کنیونینگ یا دره نوردی یکی از شاخه های جذاب کوه نوردی فنی محسوب می شود. با توجه به شرایط جغرافیایی ایران این رشته به سرعت در کشور گسترش پیدا کرده و مورد توجه کوهنوردان قرار گرفته است. تا کنون با تلاش کوهنوردان کشورمان دره هایی که عمدتا در منطقه البرز قرار گرفته گشایش و پیمایش شده است و برخی از آنها مورد توجه دیگران قرار گرفته و بارها و بارها پیمایش شده اند.یکی از قدیمی ترین و معروف ترین این دره ها اندراسم است. اما برخی دیگر به دلیل عدم وجود گزارش های مستند و ااطلاع رسانی مناسب و یا شرایط اقلیمی خاص مورد توجه چندانی واقع نشده اند

.
زاگرس با توجه به شرایط جغرافیایی و طبیعت خاص این رشته کوه زیبا ، شرایط بسیار مناسبی را برای گسترش این رشته فراهم آورده است. همان طور که می دانیم زاگرس رشته کوه جوانی است که از نزدیک شدن صفحه عربستان به صفحه ایران از میان رسوبات دریای تتیس سر برآورده است و هم چنان در حال قد کشیدن می باشد. ستیغ های بلند که سر به آسمان می سایند و دامنه های پر شیب که به دره های عمیق و پر آب منتهی می شوند مناظری بدیع و دلفریب به وجود آورده اند که در نوع خود بی نظیر می باشند. ازطرفی دیگر وجود لایه های رسوبی و آهکی به عمق سه هزار متر در این منطقه شرایط مناسبی برای جمع شدن آبهای زیر زمینی در دل این بستر متخلخل و اسفنج مانند به وجود آورده. این سفره های بزرگ آب زیر زمینی آب را در زمستان جذب کرده و در تابستان ، این آب از زمین جوشیده و جاری می گردد ورودخانه های پرآبی مانند کارون و دز را به وجود می آورد.همه این عوامل دست به دست هم داده و دره هایی باشیب مناسب و آب فراوان به وجود آورده است
یکی از زیباترین و بکرترین این مناطق رشته کوه هزار دره و سبزه کوه به ارتفاع تقریبی 3800 متر در بلندترین قسمت ، در جنوب استان چهارمحال و بختیاری و شرق جاده شهر کرد به ایذه می باشد. این رشته کوه زیبا دره ای بزرگ و عمیق را در میان خود جای داده که به تنگه زندان مشهور است و الحق این نام برازنده آن می باشد.
- كوه هزار دره و سبز كوه و همچنين دامنه هاي جنوبي آن تا روستاي معدن جزو مناطق حفاظت شده مي باشد ، به همين جهت براي ورود به منطقه هماهنگي با سازمان مربوطه ضروري مي باشد.
دره ای عمیق با دیواره های سترگی که دور تا دور آن را احاطه نموده و مانند نگهبانان طبیعی از حیات وحش زیبای این منطقه در برابر نامحرمان دفاع می کنند و مامن امنی برای وحوش و گیاهان به وجود آورده است که شامل پلنگ ، خرس ، چهار پایانی مانند کل و ... می باشد. هنگام عبور از این هزار توی بی انتها ، زمانی که این دژ تسخیر ناپذیر درهای خود را به سوی شما می گشاید و به دلبری می پردازد. متوجه خواهید شد که هنوز نقاطی در این کشور پهناور دور از تعرض و دست درازی انسان ، در خلوت خود ، به حیاط اادامه می دهند. و این فکر به ذهن خطور می کند که در گذشته ای نه چندان دور که نقاطی از این دست کم نبودند ما چه بر سر طبیعت این سرزمین پهناور آورده ایم .با تحقیقاتی که آقای محمد رضا کاشفی سرپرست برنامه با بررسی نقشه های توپوگرافی و کسب اطلاعات ازکوهنوردان محلی انجام داده بودند شرایط این دره را برای اجرای برنامه کنیونینگ مناسب تشخیص دادندو به همین دلیل در تدارک برنامه ای برای پیمایش این دره زیبا برآمدند. با توجه به حجم آب زیادی که از این دره به پایین سرازیر می شود و با توجه به توصیه کوهنوردان محلی ماه مهر را برای اجرای این برنامه انتخاب نمودند که یکی از خشک ترین و کم آب ترین ماه های سال محسوب می شود. سه شنبه 9/7/1387 ساعت 8 شب تیمی متشکل از ده نفر از اعضای باشگاه دماوند ، گروه کوهنوردی تهران و خانه کوهنوردان تهران به سرپرستی آقای محمد رضا کاشفی عازم منطقه هزار دره شدیم. ساعت 4:30 صبح هنگامی که وارد شهر بروجن از توابع استان چهار محال و بختیاری شدیم هنوز خورشید طلوع نکرده و شهر در زیر چادر شب به خواب فرو رفته بود. بعد از صرف صبحانه و جستجو برای یافتن وسیله نقلیه که ما را به پای کار برساند.مینی بوسی فراهم کرده و ساعت 7:30دقیقه به سمت روستای وستگان و چهار طاق به راه افتادیم. بعد از عبور از شهر تاریخی و زیبای گندمان و تالاب گندمان که اکنون متاسفانه به دلیل خشک سالی و بهره برداری نا مناسب از منابع آب زیر زمینی کاملا خشک شده و بقایای آن به جای مانده بود از جاده بروجن به لردگان خارج شده و وارد جاده نصیر آباد می شویم. بعد از عبور از روستای وستگان جاده خاکی با شیب زیاد در مقابل ما قرار گرفته که ما را به سمت تنگ زندان راهنمایی می کند. با کسب اطلاعات در مورد مسیر به راه خود ادامه می دهیم جاده خاکی پر پیچ و خم از دامنه های شمالی کوه هزار دره ارتفاع گرفته و بعد از عبور از یک گردنه سرازیر می شود. بعد از مدتی در سمت چپ ، جاده ای نمایان می شود که به سمت جنوب و جنوب شرقی امتداد می یابد. جاده خاکی عشایری که برای عبور نیسان و تراکتور می باشد و برخی از نقاط آن را آب شسته است. این جاده نیز بعد از پیچ و خم فراوان از گردنه ای سرازیر شده و کم کم تنگه زندان با تمام هیبت و زیبایی اش در برابر ما نمایان می شود. دیواره های عظیمی که در زیر قله هزار دره قرار گرفته ، دامنه های شرقی این دره را به وجود آورده است. هنگامی که به بالای دره می رسیم به بررسی دره از بالا می پردازیم. پرتگاهی بزرگ در زیر پای ما وجود دارد که در پایین به تنگه های باریک منتهی می شود. ابتدای دره خشک و فاقد آب است. اما کمی پایین تر در عمق دره رودخانه ای جریان دارد و در ارتفاع پایین تر از سمت راست آبشاری به داخل دره سرازیر است. که به دلیل دوری آبشار هنوز درک درستی از اندازه و حجم آب آن نداریم. آبشاری که در روزهای بعد شگفتی و تحسین ما را بر می انگیزد و شرایط دره را به کلی تغییر می دهد.اولین مشکل ما ورود به دره ای است که از دو طرف با دیواره های بلند احاطه شده. دیواره های غربی که هم اکنون ما بر فراز آن ایستاده ایم در بالا حالت پله پله دارد.در واقع رديف هاي شكست هاي بزرگي هستند كه به صورت موازي با هم قرار گرفته اند . بر روی یکی از این پله ها ي تراس شكل ، كمي به سمت شمال و ابتدای دره حرکت می کنیم ، تا ازاين طريق بتوانيم به كف دره نزديك شويم ، هرچه به جلو می رویم بستر دره ارتفاع گرفته و به ما نزدیک تر می شود و بالاخره از یک دهلیز پر شیب امکان ورود به كف دره برای ما فراهم می شود. ظهر شده و هوا بسیار گرم است و بستر سنگلاخ دره خشک و فاقد آب می باشد. شروع به پایین رفتن و کم کردن ارتفاع در کف دره می نماییم. از بین سنگ های بزرگ که بعضا عبور از آنها مشکل می باشد رد می شویم. سعی می کنیم از سمت راست یا چپ دره تراورس نماییم زیرا در بعضی نقاط آبشارهای کوچکی به ارتفاع چند متر قرار دارد که عبور از آن ها مشکل است. به تدریج دره باریک و باریک تر می شود و عبور از لابه لای سنگ ها مشکل تر. کم کم اولین آبشار در مقابل ما نمایان می شود.

"کارگاه اول" ارتفاع آبشار بین 20 تا 25 متر می باشد. با یک طناب دولا می توانیم فرود برویم. یک کارگاه طبیعی با استفاده از بلوک سنگی وتسمه فراهم می کنیم . نا گفته نماند که بیشتر کارگاه هایی که در این دره برقرار نمودیم کارگاه های طبیعی با استفاده از بلوک سنگی بوده و تنها سه کارگاه را به صورت مصنوعی با استفاده از میخ بر قرار نمودیم. آبشار اول یک کلاهک بزرگ بوده و فرود از آن ، کاملا در فضا می باشد. البته در این فصل سال این آبشار تقریبا خشک و فاقد آب می باشد. بعد از این آبشار کم کم آثار آب نمایان می شود. در سمت راست چشمه زیبایی قرار دارد که از دل یک حفره بزرگ می جوشد و گیاهانی زیبا مانند آویزهایی سبز از دهانه غار کوچک آویزان می باشد که جذابیت زیادی به آن بخشیده اند وآب گوارای آن سیراب کننده عطش تشنگان می باشد .در بستر سنگلاخ دره به مسیر خود ادامه می دهیم . مطلبی که در گشایش دره هایی این چنین بر هیجان کار می افزاید این است که نمی دانی در پایین با چه منظره ای روبه رو خواهی شد. ممکن است آبشارهایی بزرگ با ارتفاعی بیش از 50 متر در فضا و یا سیفون هایی که آب را با فشار به پایین فرو می بلعند انتظار تورا بکشند. به همین دلیل باید تمهیدات لازم را از پیش برای برخورد با چنیین مواردی فراهم نماییم. کمی پایین تر آبشار دیگری انتظار ما را می کشد.
" کارگاه دوم"کارگاه این آبشار نیز با استفاده از یک بلوک طبیعی فراهم می شود. این آبشار نیز از یک کلاهک بزرگ تشکیل شده و فرود کاملا در فضا می باشد. البته کمی فنی تر از فرود قبلی زیرا اگر کمی بی دقتی کنی لبه تیز این کلاهک کار دستت می دهد. ارتفاع این فرود نیز تقریبا اندازه فرود قبلی بوده و البته از این جا به بعد فرود کمی مرطوب تر شده و همراه آب چشمه های بالاتر می باشد. باز هم از ارتفاع خود کم می نماییم. همان طور که از زاگرس انتظار داشتیم هرچه از ارتفاع ما کاسته می شود بر حجم آب افزوده می شود. دره ای که آبشار اولش تنها از قطرات معدود آب مرطوب شده بود ، در آبشار سوم جویباری از آب بر سطح خزه بسته آن روان می باشد.
"کارگاه سوم" کارگاه سوم نیز مانند دو کارگاه قبل بوده ودر زیر سنگ بزرگی برقرار می گردد. اما این دفعه از کلاهک های بزرگ خبری نیست. وفقط چند کلاهک کوچک در مسیر فرود وجود دارد. طول آن نیز تقریبا برابر آبشارهای قبلی می باشد. در پایین نیز یک حوضچه بزرگ آب قرار دارد. از اینجا به بعد باید از کنار حوضچه های آب زیادی عبور نماییم. بعد ازاین آبشار ، جند آبشار دیگر با حوضچه های نسبتا عمیق آب وجود دارد که می توان از کنار ، آن ها را دور زد. و در صورت عبور باید از طناب برای فرود از آنها استفاده شود
"کارگاه چهارم" بعد از عبور از کنار این آبشارها به یک آبشار دو طبقه با سطحی صاف و صیقلی برخورد می کنیم که بلندتر از آبشارهای قبل می باشد و کارگاه آن نیز مانند کارگاه قبل با استفاده از بلوک سنگی بر قرار می شود. با عبور از این آبشار و چند آبشار کوچک دیگر که به صورت دست به سنگ از آن عبور می نماییم به تنگه بسیار باریکی می رسیم که سنگ های بزرگی در بین آن لاخ شده و آبشارهایی را به وجود آورده که عبور از آن ها وقت گیر می باشد. بعد از عبور از چند آبشار کوچک به یک آبشار بلند می رسیم که سنگ بزرگی در ابتدای آن در بین دیواره های دو طرف دره لاخ شده و فرود را بسیار مشکل و فنی نموده است

"کارگاه پنجم"این کارگاه با استفاده از یک بلوک سنگی آماده می شود. ارتفاع فرود نیز در حدود 20 تا 25 متر می باشد. در ابتدا باید از شکاف باریکی که بین سنگ و دیواره به وجود آمده ، خود را به زیر کلاهک سنگی که بر اثر لاخ شدن سنگ بزرگ به وجود آمده بود منتقل می کردیم. کمی بی دقتی منجر به این می شد که خودمان در بین سنگ و دیواره لاخ شویم و یا با صورت به سنگ برخورد کنیم. بعد در زیر کلاهک به فرود در زیر قطرات آب ادامه داده و در انتها وارد حوضچه آب کوچکی می شویم. همه این عوامل دست به دست هم می دهد که این فرود را به یک فرود تکنیکی و زیبا تبدیل نماید. بعد از این آبشار در تنگه باریک به مسیر خود ادامه می دهیم اطراف تنگه را دیوارهایی سترگ احاطه نموده که باعث می شود در ساعات کمی از روز کف تنگه آفتاب را ببیندو برخی از نقاط هم هیچ گاه رنگ آفتاب را نبیند. تنگه ای که مانند آن در مسیر کم نمی باشد.کمی جلوتر یک حوضچه زیبای آب وجود دارد که در کنار آن چند درختچه کوچک قرار گرفته. مثل این که از تنگه باریک خلاص شده و دره کمی فراخ تر می شود. اما برای رسیدن به این قسمت فراخ باید از آبشار دیگری فرود رویم. مشغول بررسی این آبشار می شویم. می توان از درختچه هایی که در لب آبشار قرار گرفته برای فرود استفاده کرد اما در مسیر فرود چند درختچه کوچک وجود دارد که کار جمع کردن طناب را مشکل می نماید. مشغول بررسی مسیر فرود هستیم که ناگهان فردی از سمت راست از لابه لای درختچه ها با چوبدستی بلند و صورتی کاملا پوشیده ظاهرشده و به سرعت به ما نزدیک می شود. من که در چنین جایی انتظار چنین منظره ای را ندارم مبهوت و یخ زده توام باترس به وی و چوبدست بلندش خیره نگاه می کنم. اما به نظر می رسد بیشتر ، او از دیدن ما تعجب کرده است. او خود را علی معرفی می کند. چوپانی است که گوسفندهایش چند صد متر بالاتر در حاشیه دره قرار دارند و هنگامی که صدای مارا می شنودباخود فکرمی کندکه کسانی به کمک نیاز دارند. او برای یاری یا از روی کنجکاوی به سراغ ما آمده بودنمی دانم. او تعجبش بیشتر از این بود که چگونه خود را از کف دره به اینجا رسانده ایم. مخصوصن هنگامی که چشمش به خانم های گروه افتاد از تعجب چشمانش گرد شد. با احساسی همدلانه با توجه به نزدیک بودن غروب خورشید از ما خواست که به مسیر ادامه ندهیم و در تنها جایی که در شب اول می توانستیم در آن به راحتی شب را سر کنیم اقامت گزینیم .بعد از مشورت با آقای کاشفی پیشنهاد سخاوت مندانه مرد چوپان را پذیرفته و به دنبال او به راه افتادیم. از سمت راست بعد از این که از لابه لای درختچه ها گذشتیم در جایی که انتظارش را نداشتیم راه پاکوب کوچکی در زیر دیواره بلند و بر روی یک شن اسکی پر شیب ما را به یک واهه زیبا هدایت کرد. منطقه ای نسبتا مسطح که چند بلوط پیر آن را احاطه نموده بودند. و جای بسیار مناسبی برای شب مانی در این دره زیبا بود. ساعتی از شب نگذشته بود که دو برادر مرد چوپان به نام های هوشنگ و حسین نیز در حالی که تفنگ هایی بر دوش داشتند با هیزم هایی که برای ما تدارک دیده بودند به ما نزدیک شدند. بسیار میهمان نواز و خونگرم بودند. ساعتی را باهم در کنار شعله های زیبای آتش گذرانده و اطلاعات خوبی را در باره مسیر پیش رو در اختیار ما قرار دادند.صبح نه چندان زود از خواب بیدار شده و بعد از صرف صبحانه کار خود را آغاز نمودیم. در ابتدا باید از شن اسکی با شیب تند که در سمت چپ ما قرار داشت به سمت پایین حرکت می کردیم. شن اسکی بد قلقی بود و هنگام عبور از آن باید کاملا دقت می کردیم. هنگامی که به کف دره رسیدیم عملا آبشار ششم را دور زده بودیم.
"کارگاه ششم" با حذف این آبشار سراغ آبشار بعدی رفتیم که کارگاه آن را با استفاده از یک درختچه کوچک برقرار نمودیم. هنگام فرود مجبور بودیم که از لابه لای درختچه های کوچک با احتیاط عبور نماییم.در چنین فرودهایی نفرات آخر وظیفه بزرگی را به گردن دارند زیرا هر گونه سهل انگاری این افراد منجر به لاخ شدن و گیر کردن طناب می شود. نفر آخر باید گره دوطناب را از لبه سنگی که احتمال لاخ شدن طناب در آن زیاد است رد کند و سپس با دقت تمام بدون اینکه شکی به کارگاه وارد شود آرام وزن خود را به طناب فرود منتقل نماید و هنگام فرود، طناب را به اصطلاح اتو نماید تا بعد از فرود دوطناب از هم جدا شده و به هم نتابد. و بسیاری از نکات دیگر که از ظرایف یک فرود فنی محسوب می شود. در این برنامه زحمت این کار برعهده دوستان مان حمید هاشمي و ناصر ايرانپور بود که خوش بختانه به خوبی از عهده این کار برآمدند و به موقع طناب ها را به نفرات جلو می رساندند. به مسیر خود ادامه می دهیم.

"کارگاه هفتم" حالا باید با آبشاری بلندتر از 25 متر دست وپنجه نرم کنیم به همین دلیل باید از دو طناب برای فرود استفاده نماییم. حجم آب بیشتر از روز قبل شده و هنگام فرود از مسیر خزه بسته و لغزنده آبشار و در زیر قطرات آب باید دقت بیشری داشته باشیم. بعد از فرود از سنگ بزرگی بالا رفته و به مسیر خود ادامه می دهیم. بازهم آبشارهای کوچک و حوضچه های زیبا که باید دست به سنگ از آنها گذر نماییم. کمی جلوتر امکان فرود دست به سنگ وجود ندارد به همین دلیل باید از طناب برای فرود استفاده کرد.
"کارگاه هشتم" کارگاه را بسیار دورتر از مسیر آب با کمک یک بلوک سنگی برقرار می نماییم. فرود کم تر از 25 متر بوده و با یک حلقه طناب امکان پذیر می باشد. برخلاف فرود قبلی این فرود کاملا خشک و خارج از مسیر آب می باشد.بعد از این آبشار آبشارهای کوچکی قرار دارد که به صورت دست به سنگ از آن عبور می نماییم. تعداد این آبشارهای کوچک آن قدر زیاد شده که حساب آن از دست مان خارج شده است. کمی جلوتر تنگه باریک و تاریک دیگری در مقابل ما قد برافراشته است.که باید در عمق تاریک آن فرود رویم
"کارگاه نهم" آبشار بلند دیگری در مسیر وجود دارد که مانند آبشار روز قبل سنگ بزرگی در ابتدای آن لاخ شده و فرود با گذر از یک شکاف در زیر کلاهک سنگی و در مسیر آب که حالا حجم آن آن قدر زیاد شده که می تواند تعادل مارا به هم بزند امکان پذیر است. کارگاه نیز مانند دفعات قبل با کمک از یک بلوک سنگی آماده می شود. هنگام فرود سرمای آب مهر ماه را با تمام وجود احساس می کنیم سرمایی که در روزهای آینده بیشتر و بیشتر با آن مواجه شده و در تنگه های باریک مسیر ، دور از نور خورشید با آن دست و پنجه نرم می نماییم. از همه بدتر این که بعد از این فرود خیس حوضچه ای قرار گرفته که باید تا گردن در آن فرو برویم. انتهای طناب را در دست داریم تا فرود با امنیت بیشتری امکان پذیر باشد. بلافاصله بعد از حوضچه زیر آبشار، آبشار کوتاه تری قرار گرفته که می توان از ادامه طناب فرود برای فرود از این آبشار استفاده کرد. اما حوضچه زیر آبشار عمیق تر و بزرگ تر از حوضچه قبلی می باشد. و بعد از آن نیز آبشاری چند متری قرار دارد که باید دست به سنگ و از کنار آبشار با احتیاط فرود رفته و وارد حوضچه زیر این آبشار شویم .
"کارگاه دهم" آبشار بعدی کمی پایین تر قرار گرفته. ابتدای آن را می توان به صورت دست به سنگ پایین رفت اما ادامه مسیر به صورت دست به سنگ ممکن نمی باشد و باید از طناب ، برای فرود این آبشار ااستفاده نمود. سعید که برای بررسی آبشار تا جایی که امکان داشت به پایین رفته است باز می گردد. با برقراری یک کارگاه طبیعی با استفاده از یک منقار سنگی و یک رشته طناب ، فرود را با احتیاط آغاز می کنیم. فرود نسبتا ساده ای می باشد اما بر خلاف انتظار حوضچه زیر آبشار بسیار عمیق می باشد و برای عبور ااز آن باید کاملا در آب غوطه ور شده و با شنا از آن عبور نماییم. از اینجا به بعد حوضچه های نسبتا عمیقی و جود دارد که برخی از آنها را با شنا و برخی دیگر را با احتیاط از کنار دور می زنیم.
"کارگاه يازدهم" آبشاری دیگر که عبور از آن با یک کارگاه طبیعی و استفاده از یک بلوک سنگی و به دلیل بلندی آبشار با استفاده از دو طناب میسر می شود. حجم آب زیاد است و فرود در زیر سنگ بزرگی که در مسیر آب لاخ شده ، و زیر حجم زیاد آب ، امکان پذیر می باشد. و باز هم حوضچه ای دیگر که در زیر این آبشار واقع شده است. و حوضچه هایی دیگر که پشت سر هم قرار گرفته و آبشارهای کوچک که باید دست به سنگ از آنها عبور کرد. کاملا خیس شده ایم و فاصله حوضچه ها آن قدر به هم نزدیک است که فرصتی برای خشک شدن باقی نمی ماند .

"کارگاه دوازدهم" آبشار بعدی یک آبشار دو پله ای می باشد که کارگاه آن با استفاده از یک بلوک سنگی فراهم می شود. فرود این آبشار نیز در مسیر آب امکان پذیر است و در انتهای آن نیز حوضچه بزرگ دیگری واقع شده است. این فرود با استفاده از یک رشته طناب امکان پذیر می باشد. از سرما مانند بید به خود می لرزم و به سرعت از تنگه های باریک عبور می کنم تا بر اثر فعالیت بدنی کمی گرم شوم. جلوتر دره باز شده و یک پیچ بزرگ در مقابل ما قرار دارد. چند چشمه پر آب از دامنه مقابل ما می جوشد و حجم آب را خیلی بیشتر از گذشته می نماید. ناگهان از دور قسمتی از یک آبشار بلند نمایان می شود. به سرعت به سمت آبشار به راه می افتیم هرچه به آن نزدیک می شویم عظمت و بزرگی آن بیشتر و بیشتر در مقابل ما نمایان می شود. آبشاری به بلندی 110 متر با حجم بسیار زیاد آب و چند برابر آنچه که تا کنون با آن سر و کار داشتیم از سمت راست به داخل دره ای که در آن قرار گرفته ایم می ریزد. آبشار کرودیدکن با فشار فراوان و صدای رعد آسا به پایین جریان دارد و به دلیل اینکه دیواره زیر آبشار شیب منفی دارد قسمت اعظم آبشار در فضا معلق می باشد. و قطرات ریز آب مانند بارانی سیل آسا کف دره را می پوشاند. و باد ناشی از جریان شدید آب بر سرمای محیط می افزاید. آبشار کرودیدکن که یکی از بلندترین و زیبا ترین آبشارهای کشور می باشدکه به دلیل واقع شدن در محلی پرت ودور از دسترس شناخته شده نیست. مسیر دسترسی به این آبشار از دامنه های جنوبی سبزه کوه میسربوده وبدون کمک راهنمایان محلی امکان پذیر نمی باشد.کمی بالاتر از این آبشار غارها یا به قول افراد محلی اشکفت هایی قرار گرفته که آب با فشار زیاد از چشمه های داخل این اشکفت ها به بیرون می جوشدو بعد از یک آبشار 20 متری ، از آبشار اصلی به پایین سرازیر می شود و منظره ای بس زیبا به وجود می آورد. باور این که این حجم زیاد آب (آن هم در اين سال بسيار كم بارش و اين فصل ) از دل زمین می جوشد کمی مشکل است. اما این نیز از عجایب زاگرس زیبا می باشد. حال به یکی از قسمت های مشکل مسیر رسیده ایم. در زیر آبشار و چند متر بالاتر یک آبشار کوچک قرار گرفته که قطرات آب مدام بر روی آن می ریزد و فرود از آن بدون استفاده از طناب ممکن نمی باشد. وجود این قطرات آب همراه باد خنکی که از جانب آبشار می وزد و صدای مهیب آبشار لرزه به اندام انسان می اندازد.
"آبشار سيزدهم"کارگاه این فرود نیز طبیعی بوده و با استفاده از بلوک سنگی برقرار می شود. فرود نیز با اینکه کوتاه است کمی بد قلق می باشد .به سرعت از این آبشار عبور کرده و تا آنجا که امکان دارد با فاصله از زیر آبشار کرودیدکن می گذریم و از آن فاصله می گیریم. کمی پایین تر یک محوطه سر سبز و نسبتا مسطح وجود دارد که مناسب ترین نقطه برای شب مانی می باشد. شب دوم را با فراهم نمودن آتش و خشک نمودن لباس ها سپری می نماییم. در این قسمت نیز مانند شب قبل امکان خروج از دره با کمک گرفتن از راهنما میسر می باشد روز فرارسیده ، کوله هارا مرتب نموده و مسیر را ادامه می دهیم. از بستر سنگلاخ دره به پایین سرازیر می شویم. هنوز عرض دره زیاد است و می توان آبشارهای کوچک را به صورت دست به سنگ گذر کرد. البته حجم آب چند برابر روزهای قبل می باشد. دوباره تنگه کوچکی در مقابل ما ظاهر می شود. یک آبشار چند متری در مسیر وجود دارد که زیر آن حوضچه عمیقی قرار گرفته. آبشار را دست به سنگ فرود می رویم و ترجیح می دهیم اول صبح خود را به آب نزنیم و به همین دلیل از کنار حوضچه عمیق با احتیاط عبور می نماییم. بعد از عبور از چند آبشار دیگر دره کمی بازتر می شود و کمی جلوتر چشمه ای زیبا از دیواره سمت راست و در بین مخمل سبزی از گیاهان جوشیده و بر زیبایی دره می افزاید. به نظر می رسد از این به بعد کار زیادی نداشته باشیم ، غافل از اینکه کنیونینگ واقعی از اینجا آغاز می شود. کمی پایین تر مسیر به سمت راست متمایل شده و از شن اسکی سمت راست تراورس می کنیم.بدین ترتیب سه آبشار با حوضچه های آب و فشار شدید آب را دور می زنیم که شاید اگر می خواستیم از آنها فرود رویم مشکل ترین قسمت مسیر بود. در انتهای تراورس حدود 20 متر از کف دره فاصله گرفته ایم. رودخانه 20 متر پایین تر در داخل تنگه باریکی جریان دارد.
"کارگاه چهاردهم" در نقطه ای مناسب کارگاهی با استفاده از دو میخ برقرار می کنیم. این اولین کارگاه مصنوعی مسیر می باشد. به دلیل نیافتن مکان مناسب ،کارگاه کمی بالاتر از لبه تنگه برقرار می شود. در انتهای فرود بر روی یک طاقچه کوچک سنگی ایستاده ، طناب را از خود باز کرده و از بالای یک آبشار کوچک به داخل حوضچه ای عمیق می پریم. در برخورد با این حوضچه ها محمد رضا که شناگر قابلی است و در برخی مواقع سعید جلو رفته و طنابی را تی رول می کنند تا بچه ها باکمک آن از حوضچه های عمیق عبور نمایند. از این قسمت مسیر به بعد ، به دلیل حجم زیاد آب و باریکی تنگه بیشتر مواقع تا کمر در اآب فرو رفته و یا مشغول شنا کردن هستیم.بازهم چندآبشار دیگرباحوضچه هایی بسیارعمیق وطولانی تر از گذشته.که عبور از آن هاهم مهارت در سنگ نوردی وهم شنا می خواهد.
"کارگاه پانزدهم"بعد از عبور از این حوضچه ها آبشارهای دیگری قرار گرفته که فرود از آن با کمک یک کارگاه طبیعی و استفاده از یک طناب مقدور می شود. در زیر پای ما یک حوضچه بزرگ قرار دارد که آب با فشار به داخل آن می ریزد. و حوضچه کف آلود که به رنگ سفید درآمده هراس انگیز می نماید. بعد از عبور از این آبشار باید ازآبشار بعدی با پرش به حوضچه زیر آبشار عبور نماییم با این تفاوت که طولانی ترین حوضچه مسیر بعد از این آبشار واقع شده است. حوضچه ای به طول حدود 40 متر و عرض چند مترکه دو طرف آن را دیواره های مرتفع احاطه نموده است. طبق معمول محمد رضا جلو رفته و طناب تی رول را برای حمایت بچه ها آماده می کند و بقیه بچه ها نیز اسلینگ ''خود حمایت'' خود را به طناب متصل نموده و طول حوضچه را با کمک طناب طی می نمایند. هنگام عبور از چنین حوضچه هایی با این که از جلیقه نجات استفاده نمی کردیم ، کو له پشتی ها که وسایل داخل آن کاملا واتر پروف شده بودند مانند جلیقه نجات عمل می کرد. اما کوله های بزرگ به پشت کلاه کاسک فشار می آورد و سر را به داخل آب فرو می برد. از طرف دیگر کوله ها که مقداری از آب را به خود می کشیدند سنگین شده و هنگام خروج از آب مشکل ایجاد می کردند.بعد از این قسمت یک آبشار دیگر وجود دارد که برای عبور از آن به سمت راست تنگه متمایل شده و از قسمتی که حالت پیاله پیاله دارد و محل امنی برای زندگی و تخم گذاری پرندگان می باشد با احتیاط تراورس می نماییم. داخل پیاله ها پر از فضولات پرندگان می باشد.
"کارگاه شانزدهم" با کمک گرقتن از یک منقار سنگی کارگاه را مهیا نموده و با استفاده از یک رشته طناب فرود می رویم.
"کارگاه هفدهم"آبشار بعدی یک آبشار دو طبقه بد قلق می باشد که کارگاه آن نیز طبیعی است. هنگام فرود باید بسیار دقت کنیم که به زیر آبشار منحرف نشویم.
"کارگاه هجدهم" فرود بادو رشته طناب انجامپذیرفت اما نفر آخر به دلیل اینکه امکان کشیدن طناب در حوضچه پایین وجود نداشت مجبور شد کارگاه دیگری بر روی آبشار پایینی برقرار نماید. بعد از این آبشار و عبور از چند حوضچه ، تنگه باز می شود. وجود خاکستر نشان می دهد که از سمت راست شکارچیان با استفاده از راه های شکار رو صعب العبور وارد دره می شوند. سعید کمی بالاتر رفته و امکان فرار از دره را بررسی می نماید. ناگفته نماند که از شب قبل باتوجه به اینکه برنامه برای سه روز تدارک دیده شده بود و دورنمای دره چیزی بیش از این را نشان می داد غذاهارا جیره بندی کرده و خود را برای یکی دو روز، اضافه برنامه آماده نموده بودیم. بعد از بررسی های به عمل آمده و با توجه به نا آشنایی با عوارض طبیعی منطقه تصمیم به ادامه مسیرمی گیریم.
"کارگاه نوزدهم" بعد از این قسمت یک تنگه دیگر با آبشاری دیگر واقع شده که فرود از آن با کارگاه طبیعی و یک رشته طناب امکان پذیر است. بعد از این قسمت دوباره دره فراخ تر می شود و تنها محلی را که می توانستیم شب سوم را در آن سر نماییم در اختیار ما قرار می دهد. یک آبشار سه طبقه زیبا در سمت چپ ما به دره اضافه می شود. ارتفاع هر طبقه آن بین 20 تا 25 متر وکاملا عمود می باشد که به وسیله طاقچه های کوچک از هم جدا می شوند. وجود چنین آبشاری در روبه روی اقامتگاه سوم بر زیبایی آن صد چندان می افزاید. این اقامتگاه 20 متر بالاتر ازکف دره در سمت راست واقع شده است و توسط شکارچیان از مسیری صعب العبور قابل دسترسی می باشد.شب را به بررسی نقشه های توپوگرافی می پردازیم. اما از آنجا که نقشه در مقیاس 250000/1 می باشد و تنها قسمتی از نقشه که در آن قرار گرفته ایم درا ختیار ما قرار دارد برای تعیین موقعیت خود در دره با کمک جی پی اس تنها به حدس وگمان بسنده می کنیم. صبح به این امید که راهی تا انتهای دره باقی نمانده برنامه خود را آغاز می نماییم

"کارگاه بيستم" با عبور از بستر سنگلاخ دره به تنگه باریک دیگری می رسیم که در ابتدای آن آبشار نسبتا کوتاهی قرار گرفته که که فرود از آن با کارگاهی طبیعی و یک رشته طناب امکان پذیر است. البته این آبشارهای کوچک به دلیل این که از لاخ شدن سنگ های عظیم الجثه به وجود آمده دارای کلاهک بوده و فرود آنها مشکل می باشد بعد از عبور از این آبشار به یکی از زیباترین قسمت های مسیر می رسیم. آبشاری بلند که سنگ بزرگی در بالای آن لاخ شده و آب از دو طرف آن با فشار به پایین می ریزد و در پایین آبشار به هم پیوسته و حوضچه کف آلود سفید رنگی را به وجود می آورد و بلافاصله بعد از این حوضچه آب با فشار از آبشار کوچک تری سرازیر می شود. عرض دره آن قدر باریک است که سنگ های بزرگی که از بالا به پایین سقوط کرده در بین دیواره های دو طرف دره لاخ شده و بین زمین و هوا در بالای سر ما معلق می باشند. در فرود از چنین آبشارهایی باید طول طناب فرود را یکی دو متر کوتاه تر گرفت تا قبل از رسیدن به حوضچه ، شخص فرود رونده از طناب فرود جدا شود ، زیرا فرصتی برای جدا کردن طناب فرود در پایین نخواهد یافت و آبشار اورا به پایین و قعر حوضچه فرو می برد. ضمنا استفاده از طناب تی رول در چنین مکان هایی الزامی می باشد.
"کارگاه بيست و يکم"کارگاه این فرود دومین کارگاه مصنوعی مسیر می باشدکه با استفاده از میخ بر روی دیواره سمت چپ تنگه فراهم می شود. واقعا فرود دلهره آوری است مخصوصا هنگامی که آن حجم آب مستقیم بر سرت فرو می ریزد و می خواهی در انتهای طناب در دل حوضچه پر تلاطم شیری رنگ بپری.
"کارگاه بيست و دوم" بلافاصله بعد از این آبشار با استفاده از بلوک سنگی و یک کارگاه طبیعی از آبشار بعدی فرود رفته و به پیمایش دره ادامه می دهیم بعد از مدتی تنگه باز شده و آثاری از خاکستر شکارچیان در مسیر مشخص است. به نظر می رسد در هر قسمتی که دره کمی فراخ تر می شود شکارچیان از مسیرهای صعب العبور و شکار روی کناری ، وارد دره می شوند. بعد از این قسمت تنگه دیگری وجود دارد که آبشاری با ارتفاع 25 متر و حوضچه ای عمیق در انتهای آن قرار گرفته.
"کارگاه بيست و سوم" برای این که فرود از ابتدای آبشار در مسیر آب قرار نگیرد از چپ آبشار تا آن جا که امکان دارد تراورس کرده و کارگاهی مصنوعی با کمک میخ فراهم می کنیم. اما با وجود همه این تمهیدات ، انتهای فرود در زیر حجم عظیم آب آبشار قرار می گیرد

"کارگاه بيست وچهارم"بعد از این فرود سراغ فرود نهایی مسیر می رویم که یک فرود دو پله ای با کارگاهی طبیعی می باشد. ما فرود را از بالای آبشار اول انجام دادیم. اما می شود آبشار اول را بپریم و فرود را از آبشار دوم شروع کنیم. بعد از کمی پیاده روی دره باز شده و آثاری از حضور انسان نمودار می شود.کمی پایین تر تنگه ای دیگر قرار گرفته. با این تفاوت که دیگر از آبشار و حوضچه های عمیق خبری نیست. بعد از پیمایش این قسمت به انتهای دره و محل تلاقی تنگ زندان بارودخانه عطیم آب ونک می رسیم. رودخانه ای که یکی از سرشاخه های اصلی کارون بوده و به کارون میانی می ریزد برای عبور از آب ونک و رسیدن به اولین روستا به نام معدن باید بارها و بارها خود را به آب زده و از عرض رودخانه خروشان عبور نماییم. کمی بعد از خروج از دره آفتاب غروب نموده و دره وحشی در ظلمت و تاریکی فرومی رود. از آنجا که برنامه، طولانی تر از حد معمول شده بود و خانواده ها و دوستان نگران بودند و از طرفی امکان هیچ گونه تماس تلفنی در این چند روز وجود نداشت آقای کاشفی تمام تلاش خود را به کار برد تا تیم شبانه خود را به روستای معدن برساند. اما آب های خروشان آب ونک مانعی بزرگ بر سر راه ما بود. حتا یک بار هنگام عبور از رودخانه نزدیک بود آب سعید را با خود ببرد. به همین دلیل از این قسمت مسیر به بعد در بعضی نقاط از طناب برای عبور از رودخانه استفاده نمودیم. با توجه به شرایطی که بوجود آمده بود ترجیح دادیم که شب را در کنار رودخانه سر کرده و فردا به مسیر ادامه دهیم. صبح بعد از صرف آخرین قسمت از باقی مانده ذخیره غذایی مان مسیر را آغاز نمودیم. بعد از چند بار رد شدن از رودخانه در منطقه ای مرتفع بالاتر از بستر رودخانه موفق به برقراری تماس تلفنی شدیم. و متوجه شدیم که یک تیم از گروه تهران و تیم دیگر از باشگاه دماوند هم اکنون در شهرکرد مستقر شده و عازم منطقه برای جستجو و نجات می باشند .
کمی پایین تر هم با آقای فوقانی و بلالی پور برخورد نمودیم که با یک شکاربان از پایین عازم منطقه بودند. شکاربان بلافاصله با استفاده از بیسیم با بقیه تیم ها از هلال احمر شهرکرد و شکاربانی تماس گرفته و حضور ما را اعلام می کند. سپس به اتفاق هم به سمت روستای معدن به راه می افتیم. بعد از دو ساعت به روستای معدن می رسیم و ازآنجا با ماشین هلال احمر به سمت ناغان در جاده شهر کرد به ایذه حرکت کرده. در بین راه با دوتیم تهرانی به سرپرستی خانم پرستو ابریشمی همراه شده و به سمت شهر کرد و از آنجا به سوی تهران رهسپار می شویم.
در اینجا جا دارد که از آقای سعید راعی به خاطر زحمات بی دریغ و احساس مسئولیت فراوان نسبت به تیم تشکر و قدر دانی نمایم. همین طور از هلال احمر شهر کرد ، سازمان محیط زیست شهر کرد ، کوهنوردان شهر کرد مخصوصا آقای بلالی پور ، فوقانی و بهره دار و کوهنوردانی که از باشگاه دماوند و گروه تهران متحمل زحمت شده و برای امداد به تیم عازم منطقه شدند.
در این برنامه که در مجموع پنج روز به طول انجامید از 24 آبشار با استفاده از کارگاه و طناب ، گذرکردیم که اگر به طور کامل تمام مسیر را از کف دره عبور می نمودیم ، حداقل به 29 کارگاه فرود نیاز داشتیم. همچنین حدود 70 متر تسمه و تعدادی طناب انفرادی و 7 عدد میخ مورد استفاده قرار گرفت.
اعضای شرکت کننده در این برنامه عبارت بودند از آقایان محمد رضا کاشفی ، سعید راعی ، محمد رضا احمدیان ، ناصر ایرانپور ، مهدی فراهانی و خانم مرجان حبیبیان از باشگاه دماوند. آقای حمید هاشمی و خانم ها ندا و مهسا وهاب نژاد از گروه تهران و محسن ضیاء از خانه کوهنوردان تهران.
- در انتها مهم ترين توصيه ما به كوهنورداني كه مي خواهند اين دره را پيمايش كنند ، بردن وسايل و تداركات فني مي باشد ، زيرا به علت آبگيري زياد دره و فرسايش زياد آن ، بايد بسياري از كارگاه هاي آن در هر سال مورد بازبيني و تجديد قرار گيرند .
توصيه دیگر ما به دوستان كوه نوردي كه بعد از ما عازم اين منطقه مي باشند ، توجه شديد به حفظ محيط زيست و حريم حيات وحش و پوشش گياهي اين دره بكر مي باشد .

در مجموع ما 9 تا پرش داشتيم و يك مورد هم عبور 40 متري در يك كانال آبي طولاني كه ابتداي آن يك حالت سرسره اي بود كه بايد از سرخوردن اجتناب و با پريدن خود را به حوضچه ابتداي كانال رساند (به علت برآمدگي كوچكي كه باعث آسيب مي شود) در اینجا جا دارد یاد وخاطره شادروانان محمد رضا کاشفی و حمید هاشمی را که در گشایش این دره حضور داشتند گرامی بداریم.
برگرفته از وب سایت خانه کوهنوردان تهران
