اخبار کوهستان

Featured

یرودپیک میدان جنگ یا کوهنوردی؟!

کوه نامه: از وبلاگ های کوهنوردی

مهدی فرهادی در وبلاگ همطناب من می نویسد:

اين روزها مطالب بسياري درخصوص برنامه گشايش مسير در برودپيک نگاشته مي شود;برخي به حماسه سرائي و مديحه سرائي پرداخته و برخي نيز اين حاثه را فرصتي براي انتقام گيري از عوامل اجراي اين برنامه مي دانند و برخي نيز سعي در نقد اين برنامه دارند.
 
در اين بررسي ها و نقدها به پارامترهائي چون مديريت و برنامه ريزي و آمادگي جسماني و توان و تجربه فني شرکت کنندگان پرداخته شده است.
اما در همه اين تحليلها به بحث آمادگي ذهني و رواني  اعضاء تيم کمتر توجه شده است.
براي اجراي يک برنامه کوهنوردي پارامترهايي چون آمادگي جسماني, آمادگي ذهني و آمادگي فني و تکنيکي بايد مد نظر قرار گيرد که هر سه اين عوامل به نوبه خود مهم هستند و سهم هر کدام بسته به نوع برنامه تفاوت مي کند.
در برنامه هاي فني و دشوار پارامتر آمادگي ذهني بسيار برجسته شده و گاه نقشي برابر با آمادگي جسماني دارد.
اما آيا اعضاء تيم برودپيک آمادگي روحي و رواني لازم را براي ورود به چنين برنامه دشواري را دارابودند.
در اين نوشته قصد ندارم که قضاوتي داشته باشم در خصوص اينکه آيا عامل روحي و رواني در ايجاد اين حادثه دخيل بوده اند يا نه تنها اشاره اي دارم به مشکلاتي که اين تيم در اينخصوص داشته است.
از نظر من عمده نفرات تيم بطور بالقوه از لحاظ ذهني افرادي توانمند بودند حضور در برنامه هاي کوهنوردي دشوار داخلي و خارجي  را تجربه نموده بودند و با وجود جوان بودن از روحيه اي قوي و جنگنده برخوردار بودند.
اما مشکل اصلي اين تيم عوامل بيروني بود که فشار رواني خرد کننده اي بر اين جوانان و حتي به مديريت تيم وارد مي نمود.
در اينجا بخشهائي از نامه آيدين بزرگي را که پيش از عزيمت به پاکستان در فضاي مجازي منتشر نمود بهمراه توضيحاتي بازنشر مي کنم:
در سراسر اين نامه به نظر مي رسد که آيدين خود و تيم برودپيک را نماينده جناح حق(مخالفان فدراسيون و طرفداران صعودهاي نو و غير بهره مند از رانت دولتي) در برابر جناح باطل(موافقان فدراسيون و طرفداران صعودهاي تکراري و البته برخوردار از رانت دولتي) تصور نموده و برودپيک را عرصه نبرد حق و باطل مي داند و با نگارشي زيبا و حماسي خواننده را تحت تاثير قرار مي دهد.
رسالت سنگيني که آيدين براي خود متصور است بدون شک همراه با فشار روحي شديدي است که طبعا" بخش از آن به کل تيم نيز منتقل مي شود.يکي از حواشي اين برنامه به ماجراي اختلاف بين کيومرث بابازاده(سرپرست تيم) و مديريت فدراسيون کوهنوردي باز مي گردد.
حواشي آزار دهنده اي که مدتها جامعه کوهنوردي را به خود مشغول نموده و آخرين آن نيز به عدم اعطاي مجوز شوراي برون مرزي به برنامه برودپيک اخير باز مي گشت.
آيدين مي خواهد با اجراي موفق اين برنامه جناب بابازاده رادر برابر دشمن(همان فدراسيون کوهنوردي) روسفيد کند .
مي خواهيم روي آن بزرگ مردي را سفيد کنيم که مويش در اين راه سفيد شد، که قلبش در اين راه شکست، که روحش در اين راه درد کشيد. مي خواهيم پيرمردي را شاد کنيم که بغض به گلو نشسته اش فرياد شد، و فريادش به دادگاه برده شد.
آيدين روح عصيانگري دارد ,آرمانگراست و اجراي اين برنامه براي او آنقدر حياتي است که حاضر است هر هزينه اي را براي آن بپردازد. آيدين حتي خطر را هم به مبارزه طلبيده و به مرز بي باکب رسيده است.
چه کسي است که بتواند جلوي عزم ما بايستد؟ عزم ما از ذره ذره ي وجود کوهنوردان ايران است. عزم ما بي پولي را نمي شناسد،عزم ما خطر را مي هراساند مي خواهيم راهي را برويم که درست است، که رو به اعتلاست. مي خواهيم طعنه بشنويم، مسخره شويم، مضحکه شويم، پول هايمان را هدر بدهيم، بدويم، گريه کنيم، خطر کنيم. مي خواهيم کوهنورد باشيم، مي خواهيم ميراث بران شايسته اي باشيم، نمي خواهيم زير چتر زور باشيم، نمي خواهيم کور باشيم.
آيدين رسالت بزرگي را براي خودش و البته همنوردانش متصور است او مي خواهد کوهنوردي ايران را که به زعم او مرده است زنده کند . رسالتي بس بزرگ که به دوش کشيدن باري چنين سنگين تن قوي ترين و با تجربه ترين کوهنوردان را نيز به لرزه مي اندازد. هدف و آرمان در نظر او بسيار بزرگ است. شايد آنقدر بزرگ که براي بسياري از کوهنوردان جدي نيز عجيب مي نماياند.
آري، ما اينجاييم، تا يادي از کوهنوردي اينک مرده ي کشورمان کنيم، تا کوهنوردي مان را دوباره ورق بزنيم، تا يادگاري از خودمان به جا بگذاريم، توشه اي  براي کوهنوردان آينده ي کشورمان. اينجاييم تا بر تن يک کوه هشت هزار متري يادگاري خودمان را بنويسيم، نام  ايران مان را حک کنيم، اينجاييم تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنيم.
جبهه بندي ها و درگيري هاي بين مديران و اعضاء تيم برودپيک و همچنين سابقه اختلافات بين کوهنوردان موسوم به مستقل و دولتي ها و همچنين رفتار برخي مسئولين فدراسيون گويا حسابي روح و روان آيدين را آزرده کرده روح حساس آيدين مجروح و آسيب ديده است :
عزم ما نيازي به اجازه ي پشت ميز نشيناني ندارد که خود را رئيس و سرپرست مي دانند، که خود را تافته ي جدا بافته مي دانند، که خود را نخبه مي پندارند، که خود را کوهنورد مي دانند، که آنان اند که محتاج عزم مايند، که آنان اند که زير چتر مايند. عزم ما نامه و گواهي و مجوز شورا نمي خواهد. عزم ما ريشه در ذات ما دارد، ريشه در پيشکسوتان ما دارد، ريشه در عمق وجود آناني دارد که زندگي شان را وقف کوهنوردي اين کشور کرده اند. عزم ما عزم جواني است، عزم پرواز است. عزم ما عاشق است، شکست را نمي شناسد، کارشکني را نمي فهمد، استهزا را عار نمي داند، طعنه را ننگ نمي شمارد، عزم ما فقط آنجا را مي بيند، راس آن ستيغ بلند را.
آيدين قصد انتقام دارد و مي خواهد از فراز برودپيک پا بر گلوي کساني بگذارد که در حق او و دوستانش ظلم نموده اند :
مي گوييم ما از آن بالا به شما مي خنديم، از آن بالا همه صداي مارا خواهند شنيد، همه پيام ما را خواهند گرفت. مي گوييم اين پاداش ماست، اين نتيجه ي صبر ماست، نتيجه ي پايمردي ماست، نتيجه ي جرات کردن ماست، نتيجه ي اشکهاي ماست، نتيجه ي چند دهه کوهنوردي ماست که شما پايتان را بر گلويش گذاشتيد، نمي گذاريد بلند شود، نمي گذاريد نفس بکشد. ولي ما از آن بالا پا بر گلوي شما خواهيم گذاشت، ما از آن بالا شما را پايين خواهيم کشيد، ما از آن بالا ترانه ي زندگي را براي کوهنوردي مان خواهيم خواند، دست در دست هم، غرق شادي، غرق غرور، غرق افتخار.
با خواندن نوشته فوق مشاهده مي کنيم که گويا گشايش مسير جديد بر روي برودپيک ديگر يک برنامه کوهنوردي صرف نيست .
ذهن و روح و روان آيدين براي يک برنامه کوهنوردي آماده نشده است و بيشتر به کسي مي ماند که قصد دارد وارد ميدان جنگ با دشمني شود که حال در نظر او به مظهر همه پليدي ها و زشتي ها تبديل شده است. و در مبارزه با اين دشمن بايد تا سر حد توان جنگيد.
 
پی نوشت:
هر کس حق دارد هر آرمان و هدفي را برگزيده و با راه و روش خاص خود در راه رسيدن بدان گام بردارد و این نوشته تنها نظر شخص من است .

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها