اخبار کوهستان

Featured

هشتمین صعودسراسری قلم:فرصتی برای بازنگری راه رفته

کوه نامه: مقاله ی ارسالی-عرفان رضا پور در خصوص هشتمین صعود قلم مقاله ای برای درج در کوه نامه ارسال کرده است که بدون هیچ دخل و تصرفی عینا منتشر می شود.

نخست سپاس می گویم مرام،معرفت وزحمات کوهنوردان گلستانی راکه دربرگزاری هشتمین صعودسراسری قلم سنگ تمام گذاشته وباهمه کمبودهاوسختی هاروح سبزوزنده چمنزارها،جنگل هاوکوهستان های خطه گلستان رابه نمایش گذاشتند.این نوشتار درپی کم ارج کردن تلاش این دوستان نیست،چراکه دراین زمانه هرکاری ولوکوچک سزاوارستایش است.امابی تردیدآسیب شناسی این صعودباعث تکامل ساختاری ومحتوایی صعودهای بعدی خواهدشد.زیراهمه کارهای بشری درفرآیندهای آسیب شناختی تکامل یافته و نواقصشان برطرف می شود.

هرعمل جمعی،محتاج مرامنامه ای متکی برتفکرومعطوف به هدف است.بدون مرامنامه ای که همه اجزاء وجودی یک عمل اجتماعی رامشخص نموده باشد،عمل جمعی محکوم به شکست وپشیمانی است.ادامه حیات واستمرارهمه اعمال اجتماعی بشرنیازمند نظرگاهی بلنداست که بیش وپیش ازهرچیزاستعدادوتوانایی واکاوی،خودپالایی وتعالی درآن منظورشده باشد.

ازاین منظراست که پس ازبرگزاری هشت دوره صعودقلم،به گمانم وقت آن رسیده که فارغ ازهرگونه حب وبغض به پشت سرنگریسته وبه تعبیررایج:گذشته راچراغ راه آینده کنیم.

اشكالاتي كه در نحوي اجراي اين برنامه از ديدگاه كوهنويسي ديدم كه خود معلول ضعف هاي اساسنامه مرامنامه هدف نامه يا هرچه ميخواهيم بناميم هستند بشمار زيرند:

1-تفكر كوهنويسي: در برگزاري اين همايش اگر نگوييم خالي بسيار كم بود ...در واقع كننده كار ،برنامه ريز ،, کوهنورد( و نه کوهنویس) يعني باشگاه كوهنوردي البرز گلستان بود وبه دليل دور بودن و  در بعضي بخش های مراسم خارج  بودن از فضاي كوهنويسي و قلمي  برنامه ريزي هاي انجام و اجرا شده از فضای کوهنویسی خارج بودند

1-1 در روز برگزاري همايش يعني روز چهارشنبه  برنامه هاي بسيار جالبي برگزار شد ازاجرا نمايش كلاه  تا سخنرانی ریس دانشگاه ازاد گنبد به عنوان میزبان كه همه بسيار عالي و كامل بوده اند ...اما با فضاي كوهنويسي و همايش به معني گرد امدن عده اي از افراد هم فكر هم كار هم خط و...براي بحث وبررسي و نتيجه گيري درباره ي موضوع و مبحثي خاص  باتوجه به پيشينه يا اينده ان فاصله ي بسيار داشت (مانند ان چه در صعود 5 و6 ديده شد ).نبود مجري مسلط به فضاي كوهنويسي  يا  كوهنويس و دوري فضاي فكري مجري به عنوان چرخاننده برنامه و كاتاليزور كننده فضا در صورت بي روحي و سردي فضاي سالن  از فضاي كوهنويسي و صعود قلم و حتي نبود ايشان در فضاي كوه  و كوهنوردي از ديگر علل بي روحي و سردي و جوهمهمه در سالن همايش بود ذكر خاطره اي از صعود 6 قلم در اين جا خالي از لطف نيست پيش از برگزاري صعود تصميم بر اين بود كه از  مجري هاي حرفه اي استفاده گردد حتي با دوتن از مجريان شبكه استاني هم صحبت شده بود اما در نهايت دوروز پيش از همايش علي بيات مدير وبلاگ ديار الوند براي اين مهم در نظر گرفته شد كه نتيجه كار بیشتر مورد پسند کوهنویسان  بود با توجه به اشنايي ايشان به فضاي كوه، كوهنويسي ،قلم وداشتن نوستالژي هاي مشترك با قلميان جو مثبت ويكدست در راستاي همايش قلم بر سالن حاكم بود ... پس از برگزاري همايش و بازديد رايگان از ميل(گنبد) كاووس  به فروشگاه هايپر رفته  كه اسپانسر برنامه بوده و زحمات زيادي براي برنامه كشيده اند و قطعا به دليل بعد مصافت تمام دوستان قصد خريد مايحتاج صعود را در گنبد داشتند اما روح تبليغاتي  حاكم در فروشگاه و گرفتن عكس تبليغاتي  پس از خريد  بي شك با جو تعاوني بي تعلق و ازاد صعود قلم فاصله داشت(كه  در بخش بعد توضيح داده خواهد شد.)

2- روز پنجشنبه روز صعود:برنامه با حركت به سمت گل راميان و اشنايي با اين مكان زيباي گردشگري شروع خوب و زيبايي بود ...اما

1-2اما ...در سال 89 به همرا سه نفر از همنوردان همداني  ديواره قلعه ماران را از مسير مصنوعي  11طول صعود كردم  گزارش ان در وبلاگ گروه كوهنوردي ياران موجود مي باشد ... با اين پيش زمينه به تعدادي از مسيرهاي صعود به قلعه ماران اشنايي داشتم  و ميدانستم  از مسير يال پا قلعه و گندم سوخته  مي توان به ارامي 3 ساعت به قله قلعه ماران رسيد.چرا دوستان دورترين مسير  و كم تردد ترين مسير را براي اين صعود انتخاب كرده اند؟ ايا هدف نشان دادن سختي صعود با دور كردن راه بود؟اميدوارم كه اين چنين نباشد ...اگر  هدف را ديدن زيبايي هاي جنگل هاي پاييني  گوسفند  سرا بوده باشد كه در سرتاسر مسير جنگل هاي زيبا پراكنده بود و حتي در مسير جاده پاقلعه به پشمكي جنگل هاي زيبا تر و با شرجي و گرمي هواي كمتري وجود داشت كه زمان و انرژي كمتري از دوستان مي گرفت ؟

در روز اول با صرف 5 ساعت كوهپيمايي در هواي خفه و شرجي جنگل هاي پايين دست به محل گوسفند سرا ميرسيم در حالي كه به دليل اتمام يا گرمي ابهاي داخل كوله  كه عطش مارا فرو نمينشاندند مجبور به اشاميدن اب جوي جاري در مسير شده بوديم !پس رسيدن به محل گوسفند سرا درحالي كه هركدام از فرط خستگي به دنبال سايه اي در ان گرماي بي امان براي استراحت بوديم ميبينيم  از جاده كنار دست نيسان  كوله هاي سنگين بچه ها را مي اورد و از جاده ي بالا دست كه بعدا ميفهميم جاده ي پاقلعه به پشمكي است پرايد و ديگر خودروهاي سواري عبور ميكند. بي شك من هم با نظر شما موافقم كه هدف از صعود قلم برنامه ريزي براي صعود قله نيست با انكه رسيدن به قله و خاطره صعود به يك اوج، حس نزديكي بيشتري را به قلميان مي دهد  ...بی شک هدف نزد هم بودن تجديد خاطره ها و صحبت از علايق مشترك و چاره جويي براي چاله هاي كوهنويسان است اما ايا به نظر شما با ان خستگي با ان هواي گرم جنگل هاي پايين دست و مسير باقر اباد تا گوسفند سرا در حالي كه در همان حين دوستان مطلع ميشوند به دليل دوري راه انتخاب شده برنامه صعود به قله براي فردا در كار نيست ايا خستگيشان دوبرابر نشده  و تا شب همگان فقط به رفع خستگي پرداختند و يك روز كامل را از دست دادند.ايا بهتر نبود كوهنويسان كه براي تبادل نظر براي كوهنويسي به انجا امده اند با نيسان انگونه كه در ديگر كوههاي ايران شايع است تا گوسفند سرا يا پا قلعه اورده شده و روز پنجشنبه را صرف صعود قله ميكردند و روز جمعه ضمن بازديد از ابشار وجنگل پشمكي و نشان دادن زيبايهاي جنگل هاي خنك بالا دست گوسفند سرا زمان بيشتري را صرف باهم بودن و صحبت پيرامون دغدغه هاي كوهنويس خود كنند همانطور كه در روز جمعه پس از انكه تيم برنامه ريزي باشگاه البرز تصميم گرفت گروه تا كاسه زير قله  از مسيري همانند مسير روز قبل صعود كند و بدون دستيابي به قله بازگردد ان هم در ان هواي باراني تعداد زيادي از كوهنويسان در گوسفند سرا مانده و با اين كه چند گروه براي بازگشت عجله داشته (تيم محمد گاييني و خانم صالحي)اما نتوانستند بعد از تحمل چند هزار كيلومتر راه از صحبت درباره ي هدف اصلي امدنشان تا ديار گلستان بگذرند و از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر درباره اينده صعود قلم مشكلات و راه حل هاي ان بحث كرده  وبرنامه ي خود را عقب بي اندازند ... بي شك مشكل اصلي انتخاب مسير نامناسب با هدف برنامه بود اما حال كه روز پنجشنبه ان مسير انتخاب شده تيم تا انجا را پيموده در عصر ان روز چرا ابتدا جلسه  انتخاب هيات مديره جديد و سپس بحث پيرامون مسائل صعود قلم برگذار نگرديد ...ابتدا نمايش كه با وجود زيبا و پربار بودن براي ان زمان نامناسب بود و سپس اجراي موسيقي سنتي  كه هردو با توجه به موضوعاتشان در نور شب زيبا تر بودند ...پس از اجراي اين دو برنامه در حالي كه اكثريت گروه كه غيركوهنويس بودند تحمل مباحث كوهنويسي را نداشتند  وهمهمه بر جلسه حاكم بود جلسه انتخاب هيات مديره و معرفي وبلاگ نويسان برگزار شد كه  با توجه به تاريكي بايد با چراغ پيشاني به دنبال كوهنويسان مي گرديدند ان هم در زمان محدود سي دقيقه...

2-2موضوعي كه در روز صعود با تمام خوبي هاي  شروع برنامه از نظر فرهنگي توجه مرا جلب كرد حضور نزديك به 50 نفر از اعضا باشگاه كوهنوردي البرز و افراد بومي گنبد در برنامه بود كه البته كوه متعلق به همه كوهنوردان است اما ايا  حضور اين همه افراد كه حتي زير نام همراه هم قرار نميگيرند  ايا لازم بود ؟به غير از 10 نفري كه با دست و دل بازي به انان مسئوليت هاي داده شده بود نقش بقيه افراد در صعودي كه متعلق به كوهنويسان است چه بود در صعود ششم كل تيم هماهنگي واجراي برنامه 5 نفر بودند كه همگي وبلاگ نويس بوده و خود جز صعود قلم مي بودند ...وجود اين خيل عظيم به نسبت كوهنويسان در صعود سالانه كوهنويسان چنان جو غير كوهنويسي ايجاد كرده بود كه حتي كوهنويسان درمسير صعود براي پيدا كردن يكديگر به مشكل برميخورد اند...

با تمام مسائلي كه رفت وصرفا  انتقادي از ديدگاه كوهنويسي بود اين همايش همايشي  بي عيب و نقص وتمام وكمال از نظر فرهنگي و كوهنوردي بود اما نه از نظر كوهنويسي !!!

 

 

بخش دو

قلم را چه مي شود؟

صعود قلم بعد از نقطه اوج خود در صعود 5و6 رو به زوال ميرود . علت كم توجهي اعضا قدیمی و عدم موفقيت در جذب كوهنويسان در دو صعود قلم چه بوده است ؟ايا عمر صعود قلم به پايان رسيده ؟ ايا با گسترش روابط جديد در شبكه هاي اجتماعي ر وب كوهنويسي در سراشيبي فراموشيست؟

ابتدا چيستي صعود قلم را بشنايم :

اينكه ايا فرهنگ تعاوني ميشود يا تعاوني فرهنگي قابل تشكيل است بحث مفصليست كه زمان وجاي ديگر را ميطلبد اما با نگاهي گذرا به اهداف  و قالب(چارت) و نحوه تشكيل و اجرا همايش  صعود قلم به اساني  ميتوان اصول اخلاقي  و چندگانه تعاوني را در ان يافت اصولي مانند: هر نفر يك راي  بدون در نظر گرفتن  سرمايه (مادي ومعنوي) وپيشينه  افراد،  ورود بدون محدوديت يعني.نبود هيچ گونه تعصب وجهت بندي سياسي، اجتماعي، طبقاتي فرهنگي، مذهبي  براي افراد متمايل به عضويت،تقسيم بدون دسته بندي سود و زيان (مادي ومعنوي) و غير انتفاعي بودن ،توجه نداشتن به  طور مشخص به سود چه مادي وچه معنوي  و   به دنبال ارتقا عادلانه فرهنگي واقتصادي جامعه  بودن  و...

پس با توجه به اساس تعاوني ميتوان تعاوني يا شبه تعاوني بودن را در پس زمينه سود قلم مشاهده كرد تشكيلاتي كه افراد بدون توجه مشخص به سود وكسب منفعت چه مادي مانند پول و ثروت او اعتبار و چه معنوي مانند شهرت و... در ان براي ارتقا جامعه خود چه از نظر مادي وچه از نظر معنوي به فعاليت ميپردازند...

اما هر تعاوني چه از نوع مادي(اقتصادي) يا فرهنگي كه چه مستقل باشد يا وابسته به دولت  يا نيمه دولتي  نيازمند توليد(خروجي) است  بدون توليد تجمع افراد و فعاليت انان  در تعاوني بي معني است  يا حداقل عملي است بي فايده ... در تعاوني فرهنگي چه از نوع  سوسياليستي شرقي واسياي همانگونه كه در جماهير شوروي سابق  وچين ديده شد و يا از نوع غربي ان انگونه كه در نوگرايان فرانسه يا در سورئاليستهاي اسپانيايي در دهه 30 ديده شد، نياز به توليد موتور محرك توسعه ان فعاليت و تجمع و همايش ميباشد ...توليد فرهنگي ميتوان شامل خلق اثار مشترك يا تحت تاثير قرار گرفتن اعضا  از افراد عضو و سعي در ايجاد ديدگاه مشترك در مورد انواع مسائل اجتماعي اقتصادي فرهنگي(اين مورد در كشور هاي سوسياليستي يا داراي انقلاب فرهنگي ديده ميشود كه يا نتيجه ي نداشته يا تبديل به ضد فرهنگ ميشود و در قرن 21 تقريبا منسوخ شده است ) يا تاكيد بر هدفي همسو با چاپ نشريه وبيانيه و... ميباشد

حال سوالي كه پيش مي ايد اين است كه هدف صعود قلم  حداقل در سه همايش و صعود قبل چه بوده است؟

علل زوال يا عدم پيشرفت (در واقع پس رفت همايش صعود قلم)

1-مشكلات اقتصادي :مانند تمام فعاليت هاي كه مختص قشر متوسط و طبقه شبه بورژوا(البته اگر در ايران بدليل عدم شكل گيري حتي شبه بورژوا بتوان گفت شبه بورژوا) است  كوهنويسي و كوهنوردي كه معمولا علاقه مندان به خود را نه از قشر فقير(كه نه وقت صرف اين مسائل كردن رادارند نه پول تهيه ابزار ان را)و نه از قشر متمول (كه معمولا تفريحات بهتري(از نظر مادي بهتر) دارند و انگيزه كافي براي تحت فشار قرار گرفتن چه از نظر ورزشي و چه از نظر علمي را ندارند) بلكه از قشر متوسط ميگيرد (قشري كه مقدار اوقات فراغتي را كه دارد صرف ارتقا اجتماعي و فرهنگي اجتماع خود كرده و به دليل اينكه  نياز مالي شديدي نداشته و اصطلاحا سير است به دنبال مسائل اجتماعي رفته و چون دلبستگي هاي مالي طبقه ي متمول را نيز ندارد در كسب ان گاها جسور است  ) هم تحت فشار افول و ركود  اقتصادي  قرار گرفته و با گراني اجناس وهزينه برنامه ها  سيل علاقه مندان طبقه متوسط كه طبقه متحرك كوهنوردان هستند رو به كاستي گذاشته و در واقع ورودي به دنياي كوهنوردي و به دنبال ان كم شده است از طرفي كوهنوردان سابق هم از تعداد برنامه هاي خود به دليل هزينه برنامه يا  عدم توانايي تهيه امكانات  كاسته، كوهنويسان نيز از اين قاعده مستثني نبوده با نبود برنامه مطلبي براي عرضه نبود مطالب كپي پيستي وحاشيه اي شده  و علاقه براي شركت در صعود قلم نيز طبعا كم ميشود .از طرفي با دور شدن هرچه بيشتر مكان برگذاري همايش صعود قلم از مركز به حاشيه ي كشور و بالا رفتن هزينه ي  شركت در  همايش و  نياز به صرف تعداد روزهاي بيشتر براي شركت در همايش و در نتيجه چشم پوشي از كسب  درامد به مدت بيشتر  از خيل علاقه مندان كاسته  شده است.

2-شبكه هاي اجتماعي:با نگاهي گذرا  به شبكه هاي اجتماعي به خصوص فيس بوك و يك حساب و كتاب ساده  در ميابيم در دوسال گذشته مانند ديگر طبقات اجتماعي، طبقه ي كوهنويسان هم رشد قابل توجهي در ف.ب داشته علل ان را ميتوان در همه جانبه بودن و غير تخصصي بودن پيج (صفحه) شخصي در فيس بوك،فضاي دوستانه(اگر نگوييم دگماتيك) شبكه هاي اجتماعي .اسان تر يافتن كوهنويسان وكوهنورد  در سراسر كشور فقط با دانستن نام انها دانست.

3. از بين رفتن پرده اسرار: با گسترش بي سابقه و پر سرعت وب كوها در سال هاي 88 و89 در فضاي مجازي ،فضاي كه شما با نوشته هاي افراد و ان مقدار احساسات  كه در ميان انها نهفته است  بر خورد ميكنيد  علاقه ي فروزان براي اشنايي با چهره ي كه در پشت  اين نوشته ها و كامنت ها پنهان شده در جامعه كوهنويسي فوران كرد ... بعد همايش صعود قلم  سال 89 و 90 (5و6) واشنايي افراد با يك ديگر و پس از ان كاسته شدن از تعداد وبلاگهاي جديد به دليل مسائل اقتصادي كه پيش تر گفته شد و گسترش شبكه هاي اجتماعي  و در نتيجه عدم وجود چهره ي جديد و ناشناخته  در فضاي مجازي  اين تب و تاب به سرعت فروكش كرد و بعضي افراد انگيزه اي براي شركت و ديدن چهره  هاي تكراري نيافتند .

4.گسترش گروههاي همنورد كوهنويس:اگر به شماي كوهنويس يا كوه خوان دو انتخاب بدهند كه مثلا با چند نفر از گروه با طبقات اجتماعي در هم يا يك گروه كوهنويس به يك برنامه برويد  احتمال قوي به دليل قانون انگيزش در روانشناسي گروه كوهنويس را انتخاب ميكنيم  .همه ي ما علاقه منديم وقت خود مخصوصا وقت ازاد خود را با افراد همسو وهم فكر و با مباحث ونوستالژي هاي مشترك بگذرانيم .در صعود قلم كم كم اين گروه هاي مشترك در بين كوهنويسان شكل گرفت اگر فقط به گزارش برنامه هاي چند وبلاگ نگاه كنيد ميبيند حداقل يك برنامه را با كوهنويسان ديگر شهرا انجام داده ودر برنامه هاي درون شهري و هفتگي خود معمولا با كوهنويسان هم شهري همنوردند..شخصا در سال پيش و سال قبل تر به دليل مشغله كاري تنها 10 برنامه داخل و خارج از استاني رفته ام كه  6 برنامه با كوهنويسان هم شهري وهم استاني2 برنامه با كوهنويسان خارج از استان وتنها 2برنامه  با همنوردان ديگر بوده است ...اين در دسترس بودن و پيدا كردن افراد هم سو هم خلق حتي در ميان خيل كوهنويسان صعود قلم باعث گشته از عطش  اشناييهاي جديد كاسته شود

5-كافه كوه :بر خلاف تصور كافه كوه كاتاليزور صعود قلم نشده بلكه اناليزور ان شد ديدن 12 باره  كوهنويسان در اين گردهمايي هم يكي ديگر از علل عدم شركت كوهنويسان در همايش صعود قلم  بخصوص در كوهنويسان فعال گرديد

 پنداره هاي براي خروج همايش صعود قلم از زوال و ركود

اين چند نظر و پيشنهاد مجموعه اي از برداشت هاي شخصي خودم از مجموع مطالبي است كه در جريان صعود 8 ام و در روز اخر اين همايش در بين كوهنويساني كه در گوسفندسراي قلعه ماران مانده و از دغدغه هاي خود سخن راندند اخذ شده است  اميد دارم كمي وكاستي ان   اصلاح شود و كمكي باشد براي هيات اجراي جديد كه  اميد زيادي به انان و تمام علاقه مندان صعود قلم است

1-مسئله انتخاب ميزباني(بدون اسپانسر بدون ميزبان):ميزبان امسال صعود قلم  علي شاهمحمدي  عزيز  با جذب اسپانسر 6 ميليون تومان صرف برگذاري صعود 8 ام كردند!با هزينه هاي كه سال با سال بالاتر ميرود اگر سال بعد اسپانسر وحامي مالي پيدا نشد تكليف همايش صعود قلم چه ميشود ؟بايد اعتراف كنم بدعت نه چندان مناسبي  كه در صعود 6 ام در همدان ما به عنوان ميزبان به ان دامن زديم با تمام حسن هاي كه داشت مسئله تكلف و دادن شكل رسمي بود البته در ان موقع فشار اقتصادي تا اين حد محسوس نبوده  وهزينه ها سر به فلك نمي گذاشت ...اما پيشنهاد ميشود براي برگذاري صعود قلم  ديگر به اين روش ميزباني برگزيده نشود زيرا سال به سال شاهد كاهش ميزبانان بوده ايم از 8 نامزد ميزباني  صعود ششم به دو ميزبان در صعود نهم رسيده ايم  اماري كه نشان دهنده ي مكانيزمي نادرست دارد...بهتر است تمام افراد داراي شرايط شركت در اساس نامه  نام قله مورد نظر را خود را در وبلاگ قلم گذارده  تعداد قله ي كه بيشترين راي را اورد محل همايش قلم اتي خواهد شد ... هيات اجراي سال همايش قلم  كه در اين روش جديد مسئول ميزباني  است اجرا كننده صعود ميباشد فقط به يكي از اعضا يا گروهي از اعضا كه عضويت در كانون همايش صعود قلم را پذيرفته اند  ودر شهر ،شهرستان،استاني قرار دارند كه محل(از منظر جغرافيايي) انتخاب شده در ان قرار دارد مسئول هماهنگي با نهادهاي نظامي و انتظامي باشد (در مورد بقيعه مسائل شامل اياب و ذهاب ،پذيرايي در ادامه  اين متن سخن خواهد رفت) ... طبعا سوال پيش مياد كه ممكن است پراكندگي در نظرات باعث عدم رضايت  اعضا و عدم شركت انان شود به چند دليل اين موضوع را بعيد مي دانم:1-افراد زماني كه وارد وبلاگ صعود قلم گرديده و قصد ثبت نام يك قله ،منطقه و...را دارند صد در صد نظرات نفرات قبل را مورد بررسي قرار داد تحت تاثير نظر اكثريت قرار گرفته و تجميعي در نظرات اتفاق مي افتاد  ضمنا عده ي از افراد فاقد نظر وانتخاب بوده و فقط براي دادن راي با توجه به راي ديگران اقدام به انتخاب ميكنند.2-همانطور كه پيش از اين رفت گروههاي دوستي  در  اثر برگزاري صعود قلم شكل گرفته اين افراد  در مجامعي چون كافه كوه و يا صعود هاي مشترك كوهنويسان وارتباط كوهنويسان در برنامه هاي كوهنوردي با يكديگر  در مورد مساله محل برگذاري همايش قلم بحث كرده  و به نتيجه مشتركي خواهند رسيد.3-به دليل ان كه اكثر كوهنويسان شركت كننده  ساكن استانهاي تهران والبرز يا استانهاي نزديك به مركز ميباشند و يا براي رفتن به استانهاي ديگر مجبور به عبور از تهران هستند احتمالا پيشنهادات صعود در  منطق نزديك به استان تهران خواهد بود كه اين خود باعث  استقبال از صعود خواهد بود ... نكته بعد براي جلوگيري از تكراري شدن محل صعود انتخاب يك محل توسط اعضا در 5 صعود متوالي در اساس نامه ممنوع شود ...

2-مساله تشكيل كانون صعود قلم :لازمست در فضاي مجازي و در  وبلاگ صعود قلم نام ومشخصات اعضا كه هر ساله ده مطلب درباره كوهنوردي وورزشهاي كوهستان درج كرده و بيش از دو همايش را شركت داشته اند و از اخرين  شركت انان در همايش بيش ازیک  همايش قلم نگذشته باشد(بدون دليل قانع كننده ) به عنوان اعضا اصلي همايش قلم ثبت گردد تا حالتي داراي روح وجان به ان داده شود و بر حس مسوليئت اعضا افزوده شود ... درباره ي تاكيد به افزايش حس مسئوليت پذيري اعضا هرچه بيش تر كوشش شود كم خواهد بود متاسفانه در چند صعود اخير شاهد ان بوديم كه عده اي فقط براي استفاده از مزاياي كه شيوه ي غلط كنوني ميزباني براي انها پديد اورده با لشكري  به همايش صعود قلم امده از تسهيلات استفاده كرده و به موضوع قلم كمترين اهميتي  نداده و اصطلاحا اصلا در باغ نيستند ...بر اي اين مهم دو پيشنهاد مد نظر است :1-ايجاد تعاوني واقعي بدين شكل كه اعضا در  بدو ورود مرامنامه ي كه بعدا شرح ان خواهد رفت را امضا كرده  ومفاد ان را مي پذيرند سالانه مبلغ ناچيزي(در حدود 5000 تومان)  را به عنوان حق عضويت پرداخت ميكنند  اين مبلغ در كارت بانكي كه به نام  يكي  از عضا فعال صعود قلم ميباشد واريز شده  و از هيات مديره قبل به  هيات مديره جديد  دست به دست خواهد شد مبلغ جمع اوري شده در صعود بعد صرف تهيه محلي براي چند ساعت براي برگذاري همايش كه شامل انتخاب هيات مديره جديد و بيان دغدغه هاي اعضا است صرف خواهد شد(نه اجراي نمايش و...) و در صورت باقي ماندن مبلغ صرف هزينه اياب و ذهاب خواهد شد2- با انكه روش بالا باعث تعهد بيشتر اعضا خواهد شد اما بدليل مشكلات حقوقي و... انجام ان كه  مشكل مي باشد بهتر است اعضا كه روش انتخاب انان در بالا  شرح داده شد با ايجاد مرام نامه ي قوي به تعهد به صعود قلم در صورت علاقه مندي به عضويت ملزم گردند سپس هزينه سالن  يا مكان همايش و اياب و ذهاب در هنگام صعود از شركت كنندگان اخذ گردد.

3-هيات اجراي :اولين هيات اجراي  صعود قلم در همايش صعود قلم ششم در همدان انتخاب گرديد كه پاياني بود بر رياست بي دليل چند ساله ي عده اي به اين همايش اما به دليل مشكلاتي كه در بالا اورده شد و دلايل ضعف صعود قلم گرديد هيات اجراي فعاليت چنداني نداشت و به دليل عدم تعهد و عدم كاراي و مهمتر از همه  عدم علاقه بعضي اعضا  به موضوع اصلي همايش قلم  يعني همفكري و گردهمايي كوهنويسان و صرفا شركت دران  براي استفاده از مواهب شكل غلط ميزباني باعث گرديد هيات اجراي  حتي ان كارايي كم و ناچيز اعمال شده در مرامنامه سال 90 را هم نداشته باشد ...براي بالا رفتن كارایي هيات اجراي  صعود قلم كه در واقع مسئول اصلي موفقيت يا عدم موفقيت سه صعود گذشته بوده اند چند  پيشنهاد ارائه ميشود :1- مانند تمام تشكيلات كه داراي هيات مديره و اجراي هستند بازرسي  از ميان كوهنويسان در زمان انتخاب هيات اجراي انتخاب شده  كه پس از بررسي جلسات و عملكرد اعضا گزارش عملكرد  يكايك ومجموعه هيات اجراي در همايش بعد ودر وبلاگ شخصي خود و در وبلاگ صعود قلم به سمع و نظر اعضا برساند  تا با استفاده از اين ويژگي از كمكاري بي دليل اعضا جلوگيري شود براي انتخاب بازرس ميتوان مواردي مانند سن ،سابقه عضويت در كانون صعود قلم،و تحصيلات و... را در اساس نامه منظور داشت 2-در دو بازه ي زماني  شش ماهه اندسته  از جلسات مجازي هيات اجراي كه با نظر اكثريت اعضا وبازرس قابل انتشار بوده وبه وجهه صعود قلم ضربه نميزند در دسترس تمام اعضا قرار بگيرد تا  از شرح و جريان تصميمات و نحوه ي تصميم گيري و دلايل ان مطلع گردند 3- اعضا هر سه ماه يك بار يعني 4 بار در  سال در كافه كوه گرد هم ايند تا با ديدار رودررو بتواند بيشتر وبهتر و در زمان ومكان مناسب همفكري بهتري براي پيش برد كار بدست بياورند اين مساله باعث پيوند هيات اجراي و كل مجموع همايش صعود قلم با كافه كوه شده و رابطه ي اين دو را مستحكم كرده باعث همسويي ونه رودررويي اين دو رويداد كوهنويسي با يكديگر ميگردد با استفاده از اين راهكار 12 جلسه كافه كوه پلي براي اجراي بهتر صعود قلم خواهد شد

4- اصلاح مرام نامه(اساس نامه): ايده مرام نامه يا اساس نامه همايش صعود قلم در صعود ششم قلم در سال 1390 در همدان  وتوسط ميزبانان  ان صعود با ياري گرفتن از نظر ديگر كوهنويسان شكل گرفته و پس از انتخاب  اولين هيات مديره  در ان سال مسئوليت ان به عهده ي ان
عزيزان گمارده شد .هدف از تهيه اين اساس نامه و انتخاي هيات اجراي 5 نفره(به اضافه دو عضو ذخيره كه در صعود امسال اين اصل رعايت نشد) ايجاد فضاي باز ودموكراتيك براي چرخش افكار جاري در  ميان اعضا همايش قلم و جلوگيري از ريشه زدن فرد يا گروهي خاص بر اين همايش بود .اساس كار تهيه وتنظيم و تصويب اين اساس نامه بر عهده اقايان ستوده شايق مدير وبكوه نشاط كوهستان ،راميار كاردار مدير وبكوه كوهستان و فريد صدقي مدير وبكوه كانون اوراز مهاباد بود كه طي چندي جلسه مجازي در وبگاه صعود قلم اساس نامه را اماده و به تصويب رسانيد با برگذاري دو صعود قلم در مهاباد و گنبدكاووس لزوم تغيير و اصلاح بند هاي از اين مرام نامه يا اساس نامه  ضروري به نظر ميرسد مواردي كه از ديد نويسنده براي جلوگيري از مرگ و در جاماندن صعود قلم و ايجاد انگيزه براي پويايي ان لازم است به شرح زير مي باشد :1-4اصلاح و حذف نام وبلاگ نويس در اساس نامه به كوهنويس كه تمام افراد و نويسندگان جامعه كوهنوردي اعم از كوهنويسان مجازي شامل وب نويسان و كوهنويسان شبكه هاي مجازي نظير فيس بوك و... و كوهنويساني كه در مجلات و رسانه هاي ديگر و حتي مولفين كتب كوهنوردي را در بر ميگيرد وباعث افزوده شدن تمام جامعه فرهنگي كوهستان به  همايش قلم ميگردد

2-4-صعود يا همايش؟:همه كساني كه در زير مجموع همايش صعود قلم قرار ميگيرند طبيعتا از جامعه كوهنوردي شامل كوهپيما  ،كوهنورد وسنگنورد و طبيعت گرد بوده  مشخص است قشر كوهنورد و كوهپيما در اين صعود غالب بوده وعلاقه ي انان به اوج واحساس مشترك انان بر فراز قله كاملا اشكار است  اما ايا استفاده از واژه ي صعود تمام سلايق كوهنويسي را در بر ميگيرد ؟استفاده از واژه صعود مشكلات زير را به همرا ه مياورد :اولا تاكيد متعلق به انجام يك صعود ورسيدن به قله در همايش صعود قلم در اكثر مواقع وقت و انرژي اكثر شركت كنندگان را گرفته رمقي  وزماني براي دليل اصلي گردهمايي انان يعني بحث و تبادل نظر واشنايي وتشكيل گروههاي هم فكر وهم سو  كوهنويس  باقي نميگذارد؛ دوما در برگيرنده تمام گروههاي كه در تمام شاخه هاي ورزش هاي كوهستان و بويژه  مجموع كوهنوردي(كوهپيمايي ،كوهنوردي ،سنگنوردي ويخنوردي)نبوده با انكه بيشتر كساني كه در ورزش هاي كوهستان فعاليت ميكنند دستي در كوه وسنگ ودوچرخه كوهستان دارند اما افرادي هم هستند كه كوهنويسان خوبي بوده اما فقط در يك رشته تخصصي مانند سنگ نوردي و... فعاليت داشته و ابدا با صعود و كوله كشي و... رابطه اي ندارند لذا پيشنهاد ميگردد كه محل هاي براي صعود انتخاب گرديده كه وقت وزمان كافي براي همفكري وبيان مشكلات باقي گذاشته  و در راستاي هدف اصلي همايش قلم باشد البته اين ابدا به اين معني نيست كه در همايش قلم صعودي برگذار نشود بلكه اساس بر باهم بودن وپيشرفت كوهنويسي باشد نه صعود قله وانجام برنامه طاقت فرساي كوهنوردي (مانند صعود قلم 6 و8) كه مورد علاقه تمام جامعه كوهنويس نيست.

3-4-تشكيل تعاوني اسمي قلم: همه ميدانيم كه طبق قانون مصوب 1370و 1355عملا تشكيل تعاوني فرهنگي  كه بازده مالي وتوليدي ندارد  در ايران بي معني و غير ممكن است و تقريبا كسي از قلميان وقت وعلاقه رسمي كردن اين تشكل را ندارد ...اما در هيچ كجا  قانون گفته نشده كه رعايت اسمي اصول تعاوني در يك تشكل غير قانونيست.صعود قلم نياز دارد براي ايجاد همبستگي وتعهد با رعايت ازاد انديشي  و انتخاب فردي تبديل به همايشي گردد كه تمام افراد نسبت به ان احساس مسئوليت وتعلق كرده وتمام اجرا وانجام ان به عهده ي تمام اعضا با قبول باري يكسان از مسئوليت باشد ... همايش قلم نياز به توريست و خوش نشين ندارد براي اين منظور وايجاد يك تعاوني اسمي فرهنگي  كه جهت پيشرفت فرهنگ جامعه خود با تاكيد بر فرهنگ كوهنويسي يا بهتر بگوييم ايجاد حس تعاون در همايش قلم نياز به ايجاد ساز وكارهاي مي باشد دو مورد از ان در بالا شرح داده شد يعني ايجاد حساب برگذاري و قبول هزينه برنامه موارد بعد را شماره گونه عرض مينمايم :1-ايجاد سازوكار درست ميزباني(عدم وجود ميزبان وايفاي نقش ميزبان توسط هيات مديره) كه اهميت ويژه اي داشته و در بالا كاملا شرح داده شد 2- دريافت هزينه اي سالن همايش :به نظر بنده وجود سالن (حتما نبايد سالن مخصوص همايش با سن بوده سالن ورزشي با سكو جهت نشستن كه به راحتي مي توان با هزينه كمتر از تربيت بدني اجاره كرده  و فضاي صميمانه تري را فراهم ميكند)در ابتدا صعود  از واجبات است اين مورد يعني نبود فضاي محصور و سالن، بزرگترين اشكال صعود خرپاپ بوده كه شايد باعث گم شدن هدف صعود در صعود سال بعد نيز شد در صعود امسال هم سالني كه در ابتدا منظور گرديد براي اجراي نمايش استفاده گرديد و براي بحث در مورد كوهنويس و انتخاب هيات اجرايي نيم ساعت وقت در فضاي ازاد در تاريكي شب و بعد از يك كوهپيمايي بي هدف خسته كننده لحاظ گرديد .وجود يك سالن يا فضاي محصور در ابتدا و اغاز همايش باعث تجميع افكار شركت كننده گشته و از همهمه واشفتگي ان مي كاهد در  ضمن بهتر است حين برگذاري همايش براي همراهان كوهنويسان محلي براي اسايش ويا تفريح وسياحت در نظر گرفته شود تا همايش فقط مختص به علاقه مندان به كوهنويسي بماند البته اينكار ا نميتوان جبرا انجام داد زيرا بسياري از همراهان كوهنويسان مانند همسران انان خود از علاقه مندان  كوهنويسي هستند و بايد با گذاشتن حق انتخاب از ورود افراد غير علاقه مند اجتناب كرد .

3-مشكل عمده ي همایش 7 و 8برگذاري همایش نه به واسطه كوهنويس بلكه توسط باشگاه محل فعاليت كوهنويسان بوده كه بر حسب عادت در تمام موارد اعمال نفوذ كرده ودر واقع  مسئول اصلي برگذاري صعود بوده اند .اين موضوع در صعود قلعه ماران كاملا محسوس بوده و قابل درك بود .اين مورد در دو صعود اخير بزرگترين ضربه را به صعود قلم زده است زيرا دوري فضاي فكري اعضا باشگاه كه اكثرا اشنايي با كوهنويس ندارند باعث اشفتگي وهرج ومرج شده و همايش قلم را از مسير درست خود دور ميكند همچنين خيل عظيم همراهان باشگاه و كوهنوردان بومي غير كوهنويس (در صعود اخير حدود 50 نفر و در همايش قلم خرپاپ در حدود 20نفر) باعث دور افتادن كوهنويسان از يكديگر شده و در واقع  فضاي صعود را كاملا بر ميگرداند

پ.ن:تا انجا كه قلم اجازه داد ملاك را ابتدا انتقاد از خود قرار داده و در انتقاد از ديگران تا انجا كه  در وسع فكر وشخصيتم بود جانب بي طرفي وانتقاد بر پايه ي سازندگي نه تخريب  را ملاك قرار دادم .به هر روي اگر باعث رنجش عزيزان گشته و موجب ناراحتي انان گشتم  پوزش ميطلبم ...این نوشتار ادعا نقد یا مقاله بودن را ندارد بلکه فقط نوشته ی است اخوینی براب دوستان کوهنویس

پ.ن از اقايان بهرام پور علي بابا و فرشيد داودي به خاطر مطالعه اي نوشتار وانتشار ان در وب سايت كوه نامه تشكر مي نمايم

پ.ن:نهايتا به دليلي كم بود وقت و مشغله ي كاري فرصت بازبيني و ويرايش اين نوشتار حاصل نشد به همين دليل از تمام دوستان ميخواهم تمام مشكلات واشتباهات متن و مثالي اين مطلب را بر من ببخشايند

 

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها