در این سفر که در آن ۴ خانواده همراه ۲ کودک و ۲ نوجوان و تعدادی دیگر از مشتاقان سفر حضور داشتند، پلیس راه نائین در ساعت ۵:۳۰ صبح، در دمای زیر صفر، افدام به متوقف کردن اتوبوس گردشگران نمود. توقفی که بیش از ۸ ساعت بهطول انجامید. خدا را شاکریم که «مجریان قانون»! از هیچ تلاشی برای متهم کردن همسفران و سرپرست تور دریغ نکردند؛ بازرسی اتوبوس، تفتیش لوازم همسفران، بازجویی و...؛ اما در نهایت با نیافتن دلیلی قانونی با توجیه ممنوعیت برگزاری سفر بهصورت مختلط! این اتوبوس را پس از توقیف مدارک راننده (بهمنظور تضمین بازگشت راننده به تهران) و گرفتن تعهد کتبی از همسفران به تهران بازگرداندند.

از آغاز فعالیت دالاهو در صنعت گردشگری داخلی بیش از ده سال گذشته است، در این ده سال سرد و گرم روزگار بسیار چشیدهایم، سختیها و مرارتها، شیرینی و شادیها.
هدفمان از ابتدا خدمت بود به صنعت گردشگری داخل کشور و آشناسازی همسفرانمان با پتانسیلهای خاموش گردشگری ایران؛ که اگر اینچنین نبود تمام سختیهای اجرای تورهای داخلی را به کناری میگذاشتیم و مثل بسیاری از همکاران در بخش تورهای خارجی فعالیت میکردیم که تماما شادی بود و شیرینی!
پس از ده سال خستهایم و دلسرد؛ نه از کار و پیشه خود و نه از ناسازگاری هرازگاهی شغل و این صنعت، که اینها نیز بخشی از شیرینی این کار بوده و هست.
خستهایم از ناسازگاری سازمانهای مربوط و نامربوط! خستهایم از ارگانهایی که بهراحتی و هر زمان خواستهاند قانون تصویب کردهاند و هر زمان خواستهاند لغو کردهاند و هرزمان خواستهاند گردشگران را مجرم خطاب کرده اند!
خستهایم از اظهارنظر هر صاحبمنصب غیرمتخصصی که بهراحتی تجربه و تخصص چندین ساله متصدیان صنعت گردشگری را به زیر سؤال برده است.
بیایید با خود صادق باشیم: دولت ایران درآمد صنعت گردشگری را نمیخواهد. اصلاً چرا باید بخواهد! تا نفت داریم و درامد بیزحمت چرا باید کارکنیم؟!
چرا باید در یک منطقه از این مملکت مسئولین از ورود گردشگر استقبال کنند و در منطقه دیگری، گردشگران را در بازداشتگاه به جرم گردشگری نگاه دارند! مگر قوانین در سراسر این مملکت ملوک الطوایفی یکسان نیست!
کجای دنیا با گردشگر مثل مجرم برخورد میکنند؟!
اگر گردشگری جرم است، لطفا این مورد را به مصادیق جرم اضافه نمایید، تا همگان تکلیف خود را بدانند.
بگذاریم و بگذریم، درد و رنج این ده سال کار درزمینهی تورهای داخلی طوماری است به درازای همان ده سال و برخورد زشت و زننده برخی ارگانها و سازمانهای مربوط و نامربوط (که البته در ایران همه خود را مربوط میدانند!) با گردشگران که از حوصله همسفران خارج است.
پس از ده سال شاید اشتباه کردهایم! شما بگویید...
- آیا اشتباه کردیم نان به سر سفره مرد روستایی در تیس، شهداد، سوباتان، ورزنه، طبس و خواف و... بردیم تا روستای خود را ترک نکند و آواره شهرها نشود؛ یا به قول پیرمرد سوباتانی شرمنده زن و بچه خود نشوند.
- آیا اشتباه کردیم طبیعت و آثار باستانی مملکت خود را معرفی کردیم تا به مسافران خارجرو بگوییم که در ایران نیز میتوان برخی زیباییها را دید و ارز از مملکت خارج نکرد.
- آیا اشتباه کردیم که سعی کردیم همسفرانمان را با حیاتوحش ایران آشتی دهیم تا همین چند پرنده و خزنده نیمه جان را حفظ کنیم.
- آیا اشتباه کردیم که با آموزش بسیاری از رانندگان این صنعت را آماده کار برای ورود توریستهای خارجی کردیم.
- آیا اشتباه کردیم قدمی هرچند کوچک برای چرخش چرخ اقتصاد کشور برداشتیم.
- آیا اشتباه کردیم که سعی کردیم بدون وجود زیرساخت در این ملک بیهدف! تقلیدی از کشورهای پیشرفته در زمینهی گردشگری داشته باشیم.
- آیا اشتباه کردیم که به همسفرانمان گفتیم که کثیفی و بی نظمی هتلهای داخلی را به راحتی هتلهای ترکیه و تایلند و مالزی و... ببخشند؛ عدم وجود سرویسهای بهداشتی، بیکیفیتی وسایل نقلیه داخلی و دهها کمبود دیگر را تحمل کنند و زیباییهای ایران را ببینند.
و بسیاری «اشتباهات احتمالی دیگر» که شاید در مجالی دیگر گفتیم.
اگر جواب این سوالات مثبت است، احتمالا اشتباه میکردیم که تصور میکردیم میتوانیم خانه و مملکتمان را همزمان آباد کنیم.
و امروز ۲۰ آذر سال ۹۴ بعد از ۱۰ سال فعالیت و پیر شدن بر سر تمامی اشتباهات یادشده به جمله دکتر حسابی ایمان آوردیم:
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانهاش خراب میشود و هر کس که بخواهد خانهاش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد!
و اینجا...
- از همه همسفرانی که با دالاهو همصدا شدند و نبود زیرساختهایی همچون محل اقامت مناسب، وسیله نقلیه مناسب و حتی نبود سرویس بهداشتی را تحمل کردند تا در کشور خود به گشت و گذار بپردازند عذرخواهی میکنیم.
- از همه همسفرانی که در این ده سال به دلیل اعمال سلیقه مسئولین غیرمرتبط در پلیسراه به «جرم گردشگری» معطل شدند یا حتی از سفر بازماندند عذرخواهی میکنیم.
- از همه همسفرانی که به جرم گردشگر بودن هشت ساعت در پلیس راه نائین مورد بازجویی قرار گرفتند و هنگام ظهر حتی برای ورود به شهر نایین و صرف ناهار نیز از ورود انها ممانعت شد، عذرخواهی میکنیم.
- از همه همسفرانی که به آنها توهین شد، چون تور مختلط برگزار میشد! عذرخواهی میکنیم.
- و مهمترین عذرخواهی را بدهکار آن ۴ کودکی هستیم که در این سفر، همسفر دالاهو بوددند و ساعت ۵ صبح، در دمای منفی ۲ درجه سانتیگراد از حرکت بازماندند!
کارد جایی به استخوان میرسد که میزبانان مسلمان! شهر نائین حتی حدیث پیامبر اکرم را نیز به هیچ میگیرند! جایی که حضرت به امیرالمومنین فرمودند: «ای علی! مهمان را گرامی بدار اگرچه کافر باشد» و از دلواپسانی که میهمانان شهر خود را با بی احترامی کامل از شهر راندند تشکر ویژه داریم، که ما را با سیلی سهمگینی بیدار کردند و به ما فهماندند: که اینجا جهان سوم است.
بسیار شنیدهایم زخم زبانهایی که میگفتند: «سفر داخلی بههیچ هم نمیارزد» و میگفتیم: اشتباه میکنید...
اما شاید ما اشتباه کردیم؛ بهجایی سفر کنید که برای شخصیت، شان، شعور و پول شما ارزش قائل باشند؛ ایران ما نفت دارد و مسئولان برای هیچکدام از اینها پشیزی ارزش قائل نیستند.
در پایان مجدداً از تمامی همسفران دالاهو که طی تعطیلات اخیر در مناطق مختلف با برخورد نامناسب برخی! ارگانها و سازمانها مواجه شدهاند عذرخواهی میکنیم.
و همچنین از دوستانی که در سازمان میراث فرهنگی پای درد دل ما نشستند تشکر میکنیم و چون میدانیم «خانه از پایبست ویران است» از این دوستان نیز انتظاری فراتر از شنیدن نداریم. که این پایبست از جای دگر باید اصلاح شود.
آذرماه ۹۴ – کریم شادفر
مدیریت دالاهو از طرف تمامی اعضای خانواده دالاهو
