اخبار کوهستان

نکاتی بر گزارش کمیسیون حوادث فدراسیون

کوه نامه: رامین شجاعی در وبلاگ شخصی خود نکاتی را پیرامون گزارش بررسی کمیسیون حواد فدراسیون انتشار داده. وی در داستان کوه می نویسد:

1- در این گزارش آمده است چون حادثه دیدگان قادر به پاسخگویی نیستند از ورود به خطاهای مرتبط با آنها صرف نظر می شود. سوال من از آقایان این است که مگر متن مستدل یا علمی نوشته اید که کسی بتواند به آن پاسخ دهد؟ شما همان مواردی که در اولین جلسه در ذهنتان بود را بدون کمترین زحمتی پشت سر هم قطار کرده اید. سابقه قابل ارزشی هم ندارید که بتواند به ادعاهایتان اعتبار بخشد. جمع سوابق "حضور" آقایان در جامعه کوهنوردی ایران به بیش از 300 سال می رسد اما بجز چند صعود شاخص آقای خلج در قبل از انقلاب و یکی دو صعود آقای زارعی به هیمالیاهیچ صعود قابل ذکری در کارنامه شان ندارند. هیچ کدام از این افراد حتی یک متر مسیر جدید در عمرش صعود نکرده است.

2- وقتی گزارش ( یا بیانیه ای) نوشته می شود که چیزی به جز ادعاهای بدون دلیل در آن وجود ندارد به راحتی می توانبا تغییر چند اسم و جمله آن را در باره هر حادثه ای منتشر کرد. از حادثه منجر به مرگ مرحوم محمد داوودی، محمد اوراز، دکتر بهالو، سامان نعمتی، و داوود خادم گرفته تا جلال رابوکی، مقبل هنر پژوه، لیلا اسفندیاری و غیره.

3- کسی با فدراسیون رقابتی ندارد. خیلی ها از بی عدالتی و اجحاف در رنجند. مثلا یکی همین که آقایان منتظرند کسی از کوهنوردان خارج از فدراسیون حادثه ببیند تا به اشکال مختلف بازماندگان را زیر ضرب ببرند اما در مقابل دوستان خود مهر سکوت بر لب می زنند. آقای صالحی چند مقاله انتقادی در ارتباط با مرگ مرحوم رابوکی یا اوراز در مجله تان چاپ شد؟ آقای زارعی سری به وبلاگ خود و مطالبتان در ارتباط با مرگ مرحوم اوراز بزنید. در آن زمان چه برخوردی با منتقدین داشتید؟ اما آقایان بدانید کسی با شما رقابتی ندارد. "تقابل همیشگی بخش دولتی و غیر دولتی" به دلیل اجحاف است. به دلیل بی انصافی و بی صداقتی شماست.

4- نوشته اند صعود هیچ قله ای ارزش قمار جان انسان را ندارد. از همین یک جمله می شود فهمید چرا آقایان صعود قابل ذکری در کارنامه شان ندارند. کوهنوردی وقتی از سطح کوهپیمایی و راهپیمایی فراتر می رود همواره با قمار بر سر جان همراه است. کسی از این موضوع خوشش نمی آید ولی کوهنوردی همین است که هست. تنها توصیه ام این است که بار بعد که خواستید از صعودهای شاخص کوهنوردان داخلی و خارجی در مجله و وبلاگ هایتان به مصداق ضرب المثل "من آنم که رستم بود پهلوان" استفاده کنید به یاد این جمله خود باشید.

5-از همه جالب تر این موضوع است که اغلب کسانی که پای این بیانیه را امضا کرده اند خود هیچ تجربه ای در کوه های 6000 متر هم ندارند. آنها هم که دارند از هیمالیا، هیولاهای رنگی ساخته اند. حال خدا می داند این افراد چگونه متوجه شده اند از دلایل حادثه عدم توجه به اصول و قوائد تجربه شده ارتفاع در "تمام زمینه" هاست، وقتی هیچ مرجعی برای این ادعای خود عنوان نمی کنند.

6- ظاهرا آقای صالحی علاقه وافری به "تدبیر" و "دور اندیشی" و انجام فعالیت ها بر پایه "علم" و "تجربه" دارد. موضوعی که در سرمقاله ایشان در مجله کوه و در مقدمه این گزارش نیز به آن اشاره شده است. آقای صالحی، تدبیر و دوراندیشی نشانه هایی دارند، همینطور به کار بستن علم و تجربه در کارهای روزمره. مثلا صنعت نشر در ایران بیش از 100 سال سابقه دارد. بعد از 20 سال "تجربه" مداوم در انتشار مجله کوه هنوز نمی توانید یک شماره آبرومند که مملو از غلط های چاپی نباشد منتشر کنید. لذا شما صلاحیت اظهارنظر در باره بهره مندی از تجارب گذشتگان و علم روز و غیره را ندارید.

7- در جلسه ای که در کمیسیون حوادث داشتم به آقای شیرازی احساس دادستان کل بودن دست داده بود و با هیجان می گفت "در همین مکان ما یک کوهنورد ملی را سر جای خودش نشاندیم (نقل به مضمون)". اشاره اش البته به حادثه ای دیگر و کوهنورد دیگری بود. بله آقای شیرازی، یکی از راه های ابراز وجود، و مرهم گذاشتن بر خشم و غضب درونی همین است که "کوهنوردان" ملی را سر جای خودشان بنشانید. خداوند کمکتان کند.

8-  وقتی تحلیل مغز متفکر و فرد با تجربه این کمیسیون، یعنی آقای زارعی، آن چیزی باشد که در مجله کوه چاپ شد نمی توان انتظار گزارشی بهتر از این را داشت. در زمانی دیگر به مقاله آقای زارعی خواهم پرداخت.

9- برای نمونه ای دیگر از تحلیل غیر کارشناسی این کمیسیون نگاه کنید به نقد من در باره اطلاعیه کمیسیون حوادث در مورد حادثه مانسلو

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها