قله سامانی(کمونیزم سابق ) با ارتفاع 7495 متر در کشور تاجیکستان قرار دارد. این قله بلندترین قله منطقه پامیر به شمار میرود و در حدود 60 مایلی جنوب غرب قله لنین واقع است.
هرساله کوهنوردان زیادی از سراسر دنیا برای صعود راهی این منطقه میشوند و ایرانیها هم از این قاعده مستثنی نیستند.
تابستان امسال یک تیم 5 نفره از باشگاه دماوند عازم این قله شدند. امیرجابرانصاری (سرپرست) ، عباس علینژاد ، منوچهر رحمانی ، حسین ابوالحسنی و امیر کلهرمرداد امسال موفق شدند تا ارتفاع حدود 7000 متری این قله صعود کنند و در این بین اتفاقاتی رخ داد که آنها موفق به صعود قله نشدند.
و 11 بهمن تالار همایش های ستاد توان افزایی و حمایت از فعالیت سازمانهای مردم نهاد شهر تهران میزبان اعضا باشگاه دماوند و کوه نوردانی بود که در جلسه ارائه این گزارش حضورداشتند.
در ابتدای گزارش این برنامه عباس علینژاد از اعضا این تیم گفت : در منطقه تیمهای زیادی حضور داشتند که روزهای متوالی درگیر صعود بودند اما همزمان با تیم ما تیم دیگری بود که اسپانسر آنها شبکه دیسکاوری بود و اعضای تیم در مدت یک ماه توانسته بودند 5 قله بالای 7 هزار متر را صعود کنند.
انتظار میرود ما ایرانیها نیز صعودهایمان به سمت این تیپ صعودها برود برنامه هایی با برنامه ریزی دقیق تمرینات مستمر و تغذیه مناسب.
امیر کلهر مسئول تدارکات تیم نیز در بخش بعد در خصوص هزینه های این برنامه توضیح داد و اشاره کرد که حدود 480 کیلو وزن را باید همراه خود میآوردیم و با برنامه ریزی که از 2 ماه قبل داشتیم مواد غذایی هر کمپ را بطور جداگانه بسته بندی کردیم.
در ادامه امیر جابر انصاری سرپرست تیم به ارائه گزارش این برنامه پرداخت وی یکی از معضلات برنام های کوهنوردی در کشور را، پرداخت هزینه عنوان کرد و گفت : شاید اگر معضل پرداخت هزینه های بالا نبود برای خیلی از کوهنوردان شرایط صعود به قله های بیشتری فراهم میشد وکوهنوردان کشورمان میتوانستند توانایی خود را با گذشتگان بسنجند.
جابرانصاری در ادامه با نشان دادن عکسهایی از کشور تاجیکستان از فرهنگ مردم تاجیکستان سخن گفت و سپس توضیحاتی را در خصوص تلاش ایرانیها بر روی قله سامانی ارائه داد :یک تیم 5 نفره ایرانی برای اولین بار 22 یا 23 سال پیش بر روی این قله تلاش زدند که متاسفانه به علت عدم هم هوایی در ارتفاع 7300 متری 2 کشته را در پی داشت در سالهای بعدی هم اتفاقات ناگواری همچون قطع انگشتان دست و پا را به علت سرمای زیاد در پی داشت البته ناگفته نماند که این قله صعود های موفقی را هم در بین صعود کنندگان ایرانی داشته و ما با اطلاعات خوبی که از این قله داشتیم و تمایل داشتیم روی این قله تلاشی داشته باشیم.
رخ شمالی این قله 3مسیر اصلی داشت که هدف ما صعود عمومیترین مسیر قله با درجه سختی5a که مسیر کلاسیک نامیده میشد بود.
هنگام صعود ما حدود 50 ایرانی که بصورت انفرادی و تیمی قصد داشتن این قله را صعود کنند در منطقه حضور داشتند و این باعث ایجاد ازدحام و شلوغی در بیس کمپ و هنگام صعود تیم های دیگر شده بود .
متاسفانه پیش بینی های هواشناسی دقیق نبود و خیلی نمیتوانستیم به آنها اعتماد کرد .
کمپ 1 در ارتفاع 5300 متری بود و بنا به توصیه کوهنوردان و تجربیات تیم مقرر شد که در کمپ 1 چادر نزیم و حدود 200 یا 300 متر پس از قله پلانو که در ارتفاع 6200 متری واقع شده کمپ برقرار کنیم .
هنگامی که بر روی قله پلاتو قرار گرفتیم یکی از هموطنانمان به نام خانم هیرو را دیدیم که گاید از او خواسته بود که به سمت قله سامانی نرود و زیرانداز او را پرت کرده بود و کسی ایشان را به درون چادر راه نداده بود این خانم از ما زیر انداز خواست و در چادر ما ماند.
آنشب از ایشان خواستیم که به توصیه های گاید خود توجه کند و راهی قله نشود.
صبح روز بعد طوفان شدیدی در منطقه حاکم بود و یک نفر از اعضا تیم به دلیل سرمای زیاد شرایط مناسبی نداشت مقرر شد به همراه یکی دیگر از اعضا تیم در ارتفاع 6700 متری بمانند و حالشان که بهتر شد پس از ما عازم شوند و قرارمان این بود که فردا ساعت 9 صبح همدیگر را ببینیم .
روز بعد بیسیمهایمان قطع شده بود و خبر از 2 نفر باقیمانده نبود تصمیم گرفتیم به پایین برگردیم که به دوستانمان و 2 نفر دیگر از کوهنوردان هموطن برخوردیم.
در ادامه آقای جابر انصاری از آقای رحمانی خواست در خصوص اتفاقاتی که پس از جدایی اعضا تیم رخ داده را توضیح دهند:
پس از اینکه من به همراه یک از نفر از اعضا تیم به سمت قله نرفتیم سرمای زیاد و طوفان شدید مانع حرکت ما شده بود و تصمیم گرفتیم چادرمان را برپا کنیم.
اما متاسفانه به علت وزش باد با سرعت حدود 60 کیلومتردر ساعت و شیب حدود 30 درجه نتوانستیم تیرکهای چادر را بزنیم و دونفرمان در چادر بیواک کردیم بیسیم هم که از کار افتاده بود .
هوا گرگ و میش بود و تصمیم گرفتیم هر طور شده تیرکها را بزنیم چون هر لحظه امکان داشت از روی شیب به طرف پایین سر بخوریم پس میبایست شب را در چادر بمانیم .
آقایی به نام عبدی که به صورت انفرادی قصد داشت قله را صعود کند و پس از ما در حال حرکت بود حدود 10- 15 متر سقوط کرده بود و به چادر ما آمد پس از یک ساعت از ورودآقای عبدی صدای خانمی به گوشمان رسید متوجه شدیم همان خانمی هستند که شب قبل در چادرمان بودند .
خانم هیرو را هم با وسایلشان به درون چادرمان آوردیم متاسفانه دچار سرمازدگی شده بود و قادر نبود به درون کیسه خواب برود با خوراندن قرض دگزا به وی و انداختن کسیه خواب رویشان تلاش کردیم که حالش بهتر شود اما متاسفانه پس از یک ربع حالش خیلی وخیم تر شد.
کم کم هوا رو به تاریکی می رفت ساعت حدود 9 شب از شدت طوفان کاسته شد و چادر را در سه نقطه مهار کردیم و در آن شرایط بد شب را به صبح رساندیم .
صبح که بیدار شدیم خانم هیرو گفت چشمانش قادر به دیدن نیست با نصف قرص دگزای دیگری سعی کردیم حالش را بهبود بخشیم و کمی بعد آقای جابر انصاری و تیم مان که به سمت قله رفته بودند برگشتند.
در این شرایط سه راه بیشتر نداشتیم :
- یک تیم به سمت قله رفته و بقیه با خانم و آقای مصدوم برگردند .
- افراد هموطن مصدوم به ما ربطی ندارند و برنامه ما برنامه رسمی فدراسیون بوده و به برنامه مان ادامه دهیم .
- همه تیم برای نجات جان 2 نفر مصدوم از صعود صرف نظر کنند .
بالاخره همه تیم تصمیم گرفتیم علی رغم برنامه ریزیهای یکسالهای که برای این برنامه داشتیم راه سوم را برگزینیم و به کمپ 3 برگشتیم آقای عبدی همنوردی که به صورت انفرادی آن شب را در چادر ما بود به ما گفت که قصد دارد حتما قله را صعود کند و از ما جدا شد.
در پایان ارائه گزارش اعضا تیم اعلام کردند از اینکه نتوانستیم قله را صعود کنیم پشیمان نیستیم .
کوهنامه: ضمن تشکر از کار ارزشمندی که تیم جناب آقای جابر انصاری در خصوص نجات هموطنانمان انجام دادند که می تواند الگوی خوبی برای بسیاری از برنامه های کوهنوردی باشد اما متاسفانه موارد مبهمی در ارایه گزارش وجود داشت که انتظار می رفت با پرسش و پاسخ رفع ابهام شوند :
- تیمی که به سمت قله رفت گزارش خاصی از فعالیتشان ارائه نداد!
- چرا زمانی که یک نفر از اعضای تیم حالش خوب نبود بقیه تیم به مداوای وی نپرداخته و راهی قله شدند؟ اما برای نجات جان 2 نفر دیگر خارج از تیم قید برنامه خود را زدند؟
- درحالی که میان صحبت های اعضا تیم اشاره شد که با چالشهای زیادی برای صعود به قله مواجه بودند و به نظر می رسید حتی قبل از نجات خانم هیرو قصد نداشتند قله را صعود کنند!
و ...
پس از انتشار گزارش توضیحات زیر توسط سرپرست برنامه « امیر حسین جابر انصاری » برای سایت کوه نامه ارسال شد :
سلام روز بخیر
احتمالا از گفته ها بد برداشت شده. توضیح منظور از قله : قله دوشنبه بوده نه قله سامانی.
کمپ 6800 : کمپ نرسیده به قله دوشنبه است که رحمانی و کلهر در این ارتفاع به علت طوفان زمین گیر شدن و با هماهنگی من قرار شد فردای آن روز ساعت 9 حرکت کنن بیاییند به طرف کمپ 4 که شب قبل ما سه نفر علینژاد و ابولحسنی و من مستقر بودیم.
متاسفانه بعد از جدا شدن ما در روز طوفانی دو نفر کوهنورد ایرانی در وضع بد به چادر 6800 کلهرو رحمانی میرسند و پناه میبرند به چادر بچه های ما . این درحالی است که تیم دیگر در کمپ 4 مستقر بود.
فردای آن شب طوفانی چون بچه های ما ساعت 9 پیش ما نیامدن و نگران بودیم برگشتیم پیش بچه ها بطرف کمپ 6800 که دیدیم دونفر ایرانی دیگر تو چادر بچه ها هستند و خانم نامبرده دچار ادم چشم شده که نهایتا تصمیم گرفتیم سانحه دیده رو ببریم کمپ 3 پلاتو تا تحویل گایدها بدیم . بعد دوباره برگردیم بالا که متاسفانه اون شخص را کسی همراهی نکرد برای انتقال به پایین بالاجبار مجبور شدیم خانم ادم شده را خودمون به بیس کمپ برسانیم.
اما چرا همه در 6800 نموندیم برای اینکه محل مناسب برای دوتخته چادر نبود که کنار هم بمونیم و کوهنورد روس همراه به من گفت 200 بالاتر کمپ 4 است و نیم ساعت دیگه میرسیم و ما با توجه به نبود محل کمپ از هم جدا شدیم و بعد از صعود قله دوشنبه در کمپ 4 مستقر شدیم و منتظر شدیم تا بقیه نفرات فردا بالا بیان که اتفاقات پیش امده موجب شد تیم ما مجبور به ماندن در کنار سانحه دیدگان شوند و در نهایت به علت دیر کردن بچه ها ما هم امدیم تا علت را جویا شویم که با موارد یاد شده در بالا روبرو شدیم.
امیدوارم توانسته باشم در نوشتار توضیح داده باشم.
چند نکته لطفا ویرایش گردد.
1- کوهنوردان ایرانی مستقر در منطقه حدود 50 نفر بودند که دو سوم عازم قله کورژن سکایا بودند و بقیه عازم سامانی
2-ارتفاع کمپ یکم 5300 است و کمپ دوم 5800 که در این سال به قله پلاتو منتقل شد بنا به توصیه روسها ما در 5800 چادر نزدیم و همه در 6200 کمپ زدند.
گزارش: ری را (زهرا ) جلیلیان
عکسها : بهرام پورعلی بابا