: بولتن نیوز

کوه نامه: دیدگاه

بیست و ششمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب قرار است از فردا آغاز شود تا ناشران از سراسر دنیا تازه های انتشاراتی خود را در این نمایشگاه ارائه دهند.

این رویداد بهانه یادداشت زیر شد.

یکی از معضلات فرهنگی  در کشور ما که دامنگیر بخش زیادی از جامعه است فقر کتاب خوانیست و این برای مردم کشوری که داعیه توسعه دارد و خود را صاحب تاریخچه و غنای فرهنگی و علمی از لحاظ تولید علم و پرورش دانشمندان و شاعران نامی می داند اصلا زیبنده نیست. سرانه ی کتابخوانی در کشور بسیار کم است  و حتی این معضل در بین قشر تحصیل کرده(دانشجو) هم به چشم می آید. دانشجویانی که صرفا بسنده می کنند به درسها و واحدهایی که در دانشگاه می بایست پاس شود و هیچ کتاب و نشریه ای را در کنار آن نمی خوانند مگر الزام نمره آوری (گاه با حداقل نمره) که فقط درس پاس شود، باشد!  برای همین است که بعد از چند سال عده ای دانشجو به جامعه تحویل داده می شود که تک بعدی بوده و آن هم  اطلاعاتی ناقص در یک رشته دارند و تازه بعد از مدتی به علت  این که اطلاعات به وسیله خواندن و تحقیق و مطالعه به روز نمی شود به سرعت کهنه شده و از حیز انتفاع ساقط می شود.

حتما مشاهده کرده اید که گاهی مردم ما در جلوی بعضی از رستوران ها و ساندویچی ها برای ساعتی صف می ایستند! تا مثلا همبرگر و یا پیتزای فلان ساندویچی را بخورند و فردایش هم در میان همکاران بادی به غبغب بیاندازند که دیشب یک ساعت صف ایستاده اند! و خوراک فلان رستوران را خورده اند به فلان قیمت و چقدر هم خوشمزه  بوده.

 این دسته از افراد برای یک شکم چرانی! ساده که باید ساعتی دیگر آن را دفع کنند چه اندازه هزینه می کنند ولی برای خرید یک کتاب که علاوه بر استفاده خود، می تواند نویسندگان و ناشران را بر ذوق آورده تا به تولید علم بیشتر و بهتر رو آورند هیچ هزینه ای نمی کنند.

در شمارگان کتابها عدد بعضا سه هزار نسخه و در خوش بیینانه ترین حالت چند بار تجدید چاپ شده  به چشم می آید  که این  برای یک کشور با جمعیت 75 میلونی فاجعه است.

نگارنده معتقد است  با وجود گرانی اظهار شده در خصوص کتاب باز هم کتاب نسبت به سایر اقلام از جمله ی هزینه های صد هزارتومانی رستوران ها بسیار ارزان است و طرح بهانه ی گرانی برای خرید کتاب که می تواند سالیان سال ماندگار بماند  بهانه ای بیش نیست.

گاهی ساعتها در پای اینترنت به هرز خوانی و پراکنده خوانی مشغول هستیم اما برای نیم ساعت قبل از خواب و یا وقت استراحت کتابی نمی خوانیم! بیاییم هرز خوانیمان را به حداقل برسانیم و گذران ساعت ها وقت پای اینترنت و شبکه های اجتماعی برای مشاهده چند کامنت و یا عکس و چند مزاح با هم را مدیریت کنیم و الباقی این زمان را صرف کتاب خواندن کنیم  و روزانه ساعتی را برای یک کتاب که آغاز و پایانش با هدف خاصی است بگذاریم. بیاییم کتاب و روزنامه و مجله بخوانیم حتی اگر آن مجله متعلق به کودکان یا در مورد گلدوزی و آشپزی باشد و یا روزنامه ای که با دیدگا ه هایمان در تضاد باشد و یا....فقط بیاموزیم و تمرین کنیم خواندن را، خود به خود بعد از اینکه خواندن و فرهنگ آن در ما نهادینه شد خود منابع خواندنیمان را پالایش می کنیم و خواندن کتاب در ما نهادینه می شود.

فردا آغاز نمایشگاه کتاب است. بهتر نیست بسان برخی ها که گویی ظاهرا کارناوالی را دیده اند و دور آن حلقه زده اند  و روز را شب می کنند  به جای گشتن و وقت گذرانی بیهوده بهترین استفاده را از این رویداد  فرهنگی داشته باشیم؟ و فردا بهانه ای باشد  برای آغازی دوباره و آشتی با کتاب و کتابخوانی و عهدی ببندیم که لااقل ماهی یک کتاب برای شروع بخوانیم  و بر این عهد پایدار بمانیم.