کوه نامه : نیما اسکندری در وبلاگ دوبی سل گزارش جذابی از این صعود ارائه داده که در پی می آید.
در جريان صعود گرده شرقي آزاد كوه در آبان ماه سال گذشته تصميم داشتيم برنامه اي را براي امسال زمستان روي اين مسير زيبا و فني اجرا كنيم.اساس برنامه روي تيمي 6 نفره بسته شده بود.نفرات تيم شامل همسرم پريسا،علي محمودي،فواد رضاپور ؛رشيد صمد زاده و روشن قواميان و خودم بود.2 هفته قبل علي محمودي با كوله بسته از همدان به تهران آمد تا برنامه را اجرا كنيم.اما آنفولانزا شديد من مانع اجراي برنامه شد .برای برنامه این هفته پريسا و علی محمودی هم به آنفولانزا مبتلا شدند و هر دو از برنامه جا ماندند.فواد هم به ماموريت رفت . رشيد هم به خاطر مشكلات كاري نتوانست بيايد.طبق بررسي هايي كه انجام داده بودم نخستين صعود گرده آزادكوه سال گذشته توسط تيمي از باشگاه اسپيلت انجام شده بود.

زمان اجراي برنامه را براي جمعه 2/12/92 انتخاب كرديم.روشن كمي ديرتر سر قرار حاضر شد و به سمت جاده چالوس حركت كرديم.پس از رسيدن به پل زنگوله به سمت جاده بلده مسير را ادامه داديم و با رسيدن به روستاي ميناك وارد مسير منتهي به روستاي كلاك شديم.پس از رسيدن به روستا و مرتب كردن لوازم ساعت 7 صبح حركتمان را آغاز كرديم.به جاي مسير دره ،يال سمت راست(بالاي روستا) كه مستقيم به سمت ديواره آزاد كوه وگرده شرقي مي رفت را انتخاب نموديم.هر قدر كه بالاتر مي رفتيم به ميزان برف مسير هم اضافه مي شد.به ابتداي دهليزي كه براي رسيدن به گرده شرقي بايد از آن بالا مي رفتيم رسيديم.برف تا كمر مي رسيد.بيشتر با دست برف را كنار مي زدم.پس از كلي دست و پا زدن و شنا كردن در برف به ابتداي گرده رسيدم.تا روشن برسد كمي تنقلات خوردم و هارنسم را پوشيدم.روشن هم رسيد.با اينكه از جاي پاهاي من بالا آمده بود باز هم حسابي فرو رفته بود و برفكوبي كفرش را در آورده بود.ساعت 12:30 بود زمان زيادي را از دست داده بوديم.قبلاً گرده را 2:30 دقيقه(از ابتداي گرده تا قله)صعود كرده بودم.اما الان برف زيادتر بود و برخي جاها يخي نازك روي سنگها را پوشانده بود.صعود را آغاز كرديم و مسير را به سمت بالا ادامه داديم.به اولين قسمت نسبتا دشوار مسير رسيديم.قسمتي عمودي بود.در فصل تابستان نيازي به حمايت نبود اما الان با كفش سنگين و دستكش ايمن تر بود كه با حمايت صعود كنيم.2 تا كيل كار گذاشتم و صعود كردم.بالاتر جايي براي كارگاه زدن نبود.روشن را روي بدنم حمايت كردم.او هم به بالا رسيد و طناب را جمع كرديم و مسير را ادامه داديم.مسير از برجهاي سنگي متعددي تشكيل مي شد.زياد منتظر هم نمي مانديم و هر كس براي خودش صعود مي كرد.به سنگي صاف و بد قلق رسيديم .در تابستان مي شد آن را دور زد اما الان فقط بايد از روي آن صعود مي كرديم.صعود كردم و منتظر روشن ماندم.سپس مجدد حركتمان را آغاز نموديم.پس از كمي صعود به قسمت باريكي رسيديم كه هر دو طرف آن خالي بود.روي آن نشستم و يك پايم را به اين سمت و پاي ديگرم را به آن سمت آن انداختم و به آرامي به جلو خزيدم.مسير از لبه ديواره عبور مي كرد و با بادي كه مي وزيد دقت زيادي مي خواست.به آخرين دست به سنگ دشوار مسير رسيدم و از آن صعود كردم.هوا رو به تاريكي مي رفت.از برنامه عقب بوديم.طبق زمانبندي من بايد ساعت 16 قله صعود مي شد.كمي منتظر ماندم .روشن را ديدم كه بالا مي آمد. پيشنهادمن روي صعودي سرعتي و بازگشتي سريع بودو روشن پيشنهاد داد بيواك كنيم..اگر زود صعود مي كرديم تا 20 دقيقه بعد قله بوديم اما باد بسيار شديد شده بود و هوا رو به تاريكي مي رفت.آخرين قسمت مسير گرده 20 متر ريزشي بود كه به سمت بالاي ديواره شمالي مي چرخيد .حتي در شرايط بدون باد هم اين قسمت دقت زيادي مي خواست.اما الان هوا رو به تاريكي مي رفت و باد هم بسيار شديد شده بود.من مخالف بيواك بودم و موافق صعود(براي بيواك كپسول گاز ،كاپشن پر مناسب ،زير انداز،گاز وكيسه بيواك و...نداشتيم).روشن متقاعدم كرد كه شبماني كنيم.آزاد كوه يكي از سردترين مناطق البرز است شبماني بدون لوازم آن هم در اين ارتفاع مي توانست مشكلات جدي را به دنبال داشته باشد.روشن كاپشن پر بسيار خوبي را همراه خود آورده بود و كفش سه پوش هم پوشيده بود.كفش من تك پوش سنگين بود نگاهي به كاپشن پر بسيار سبك و كم پر خودم كردم.مثل جيگر زليخا بود.روي سنگي نشستيم و كاپشنم را تنم كردم و گورتكسم را روي آن پوشيدم.كلاه كاپشن روشن از تمام كاپشن من بيشتر پر داشت.پتوي نجاتي هم داشتيم كه باد پاره اش كرد.آب همراهمان هم يخ زده بود .ساعت 18 بود و هوا تاريك شده بود.از همان ابتدا لرزيدن ما آغاز شد.تنها دلخوشي ما چاي و زنجبيلي بود كه درون فلاسك بود و هم چند ساعت جرعه اي از آن مي نوشيديم.درون گرتكسم يخ زده بود و با روشن به هم چسبيده بوديم و مي لرزيديم.ساعت 1 صبح باد بسيار شديد شد و هوا هم سردتر.پاهايم كاملاً بي حس بود.بلند شدم و در 2 متر جايي كه داشتيم شروع به راه رفتن كردم.شب بسيار سختي را پشت سر گذاشتيم.از صبح فقط چند شكلات خورده بوديم.آب ها هم يخ زده بود و آبي هم مصرف نكرده بوديم.14 ساعت لرزيديم و ساعت 8 صبح به سمت قله رفتيم .با رسيدن به قله و كمي عكاسي از مسير نرمال به سمت گردنه خاك سرخها بازگشتيم.بازگشت نياز به دقت بسيار زيادي داشت .تمامي شيبها بهمن گير بود.براي بازگشت تصميم گرفتيم راه را كمي طولاني تر كنيم اما درگير بهمن نشويم.يال را به سمت قله نارچو ادامه داديم.با رسيدم به كنار قله نارچو يال خشكي وجود داشت كه باد برف آن را برده بود.از همان يال به سمت پايين آمديم و بدون مشكل به كف دره رسيديم و با برفكوبي سنگين به روستاي كلاك بازگشتيم
قله نارچو و دماوند

قلل پالون گردن و نرگس

روشن در حال صعود






محل بيواك ما

سرخابها


نفرات برنامه : روشن قواميان-نيما اسكندري
