گزارش اولین صعود زمستانی دره یخار دماوند کوه

نوشته شده توسط : بهرام پورعلی بابا | تاریخ ارسال مطلب : .

برای اولین بار رفته بودیم دره یخار دایماً این سوال را با خود داشتم که چرا حرفی از صعود زمستانی این دره به گوشم نرسیده است! با خود می گفتم شاید زیاد دقیق نشده ام وگرنه اینجا مکانی نیست که دوستداری برای خود نداشته و به زمستان آن فکر نشده باشد. از همان موقع در این باب ککنجکاو شدم و از هر کسی که میشناختم در مورد دره یخار و تاریخچه صعودهایش می پرسیدم. در همین حین نیز از سفر به این دره باشکوه غافل نبودم و تقریبا سعی می کردم هر سال یک برنامه در این منطقه اجرا نمایم. واقعاً این جبهه از دماوند کوه شکوهی خاص دارد. سنگ ها و صخره ها در ترکیبی زیبا و سازگار با نوارها و دهلیزههای یخچالی اگر چه بی نظم به نظر می رسند اما نظمی درونی را در چینش خود به رخ می کشند که لذت دیدارش را دو چندان می کند. هیچ وقت نیز به طور دقیق نمی دانستم که به دنبال چه چیزی به این دره پای می گذارم اما اکتشاف و دیدن مکانهای جدید که حالتی ماجراجویانه نیز دارد لذتی درونی برای چنین برنامه ای در من ایجاد می کرد. همیشه بر این باور بوده ام که کشور ایران بمانند اکثر ابعاد دیگرش، در زمینه کوهستان نیز استعدادهای فراوانی دارد و به اندازه ای کوه و مسیر کوهنوردی دارد که می توان سالها و عمرها بر همین کوهستانها کوهنوردی نمود و بر مسیرهایش مشغول بود. خوشبختانه کوهنوردان مستعدی نیز در این مرز و بوم بوده اند و نیز هستند که صعودهایی زیبا و جدیدی را بر رخسار کوهستانی ایران انجام داده اند اما گاهاً می بینیم که توزیع این صعودها در میان مناطق کوهستانی و یا در میان فصول مختلف یکسان نبوده است. به طور مثال صعودهایی که در منطقه تخت سلیمان انجام می شود قابل مقایسه با صعودهای منطقه زردکوه بختیاری نیست.درست است که عوامل متعددی بر جاذبه ها و دافعه های مسیرهای کوهنوردی تاثیر دارد اما نمی توان کتمان کرد که برخی مسیرهای کوهنوردی، اندکی بیش از سایر مسیرها مورد غفلت واقع شده و ناشناخته مانده اند. شناختی که کوهنوردان ایرانی از مسیر جنوبی دماوند دارند قابل مقایسه با مسیر دره یخار نیست! حتی به جرعت می توان گفت که کمتر کسی برای انجام صعودهای فنی و چالش بر انگیز به سراغ دماوند می روند. در واقع بیشتر از هر چیز دماوند را به ارتفاع و گاهاً نیز به سرما و بادهای زمستانیش می شناسیم. در اینکه دماوند معروفترین کوه ایران است شکی نیست، اما شاید کمتر شناخته شده ترین مسیر کوهنوردی ایران را بتوان "دره یخار" نامید. مسیری بکر،باشکوه، چالش برانگیز و طولانی که همه مهارتهای یک کوهنورد را به چالش میکشد و تحلیل و تصمیم یک کوهنورد را در حدی بالا به کار می برد. با همه این اوصاف واقعاً انصاف نیست که ما قدم در چنین مسیرهایی نگذاشته و حتی نشناخته، صعودهایی را در خارج از مرزهای ایران جستجو کنیم.

 

برای مطالعه گزارش اولین صعود زمستانی دره یخار دماوند کوه فایل کامل را دانلود و مطالعه نمایید

 

منبع : ارسال شده توسط ابولفضل زمانی ( سرپرست برنامه )

 

گزارش اولین تلاش زمستانه برای صعود دیواره شمالی آزادکوه

نوشته شده توسط : بهرام پورعلی بابا | تاریخ ارسال مطلب : .

گزارش اولین تلاش زمستانه برای صعود دیواره شمالی آزادکوه
18-13 بهمن ماه 1393

مهدی فرهادی
محمد ذبیحمند
محسن سعیدزاده
یاسر جعفری
فرشاد میجوجی


مقدمه:
قله آزادکوه که به نام شاهزاده کج گردن نیز خوانده می شود با ارتفاع 4370 متر یکی از بلندترین و همچنین زیباترین قلل البرز مرکزی است که همواره مورد توجه بسیاری از کوهنوردان قرار دارد. مسیرهای مهم صعود به قله این کوه مسیرهای وارنگه رود,نسن و کلاک می باشند که از روستاهایی به همین نام قابل دسترسی هستند. در انتهای یال های شرقی و غربی آن دو گرده سنگی و زیبا تا ستیغ قله کشیده شده و تلاش ها و صعودهایی روی آن ها صورت گرفته است.
در رخ شمالی آن اما دیواری سراسری و جذاب کشیده شده است. سدی سترگ و پر جاذبه که چونان قلعه ای راز آلود در پشت کوهستان های بلند که شاهزاده قصه ها را در آن اسیر کرده باشند. این دیواره  در بلند ترین نقاط (قسمت های غربی) نزدیک به 500 متر (از پای دیواره تا قله) طول دارد.


 


فعالیت های پیشین روی این دیواره
14 خرداد 1370   حمیدرضا روحانی، غدیر یزدانی، نادر حاج محسن، و پرویز روحانی  از گردنه ی شمال شرقی آزادکوه به سمت راست دیواره ی شمالی آزادکوه رفتند. آنان از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر روی دیواره کار کردند و با گشودن یک مسیر با درجه ی سختی UIAA تا  +V به قله رسیدند و از مسیر گردنه ی چورن به چادر گاه خود در گردنه ی شمال شرقی بازگشتند.
14 خرداد 1370؛ حسین خوش چشم و رضا میرمحمد علی طاری یک دهلیز برفی- سنگی در سمت راست دیواره را صعود کردند و تا قله رفتند.
15 خرداد 1374؛ عباس محمدی، اکبر نیکخو، و مهدی عبداللهی مهر از دهلیز برفی- سنگی بزرگ در سمت شرق قله (درست بالای گردنه ی شمال شرقی) تا قله رفتند.
هر سه تیم بالا: از اعضای گروه کوه نوردان آرش
14 و 15 خرداد 1374؛ محمد تقی بهره ور و عباس جعفری در روزهای 14 و 15 خرداد، با یک شب مانی روی دیواره مسیر زیبا و دشواری در منتهی الیه سمت راست دیواره باز کردند.
ضمن تشکر از آقای عباس محمدی عزیز بابت در اختیار قرار دادن این اطلاعات متاسفانه عکس یا کروکی ای از این فعالیت ها در دسترس نیست.

دیواره آزادکوه به دلیل دشواری دسترسی به مبداء صعود، بادهای سهمگین اش و در سایه دیواره علم کوه ماندنش کمتر مورد استقبال سنگنوردان و کوهنوردان قرار گرفته است. بنابراین مجبوریم برای کسب اطلاعات اولیه راهی منطقه شویم.


برنامه شناسایی(30 آبان و 1 آذر1393)
روز آخر آبان ماه 93 ، در قالب گروهی4 نفره (مهدی فرهادی، محسن سعیدزاده، یاسر جعفری و محسن گلچین) از مسیر کرج – جاده چالوس – پل زنگوله عازم منطقه می شویم. اطلاعات در مورد منطقه و شرایط دسترسی به دیواره آنقدر ناچیز است که حتی نمی دانیم بهتر است از کلاک حرکت را آغاز کنیم یا نسن که با کمک تصاویر ماهواره ای تصمیم میگیریم کار را از روستای نسن آغاز کنیم. برف در منطقه زیاد است. پس از یک شب مانی روز بعد به بالای خط الراسی در روبروی دیواره می رسیم. پس از عکاسی و برانداز دیواره و مسیرهای قابل فعالیت از یال سمت راست به دره ابتدای یال اصلی سرازیر می شویم. عکاسی می کنیم و به سمت روستای نسن بازمیگردیم.دیواره آزادکوه دیواره ای نسبتا" وسیع است و به نظر می رسد که مسیرهای زیادی برای صعود وجود داشته باشد اما با نگاهی دقیق تر متوجه می شویم که انتخاب یک مسیر مناسب برای دیواره نوردی ایمن و با کیفیت چندان هم آسان نیست.


 
برنامه بار گذاری(30 آذر الی2 دیماه)
یک ماه پس از برنامه شناسایی روز سی ام آذر جهت انتقال بارها به پای دیواره و محل کمپ اصلی عازم منطقه می شویم. در این برنامه مهدی فرهادی، فرشاد میجوجی، محسن سعیدزاده، یاسر جعفری، اسماعیل احمدیان و مرتضی نوروزی حضور دارند. پس از برپایی کمپ در ارتفاع 2700 متری در دره نسن، روز بعد دره را تا انتها پیمایش و یال اصلی منتهی به دیواره را صعود می کنیم. بارها شامل (160 متر طناب پلاستیکی، 2 حلقه طناب صعود، ابزار میانی، تبر یخ،  کارابین و کوئیک درا،  مقداری موادغذایی و کپسول گاز) را به محلی  که به عنوان کمپ اصلی در نظر گرفته ایم منتقل و پس از عکاسی نزدیک از دیواره و انتخاب مسیر مورد نظر راه بازگشت را در پیش می گیریم.
مسیر مورد نظر درست از انتهای یال اصلی صعود به پای دیواره آغاز می شود و متشکل از دو شکاف نسبتا" عمودی قبل و بعد از پله بزرگ میانه دیواره قرار دارند. شب را در محل چادر های شب گذشته سپری می کنیم و روز بعد به سمت روستای نسن و شهرهای خود بازمیگردیم.


 
برنامه های آماده سازی
تا اجرای برنامه اصلی دو برنامه تمرینی برای هماهنگی نفرات برگزار شد. از جمله :
سنگنوردی در دیواره آزاد زنجان (آبان ماه)
سنگنوردی در پلخواب (دی ماه)


 
منتظر چند روز هوای خوب هستیم تا کار اصلی را آغاز کنیم. تا اینکه قرار بر حرکت در روز یکشنبه 12 بهمن می شود.

روز اول (12 بهمن 93)
یکشنبه با دو خودروی سواری (محسن سعیدزاده یاسر جعفری و فرشاد میجوجی از زنجان و قزوین) و مهدی و فرهادی و محمد ذبیح مند (از تهران) به سمت جاده چالوس و پل زنگوله و در نهایت روستای نسن رهسپار می شویم. اسماعیل احمدیان که قرار بود در کنار تیم باشد به دلیل همزمانی برنامه با کنکور ارشد امکان حضور نمی یابد محمد ذبیح مند از دوستان سنگنورد فرشاد در لحظات آخر به تیم اضافه می شود تا کرده های برنامه ریزی شده ناقص نماند.
ساعت 10 صبح به روستای نسن می رسیم.  هرچند یک برنامه بارگذاری داشته ایم اما حجم بار برنامه اصلی هم زیاد است. حامد علیپور و حسین اجاقلو از دوستان زنجانی و عضو انجمن کوهنوردان زنجان جهت کمک به انتقال بارها آمده اند. که همینجا از لطف ایشان تشکر می کنیم. 


 
کوله های سنگین را بر می داریم و با گوشه چشمی به دیواره ای که از آن بالا با غرور ما را نگاه می کند به سمت دره نسن رهسپار می شویم. حجم برف در اوایل روستا زیاد است و با برفکوبی تیم را به چالش می کشد اما رفته رفته از حجم آن کاسته شده و سرعت تیم بالا می رود. عبور از پل های یخی تشکیل شده روی رودخانه بستر دره چند باری با احتیاط انجام می شود. در هوایی خوب پیش می رویم. ساعت 2 است که به محل مورد نظر برای شب مانی اول در ابتدای یال اصلی می رسیم. با توجه به اینکه زمان کافی داریم تصمیم میگیریم بالاتر برویم. حدود ساعت 5 عصر در حدود 3200 متر جای مناسبی برای چادر گیر می آوریم و شب مانی می کنیم. هوا خوب است.


 
روز دوم (13 بهمن 93)
صبح روز بعد محسن، یاسر، حامد و حسین زودتر از بقیه حرکت می کنند تا دو دوستمان بتوانند سریعتر برگردند. پس از نصب یک تخته چادر در محل کمپ اصلی و دپوی بارها و خداحافظی با حامد و حسین مهدی، فرشاد و محمد هم بالا می آیند. در این قسمت از یال باد به شدت در حال وزش است به طوریکه نصب هر چادر بیش از نیم ساعت زمان می برد. برای برقراری کمپ اصلی از دو تخته چادر مخصوص ارتفاع North Face V25 بهره می گیریم.

ارتفاع کمپ اصلی حدود 3600 متر و حدود یک و نیم ساعت تا پای دیواره فاصله دارد دلیل اینکه چادر را در ارتفاع بالاتری برقرار نمی کنیم امکان بهره برداری بیشتر از نور و گرمای خورشید در این مکان می باشد. همینجا هم آفتاب 11 ظهر طلوع می کند و 5-6 ساعت بعد غروب. اما سرعت شدید باد همچنان چالش اصلی ماست بطوریکه دستگاه بادسنجی که فرشاد همراه دارد سرعت باد را بین 80 تا 100 کیلومتر نشان می دهد. 

 

 پس از مختصر استراحت, مهدی، فرشاد,محمد و یاسر بمنظور نصب طناب ثابت و یافتن نقطه شروع شکاف اصلی صعود و همچنین انتقال تجهیزات فنی حرکت خود را به سمت دیواره آغاز می کنند. مسیر صعود به علت نداشتن پاکوبی مشخص و همچنین وجود مسیرهای شن اسکی در بخش هایی از آن نسبتا" خسته کننده است . با پایان مسیر کوهپیمایی دهلیز با حدود150 متر طول مارا به پای شکاف اصلی صعود می رساند. به علت شرایط این دهلیز و جهت تامین ایمنی نفرات صعود کننده حدود120 متر طناب ثابت پلاستیکی در مسیر ثبت می شود.


 بعد از ثابت گذاری فرشاد و یاسر راه بازگشت را در پیش می گیرند. شکاف اولیه ای که در برنامه های بارگذاری و شناسایی برای صعود در نظر گرفته ایم دارای نقطه شروع مناسبی نیست و مهدی و محمد گشایش مسیر را از شکافی به ظاهر مناسب در سمت چپ تنوره آبریز بزرگی که در انتهای دهلیز قرار دارد آغاز می کنند. سرعت صعود با توجه به  مصنوعی بودن روش صعود  و همچنین وضعیت نه چندان خوب شکاف جهت ابزارگذاری نسبتا" کند است. در این روز محمد و مهدی (محمد بعنوان سرطناب) موفق به گشایش حدود 12 متر مسیر می شوند. درجه سختی مسیرA1 البته با درجه ریسک بالا می باشد. قبل از تاریکی محمد و مهدی هم پایین می آیند.
در این برنامه شبها تا قبل از خواب همگی در یکی از چادرها به خوردن شام و تنقلات و صحبت  کردن می پردازیم.
شب به خوردن شام (با توجه به آشپزخانه پر زرق و برقی که داریم) و تبادل نظر و خوابی نیمه هوشیار به دلیل تکان ها و سروصدای چادر می گذرد. در تمام این لحظات باد همراه ماست.


روز سوم (14 بهمن 93)
اندکی پس از روشن شدن هوا محسن و فرشاد بالا می روند. به سختی! باد شدید رسیدن به پای دیواره را به یک کار طاقت فرسا تبدیل کرده. همین موضوع باعث شده مهدی تصمیم بگیرد یک چادر ارتفاع پای دیواره نصب کند تا تیمی که قرار است روی دیواره کار کند قبلش شب را در آن بگذراند و بتواند اول صبح  تازه نفس کار خود را آغاز کند. محسن و فرشاد پس از عبور از ثابت ها و رسیدن به کارگاهی که محمد دیروز در 12 متری زده فعالیت خود را آغاز می کنند.


 هوا سرد و همراه با باد شدید ست. محسن حمایت و فرشاد صعود می کند. طی 4 ساعت تلاش فرشاد موفق به گشایش 20 متر دیگر می شود و پس از کوبیدن یک رول و برپایی کارگاه و بالا کشیدن بارها اندکی پس از نیمروز پایین می آید.


 مهدی و محمد برای شب مانی در کمپ پای دیواره بالا می آیند قرار است یک تخته چادر بلک دیاموند ارتفاع در حاشیه دهلیز ثابت ها نصب شود.  پس از خوش و بشی با آنها و آرزوی موفقیت برایشان محسن و فرشاد راهی چادر می شوند.

 
شرایط هوایی نامساعد، ابزار خوری بد و حتی در بعضی قسمتها کور شدن شکاف، بیشتر انرژی بچه ها را می گیرد. محسن و فرشاد خسته اما پر از انرژی مثبت پایین می آیند. پس از رسیدن محسن و فرشاد متوجه می شویم دو تا از یومار ها سهوا در کوله پایین آمده اند و این یعنی تیم بالا فردا برای یومار زدن روی ثابت ها مشکل خواهد داشت. با توجه به اینکه امروز یاسر استراحت داشت بالا می رود تا یومارها را بچه ها برساند. پس از 3 ساعت که دیگر هوا هم تاریک شده بیرون دهلیز پای دیواره سه چراغ پیشانی پایین می آیند. هوا به قدری بد بوده که بچه که نتوانسته اند در چادر بمانند و از ترس اینکه باد چادر و نفرات داخلش را درون دره پرت کند شبانه تصمیم به جمع کردن می کنند و با کمک یاسر بارها را به کارگاه بالا میانی ثابت ها منتقل و به سمت کمپ اصلی رهسپار می شوند.

 
 شب است و باد تند همیشگی و هوای خراب،  سعی می کنیم بخوابیم.
محسن نیمه شب برای چک کردن وضعیت چادر بیدار می شود متوجه پاره شدن مهار چادرها و ریختن برف زیاد به درون آشپزخانه و روی غذا ها می شود هنگام بیرون رفتن باد پرتش می کند اما خوشبختانه خیلی دور نمی رود به سختی در باد شدید به ترمیم بند حمایت ها با کمک یک حلقه طناب 7 میلیمتری می کند. دیرک های هر دو چادر  خم شده و در آستانه شکستن و ترکیدگی هستند. کاش  زودتر صبح شود!


 


روز چهارم (15 بهمن 93)
صبح هوا همچنان بد است  باد 90 کیلومتری که همچنان می وزد حالا مه غلیظ و بارش برف هم مزید بر علت شده. مهدی و محمد هشت صبح با امید بالا می روند اما قبل از اینکه به پای دیواره برسند به عت بوران شدیدشرایط را برای صعود غیر ممکن می دانند و باز میگردند. این روز را کلا در چادر می مانیم. و مهار های چادرها را محکم تر می کنیم.


 روز پنجم (16 بهمن 93)
 هر بار که وضعیت آب و هوا را از دوستان در شهر جویا می شویم سرعت باد را بین 25 تا 35  و نهایتا 40 عنوان می کنند  اما چادر هایی که یک لحظه توان ایستادن ندارند چیز دیگری میگویند. صبح محسن و فرشاد بالا می روند. هوا صاف است اما سرما و باد همچنان هست تا کارگاهی که خود فرشاد زده بود یومار می زنند و محسن سر طناب می شود. ابتدای کار یک تراورس بد است که هیچ میانی ای هم نمی خورد به سختی عبور می کند و یک میخ را از دست می دهد میخ دوم نصف و نیمه جا می خورد.
 


 تصمیم بر صعود طبیعی است با ابزار دزدی صعود می کند و خوب پیش می رود 30 متر طناب صعود کرده که از فرشاد می خواهد بالا بیاید تا در مورد ادامه مسیر باهم تصمیم بگیرند. اما سه ساعت حمایت در هوای سرد و باد شدید رمقی برای فرشاد باقی نگذاشته. فرشاد فرود می رود. و محسن پس از کوبیدن یک رول و ثابت کردن طناب پایین می آید.


 
با توجه به زمان صرف شده امروز صعود خوبی کرده ایم اما نفرات کم کم فرسوده شده اند، روز به روز تعداد انگشتان سرما زده بیشتر می شوند نخوابیدن های شبانه  هم بر تنگنا افزوده. محسن هم قبل از تاریکی پایین می آید.  
پس از شام  امکان بیواک را هم در برنامه می گنجانیم. فردا محسن و مهدی بالا می روند و سعی می کنند از نهایت تایم استفاده کنند. از آخرین جایی که محسن صعود کرده پس از یک صعود عمودی 10 متری دیگر که ساده است با 100 متر صعود بی مسئله در شیبی کمتر از 90 به پای کنج پایانی تا قله خواهیم رسید. و نهایتا یک الی دو روز دیگر فعالیت تیم را به قله خواهد رساند. البته اگر سرفه های ناشی از سرما خوردگی مهدی اجازه دهد.
 آخرین پیش بینی وضعیت هوا خبرهای خوبی برایمان ندارد. یک جبهه هوای بد در حال ورود به منطقه است و از پس فردا تا زمانی نا معلوم (زمین و زمان را به هم خواهد دوخت). نگرانی را می توان در چشمان بچه ها دید. بهترین چادر هایمان در هوای ثابت به این روز افتاده جبهه هوا دیگه چی بود تو این هیر و ویر!

 

روز ششم (17 بهمن 93)
امروز فعالیت صعود در قالب دو گروه انجام می شود, فرشاد و یاسر ابتدا برای اصلاح کارگاهها و تغییر مسیر ثابت گذاری عازم دیواره می شوند و محسن و مهدی با فاصله یک ساعته از آنها برای گشایش ادامه مسیر. ساعت 6 صبح  در هوایی که به سختی می شود در آن راه رفت یاسر و فرشاد بالا می روند. پس از مرتب کردن ثابت های درون دهلیز و تغییر دادن مسیر ثابتها، فرشاد به ترمیم کارگاه انتهایی می پردازد. محسن و مهدی نیز ساعت هفت و نیم از چادر بیرون می روند. شرایط صعود به علت باد شدید بسیار سخت است و سرفه های شدید مهدی نیز کار صعود را برای او سخت نموده و تصمیم می گیرد که راه بازگشت را در پیش بگیرد و به محسن توصیه می کند پس از رسیدن به نفرات به همراه آنها تجهیزات را جمع آوری نموده و به کمپ اصلی بازگردند.


 محسن بالا می رود. یاسر در حمایت فرشاد است. سوز سرما و نداشتن تحرک او را به آواز خواندن وا داشته. خوش و بشی با محسن می کند.  مهدی در بیسیم می گوید جمع کنید و فعلا پایین بیایید. جمله دردناکیست، تمامی زحمات، برنامه ها ، تمرین های هفتگی چند ماهه از مقابل چشمان عبور می کنند اما جای سوال اضافه نیست. پاسخ کوتاه است: «اوکی سرپرست»
فرشاد پس از ایمن سازی کارگاه بالا فرود می آید و با کمک محسن و یاسر پس از جمع آوری همه طناب ها و ابزار ها در هوایی بد فرود می روند و به کمپ می رسند.


 
پس از بازگشت نفرات  مهدی با توجه وضعیت بد هوا، فرسوده شدن نفرات، ورود جبهه هوای بد دیگر به منطقه و امکان از بین رفتن چادرها تصمیم خود را برای بازگشت و پایان دادن به تلاش برای صعود به نفرات تیم اعلام می کند. همان روز برای اینکه در دام ابر های سیاهی که حوالی قله سرخاب شمشیر بر کشیده و منتظر فرمان حمله رهبر شان ایستاده اند چادر های را جمع و با کوله های خیلی سنگین راه بازگشت را پیش می گیریم. محسن جلوتر می رود و بقیه با گام هایی آهسته سرازیر می شوند. قله همانجا ست با همان وقار و غرورش ، نه چیزی از او کاسته شده و نه از ولع و انگیزه ما، فقط پایین می رویم همین،  ورنه داستان همان است که بود.
 


 تیم کمی قبل از تاریکی به روستا می رسد. اسماعیل نتوانسته خود را به روستا برساند بنابراین با اجاره یک خودروی شخصی دیگر از روستای پیل به سوی جاده چالوس و کرج حرکت می کنیم.(کلا در نسن و حومه اش آنتن موبایل قطع است الا در نزدیکی قبرستان روستا).


در پایان از لطف و زحمات دوستانی که در برگزاری این برنامه تیم را یاری کردند تشکر می کنیم:
محسن گلچین، اسماعیل احمدیان، مرتضی نوروزی،  حامد علیپور، حسین اجاقلو، انجمن کوهنوردان ایران و نمایندگی زنجان.


 
هزینه ها:
خرید مواد غذایی : 550،000 تومان
خرید طناب پلاستیکی: 120،000 تومان
خرید کپسول گاز: 210،000 تومان
هزینه بنزین ماشین ها: 180،000 تومان
هزینه کرایه ماشین از پیل به کرج: 120،000 تومان

فهرست تجهیزات فنی:
طناب پلاستیکی 120 متر
طناب استاتیک یک حلقه
طناب صعود 3 حلقه
طناب 7 میل  یک حلقه
تبر یخ یک جفت
کرامپون دو جفت
کیل دو ست
ترای کم یک ست
فرند 3 ست
رول و دسته رول دو ست
چکش دو عدد
میخ 8 عدد
کیسه بار 2 عدد
تسمه در سایز های مختلف 8 عدد
یومار 2 جفت
تی بلاک

گزارش گشایش مسیر"راژیا" بر روی دیواره شمالی علم کوه

نوشته شده توسط : بهرام پورعلی بابا | تاریخ ارسال مطلب : .

تابستان سال 93 دیواره شمالی علم کوه شاهد هنرنمایی دو کوهنورد جوان کشورمان بود. فرشاد میجوجی و سعید آقاکاشی سنگنوردان توانمند قزوینی طی یک تلاش دو روزه و به شیوه آلپی موفق به گشایش مسیری نو بر روی دیواره علم کوه گردیدند.سعید و فرشاد عزیز گزارشی کامل و جامع از این صعود بزرگ را تهیه نموده و در اختیار علاقمندان کوهنوردی واقعی قرار داده اند.

کوه نامه ضمن تقدیر از تلاش این عزیزان و تبریک این گزارش زیبا را برای مطالعه و دانلود خوانندگان سایت به آرشیو گزارش های سایت اضافه می کند تا مورد استفاده بقیه سنگنوردان عزیز قرار بگیرد. 

 

 

برگرفته از وبلاگ آیاز و همطناب من