اخبار کوهستان

Featured

از ماست که بر ماست

کوه نامه:

پرستو ابریشمی در وبلاگ خاک خوب می نویسد:

روزی که فهرمانان سنگنوردی به ایران بازگشتند، در بند یخچال کلاس سنگنوردی داشتم. علی آقای کریمی از دوستان سنگنورد تماس گرفت و پیشنهاد داد بریم فرودگاه جهت استقبال. با هیچ کدام از ورزشکاران، از نزدیک آشنا نبودم. اما فلبا دوست داشتم یک تبریک حضوری بهشون بگم. آمدم خانه، یک دوش سریع گرفتم و با دو تن از دوستان، چهار نفری رفتیم فرودگاه. رسیدیم فرودگاه. بنری که علی تهیه کرده بود را به شیشه چسباندند. مادر فرناز با چشمان مشتاق و پر احساس، منتظر در آغوش گرفتن دخترش بود. آمد سمت ما و از بابت بنر و این که اسم فرناز، نوشته شده، تشکر کرد. روی بنر به هر سه سنگنورد تبریک و خیر مقدم گفته شده بود. تعجب کردم و گفتم این حدافل کاریه که از دست ما بر می یاد در برابر زحمت و تلاش این بچه ها هیچ ارزشی ندارد. نگاه آزرده اش را تعقیب کردم. چشمم افتاد به بنر فدراسیون کوهنوردی و صعود های ورزشی و تبریکی که فقط به برنده مدال طلا (رضا علیپور) گفته شده بود و نامی از (داود رکابی) و (فرناز اسماعیل زاده) نیامده بود. 
به مادر فرناز حق دادم ناراحت باشد اما چیزی بدتر و پراهمیت تر وجود داشت که برایش پاسخی نیافتم. شاید کل جمعیت استقبال کننده به پنجاه نفر نمی رسید و اکثر افراد از شهرستان آمده بودند برای خیر مقدم به دوستانشان. از قزوین و زنجان. به ندرت سنگنورد تهرانی آمده بود. شاید در حدود انگشتان یک دست!
با خودم گفتم مگر ما رتبه ای بالاتر از مدال طلای جهان داریم؟ پس کجا بودند این همه سنگنورد تهرانی؟ این انبوه سنگنوردانی که هر روز و هر روز در شیرودی و سراج و فدک ...  مشغول تمرینند و از دور ترین نفاط شهر خود را به این سالنها می رسانند، امشب کجا بودند؟
آیا حضور در مراسم استقبال این سه ورزشکار، که با هزینه شخصی عازم این مسابقات جهانی شدند، ارزش وقت با ارزش ایشان و گذشتن از یک جلسه تمرین را نداشت؟ ارزش پرداختن کرایه تا فرودگاه را نداشت؟ 
وقتی علی برات زاده را با دسته گلی در فرودگاه دیدم، بیش از پیش برای این سنگنورد مدال آور احترام قائل شدم و در آخر این که ایکاش فقط "مدال" اهمیت نداشت، "تلاش" هم کم ارزش تر از مدال نیست.

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها