کوه نامه: کیومرث بابازداه در متنی که توسط وبلاگ داستان کوه منتشر شده است به سکوت خود پایان داد وی در خصوص این برنامه و علت سکوت خود می نویسد:
پیش از این به عنوان سازمان دهنده برنامه های برودپیک 88، 90، و 92 مطالبی تحت عنوان کژمداری 1 و 2 و 3 نوشته ام. به تدریج در پستهای دیگری با اجازه از رامین شجاعی در داستان کوه ادامه آنها را منتشر خواهم نمود تا تمام مطالب مربوط به برودپیک در یک جای مشخص و مرتبط با هم جمع آوری شوند.
اگر به برنامه گشایش مسیر ایران در برودپیک به عنوان یک پروژه نگاه کنیم (با این تعریف که پروژه تلاشی است به منظور تولید محصول، خدمت، تفکر یا نتیجهای منحصر به فرد) در این پروژه که به وسیله باشگاه آرش، با طراحی رامین شجاعی و سازماندهندگی من و شرکت چند ساله و چند باره تعدادی از اعضا باشگاه اجرا شد، هر کس به نوبه خود باید مسئول و پاسخگو باشد. مسئولیت رامین شجاعی در اینجا همچون مسئولیت مدیر فنی یا سرمربی یک تیم فوتبال است. این موضوع مسئولیت را از سرپرست تیم، مدیر اجرایی، و مدیرعامل آن باشگاه فوتبال ساقط نمی کند. هر کدام از این عناصر در موفقیت یا شکست یک تیم موثرند. به این ترتیب تمام اجزای این پروژه از زمان طراحی تا اجرا باید مورد بازبینی و واکاوی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها مورد بررسی قرار گیرد.
همینطور لازم است در باره سکوتی که بعد از برنامه و تا این مدت داشته ام توضیح دهم. معتقدم هر حرکت و نقد و نوشته ای باید بر مبنای یک سری اصول اخلاقی نوشته و نانوشته انجام گیرد. یکی از این اصول داشتن اطلاع کافی از موضوع است. حال من چگونه می توانستم در باره موضوعی نظر بدهم که در باره آن اطلاع کافی ندارم؟ بخصوص در شرایط حاضر و زمانی که این نظر ممکن بود در بررسی موضوع مورد قضاوت دیگران قرار گیرد.
من خارج از اندازه معمول تماس های تلفنی و ایمیل داشته ام که خواسته اند نظرم را درباره این برنامه بدانند. بعضی از آنها خود نظری داشته اند. از همه آنها خواهش می کردم تا ارائه گزارش رسمی سرپرست برنامه از اظهار نظر خودداری کنند مبادا بعدا مجبور به تصحیح یا تغییر نظر خود شوند. اما اکنون که گزارش برنامه به وسیله رامین شجاعی به طور رسمی منتشر شده خواهشمندم برنامه را تفسیر، تحلیل و آسیب شناسی کنند. امید دارم که این تفسیر و تحلیل ها در اجرای هر چه بهتر برنامه هایی در این سطح موثر واقع شوند تا مگر زنگی که نواخته شد و صدایش نه در ایران بلکه در تمام جهان منعکس گردید توسط کوهنوردان بعدی با آگاهی بیشتری به صدا در آید. که اگر غیر از این باشد خطاست.
من هم مانند رامین منتظر نقدهای موثر و مفید همه صاحب نظران هستم تا اشتباهات پذیرش و تصحیح شوند. از دست دادن سه فرزند مصیبت جانکاهی است که تنها درس گرفتن از این اتفاق ناگوار می تواند اندکی تسلی بخش غم از دست دادن عزیزانمان گردد.
بعد از انتشار گزارش برنامه رسمی برنامه در قسمت نظرات وبلاگ داستان کوه تعدادی از پرسش ها درباره مسئله مالی (که به سازماندهنده برنامه مربوط می شود) مطرح شده است. در یادداشت های بعدی از همین مطلب شروع می کنم. بعد از آن و به تدریج به سایر قسمتهای برنامه در حد توان و اختیاراتم خواهم پرداخت.
