اخبار کوهستان

سازمان هاي مردم نهاد ; و ضرورت هاي اخلاقي حاكم بر آن

شهناز قليزاده عضو هيئت مديره انجمن كوهنوردان ايران مطلبی با عنوان " سازمان هاي مردم نهاد و ضرورت هاي اخلاقي حاكم بر آن " در سایت انجمن کوهنوردان ایران منتشر نموده است که در ادامه می توانید مطالعه نمایید :

يكي از مسائلي كه همواره جوامع انساني با آن درگير هستند معضلات اجتماعي از قبيل فقر ، مصرف مواد مخدر ، شيوع برخي بيماريها ، اشاعه فساد و بي بند و باري ، معضلات زيست محيطي ،تنش هاي اجتماعي، فقر فرهنگي ، فاصله هاي زياد طبقاتي ، فقدان فرهنگ مناسب شهر نشيني و صدها مورد ديگرمي باشد كه اگرچه نهادها و سازمانهاي دولتي و رسمي ، به منظور غلبه بر اين معضلات همواره برنامه ها و سياست هايي را اعمال مي نمايند و بودجه هايي را سالانه مصروف اين بخش مي سازند اما نقش مشاركتي سازمانهاي مردم نهاد و تشكل هاي محلي مي توانند ، كمك مؤثري در اين راه باشند.

 

سازمانهاي مردم نهاد كه به اختصار سمن ناميده مي شوند ،از مهمترين سرمايه هاي اجتماعي و ازمؤثرترين ره آوردهاي تمدن بشري است كه به نوعي مي تواند بستر تأ ثيرگذاري آحاد جامعه را طي جريان ها و فرايندهاي تخصصي فراهم كند لذا حفظ و تعالي چنين سازمانهايي سخت تر از دست يابي به آنهااست.

 

 

 

 

اين سازمانها معمولاً با همت افرادي پديد مي آيند كه تلاش بي قيد و شرط و خالصانه و بدون چشم داشت را سرلوحه عمل خويش قرارداده و با توجه به فرهنگ موجود در آن كشور ، براي انجام امور داوطلبانه با گرايش هاي فرهنگي، خيريه اي، محيط زيست ، بشردوستانه و...در چار چوب قوانين كشورها فعاليت ميكنند.

 

از آن جا كه فعالين اين سازمانها در جريان انواع مهارت ها، دانش ها و تجارب رشد ميكنند، به ميزان و عمق ارتباطات اجتماعي كه ميان افراد وگروههاي مختلف فعال در آنها شكل مي گيرد، به سرمايه هاي اجتماعي جامعه تبديل مي شوند.

 

هدايت اين سازمان ها به سوي فعاليت هاي هدفمند و تأثيرگذار ، اراده و عزمي ملي را مي طلبد تا فعاليتهاي آنها را برخواست ها، نيازها ، ضرورتهاو معيارهاي جامعه منطبق كند.

 

در اين راستااز آنجا كه اخلاق سازماني هم در سرآمدي و ارتقاء سازمانهاي مردم نهاد نقش دارد و هم در نقش اصلاح اجتماعي و هدايتي آنهامؤثر است، وجود ضابطه هاي اخلاقي  و فضايل رفتاري در اين سازمانها اهميت فراوان دارد و  همچنين وجود شاخص هاي اخلاقي، ارزشها و ملاك ها و فضايل انساني و رفتاري در فعالان اين قبيل سازمان ها از اولويتهاي اساسي محسوب مي شود

 

 

 

سازمان‌های مردم‌نهاد  با تأکید بر ۳ اصل داوطلبانه، غیر انتفاعی و غیر سیاسی ، در جهت پیشبرد اهداف علمي ، بهداشتي ، خدماتي، زيست محيطي ، فرهنگي ، اجتماعي ، ادبي ، و.....فعاليت مي كنند.

 

زمينه فعاليت اين سازمانها متناسب با اهداف آنها است ، و معمولادر برقراري تماس هاي مداوم با مسئولان و مردم ، بالابردن آگاهي عمومي ، شناسايي و همكاري با نهادهاي همفكر، نظارت و شناسايي نقاط ضعف تشكيلات دولتي از راه مشورت دادن به قانون گذاران و سياست گذاران ، اجراي داوطلبانه قوانين ، شانه به شانه مجريان دولتي ايفاي نقش مي كنند.

 

 مهمترين مولفه هاي يك سمن به اصل همكاري،يادگيري و مشاركت اعضائ آن مربوط است.و در واقع مشاركت مهمترين قوام سمن است كه اساساً پيدايش و ماندگاري آن را رقم ميزند.

 

لذا فعاليت آنها اساساً معطوف به فعاليت هاي تجاري و سودجويانه نيست و خود راطرفدار اصولي چون ارائه خدمات عام، احتر ام به حقوق بشر، داشتن آرمان، مسئوليت پذيري، همكاري برون مرزي ، پاسخگويي واهميت دادن به توده ها و عامه مردم، ،صداقت، شفافيت ، صراحت، ساختار غير سودجويانه، اتخاذ رويكردجامع و داوطلبانگي مي دانند به همين دليل سمن مانند هر سازماني موفقيت خود را وامدار پاي بندي به مسئوليت هاي اخلاقي مي داند و رعايت اصول اخلاقي مهمترين مبناي فعاليت هر سازمان مردم نهاد است.

 

 با توجه به اهميت اين موضوع  بايد ديد هنجارها و ملاكهاي اخلاقي حاكم بر سمن كدامند و بر چه اصول وارزشهاي اخلاقي استوارند؟

 

 

 

آيا آنها همان ملاكهاي عام و ر ايج اخلاقي حاكم بر جامعه اند؟ و يا فراتر ازهنجارهاي عام اخلاقي هستند؟‍‍.

 

اصول اخلاقي حاكم بر سازمان هاي مردم نهاد:

 

-1   اخلاق در سازمانهاي مردم نهاد

 

از آنجا كه سمن سازماني خيرخواه است و خيرخواهي علت غايي تأسيس و جهت گيري عمدة فعاليتهاي آن است واكرام كردن و محبت ورزيدن به انسانها اصل حاكم بر آن است لذا اخلاقي بودن سازمانهاي مردم نهاد نقش راهبردي در موفقيت آن دارد و اعتمادآفريني،  مشاركت طلبي عناصر مؤثردر موفقيت سازماني اند كه بر درخت مبارك اخلاق مي رويند.

 

پايبندي به اخلاق در مناسبات درون سازماني و برون سازماني يك سمن سبب ترويج اعتمادآفريني  مي شود.اعتماد يك سرمايه اجتماعي است و نقش راهبردي در كاهش تنشها و نزاع ها و افزايش هم ياري و تعاون دارد و رعايت صداقت، صراحت، امانت داري، رازداري، انصاف و پرهيز از تبعيض فعاليتهاي سازماني را كارآمدتر مي سازد.

 

سازمانهاي اخلاقي از انرژي منفي، تنشهاي سازماني، مفاسد اداري، رفتاري و مالي مصونند و همين امر بر موفقيت آنها اضافه ميكند.

 

با توجه به اهميت اين موضوع، مواردي به منزله توصيه هاي راهبردي براي اخلاقي سازي سمن ارايه ميشود:

 

-     تدوين منشور اخلاقي سازمان مردم نهاد:

 

اين سند بايد متضمن همه مسئوليتهاي اخلاقي سمن در قبال حقوق عناصر دروني و بيروني باشد وفراگيري، انسجام، وضوح و قابليت اجرا از مهمترين ويژگي سند يا آيين اخلاقي سمن است.

 

-     آموزش و ترويج سند اخلاقي براي همه اعضاي سازمان:

 

پذيرفتن سند اخلاقي و اعلام وفاداري به آن جزو شرايط عضويت در سمن تلقي مي شود.آموزش اخلاق هرگز منحصر در روشهاي مستقيم نيست چرا كه اين روشها از كارآيي كمتري برخوردارند.

 

 

 

-2  اصل استقلال و بي طرفي

 

سازمانهاي مردم نهاد، در هر سطحي كه فعاليت مي كنند، ملزم به بي طرفي اند.آنها بايستي همچون داورهاي منصف و تيز بين عمل كنند كه هيچ امري استقلال و بيطرفي آنان را مخدوش نسازد.اين اصل مهمترين مبناي اخلاق سمن است.سازمانهاي غير دولتي بايد به شكلي عادلانه و بي طرفانه، آن چيزي را كه از واقعيت يك ماجرا يا موضوع درك مي كنند، با استفاده از ابزارهاي در دسترس خود، به اطلاع عموم برسانند.درگير نبودن در ملاحظات خاص سياسي و همچنين برخورداري از ابزارهاي متنوع ارتباط گيري و اطلاع رساني،شاخصه هايي هستند كه در اين راه سازمان مردم نهاد را ياري ميرسانند.به علاوه عواملي همچون مردمي بودن، خودجوش، غير دولتي و داوطلبانه بودن عملكرد يك سازمان غيردولتي، سبب شده تا همواره تصويري مثبت از رفتار و برنامه عمل يك سازمان غير دولتي در اذهان جامعه و افكار عمومي نقش بندد.با اين حال، اين امر در تمامي موارد مصداق ندارد. برخي از سازمانهاي غير دولتي –خواسته يا ناخواسته – در دام برخي ترفندهاي سياسي گير افتاده و  فعاليتهاي خود را مخدوش ميسازند لذا بيطرف بودن يكي از  عناصر اصلي سازمان هاي مردم نهاد است.

 

-3 واكنش هوشمندانه و مسئوليت پذير

 

 

 

نخستين ملاك در تعامل اخلاقي اجتناب از واكنش هاي هيجاني در مواجهه با يكديگر است.وقتي معضلي بروز مي كند و افراد به اختلاف، چالش و يا تنش مي رسند، واكنشهاي هيجاني آنها را از همياري، مشاركت و تعاون دور مي سازد.ستيز و گريز دو گونه عمده واكنش هايي هيجاني اند كه بنيان فعاليتهاي سازمان مردم نهاد را ميلرزانند.انسانهايي كه در گرفتاريها و اختلاف نظرها به تعارض،نزاع، كشمكش، تندي، پرخاشگري و خشم متوسل مي شوند، از تعاون، همكاري و همياري ناتوان مي شوند و قوام كار گروهي كه اساس سمن است فرو مي ريزد.در واكنش گريز نيز انسانها به دليل فرار از يكديگر و قهر از همكاري باز ميمانند.يكي از راه هاي پيشگيري و درمان واكنش هاي مخرب هيجاني آن است كه در مواجهه با معضلات بدون آنكه خود يا فرد را متهم و تخطئه كنيم به مسأله بيانديشيم و در مقام حل هوشمندانه مسأله برآييم و به مسئوليت در قبال كردار، گفتار خويش واقف باشيم.واكنش هوشمندانه و مسئوليت پذير اساس تعامل اخلاقي و اثربخش در سمن است و آن بر خودشناسي لحظه اي افراد استوار است.هرچه اعضاي سازمان مردم نهاد از خودشناسي ژرف تري برخوردار باشند به همان ميزان از پرخاشگري و ساير واكنشهاي هيجاني مصون مي مانند.

 

 

 

اخذ واكنش هوشمندانه و خودداري از واكنشهاي هيجاني مهمترين بنيان تعامل اخلاقي و تفاهم در كار گروهي است.آنچه موفقيت سازماني سمن را تهديد مي كند، پرخاشگري، زير آبزني، تنش،قهر، كينه توزي، عداوت و دشمني و ساير رذايل اخلاقي است.همه اين رفتارها گونه اي از واكنش هيجاني اند.به همين دليل اخذ واكنش هوشمندانه و مسئوليت پذيري را بايد سرلوحة ملاكهاي اخلاقي قرار داد.

 

 

 

-4 احترام اصيل و نامشروط

 

يكي از مهمترين ملاكهاي اخلاقي در نظام ارزشي سمن ها حرمت و كرامت افراد است.انسان فارغ از هر امر عارضي مانند زبان، نژاد، قوميت و...از كرامت و احترام برخوردار است.احترام وظيفه اخلاقي ما است كه انجام آن در گرو هيچ قيد و بندي نيست.احترام كاذب، احترام به شرط چشم داشت در واقع يك نوع بي احترامي است.

 

 قوام فعاليتهاي سمن به نهادينه شدن احترام بين اعضاي آن است.البته احترام محدود به تعامل درون سازماني نيست بلكه تعامل سازمان مردم نهاد با ديگر افراد و سازمانها نيز بايد بر احترام استوار شود.احترام پاي بندي به رفتاري است كه احساس ارزشمندي را به فرد مقابل انتقال دهد و  بر عكس آن ، توهين، خوار داشتن، تمسخر كردن و هر فعاليتي كه سبب احساس كهتري ديگران شود، رذيلت اخلاقي است.

 

-5امانت نگري

 

مراد از امانت نگري مفهومي عميقتر و حقيقتي ژرفتر از امانت داري است.امانتداري يك فضيلت رفتاري است كه ريشه در بينش متعالي انسان دارد.بينشي كه انسان بر اساس آن هر آنچه را در اختيار دارد، امانت مي بيند كه به رسم وديعه و يا به طرق ديگري در اختياراو قرار گرفته است.امانت داري در وديعه مفهوم محدودي دارد.فرد در امر مورد وديعه حق تصرف ندارد بلكه آن را بايد بدون تصرف حفظ كرده و به صاحب امانت باز پس گرداند. در فعاليتهاي سمن  نيز امانت انگاري هر چيزي كه در اختيار ماست، زير ساخت امانتداري نسبت به خود و ديگران است و فرد بايد نسبت به اموري كه در آنها تصرف ميكند امانت نگر باشد.

 

-6 حفظ حريم شخصي

 

يكي از آفات كار گروهي و فعاليت سازماني به مخاطره افتادن استقلال فردي و از بين رفتن حريم خصوصي افراد است.حس جستجوگري و كنجكاوي، افراد  را به حريم خصوصي ديگران  مي كشاند.رعايت حريم خصوصي انسانها يك اصل اخلاقي است.

 

حريم خصوصي مراتب مختلف دارد.نخستين مرتبة آن حريم خانوادگي افراد است.كسي اجازه ورود به اسرار خانوادگي انسانها را ندارد.روابط بين فرد و همسرش، روابط بين فرزندان و والدين حريم خانوادگي افرادند.ما مجاز به كسب هرگونه اطلاعاتي در زمينه مسايل خانوادگي افراد نيستيم و در موارد خاص بايد تنها در چارچوب مقررات و با اطلاع فرد انجام شود.

 

دومين مرتبة حريم خصوصي، حريم شخصي خود فرد است.در خانواده، چنين نيست كه افراد و اعضاء خانواده مجاز به تجسس در امور يكديگر باشند.پدر حريم خصوصي دارد كه ورود به آن نه براي فرزندان مجاز است و نه براي همسر و برعكس فرزندان حريم خصوصي دارند كه بايد حفظ شود.كنترل فرزندان به معناي شكستن حريم خصوصي آنان نيست.به همين دليل بايد كنترل اعضاء به گونه اي باشد كه مستلزم ورود به حريم خصوصي آنان نباشد.

 

-7 رازداري

 

غالباً رازداري با حفظ حريم خصوصي و با امانت داري اشتباه ميشود.مراد از رازداري آن است كه اگر به هر دليلي به اسرار دست يافتيم نبايد آنها را براي ديگران افشا كنيم.دستيابي به اسرار افراد لزوماً از طريق ورود به حريم خصوصي نيست بلكه افراد به طرق مختلف به اسرار ديگران وقوف  مي يابند.امروزه اطلاعات منشاء قدرت است و حفظ اطلاعات محرمانه و اسرار افراد يك اصل اخلاقي است.افرادي كه به غيبت مي پردازند غالباً راز مردم را افشا ميكنند.

 

-8 پاسخگويي و نقدپذيري

 

انسانها نسبت به تصميم ها و اقدامهاي خود دوگونه تلقي دارند.كساني با تكبر وغرور از آنچه انجام مي دهند به نحو نامشروط راضي اند و هرگز رفتار خود را قابل چون و چرا نمي دانند و در قبال عملكرد خويش پاسخگو نيستند.تلقي آنان چنين است : چون من انجام دادم پس خوب است.تلقي دوم كه بر نگرش و منش اخلاقي استوار است، مسئوليت پذيري در قبال تصميم و رفتار است.آنان افراد را محقّ ميدانند كه از دليل رفتارشان بپرسند.بر اساس اين نگرش، آنان نقد و پرسش را حق ديگران مي دانند و نقدپذيري و پاسخگويي را وظيفة اخلاقي خود تلقي ميكنند.نگرش اخلاقي اين است كه ما نسبت به رفتارهايمان بايد پاسخگو باشيم.اگر كسي از دليل و عقلانيت رفتارمان بپرسد نبايد واكنش هيجاني نشان دهيم بلكه بايد ادله تصميم و رفتار خود را در ترازوي داوري همگاني قرار دهيم.قوام كار گروهي و فعاليت سازماني به ويژه در سازمانهاي مردم نهاد بر پاسخگويي افراد و پاسخگويي سازمان است.مطبوعات حق انتقاد و استيضاح دارند و سازمان وظيفه پاسخ دادن به آنها را دارد.نقدگريزي موجب استكبار مي شود و قوام سازمان را فرو ميريزد.سازمان بر اي نقدپذيري خود بايد نظام جامع پيشنهادات و انتقادات را تدوين كند و با استقبال از نقد ديگران آنها را تحليل و به نحو منطقي پاسخ دهد.

 

-9 عفو و گذشت

 

بروز اختلاف در كار گروهي امر طبيعي است.همچنين طبيعي است كه افراد در كار گروهي و فعاليت سازماني از يكديگر رنجش خا طر پيدا كنند.كسي حقي را پايمال كند و بر ديگري اجحاف نمايد.مواجهه با خطاي ديگران مي تواند با واكنش هيجاني، مقابله به مثل، عمليات تلافي جويانه و انتقام باشد.چنين واكنشي سامان فعاليت گروهي را فرو مي ريزد و تعامل سازنده را به دشمني مخرب تبديل ميكند.

 

مواجهة اخلاقي با خطاي ديگران عفو و گذشت است.ناديده گرفتن خطاي ديگران از نگرش اخلاقي ناشي مي شود.انسان اخلاقي در فعاليت گروهي به رسميت مي شناسد كه افراد خطا كنند، عمد در خطا، و يا استمرار در خطا با اصل خطاكاري متفاوت است.عفو و گذشت فرد را از واكنشهاي هيجاني و تلافي جويانه باز مي دارد و اين سبب پيشگيري از وقوع خطا ميشود.

 

امروزه در جامعه معاصر به ويژه در فعاليتهاي گروهي و سازماني بيش از هر امر ديگر به اين اصل اخلاقي نياز منديم.بنيان سازمان مردم نهاد بر عفو و گذشت و بخشودن استوار است.

 

-10وفاداري سازماني

 

عضويت در سمن مسئوليت هاي فراواني را به ميان مي آورد.يكي از مهمترين مسئوليت ها وفاداري و تعهد سازماني است.وفاداري سازماني را به دو صورت تعريف كرده اند : اجتناب از هرگونه اقدامي كه موجب ضرر به سازمان مي شود، اعم از ضرر مادي يا معنوي.اين تعريف حداقل گرايانه است.تعريف ديگري نيز ارايه شده است كه فراتر از دوري از ضرر رساندن است : دغدغة حفظ منافع سازمان و توسعة آن.

 

گفته اند افراد يا به دليل رضايت شغلي تعهد سازماني مي يابند يا به دليل رابطه عاطفي با سازمان وفادار مي شوند و يا به دليل الزام هاي بيروني، اما مهمترين عامل وفاداري سازماني الزام دروني برخاسته از مسئوليت پذيري اخلاقي افراد در قبال منافع سازمان است.

 

لذا ترجيح منافع سازماني بر مصالح شخصي، اصل اخلاقي تلقي مي شود.ما مي رويم اما سازمان با نقش اجتماعي خود ميماند.حميت و غيرت سازماني برخاسته از چنين نگرشي است.

 

-11 منافع ملي

 

مهمترين مسئوليت اخلاقي سمن حفظ و توسعه منافع ملي و مصالح اجتماعي است.وفاداري سازماني نيز در راستاي دست يابي به منافع ملي ارزش مي يابد.سازما ن هاي مردم نهاد در قبال مصالح اجتماعي و توسعه جامعه مسئولند.اين مسئوليت پذيري ابعاد فراوان علمي، اقتصادي، فرهنگي، ديني، سياسي و صنفي دارد.ترويج اخلاق در همه نهادهاي اجتماعي به ويژه ترويج اخلاق در سازمانها ي مردم نهاد مصداق بارز مسئوليت پذيري سمن در قبال جامعه است.

 

منافع ملي ابعاد فراوان دارد : ميراث فرهنگي، تاريخي، منابع طبيعي، منابع انساني، ثروت ملي، توسعه اجتماعي و مزيت راهبردي در تعامل جهاني نمونه هايي از اين ابعاد اند.سمن حافظ و مروج منافع ملي است.

 

نتيجه

 

 -1   پايبندي به اخلاق در مناسبات درون سازماني و برون سازماني يك سمن از ضرورت هاي حاكم بر آن است

 

  -2 رعايت بيطرفي و اصل استقلال يكي از مهمترين مبناي اخلاقي سمن است.

 

-3 رعايت اصول اخلاقي و اجتناب از واكنش هاي هيجاني در مواجهه با يكديگر در زماني كه معضلي بروز مي كند و افراد به اختلاف، چالش و يا تنش مي رسند ،اساس تعامل اخلاقي و اثربخش در سمن است .

 

-4 برخورد صادقانه و همراه با احتر ام اصيل در مواجهة با يكديگر يكي از مهمترين ملاكهاي اخلاقي در نظام ارزشي سمن است .

 

-5 رعايت امانتداري و امانت انگاري هر چيزي كه در اختيار ماست از فضيلت هاي رفتاري درسمن است .

 

-6 حفظ حريم خصوصي افراد در چارچوب قانون از الزامهاي اخلاقي سمن است.

 

-7 پاسخگويي و استقبال از انتقاد، ارزش اخلاقي مؤثر در تعالي فردي و سازماني سمن است

 

شهناز قليزاده عضو هيئت مديره انجمن كوهنوردان ايران

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها