آلتای در وبلاگ سولدوز کلاب(Sulduz Club ) مطلبی با عنوان " و هنوز منتظریم " منتشر کرد . آلتای در این مطلب از باشگاه آرش و سرپرستان برنامه برودپیک درخواست دارد تا در برابر جامعه کوه نوردی و افکار عمومی پاسخگو باشند و جزئیات بیشتری از برنامه را منتشر نمایند.

سولدوز کلاب :
اشتباه نکنید دیگر منتظر بازگشت آیدین، پویا و مجتبی نیستیم اونها برای همیشه رفتند تا در آغوش سرد کوهستان آرام بگیرند، اکنون منتظر جزئیات تراژدی برودپیک هستیم. حتما منظورمان از جزئیات، معرفی یک یا چند نفر مقصر نیست بلکه بیشتر در تعقیب جزئیات دقیق اتفاقاتی هستیم که ارزش بحث و تامل داشته باشه.
چیزی که اینروزها میشه از منابع خبری رسمی و غیر رسمی شنید اینه که همه در حال برگزاری یادبود و یادمان و بزرگداشت و گرامیداشت و ...داشت های دیگر، اما هنوز واقعا نمی دونیم دقیقا چه اتفاقی اون بالا افتاده و مسئولان محترم باشگاه هم در حال پرداختن به ارزش کاری که شده هستند نه اتفاقاتی که در طول این اکسپدیشن افتاده! و بعضا هم کسانی رو مسئول این تراژدی معرفی می کنند که الان حضور ندارند و نمی توانند از خود دفاع کنند. چیزی که هر خواننده ای رو اذیت می کنه اینه که فرد پاسخگو رو نمیشه پیدا کرد! واقعا در مکالمات تیم قله چه گذشت ؟؟ در برنامه ریزی ها، طراحی و سازماندهی و مدیریت چه اشکالاتی وجود داشت ؟؟
امروز دبیر باشگاه آرش، آقای همایون بختیاری، در گفتگو با خبرنگار ایسنا در چرایی بیواک های متعدد، خستگی، بی غذایی و بی آبی سه کوه نورد ایرانی در برودپیک گفته اند که این صعود آلپی بوده نه انتحاری و صعود انتحاری لفظ اشتباهی برای چنین صعودی ست!!
آقای بختیاری در صعود های آلپاین اگر تیم در صعود خود مشکل داشته باشه و نتونه برای بازگشت گزینه ای داشته باشه حتما صعود رو نیمه تمام می گذاره و به بیس کمپ بر می گرده، سوال اینجاست که هدف از قرار دادن یک تیم که تا دیروز نام تیم پشتیبانی رو داشت آنهم در موقعیت کمپ سه چه بوده و آیا در صعود آلپی در کمپ سه بارگذاری صورت می گیره! و چرا این تیم بعد از سه بیواک سخت و تموم شدن آب و غذایشان به بیس کمپ یا کمپ سه بر نمی گردند؟؟ در صعود های آلپاین آذوقه ای که با خودشون می برند کاملا برای طول مدت برنامه تنظیم شده در حالی که این سه کوه نورد در تماس خود گفته اند که سه روز بوده که چیزی نخورده اند (تا قبل از صعود به قله) و تازه چادرشان رو هم از دست داده اند، شما کجای دنیا چنین صعودی رو دیدید که دقیقا سلامت فرد رو به طور آشکار به خطر بیاندازه ؟؟ اگر صعود این کوه نوردان خوب کشورمان آلپاین بوده چرا قبل از اعزامشان هدف خود را صعود آلپی اعلام نکرده بودند که در نوع خود می تونست به فشار حجم تبلیغاتی باشگاه تان هم کمک کنه ؟؟
آقای بختیاری اگر صعود این عزیزان آلپی بوده پس تیم دوم به قول شما! در کمپ سه و برنامه پرچم گذاری از قله تا کمپ سه چه جایگاهی در این صعود دارند ؟؟ صعود آلپاینی که مختصات جی پی اس مسیر بازگشت برای تیمی که قبلا به قله این کوه نرسیده و با مسیر بازگشت که غیر از مسیر صعود بوده و با آن آشنایی ندارند، وجود نداره و طراحان و مدیران برنامه هم طبیعتا نمی دونند اون بالا چی به چیه، رو چطور توضیح می دید ؟؟ آیا با فداکاری هایی که این سه کوه نورد برای شما و باشگاه تان کردند تصمیم گرفتید که نام صعودهای بی بازگشت رو آلپی بگذارید ؟؟ آیا پس از گذشت نزدیک به سه هفته از صعود و حادثه برودپیک وقت آن نرسیده که مسئولین و طراحان برنامه کارشناسانه تر صحبت کنند؟؟ آیا منافع باشگاه بیشتر از جان کوه نوردان تان ارزش داره ؟؟
امروز وبلاگ داستان کوه به قلم رامین شجاعی هم بروز شد و از برنامه گفت! اما هنوز در نوشته هاش اشاره ای نکردند که دقیقا چه اتفاقاتی از مسیر کمپ سه به قله و بازگشت افتاده و چه گفتگو هایی بین تیم قله و آنها رد و بدل شده! فکر می کنم همه به قدر کافی از وداع تلخ خودمان گفتیم و شنیدیم، اما هنوز صحبت های اصلی به قول خانم ابریشمی در پشت پرده جریان داره و همه چیز قربانی منافع باشگاه و غیره میشه! تا کی باید همه چیز بین چند نفر حل و فصل بشه و بقیه شنوای نادان تلقی شوند؟؟
آقای شجاعی عزیز همانطور که گفتم کسی بدنبال مقصر نیست اما واقعا می خواهیم کسی رو پیدا کنیم که مسئولانه به سوالهایی که در این چند هفته همه رو آشفته کرده پاسخ بده. از شما هم می خواهیم که به عنوان همنورد سه کوه نورد مفقود شده جزئیات صعود رو برایمان تشریح کنید و مثل همیشه نقد خود را این بار بر برنامه خود بنویسید؟؟ نقد بر خود کار پسندیده و شجاعانه ای خواهد بود و حتما راهگشا و راهنمایی برای دیگر همنوردهایتان خواهد بود.
چیزی که تا بحال خوانده ایم نقد هایی بوده اند که از سوی برخی وبلاگ نویسان یا حتی کوه نوردانی بوده که از دور چیزهایی شنیده اند، اما نقد اصولی که با حضور کارشناسان، مجریان و طراحان برنامه باشه جایگاه دیگری داره و حتما به رشد علمی این فعالیت نیمه سنتی کمک شایانی خواهد کرد. در حال حاضر جای یک نقد اصولی بر نوع برنامه ریزی، سازماندهی و مدیرت برنامه و اجرای برنامه خالی ست. نقد بر چنین برنامه ای بخشی از وظایف مسئولین چه فدراسیونی و چه باشگاهی در شفاف سازی و پاسخگویی به جامعه کوه نوردی و افکار عمومی ست و این حق همه ماست که از اشتباهات (البته اگر کسی اشتباهی به گردن بگیره) و تجربیات دیگران استفاده کرده و درس بگیریم.
و هنوز منتظریم و امیدوارم این انتظار سال ها طول نکشه ...
منبع : سولدوز کلاب ( آلتای )
