عبدالله عزیز الهی در وبلاگ " تهران کوه " نوشتاری با عنوان " پس لرزه های صعود فاجعه آمیز برودپیک " منتشر کرده است که در آن سعی شده به گفته ایشان نظرات شخصی خود را بیان کند.

سرانجام شد آنچه که در اصل نباید می شد گرچه از منظر تیزبین برخی منتقدان و آگاهانِ خاموش قبل از صعود ، وقوع چنین حادثه ای خیلی هم دور از ذهن نبود!
صعود فاجعه آمیز برودپیک با مرگ سه کوهنورد جوان یکی از باشگاههای ایرانی رقم خورد تا یکی از ساده ترین هشت هزاری های جهان با اقتدار تمام قدرت نمایی کند و نشان دهد که این قله مجوز صعودش را همانند همه هشت هزاری ها، در صعودهای برنامه ریزی شده و دقیق و اتخاذ شیوه های صحیح صعود قرار داده است و نه در صعود زمستانه دماوند و یا خط الراس پسند کوه – خرسان و نه حتی با مجوزهای دولتی های ایرانی ! و حتی اگر بتوانید آن را با لجاجتِ " صعود قله به هر قیمت " صعود کنید او آنگاه اجازه " فرود " به شما نخواهد داد ، کاری که شد و ما با بهت و اضطراب بدلکاری های امداد و نجات را تماشا کردیم.
دراین نوشته مختصر، هیچ اشاره ای به درست یا غلط بودن شیوه صعود نخواهد شد ، از حماسه پردازی های دروغین و قهرمان سازی های برنامه ریزان این صعود سخنی بمیان نخواهد آمد و حتی اشاره ای به انگیزه آنان نمی کنم ، از با ارزش یا بی ارزش بودن این به اصطلاح " مسیر نو" حرفی نخواهم زد و آن را به اهل فن وامی گذارم، از خیمه شب بازی برج میلاد که با هدف تاثیرگذاری بر افکارعمومی و فرار از پاسخگویی طراحی و اجراشد و مطابق معمول نیز تعدادی از مقامات فرصت طلب نیز از آن کامی گرفتند صحبت نمی کنم، حرفی نمی زنم از این خیمه شب بازی که در آن ، بی ربط ترین آدمها به جامعه کوهنوردی برای اهداء لوح تقدیر و سوت و کف، روی صحنه آمدند اما مسئولترین متولی کوهنوردی ایران یعنی محمود شعاعی غایب بود. در این نوشته تعجب خودم را ابراز نمی کنم از ذکر این موضوع که آیدین بزرگی در گزارش برنامه صعود پیمایش خط الراس پسندکوه خرسان می نویسد:
" . . . بیش از 9 ساعت با باری سنگین و در مسیری صعب العبور حرکت کرده بودیم. دیگر رمق نداشتیم. ماهیچه های پاهایم می لرزیدند و دستانم از فرط فشاری که روی باتوم و کلنگ آورده بودم کاملا ضعیف شده بودند. یک آن نزدیک بود تسلیم شویم ولی نمی دانم چه شد که بلند شدیم و دوباره حرکت کردیم . . . "
اما همین جوان بر اساس کدام معیار برای گشایش مسیری نو در یکی از هشت هزاری های دنیا واجد شرط " قدرت بدنی بالا " شناخته شد! در این متن از شما خوانندگان عزیز سوال نمی کنم که بدن بی رمق ، ماهیچه های لرزان ، دستان کاملآ ضعیف و یک فرد در آستانه تسلیم آنهم برای یک فعالیت ۹ ساعته در ارتفاع حدود چهار هزار متر چگونه می تواند در مسیری بمراتب صعب العبورتر در ارتفاع هشت هزار متر فعالیت نماید؟؟!
. . . بگذریم!
اما صعود فاجعه آمیز پرودپیک با 100% تلفات ، ! قاعدتآ نمی تواند فاقد پیامدهای منفی برای جامعه کوهنوردی ایران باشد. پس لرزه هایی که یقینآ تا سالیانی اثرات منفی و زیانبار خود را نه تنها بر جامعه کوهنوردی بلکه بدلیل رسانه ای شدن این حادثه ، بر عموم جامعه خواهد گذارد.
اولین تاثیر منفی این فاجعه ، شکل گیری قضاوت غلط " کوهنوردی = مرگ " در لایه ای از اذهان عمومی جامعه است! در ایام وقوع حادثه و پوشش رسانه ای آن همگان شاهد بودیم که نگرانی و اضطراب نسبت به سرنوشت این سه جوان در سطح جامعه محسوس بود و اقشاری که هیچ ارتباطی با این قبیل مباحث نداشتند بصورتی جدی اخبار را دنبال می کردند! مردمانی که وقتی برای اولین بار یک خبر مهم کوهنوردی توجهشان را جلب کرده بود، دست برقضا آن خبر هم نه بوی فتح و پیروزی بلکه بوی مرگ سه جوان را می داد با پیکری گم شده در میان کوهی که برای آنان شاید هم تصویری هولناک و مهیب داشته باشد. (اصولآ شامه رسانه های ما در حوزه کوهنوردی با بوی فتح و موفقیت بیگانه است و هیچگاه خبر موفقیت های کوهنوردان مستقل رسانه ای نمی شود و به این زخم کهنه اضافه کنید اقدام سخیف متولی کوهنوردی کشور محمود شعاعی در نامه پراکنی به این شبکه و آن شبکه را برای جلوگیری از انتشار خبر موفقیتهای کوهنوردان مستقل ) . . . که قطعآ بدیهی ترین نتیجه چنین قضاوت غلطی در میان آحاد مردم و آسانترین اقدام عملی آنان " ممانعت فرزندان از ورود به مقوله کوهنوردی " خواهدبود!
" توبه پنهان " دومین اثر منفی این فاجعه خواهد بود. دو فاکتور : تلفات بمعنای واقعی سنگین این برنامه، حملات شدید منتقدان و مخالفان ، اعم از دلسوزان واقعی و یا غرض ورزان مریض احوال، – صرفنظر از صحیح یا ناصحیح بودن انتقادات – فشار روحی و روانی سنگینی را متوجه متولیان و برنامه ریزان این برنامه کرده است که خواه ناخواه اثرات آن تا سالیانی بر روح و روان آنان سنگینی خواهد کرد و این وضعیت آنان را به انفعال" بی عملی" خواهدکشاند! در مثال، از دو عنصر اصلی و مطرح این صعود جناب آقای بابازاده و آقای رامین شجاعی نام می برم. آیا شما گمان می کنید آنان قادرند و یا مایلند که در برنامه ای مشابه ، با هر سطحی از مسئولیت، ورود پیدا کنند؟ هرگز! آنها در درون خود توبه کرده اند بی آنکه نامی از این توبه ببرند! نمی دانم بر این توبه محق هستند یا نه ، اما می دانم که خسارتِ "محرومیت از تجربه دو پیشکسوت " – گرچه در صعود فاجعه آمیز برودپیک اشتباهاتی هم کرده باشند" باز هم متوجه جامعه کوهنوردی خواهد و لاجرم متوجه نسلی که پس از این باید بیاید و البته که خواهد آمد! یقینآ تا سالیانی شدت این موج دیگرانی را نیز با خود خواهد برد و بزرگان دیگری که می توانند وارد این عرصه بشنوند اما ترجیح خواهند داد که سری را که درد نمی کند دستمال نبندند!
" ماهیگیری فدراسیون و عواملش " از شرایط بوجود آمده ، پس لرزه دیگری ست که باید بنشنیم و منتظر باشیم ببینیم با چه شدت ریشتری دامن جامعه مستقل و شرافتمند کوهنوردی ایران را خواهد گرفت! گرچه منطقآ هیچ ارتباط اثبات شده ای میان " اخذ مجوز و عدم بروز سانحه " در برنامه های کوهنوردی وجود ندارد که در مثال می توان به صعود های با مجوز و در عین حال با حادثه در برنامه های همین فدراسیون اشاره کرد با اینحال از پیکر روان پریش فدراسیون کوهنوردی ایران هرنوع بهانه جویی و کینه توزی، متصور و مسبوق به سابقه است!
پی نوشت ها :
- برخی برای اثبات قدرت بدنی فوق العاده آیدین بزرگی ، به زنده ماندن او تا یکهفته پس از وقوع حادثه آنهم در آن ارتفاع بالا استناد می کنند. من می گویم شما زنده ماندنش را اثبات کنید من قدرت بدنی فوق العاده اش را می پذیرم!! از نظر بنده تکرار داستان مکالمات تلفنی ( بدون انتشار فایل صوتی آن )چیزی را اثبات نمی کند!
- با این که اصلآ در سطحی نیستم که بتوانم و یا بخواهم راجع به مسائل فنی چنین برنامه ای نظر بدهم اما با استناد به نظرات صاحب نظران و اهل فن و مطالب و پرسش های بدیهی مطرح شده در برخی وبلاگها و نیز عدم پاسخگویی مستدل مسئولان برنامه ، فعلآ بر این باورم که " شیوه صعودِ " نامناسب و برنامه ریزی غلط موجب این حادثه شده است! اصلآ مگر میشود برنامه ریزی ات درست باشد آنوقت ۱۰۰٪ هم تلفات بدهی ؟؟!!
- با گذشت قریب به یکماه از این فاجعه ، هنوز ملت را در وضعیت مویه و مداحی نگه داشته اند! آبها که از آسیاب افتاد، سوالات بی شمارمان را هم طرح خواهیم کرد !
کوه نامه از نویسنده وبلاگ بابت اطلاع رسانی درباره مطلب منتشر شده تشکر و قدرانی می نماید.
