
دیدگاه:
نه سواد و تحصیلات شعور می آورد و نه شغل و منصب و جایگاه اجتماعی و تمول! می شود ساده بود؛ دستفروش بود و جزو پایین ترین طبقه اجتماعی، اما شعور داشت. کارگری ساده بود اما دنیا فهم داشت؛ ایده داشت؛ فکر و روش داشت. می شود کوه نورد و سنگ نورد قهاری باشی اما تل زباله هایت دماوند و سبلان را پر کرده باشد. می شود پرادو و پورشه سوار شد در خیابان ها تازید و زباله هایت را از شیشه ماشین در خیابان و جاده ریخت و با تبختر تمام فیلتر سیگار را شوت کنی ده متر آن طرف تر!
از آن دسته کسانی که دلشان برای طبیعت می سوزد و به اقتضای شغل و منصب دستشان می رسد و در واقع زورشان می رسد که کاری کنند می پرسم: آیا وقت آن نرسیده که از پشت شعارها و حرف های قشنگ بیرون بیاییم و برای نجات محیط زیست ایده های کاربردی مثل ایده فوق داد؟
می شود از کار این شهروند ایده گرفت و به عنوان مثال در ورودی دماوند پولی را که مدت زمانی است به بهانه جمع آوری زباله از کوه نوردان می ستانند در ازای تحویل زباله شان باز پس دهند و یا در تمامی پارک های جنگلی و غیره که در بدو ورود از مردم ورودی می گیرند یک کیسه داد و گفت چنانچه زباله شان را تحویل دهند ورودی رایگان و یا مشمول تخفیف خواهد شد.
به هر صورت می شود ایده های خلاقانه ای تعریف و به اجرا گذاشت تا با اجرای سیاست های تشویقی و در صورت نیاز تنبیهی کاری کرد تا رفتارحفظ محیط زیست نهادینه شود.
برداشت تصویر : سایت عصر ایران
