اخبار کوهستان

Featured

انجمن کوه‌نوردان ایران، پویا و پرکار

کیومرث بابازاده مطلبی با عنوان آسیب شناسی انجمن کوه نوردان ایران منتشر کرده است , برای سایت های خبری ارسال کرده بودند. اینک عباس محمدی از اعضای موسس و رییس پیشین انجمن مطلبی در همین مورد نوشته است که بر روی سایت انجمن کوه نوردان ایران منتشر شده است . مطلب ارسالی جناب بابازاده به سایت کوه نامه را میتوانید از اینجا مطالعه نمائید .


پاسخ جناب عباس محمدی در دو بخش ارائه شده که هر دو بخش را می توانید در ادامه مطلب به صورت کامل مطالعه نمائید .

 

 

 

 

 

بخش ۱- نگاهی به سازمان‌های مشابه

 

یادداشت کیومرث بابازاده با عنوان "آسیب شناسی انجمن کوه‌نوردان ایران"  قطعا با حسن نیت و از سر دل‌سوزی برای انجمن و جامعه‌ی کوه‌نوردی نوشته شده است. اما در این‌جا هم مانند دیگر جاها، برای شسته رفته درآمدن کار، فقط حسن نیت کافی نبوده است. در میان گفته‌های بابازاده چند نکته‌ی درست می‌توان دید که از ابتدای کار انجمن، و هم‌اکنون نیز، مورد مخالفت هیچ یک از مدیران انجمن نبوده است. از جمله این که انجمن باید پل رابطی باشد میان جامعه‌ی کوه‌نوردی و مدیریت دولتی ورزش؛ انجمن باید بتواند جوانان را جذب کند؛ مدیران انجمن باید از میان کوه‌نوردان و فعالان جامعه‌ی کوه‌نوردی باشند؛ اعضای انجمن، حتی آنان که دور از مرکز هستند، باید بتوانند در مدیریت انجمن مداخله و مشارکت داشته باشند... و مانند این‌ها. اما اشکال این نوشته در این است که قضیه را به گونه‌ای طرح می‌کند که گویا مدیران انجمن مخالف چنین رویکردهایی بوده یا هستند.

 

 

 

ایرادگیری‌ کیومرث بابازاده به انجمن با یک فرض‌ نادرست و غیردقیق آغاز  شده و آن این که انجمن «دچار ریزشی حیرت‌انگیز» شده است. ظاهرا منظور بابازاده، کم شدن شمار اعضا یا مشارکت نکردن آنان در نشست‌ها و کارهای انجمن است. اما، در مورد شمار اعضا یادآور می‌شوم که فقط در فاصله‌ی دو سال و نیم از مجمع آبان 89 تا مجمع اردیبهشت 92 نزدیک به هزار و پانصد نفر با پر کردن برگه‌های درخواست عضویت، به انجمن پیوسته‌اند. به جز این، چند گروه و باشگاه هم خود را "عضو همکار" انجمن اعلام کرده، و شمار در خور اعتنایی از کوه‌نوردان و طرفداران محیط زیست نیز بی آن که برگه‌های رسمی را پر کنند، خود را دوستدار انجمن دانسته و با آن همکاری دارند یا کارهای باکیفیت خود را به نام انجمن اجرا و اعلام می‌کنند.

 

نمی‌توان کم بودن شمار شرکت کنندگان (گاه، فقط در حدود سی- چهل نفر) در پاره‌ای نشست‌های انجمن را به تعبیر بابازاده نشانه‌ی بدل شدن آن به «محفل گپ و صرف کیک و چای» دانست (گو این که ایجاد و حفظ چنین محفلی هم در شرایط امروز کار ساده‌ای نیست و بلکه گامی است در جهت ایجاد سرمایه‌ی اجتماعی)؛

 

می‌پرسم: عدد مطلوب شرکت کننده در یک نشست، چند است؟ چه معیاری برای تعیین این عدد وجود دارد؟ صد نفر خوب است یا هزار نفر؟ در یک شهر چند میلیونی یا یک کشور هفتاد و چند میلیون نفری، آیا عدد ده هزارنفر هم چشم‌گیر است؟! اصلا در فضای کوه‌نوردی، تاکید ما باید بر کیفیت باشد یا کمیت؟ من، بی آن که وارد بحث درباره‌ی ارزش رشد کمّی شوم، می‌خواهم بگویم که فعلا هیچ رقمی در دست نداریم که برای یک سازمان کوه‌نوردی، خط مرزی ارزش تلقی شود؛ ممکن است در یک نشست سه چهار نفره، در مورد یک برنامه‌ی بسیار ارزشمند کوه‌نوردی گفتگو یا تصمیم‌گیری شود، و یک نشست چند صد یا چند هزارنفره، فقط اختصاص داشته باشد به یک برنامه‌ی کوه‌گشت، و البته عکس آن هم ممکن است.اشته

 

با این حال، برای آن که برخلاف بابازاده در یک حال و هوای تخیلی سیر نکنیم، به نظرم بد نیست که در مورد شمار اعضا و مشارکت کنندگان در فعالیت‌های انجمن کوه‌نوردان، مقایسه‌ای داشته باشیم با سازمان‌های مشابه در ایران و بیرون از ایران. قدیمی‌ترین باشگاه‌های کوه‌نوردی ایران، بیش از چند صد نفر عضو ثبت نام کرده ندارند و عضوهای فعال‌شان بیش از صد نفر نیست، و مجمع عمومی‌هایشان به طور معمول با حضور چند ده نفر برگزار می‌شود. در این مورد، بابازاده دست‌کم با نشست‌های باشگاه کوه‌نوردان آرش که دومین باشگاه قدیمی و هنوز فعال کوه‌نوردی ایران است (و او خود یکی از موسسان آن بوده) آشنایی کامل دارد. هیچ یک از این سازمان‌ها هم دفترهای نمایندگی در شهرهای گوناگون ندارند. همچنین هیچ‌کدام از باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی، و سازمان‌هایی مانند کانون کوه‌نوردان تهران و انجمن مرکزی کوه‌نوردان و شورای کوه‌نوردان که بابازاده به آن‌ها اشاره کرده، پیوستگی فعالیت و تنوع کاری همچون انجمن کوه‌نوردان ایران نداشته و ندارند.

 

در میان باشگاه‌های اسم و رسم‌دار خارجی، دو سه تایی را می شناسم و کم و بیش از چگونگی عضوگیری‌ها و برگزاری رویدادهایشان (مانند مجمع عمومی‌ها یا گردهمایی‌های دیگر) خبر دارم. برای مثال، بسیاری از رویدادهایآمریکن آلپاین کلاب که بیش از صد وده سال پیش (در 1902) تاسیس شده، یا نشست‌های سازمان‌های پرسابقه‌ی فرانسوی، به صورت یک جمع ده بیست نفره برگزار می‌شود (عباس ثابتیان رییس پیشین انجمن، ابراهیم نوتاش، و من در یکی دو تا از این همایش‌ها شرکت داشته‌ایم). در بخش "فعالیت‌های باشگاه" در  آمریکن آلپاین جورنال 2011 می‌توان خبر چند همایش‌ "بخش"‌های گوناگون (در واقع: دفترهای نمایندگی) آن باشگاه را دید. مسوول بخش سییرا نوادا (Sierra Nevada Section) که یکی از بخش‌های بزرگ باشگاه است، اعلام کرده که خوشحال است که توانسته‌اند [در سال گذشته] 130 نفر عضو جدید بگیرند و کل اعضای این بخش را به 800 نفر برسانند. یکی دیگر از بخش‌های مهم آمریکن آلپاین کلاب، بخش آپالاچیای جنوبی (Southern Appalachian Section) است؛ در گزارش رییس این بخش، از جمله آمده است که گردهمایی سالانه‌ی کارولینای شمال شرقی، با حضور سی نفر از اعضا در خانه‌ی یکی از اعضا به صرف شام و نوشیدنی برگزار شد. کل اعضای سازمان فرانسوی- بین‌المللی GHM که البته سازمانی نخبه‌گرا است و (دست‌کم تا سال گذشته) فقط کوه‌نوردان برجسته‌ی جهان را به عضویت در می‌آورد، حدود 220 نفر است که نام و نشانی آنان را می‌توان در نشریه‌ی Cimes 2012 دید. مجمع عمومی GHM و مراسم اهدای جایزه‌ی معتبر "کلنگ طلایی" معمولا با حضور سی چهل نفر برگزار می‌شود.

 

نکته‌ی دیگری که می‌توان به قول بابازاده به عنوان یکی از «آسیب»ها در پیکره‌ی انجمن یافت، مرکزگرایی هیات مدیره و بی اعتنایی به شهرستان‌ها است. این نیز مانند طرح موضوع «ریزش حیرت انگیز» اعضا، ناشی از دوری بابازاده از کار تشکیلاتی انجمن، و همچنین ناشی از بی‌توجهی او به شیوه‌ی اداره‌ی انجمن است. در واقع، اساسنامه‌ی انجمن هیچ محدودیتی برای رای دادن اعضای شهرستانی در مجمع عمومی‌ها و مداخله‌ی‌ آنان در هر امری از امور انجمن، و نیز هیچ مانعی برای عضو شدن شهرستانی‌ها در هیات مدیره قایل نشده است. برعکس، برای آن که امکان رای دادن شمار هرچه بیشتری از اعضای دفترهای نمایندگی در مجمع عمومی فراهم گردد، رای دادن وکالتی را (که بابازاده، «زشت و غیردمکراتیک» خوانده!) نیز پیش‌بینی کرده تا همه‌ی اعضا مجبور نباشند که از شهرهای گوناگون عازم محل برگزاری مجمع شوند. و دیگر این که در هیچ کجای اساسنامه گفته نشده که دفتر مرکزی انجمن حتما و برای همیشه باید در تهران باشد. به بیان دیگر، این خود اعضا هستند که می‌توانند تصمیم بگیرند که «مرکز»شان کجا باشد. از این‌ها گذشته، شیوه‌ی اداره‌ی انجمن، در عمل به گونه‌ای است که من آن را "روش اداره‌ی نامتمرکز" نامیده‌ام و آن، چنین است که نمایندگی‌ها عملا به صوررت مستقل از مرکز (و البته با در نظر داشتن هدف‌های اساسنامه‌ای انجمن) عضوگیری می‌کنند، حق‌عضویت جمع می‌کنند، درآمدها را هزینه می‌کنند، برنامه اجرا می‌کنند... و فقط هر جا که لازم باشد، با هیات مدیره‌ی مرکزی هماهنگی‌هایی می‌کنند. این روش، شبیه به روش‌های کاری آلپاین کلاب‌های آمریکا و فرانسه و... است که تمرکزگرایی آن‌ها بسیار کم است و می‌توان گفت که به شکل فدرالی کار می‌کنند.

 

انجمن کوه‌نوردان ایران، قطعا آن چیزی نیست که آرزوی موسسان، اعضا، و فعالان جامعه‌ی کوه‌نوردی کشور است. انجمن، به‌ویژه در مقایسه با سازمان‌های کوه‌نوردی کشورهای پیشرفته، از لحاظ کیفیت برنامه‌ها بسیار دور از معیارهای جهانی به نظر می‌آید. اما، طرح قضیه در یادداشت بابازاده، از زاویه‌ی غیردقیقی صورت گرفته و راه حل‌های پیشنهادی او هم کمکی به ارتقای وضع انجمن نخواهد کرد. چرا که بخشی از پیشنهادهای او، مثلا آن‌چه که مربوط به دخالت دادن شهرستان‌ها در ادراه‌ی انجمن است، هم اینک نیز با مانعی روبرو نیست، و بخشی دیگر، مثلا ضرورت تغییر دادن اساسنامه به شکلی که او گفته، حتی می‌تواند کار اداره‌ی انجمن را حوصله‌بر و پیچیده‌تر کند.

 

 

بخش 2- نگاهی به فعالیت‌ها 

بابازاده (البته باز هم تکرار می‌کنم: از روی دل‌سوزی) نوشته است که انجمن در شرایط کنونی به «ورطه» ‌ای درافتاده و حتی می‌رود که به یک «محفل گپ و صرف کیک و چای» بدل شود. من، بی آن که خوش‌بینی غیر واقع‌بینانه به فعالیت‌های انجمن داشته باشم یا از آن چه که انجمن تاکنون انجام داده، رضایت کامل داشته باشم، دلم می‌خواهد که دستاوردهای خودمان را تحقیر نکنیم. در این زمینه، به سهم خود تلاش داشته‌ام که کارهای انجمن را ثبت کنم و به آگاهی دیگران برسانم. در این زمینه، از دوست عزیزم کیومرث بابازاده و از دیگر علاقمندان خواهش می‌کنم که یک بار دیگر به بخش "اخبار انجمن" در فصل‌نامه‌ی کوه و یا بخش "گزارش هیات مدیره" در تارنمای انجمن مراجعه کنند و نگاهی به مجموعه کارهای انجام شده بیاندازند؛ آیا در «ورطه» می‌توان این همه کار کرد؟!

در این‌جا، بی‌مناسبت نمی‌بینم که اشاره‌ای داشته باشم به فعالیت‌های انجمن فقط در شش- هفت ماه گذشته که از قضا به چند علت، دوره‌ی مناسبی هم برای این تشکیلات نبوده است. چرا که انجمن در این دوره، چند ماه "تعلیق فعالیت" تحمیلی را پشت سر گذاشته بود؛ فصل زمستان و تعطیلی‌های مفصل اول سال را داشته است؛ و هیات مدیره، خود را آماده‌ی رفتن و سپردن کار به گروه بعدی می‌کرد. با این همه، انجمن کارنامه‌ای پذیرفتنی داشته است؛ به نظر من که تماس زیادی با سازمان‌های کوه‌نوردی و سازمان‌های مردم‌نهاد زیست‌محیطی دارم، اگر بخواهیم با توجه به چند عامل: شمار اعضا، شمار برنامه‌ها و دوره‌های آموزشی اجراشده، و شمار کارهای نوآورانه و باکیفیت، رتبه بندی کنیم، انجمن کوه‌نوردان ایران در میان سازمان‌های مردم‌نهاد کوه‌نوردی و محیط زیستی ایران، رتبه‌ی نخست را دارد. (نیازی به گفتن نیست که من در این دوره عضو هیات مدیره نبوده ام و نفعی در بیان پرکاری آن ندارم!).

در زیر، چند تایی از کارهای انجام شده در این چند ماهه را که در راستای هدف‌های اعلامی در ماده‌ی دوم اساسنامه بوده است، یادآور می‌شوم (نوشته‌های اساسنامه‌ای با حروف سیاه آمده است). این فعالیت‌ها، غالبا برپایه‌ی همان شیوه‌ی "مدیریت نامتمرکز" و به دست اعضا، دفترهای نمایندگی در شهرهای گوناگون، و هیات مدیره به انجام رسیده است.

افزایش همکاری ورزشی و تحکیم دوستی میان کوه‌نوردان؛ 

جذب کمک مالی و امدادی کوه‌نوردان برای کمک به زلزله‌زدگان آذربایجان، ارتباط با گروه‌های مختلف کوه‌نوردان از طریق برگزاری نشست‌های هفتگی و ماهانه و با حضور نمایندگان هیات مدیره در شهرستان‌ها (بروجرد، آمل، ساری...). برگزاری مجمع عمومی انجمن با حضور حدود دویست نفر (اصالتا و وکالتا) که بیش از نیمی از آنان از شهرهایی به جز تهران بودند، برگزاری مجمع عمومی نمایندگی آمل با حضور حدود 150 نفر، برگزاری جشنواره‌ی یخ‌نوردی با حضور حدود هفتاد کوه‌نورد از چندین شهر، همکاری دفتر تهران با نمایندگی خرم‌آباد و انجام تمام کارهای لازم برای برگزاری "جشنواره‌ی دیواره‌نوردی یافته"، برگزاری سومین دوره‌ی "اردوی سنگ‌نوردی برتر" در سنگسر سمنان (جایگزین جشنواره‌ی یافته که برگزار نشد) با همکاری کوه‌نوردان تهرانی، کرجی، سمنانی و با حضور چهار کوه‌نورد فرانسوی و یک آلمانی، همکاری با فدراسیون کوه‌نوردی در برگزاری "همایش ایرانیان و صعودهای برون‌مرزی"، اجرای ده‌ها برنامه‌ی کوه‌نوردی و نمایش فیلم و اسلاید در شهرهای گوناگون، همکاری با باشگاه‌های گوناگون برای راه‌اندازی اتحادیه‌ی باشگاه‌ها، برگزاری نشست چند صد نفری گرامی‌داشت پیش‌کسوتان صعودهای ورزشی در بروجرد.

پژوهش در زمینه‌ی کوه‌نوردی و کوه‌ها؛  

به انجام رساندن "طرح مستند سازی تغییرات یخچال‌ها" (توسط گروه دیده بان کوهستان) و ارایه‌ی آن به موسسه‌ی تحقیقات آب وزارت نیرو، برگزاری چند کارگاه و کلاس آموزشی کوه‌نوردی، ارتقای چشم‌گیر کتابخانه و گنجینه‌ی آثار انجمن، انتشار چند گاهنامه در شهرهای گوناگون، ارایه‌ی مقاله‌ها و خبرها و گزارش‌های پرشمار در تارنماهای انجمن، برگزاری نمایشگاه عکس "طبیعت و کوهستان" در بروجرد، برگزاری نشست‌های پرشمار برای برگزاری پنجمین جشنواره‌ی فیلم و گزارش‌های کوهستان.

تلاش برای حفظ محیط‌های کوهستانی؛ 

تهیه‌ی تقویم یک ساله برای گروه دیده‌بان کوهستان، برگزاری چند کارگاه آموزش حفاظت کوهستان با همکاری دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد، حضور در چندین نشست کمیته‌ی محیط زیست شورای شهر تهران، حضور در نشست‌های اداره‌های منابع طبیعی و محیط زیست و میراث فرهنگی و شهرداری‌ها و... در شهرهای گوناگون، مشارکت موثر در راه‌اندازی "گنجه‌ی پشتیبان محیط زیست"، انجام برنامه‌های پاک سازی کوهستان در چلاو آمل و لواسان و دارآباد و  سخن‌رانی در دانشگاه آمل به مناسبت روز زمین، مشارکت در برنامه‌های دیگر به مناسبت هفته‌ی منابع طبیعی و روز حمایت از رودخانه‌ها، ارایه‌ی چند مقاله و گزارش به رسانه‌های گوناگون در زمینه‌ی محیط زیست کوهستان، چند حضور در صدا و سیما، پیشنهاد برنامه‌ی زیست‌محیطی به نامزدان ریاست جمهوری و شوراهای شهر.

پشتیبانی از کوه‌نوردان و سازمان‌های کوه‌نوردی، و پشتیبانی از حرکت‌های نو؛ 

حمایت از ادامه‌ی برنامه‌ی گشایش "مسیر ایران" روی قله‌ی برودپیک، تامین مالی سومین "اردوی سنگ‌نوردی برتر" (سنگسر) که با حضور کوه‌نوردان برجسته‌ی فرانسوی لادیسلاو فوسکو (L. Fusco) و گی ابر (G. Abert) و چند کوه‌نورد خارجی دیگر و جمعی از بهترین دیواره‌نوردان ایران برگزار شد. در این برنامه، چند مسیر نو گشوده شد و "مسیرنما (توپو)ی دیواره‌های سنگسرسُل مطابق استانداردهای جهانی تهیه شد.    

کمک در امر جستجو و امداد کوهستانی؛ 

همکاری با ستاد اطلاع‌رسانی و پیشگیری از حوادث هیات کوه‌نوردی استان تهران.

در پایان، بار دیگر یادآور می‌شوم که انجمن کوه‌نوردان ایران کم و کاست بسیار دارد و بی‌نیاز از "آسیب‌شناسی" نیست، اما دست‌پایین گرفتن آن‌چه که انجام شده و انکار پویایی آن، نادیده گرفتن تلاش صدها کوه‌نورد و دوستدار محیط زیست کشور است و کمکی به ارتقای آن نمی‌کند.

 

 

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها