کوه نامه: دیدگاه
توضیح: ممکن بود از تیتر برداشت کلی شود برای همین عرض می کنم متن این نوشتار اشاره به عده ی معدود از سنگنوردان و کوه نوردان دارد.
...............................
سنگنوردی که سیگار نکشه سنگنورد نیست!!

این جمله از مربی! سنگنوردی شنیده شد وقتی که طلب فندک از چهار سنگ نورد (دو خانم و دو آقا) که جملگی مشغول سیگار کشیدن بودند می کرد!
بند یخچال در کنار مسیرهای سنگنوردی فیلترهای سیگار زیادی به چشم می آید! تاسف بارتر اینکه این ها توسط کوه نوردان و سنگنوردان مدعی ریخته شده است (و قطعا هیچ معتاد و یا فردی سیگاری از توی پارک های دم دستی شهر بلند نمی شود هلک هلک بکوبد بیاید تا آنجا سیگار بکشد که هم نایش را ندارد و هم نشئگی اش می پرد!) بله این زباله های دخانی محصول سنگنوردان وکوه نوردان در بند یخچال است که از قضا برخی شان مربیان و سنگنوردان قابلی هم هستند که چند کار آموز هم به دنبالشان ریسه اند.
سنگنوردانی که بعضا مکان سنگنوردی را با کنار سواحل اشتباه! گرفته اند و گمان می کنند مشغول حمام آفتاب گرفتن هستند! با تاپ نیمه برهنه و به هکذا مردانی که بدن عضلانی خود را برای دخترکان آنجا به نمایش می گذارند در ظل آفتاب و اصلا گور بابای سوختگی با آفتاب و لابد خود را با فلان سنگورد بسیار برجسته خارجی مقایسه می کنند که آن ها هم لباس نمی پوشند و صعود می کنند اما غافل از اینکه میان ماه من تا ماه گردون.....
به عینه در پای تمرین می دیدم دخترکی کم سن و سال برای اینکه از سایر همسنگان! خود کم نیاورد چگونه وانمود می کرد که او هم سیگار کش قهاریست و هر ساعتی دوستش را پای سنگ صدا می زد که یک سیگار برام روشن کن!!! و یا شنیدن این جمله که: بعد از یک صعود موفق یک سیگار می چسبه!

"عکس از اینترنت"
دردناکتر وقتی فرزند من و یا کارآموز این آقایان و یا خانم های مربی می بینند که مربیانشان چه خوب سیگار می کشند و از قضا پک های عمیقی هم به سیگار می زنند و می شنوند که می گویند سنگوردی که سیگار نکشد سنگنورد نیست! نا خود آگاه فکر می کنند اگر می خواهی سنگنورد خوبی شوی در کنار سایر تمرینات یکی از مولفه های مهم پک عمیق زدن به سیگار است!!!
اینکه کسی دوست دارد سیگار بکشد یا نه نظر خودش است اما هر چیزی جای خود دارد. خانم ها می توانند در مجلس میهمانی یا کنار سواحل بیکینی هم بپوشند و حمام آفتاب بگیرند (بالشخصه استقبال هم می کنم!) و آقایان هم به هکذا.
بیاییم محیط ورزش را آلوده نکنیم چرا که زنان و خواهران و برادارن و فرزندان ما در این مکان ها ورزش می کنند و دنبال الگو می گردند.
اما آنچه وظیفه ی ما نویسندگان کوه نوردی است انعکاس این کژی ها به صورت رسانه ای و فراگیر است که مدتیست برخی دوستان در خصوص محیط زیست و وندالیسم انجام می دهند و این راه شاید فعلا بهتر پاسخ دهد از مواجهه و تذکر به عنوان یک مشفق به این دست از آدم ها. چرا که تذکری به اینان مصادف است با برخوردی بد و یا وای به روزی که به آن مربی پر مدعا بگویی فلان شکل حمایتت اشتباه است! گویی به مقام خداوندیشان توهین کرده ای!!
و دیگر بیاییم سنگنوردان و کوه نوردان اخلاق مند و متین و و درستکار را معرفی کنیم و با حذف این دست از افراد در محیط مجازی، آن ها را به شهرت و اسم و رسمی که به هیچ وجه در حد و اندازه آن نیستند نرسانیم و فراموش نکنیم با تعریف و تمجید از اینها ظلم ناخواسته و مضاعفی بهشان روا داشته ایم چرا که بادکنک را اگر بیشتر از حدش باد کنیم می ترکد و نابود می شود.
در کلام آخر این دست سنگنوردان و کوه نوردان کسانی هستند که مدتی می آیند به اوج می رسند و د ر اولین پاندولی و یا عدم صعود در مسیری که بارها و بارها رفتند و نیوفتاده اند می فهمند تمام شده اند و در کسری از ثانیه برای همیشه از یادها می روند و تنها کسانی می مانند که خوشنام بودند و یادگارهای خوبی از خود به جای گذاشتند حتی سال ها پس از مرگشان.
کوه نوردان و سنگنوردانی که کافیست فقط صد متر از محل تمرین و ورزش خود دور شوند تا مشاهده کنند هر گز کسی آن ها را نمی شناسد؛ بنابراین و با این اوصاف اگر دنیای کوچک اینان اینقدر برایشان بزرگ است بهتر است در همین دنیای کوچک و پیله تنیده به خود بمانند که در اندک زمانی به فراموشی سپرده خواهند شد و آدم های کوچک هر گز توان و تحمل بزرگ بودن را ندارند.
بیاییم به همان اندازه که بازو هایمان را بزرگ می کنیم مغزهایمان را هم بزرگ کنیم!
بر ما مجازی نویسان و دست به قلمان است که غربال های خود را خوب انتخاب کنیم تا نخاله ها غربال شوند.
در خاتمه اشاره به جمله ای در فیلم رستگاری در (رهایی از) شائوشنگ در خصوص این دست آدم ها به جا به نظر می رسد:
"اون پنجاه سال تو زندون بوده؛ اینجا واسه خودش کسیه، اما بیرون از اینجا هیچی نیست؛ هیچی!!"
