گزارش صعود زمستانی به بلندترین قله اتریش

نوشته شده توسط : زهرا جلیلیان | تاریخ ارسال مطلب : .

 گروس گلوکنر به معنی ناقوس بزرگ با ارتفاع 3798 متر بلندترین قله ی اتریش و پس از قله ی مون بلان فرانسه بلندترین قله رشته کوه های آلپ شرقی ست. این کوه دارای بیشترین درجه ی سختی صعود در منطقه ی تیرول شرقی است. مجموعه ی گلوکنر در مرکز پارک ملی تاورن Hohe Tauern  یعنی در مرز استان های تیرول شرقی(Osttirol) و کارنتن (Kaernten)  قرار دارد.

 نمای جنوبی قله

قله ی گروس گلوکنر با توجه به ارتفاع زیاد آن  و یخبندان های شدید، اغلب با کوه های آلپ غربی مقایسه می شود. قله ی اصلی همراه با قله ی کوتاه تر به نام کلاین گلوکنر در جنوب غربی اش یک قله ی دوقلو را تشکیل می دهد. دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که آیا کلاین گلوکنر یک زیر قله است یا یک قله ی جداگانه و مستقل.

 در ادبیات کوه نوردی به دلیل مسیر صعود جداگانه ی کلاین گلوکنر، آن را یک قله ی جداگانه در نظر می گیرند. رخ غربی و شمالی قله، منطقه ی بسیار مناسبی برای صعود های دشوار یخ نوردی است و دارای مسیرهای مختلفی است که از نظر سختی با 4000 متری های آلپ غربی قابل مقایسه است.

 نمای شمالی قله

گروس گلوکنر هم مانند قلل ماترهورن و مون بلان آرزوی هر کوه نوردی است که در زندگی خود آن را صعود و تجربه کند، بنابراین می توان این قله را در شمار قله های پر صعود و پر تعدد قلمداد نمود. با توجه به شیب های متوسط و درگیری با سنگ و یخ، حتی در فصل تابستان توصیه می شود نکات ایمنی در کوه نوردی رعایت شود.

بر روی شانه ی جنوب شرقی Adlersruhe  تنها با اختلاف ارتفاع 350 متری زیر قله، پناهگاه Erzherzog-Johann hut  (3545متر) قرار دارد که تاریخ ساخت آن به سال 1880 میلادی بر می گردد و مرتفع ترین پناهگاه اتریش محسوب می شود.

 

یخچال پاسترتسه (Pasterze) به طول 9 کیلومتر در شمال شرق قله، گسترده ترین یخچال طبیعی اتریش است.  جاده زیبا و منحصر به فرد ( Grossglockner Hochalpenstrasse ) یکی از جاذبه های گردشگری کشور اتریش به این یخچال منتهی می شود.

 

 

 

مسیر ابتدایی اصلی صعود به قله، روستای زیبای کالز ( m1324 Kals am Grossglockner ) است که موقعیت جغرافیایی آن در تصویر زیر آمده است:

 

Munich – Kals   213 km

Innsbruck – Kals  178 km

Salzburg – Kals    188 km

Vienna – Kals 438 km

پس از رسیدن به روستای کالز و طی مسافت 8 کیلومتر می توان به هتل و پناهگاه لوکنرهاوس رسید ((Lucknerhaus 1920m )

این مکان دارای پارکینگ، رستوران، سونا، هتل، سوئیت و اتاق های عمومی ست  و بهتر است برای استفاده از پناهگاه ها از قبل رزرو شود.  در سرتاسر اتریش بیش از 900 پناهگاه مجهز و با امکانات کامل ساخته شده است که کوه نوردان می توانند بدون وسایل شب مانی و کوله های سنگین به کوه نوردی و کوه پیمایی بپردازند و شب را در این پناهگاه ها اقامت داشته باشند. جالب اینجاست که ازهزینه های شب مانی در پناهگاه ها (هر شب بین 35 الی 60 یورو ) تا رستوران و مواد غذایی و نوشیدنی نرخی مشابه رستوران های داخل شهر را دارند.

 

کوکنرهاوس نقطه ی آغاز صعود این قله است که طبق اطلاعات زیر (زمان بندی مسیر تا قله) می توان برنامه ریزی نسبتا دقیقی کرد.

Lucknerhaus 1920m – Lucknerhütte 2241m    1:15

Lucknerhütte 2241m – Stüdlhütte 2802m   1:30

Stüdlhütte 2802m - Erzherzog-Johann-Hütte 3545m   3:30

Erzherzog-Johann-Hütte 3545m – Grossglockner  2:00

هر سه پناهگاه قله، فقط از ماه جون تا اوایل اکتبر پذیرای کوه نوردان است که در واقع این بازه ی زمانی فصل صعود این قله است.

لوکنرهوته

اشتودل هوته

گزارش  برنامه:

احسان کلانتری مقیم اتریش پیشنهاد صعود زمستانی به قله ی گروس گلوکنر را مطرح کرد، من و امیر قانعی ساکن آلمان موافقت خود را با این برنامه اعلام کردیم. زیمونه لایتنر اتریشی نیز اعلام آمادگی کرده بود. در مدت یک هفته هماهنگی های لازم برای اجرای این برنامه ی زمستانی توسط تیم چهار نفره ی ما انجام شد.

روز جمعه 27 ژانویه من و امیر با وسیله ی نقلیه ی شخصی عازم اتریش شدیم و شب در شهر کوچک «کالز» به احسان و زیمونه پیوستیم.

این شهر در ارتفاع 1324 متر واقع شده است و امکان کرایه کردن اتاق با قیمت مناسب جهت شب مانی وجود دارد و ما  از قبل اتاق هایمان را  رزرو کرده بودیم. نظر به اینکه این اولین دیدار حضوری ما با احسان و زیمونه بود ولی فضایی بسیار دوستانه و آشنا داشتیم.

طبق برنامه ساعت هفت و نیم صبح روز بعد با وسیله ی نقلیه ی شخصی به لوکنرهاوس  رسیدیم که حدود ده دقیقه طول کشید. از همان اول مسیر کفش کوه و کرامپون هایمان را پوشیدیم و به راه افتادیم.

پس از 1:15 دقیقه به اولین پناهگاه (لوکنر هوته) رسیدیم. این قسمت از مسیر یک جاده خاکی بود که اکنون پوشیده از برف بود و با شیبی ملایم به این پناهگاه می رسید. هوای خوبی داشتیم و طبق گزارش هواشناسی تا روز بعد نیز از این هوای خوب برخوردار بودیم. در پناهگاه چند عکس به یادگار گرفتیم و به راه مان ادامه دادیم. مسیر از طریق دره ای در جهت غرب بود و ادامه ی آن از روی یال کوچکی که به یخچال کوئدنیتس Koednitz   منتهی می شد. ما پس از سه ساعت راه پیمایی، در مکانی خشک ناهار خوردیم و از این زاویه می توانستیم پناهگاه دوم (اشتودل هوته) را نیز ببینیم .

 پس از حدود دو ساعت به یخچال کوئدنیتس رسیدیم. در مسیرهای منتهی به ارتفاع های بلند رشته کوه آلپ بر ایمنی صعود بسیار تاکید می شود. بر خلاف ظاهر ساده ی ارتفاعات 3000 و 4000 متری آلپ، زیبایی های منطقه و تردد زیاد کوه نوردان،  شکاف های یخی در مسیر یخچال ها وجود دارد. علاوه بر آن مسیرهای متعدد گرده ای و سنگی، ریزش سنگ و خطر بهمن حتی در تابستان در این مناطق وجود دارد که البته با رعایت نکات ایمنی می توان کوه نوردی جدی را تجربه کرد. ما هم طبق اصول  قبل از رسیدن به یخچال، دو کرده ی دونفره شدیم. زیمونه و احسان کرده ی اول ، من و امیر کرده ی دوم که با طناب 7.9 میل به هم وصل شدیم. هر کدام یک باتوم و یک کلنگ برای پیمایش یخچال به همراه داشتیم. مسیر زیر پناهگاه سوم در تابستان از گرده ی سنگی جنوبی ادامه پیدا می کند ولی در زمستان معمولا از طریق شیب تند برفی زیر پناهگاه صعود می شود.  ابتدا مسیر شیب خفته داشت و رفته رفته شیب تندتر می شد که کلنگ کمک بسیار بزرگی بود. آفتاب کم کم غروب می کرد و با منظره ی بی نهایت زیبای آلپ چشم هایمان نوازش می شدند. هر چه به پایان مسیر نزدیک می شدیم، صعود کمی سخت تر می شد. پس از اتمام مسیر از سمت راست به راهمان ادامه دادیم و ساختمان پناهگاه جای امنی بود که حس خوبی را پس از خستگی صعود به ما می داد. قبلا احسان از طریق سایت مطلع شده بود که یک یا دو اتاق پناهگاه را برای شب مانی کوه نوردان در زمستان باز گذاشته اند ولی با این حال یک چادر برای احتیاط برداشته بودیم. احسان که قبل از ما به پناهگاه رسیده بود، به استقبال مان آمد و این همان چهره ی مهربان و خندانی بود که شب قبل در کالز به پیشوازمان آمده بود و با کلم پلو شیرازی خستگی راه را از تن مان در آورده بود.

به اتفاق به پناهگاه رسیدیم، چند کوه نورد انگلیسی زبان نیز آنجا بودند، ما یک اتاق کوچک برای چهارنفرمان داشتیم. زیراندازها و کیسه خواب هایمان را پهن کردیم. احسان برایمان چایی آماده کرد و سپس با سوپ گرمای خاصی را در تن خود احساس می کردیم. انگار دوست سالیان هم بودیم، تعریف ها و شوخی ها و سپس خنده هایمان لحظات مان را زیبا می کرد و گاهی فراموش می کردیم که در اتاق دیگر کوه نوردان خواب هستند.

کم کم اتاق گرم می شد، زیمونه از خواب بیدار شده بود و همزمان که سوپ می خورد، کلمات فارسی اش را به رخ ما می کشید و باز صدای خنده های ما بود. این زن اتریشی باهوش در مدت زمان کوتاهی توانسته بود از احسان فارسی یاد بگیرد، به طرز عجیبی استعداد خوبی در یادگیری و فهمیدن مکالمات فارسی داشت. مدام تاکید می کرد که در سفر بعدی فارسی اش بهتر خواهد شد. از آنجایی که می توانستیم به زبان آلمانی با هم ارتباط بگیریم، مشکلی در برقرار کردن رابطه نداشتیم.

یکشنبه صبح حدود 6:30 بیدار شدیم و پس از نوشیدن قهوه و چای وخوردن صبحانه، لباس های مناسب پوشیدیم. کوله هایمان را در پناهگاه گذاشتیم  و مانند روز قبل دو کرده ی دونفره شدیم وهر کدام یک کلنگ برداشتیم.

ساعت هشت و نیم صبح به سمت قله به راه افتادیم. مسیر از روی شانه شرقی قله ابتدا با شیب کم و با رسیدن به دهلیز زیر خط الراس به شیب مسیر افزوده می شد که نهایتا به 45 درجه می رسید(leitlGlockner). با رسیدن بر روی خط الراس قله، درگیری با سنگ داشتیم و به عبارتی مسیر فنی می شد. زیمونه و احسان کرده ی جلویی بودند، من و امیر کرده ی بعدی. بر روی مسیر میله هایی نصب شده بود که با حلقه کردن طناب دور آن، می توانستیم نفرمان را حمایت کنیم. علاوه بر آن در برخی مسیرهای دشوار، رول کوبی هایی روی سنگ ها شده بود که امکان حمایت دقیق تر را فراهم می کرد و یا موقع برگشت بتوان ازآن ها به عنوان کارگاه فرود استفاده کرد. درجه ی مسیر را می توان5.6  و گاهی 5.7 تخمین زد.

به یک تیغه ای رسیدیم که هیجان صعود را تشدید می کرد و حرکت روی آن شاید یکی از زیباترین حس های صعود بود. این تیغه حدود چند دقیقه بیشتر نبود. تا قله درگیری با سنگ ادامه داشت. ساعت 10:30 به قله رسیدیم. قله ای به شکل هرم با صلیبی بر فراز آن. لازم به یادآوری است بر فراز تمام قلل آلپ، صلیب نصب شده است.

هوای خوبی داشتیم، چشم انداز بی نهایت زیبا گستره ای از آلپ را به نمایش گذاشته بود. از داخشتاین در شمال تا دولمیت های ایتالیا در جنوب،  از قلل  آلپ در اینسبروگ تا مرز سوییس را عکاسی کردیم و پس از حدود 20 دقیقه تصمیم به برگشت گرفتیم. طبق همان روال کرده ای، مسیر سنگی را با دقت بیشتر  پایین رفتیم این بار سه ساعت طول کشید به پناهگاه برسیم.

حدود نیم ساعت در پناهگاه بودیم تا وسایلمان را جمع کنیم و به سمت پایین برویم. باید قبل از تاریکی هوا به پایین می رسیدیم. به پیشنهاد احسان کلنگی را در برف و یخ جا دادیم و 50 متر اول یخچال را که شیب تندی داشت، فرود آمدیم، نفر آخر یعنی احسان مسیر را بدون حمایت پایین آمد. بقیه ی مسیر یخچال بود و باید با دقت برخی جاها را تراورس می کردیم. پس از به پایان رسیدن یخچال، حدود ده دقیقه استراحت کردیم و زمانی بود که می توانستیم طناب ها و وسایل فنی و کلنگ را جمع کنیم و بقیه ی مسیر را با باتون ادامه دهیم.

حدود ساعت 18:30 به لوکنرهاوس رسیدیم، جایی که ماشین ها را در آنجا پارک کرده بودیم.

خوشحال بودیم که صعود با موفقیت انجام شده و دو روز خوب را در کنار هم گذرانده ایم. پس از چند دقیقه رانندگی به یک رستوران رفتیم و غذا خوردیم. به این ترتیب خداحافظی مان نیز در محیطی گرم و دوستانه در رستورانی با غذاهای مخصوص آلپی بود.

اکنون جاده در پیش رویمان بود، به احسان و زیمونه فکر می کردیم و خوشحال بودیم که چنین برنامه ای را اجرا کرده ایم.

 

 

 

 

 

من از احسان کلانتری عزیز تشکر می کنم که علاوه بر زحمات زیادی که در این برنامه متحمل شد، در تهیه ی این گزارش نیز به من کمک بسیار زیادی کرد.

نکته ی دیگر اینکه در تابستان مسیر دیگری برای رسیدن به قله وجود دارد. این مسیرتیغه ی سمت چپ قله است که درگیری با سنگ دارد و صعود کرده ای انجام می گیرد. درجه ی سختی آن بین 5.4 تا 5.5 است. برای این مسیر  به طناب پنجاه متری و وسایل فنی صعود نیاز است و حتما باید کیل و فرند و تسمه ی کارگاه نیز به همراه داشت. مسیر برگشت از قله به پناهگاه را سه ساعت تخمین زده اند و همان مسیری ست که ما در این برنامه صعود کردیم و سپس سه ساعته پایین آمدیم.

 

کوه نامه : با سپاس از سهیلا میرزایی بابت ارسال گزارش برنامه و عکسها به تحریریه کوه نامه

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

نظرات  

+2 #1 حسین حسینی 1395-12-25 02:33
سپاس بیکران بابت اطلاعات دقیقتون از قله گلوکنر و گزارش دلچسب و کاملتون. کوهنوردی همراه با احسان کلانتری همیشه پربار و لذت بخشه...