آدام اوندرا و یک 9b دیگر

نوشته شده توسط : عزیز حبیبی | تاریخ ارسال مطلب : .

 

 

آدام اوندرا اولین صعود مسیری به نام ایگل 4 (Eagle 4 - عقاب 4) را با درجه 9b در فرانسه انجام داد. اوندرا برای این صغود 6 روز تلاش کرد اما مرطوب بودن مسیر مانعی برای صعود کامل بود. روز ششم مسیر خشک بود؛ اوندرا یک بار از 5 متری کارگاه سقوط کرد اما نهایتا در دو تلاش بعدی موفق به صعود کامل مسیر شد.

این بیست و دو مین مسیر صعود شده توسط آدام اوندرا با درجه 9b و بالاتر می باشد. 

ukclimbing

آدام اوندرا؛ اولین صعود فلش +9a جهان

نوشته شده توسط : عزیز حبیبی | تاریخ ارسال مطلب : .

 

 

آدام اوندرا، اولین صعود فلش +9a جهان را در مسیری به نام Super Crackinette در فرانسه انجام داد. این مسیر اولین بار در سال 2016 توسط آلکساندر مگوس طی 3 روز تلاش صعود شده بود.

صعودهای فلش دارای ارزش خاصی هستند. در این نوع صعود، سنگنورد با داشتن اطلاعات مسیر در اولین تلاش و بدون سقوط مسیری را صعود می کند.

آدام اوندرا، این اعجوبه ی سنگنوردی قبلا نیز در سال 2012 مسیر  Southern Smoke Direct را در امریکا با درجه قبلا تعیین شده +9a  فلش کرده بود. اما اوندرا بعد از صعود، درجه امریکایی ها را یک درجه تنزل داد و اعلام کرد که درجه مسیر 9a است!

planetmountain

مصاحبه با دنیس اروبکو

نوشته شده توسط : پریسا حسین زاده | تاریخ ارسال مطلب : .

 

 

دنیس اروبکو و مارچین کازکان امروز به ارتفاع 6300 متری کمپ 2 K2 رسیده اند و در صورت مناسب بودن شرایط جوی عازم کمپ 3 خواهند شد. سایت desnivel بعد از عملیات امداد رسانی در نانگاپاربات با وی مصاحبه ای در رابطه با صعود زمستانی گاشربروم 2، سایر امدادرسانی های دنیس، مشکلات امدادرسانی در کشورهای فقیری چون نپال و پاکستان و دشوارترین امدادرسانی او در یک هشت هزارمتری داشته که به شرح زیر منتشر نموده:

" دنیس در دوم فوریه سال 2011 اولین صعود زمستانی گاشربروم 2 را با همراهی سیمونه مورو و کوری ریچاردز باموفقیت انجام داده و حالا روی بلندترین قله پاکستان، K2 در حال تلاش است. طبق گفته کریستف ویلیچکی در شبکه های اجتماعی، حال آنها خوب است، شدت باد قوی است اما قابل تحمل است، گام بعدی بستگی به شرایط جوی خواهد داشت.

پدیده کوه نوردی کشور روسیه (در اصل قزاق است و چندین بار ملیت خود را تغییر داده) در حال حاضر کاملا آماده شروع مجدد اکسپدیشن زمستانی K2 است، او و آدام بلیسکی روز جمعه از عملیات امداد رسانی تومک مکوویچ و الیزابت روول در نانگاپاربات برگشتند. هلیکوپتر عاقبت قادر به پرواز از اسکاردو به سمت کمپ اصلی K2 در دوم فوریه شد، روزی که خاطرات بسیاری برای دنیس دارد. ما اول فوریه موفق به تماس با او شدیم و متوجه شدیم که هنوز در اسکاردو است و یادی کردیم از صعود برجسته زمستانی وی در دوم فوریه سال 2011 به گاشربروم 2.

- در دوم فوریه سال 1992 کلیوشوسکایا اسوکا را صعود کردم که بزرگترین موفقت من در آن سال بود.

- مثل کاری که این چند روزه در اسکاردو انجام دادید؟

- ما از آمادگی لازم برخوردار بودیم، تمرین کرده بودیم و به اندازه کافی استراحت داشتیم و عملکرد ما بسیار خوب بود زیرا لازم بود که به سختی تلاش کنیم و انرژی زیادی صرف کردیم.

-  برای پرواز به K2 آماده ای؟

- بله امیدوارم که فردا انجام شود زیرا پیش بینی شرایط جوی بسیار خوب است و ابرهای سبک در منطقه وجود دارند. در حال حاضر هوای اسکاردو خوب است و خلبان قول داده که فردا می توانیم عازم کمپ اصلی شویم، دقیقا همان روزی است که هفتمین سالگرد اولین صعود زمستانی گاشربروم 2 است. فردا دوم فوریه است و دوم فوریه سال 1992 نیزمن یکی از بلندترین آتش فشانهای آسیا در کامچاتک را صعود کردم. این بزرگترین ماجراجویی من برای سالهای متمادی بود.

- آیا  دشوارترین صعود زمستانی خود را هنوز به خاطر دارید؟

- نه، نه چندان دشوار، من خیلی جوان بودم، تصور کنید فقط 19 سال داشتم و این برنامه خیلی طول کشید، ده روز از شهر دور بودیم، درون جنگل ها و مناطق دورافتاده و آتشفشانی اسکی می کردیم. صعود به قله گاشربروم 2 باور نکردنی بود، ما همه چیز را بدون هیچگونه سخنی از درون ابرها پذیرا شدیم.

- کمی از این برنامه بگویید

- به خاطر دارم که دوست اتریشی ما، کارل گیبل، با ما تماس گرفت و گفت که امروز صبح هوا خوب است اما بعدازظهر طوفانی خواهد شد، سرعت باد بین 100 تا 120 کیلومتر در ساعت خواهد بود و هوا بسیار سردتر خواهد شد. با این پیش زمینه ما فرصت کمی برای صعود به قله از آخرین کمپ داشتیم و دقیقا ساعت سیزده و سی دقیقه روی قله بودیم و باید طوری برنامه ریزی می کردیم که با طوفان مواجه نشویم.

-  بسیار استرس زا بود و فشار زیادی برای رسیدن به قله در زمان مناسب به شما وارد شد، اینطور نیست؟

- خیلی دشوار بود، شیاری بر روی جبهه شرقی گاشربروم 2 ایجاد کردم که گامبرداری روی آن که بسیار سخت بود امکان پذیر شود. لحظات قبل از رسیدن به قله خیلی دشوار بود، برف سفت موجب شده بود که به سختی پیشروی داشته باشیم. باید خیلی احتیاط می کردیم چون اگر یک نفر از ما سقوط می کرد مابقی قادر به کمک به او در چنین شرایطی نبودند، با این حال همچنان به کار خود ادامه دادیم و به قله رسیدیم سپس موقع فرود آمدن رسید، به یاد دارم که صبح، قبل از حرکت با یک پیچ یخ چادر را محکم کردم، وقتی به پایین برگشتیم دیدم که باد چادر را از جا کنده و فقط با همان پیچ یخ در جای خود باقی مانده، معجزه بود که من تصمیم گرفتم آن را این چنین محکم کنم. بالای قله وضعیت باور نکردنی بود ما سه نفر همدیگر را بغل کرده بودیم اگرچه به سختی چیزی را می دیدیم زیرا ابرهای ضخیم همه جا را پوشانده بودند، اما در یکی از بلندترین نقاط جهان ایستاده بودیم و ذهنی روشن داشتیم.

- در کوه نوردی و حتی در زندگی گاهی یک چیز کوچک یا یک اتفاق ساده و ناچیز می تواند جان تو را نجات دهد، آن پیچ یخ شاید جان تو را نجات داد.

- کافی است به عقب نگاه کنید متوجه خیلی چیزها می شوید، شرایط جوی، صبر و شکیبایی، پیچ یخ، اینکه چطور نزدیک کمپ 1 از بهمن گریختیم، هر گام ریسکی بزرگ در یک محیط خطرناک بود و عاقبت ما به دنیای واقعی برگشتیم.

- آیا رسیدن به کمپ اصلی و روبرو شدن با بهمن دشوار بود؟

- بله شرایط پیچیدده بود، ما مجبور شدیم که از درون منطقه ای وسیع با برفی عمیق و پوشیده از شکاف های بزرگ در مرکز یک یخچال پیمایش داشته باشیم که متاسفانه در همان موقع بهمن فرو ریخت.

- و حالا از امداد و نجات بگویید

- من این کار را انجام دادم زیرا احساس می کردم که قادر به انجام آن هستم و باید کسی آن را انجام می داد.

-  اینطور که ما بررسی کردیم شما در طول حرفه کوه نوردی خود در شش عملیات امداد و نجات در هشت هزارمتری ها حضور داشته اید، این فوق العاده است .

- بله و شاید تعدادی دیگر را از یاد برده باشم، این واقعیتی است که من افتخار می کنم که توان لازم را برای کمک به مردم دارم، به طور مثال در نانگاپاربات ما یک تیم بسیار قوی در کمپ اصلی K2 داشتیم و هر کدام از ما قادر به امدادرسانی به الیزابت روول بود اما همگی نرفتیم، کریستف ویلیچکی تصمیم گرفت که من، پیوتر تومالا، یارسلاو بوتور و آدام بلیسکی اعزام شویم و ما چهار نفر سوار هلیکوپتر شدیم. من در وقت مناسب و در مکان مناسب برای کمک به یک همنوع قرار داشتم.

- کدامیک از امداد رسانی های شما دشوارتر بوده؟

- دشوارترین و خطرناک ترین آنها تا آنجا که به یاد می آورم نجات مارچین کاچکان در صعود زمستانی K2 در سال 2003-2002 بود، هوا به شدت برای انجام هر کاری سرد بود، چیزی برای نوشیدن نداشتم، بدون اکسیژن در ارتفاع 7800 متر بودیم و در آن زمان تلاش زیادی برای برگرداندن وی انجام دادیم زیرا هوش و حواس خود را از دست داده بود و حرکت کردن برایش دشوار بود، گاهی به او التماس می کردم و گاهی نیز او را وادار به حرکت می کردم، ناگهان معجزه شد، من یک قرص آسپرین همراه داشتم، یک فنجان آب گرم تهیه کردم و آن آسپرین را به او دادم، این کمک کوچک، کاتالیزوری شد برای برگشت ما به پایین

- آیا این دشوارترین امدادرسانی شما بود؟

- گفتن آن دشوار است، تمامی امدادرسانی ها دشوار و دارای عناصری از خطر هستند و نمی توان گفت کدامیک از دیگری دشوارتر است، البته بیرون کشیدن توماس هومار از شکاف یخی در شیشاپانگما در پاییز 2002 از نجات مارچین کاچکان آسانتر بود. در پاکستان شاید مشکل بزرگ هلیکوپتر باشد، در نپال نجات الیزابت و تومک می توانست متفاوت صورت پذیرد. هلیکوپترها همیشه یک مشکل عمده هستند زیرا بسیار گران قیمت هستند اگر مردم پول داشته باشند مشکلی وجود نخواهد داشت.

- اما در پاکستان هلیکوپترها نظامی هستند، خلبانان بسیار حرفه ای، قوی و خوب هستند مشکل چیست؟

-  مشکل البته هلیکوپتر نیست بلکه مشکل همیشه پول است

- آیا آنها سرعت عمل نپال را ندارند و یا در نهایت یک جور عمل می کنند

- بسیار ساده است شما وقتی پول داشته باشید، هلیکوپتر بلافاصله اعزام می شود اما اگر پول نداشته باشید کاری انجام نمی دهند، تجارت تجارت است. به محض اینکه پول می دهی هلیکوپتر در اختیار خواهی داشت و بعد عملیات اجرا خواهد شد، اما قبل از پرداخت پول کسی کاری انجام نخواهد داد، اینجا همین اتفاق افتاد، در نانگاپاربات از آنها خواستیم که ما را در ارتفاع 4800 متر نزدیک کمپ یک پیاده کنند و آنها این کار را انجام دادند! فرود در چنین ارتفاعی شگفت آور بود، هلیکوپتر ها مشکلی ندارند مشکل همیشه پول است.

-  آیا خوشحالید که به K2 برمی گردید

- من و دوستانم به پاکستان آمده ایم که روی K2 تلاش کنیم و البته من از اینکه دوباره به تیم ملحق می شوم خوشحالم و از اینکه موفق شدم در نانگاپاربات کار مثبتی انجام دهم نیز خوشحالم. واضح بود که ما تومک مکوویچ را از دست داده ایم امدادرسانی به او که بسیار درشت اندام و بیهوش شده بود، غیرممکن بود اما موفق شدیم که الیزابت را نجات دهیم یک کوه نورد زن بسیار قوی، خوب و مثبت. من احساس بسیار خوبی در این باره دارم زیرا ما کار مهمی انجام دایم و حالا می توانیم به ماجراجویی خود در K2 ادامه دهیم."