
می شد هرم نفس های همنوردان را از چند قدمی بر تارک سکوت سرد و زیبای کوهستان شنید و شکستن و قرچ قوروچ برف های زیر پا و نفسهایی که سرد فرو می رفتند و گرم خارج می شدند را شنید و برای چند لحظه ای رد بخار آن را دید.دست ها یخ بسته اما کمر همت بسته و می رفتیم تا کوهنوردی و جدال با سنگ و صخره سرد را با شکوه صعود بیامیزیم، فقط برای اینکه بگوییم سکون در قاموس ما نیست.
مقدمه: جرقه سفر به آلپ
حدود نه ماه پیش(2024) در جریان یک جشنواره کوهنوردی و در حاشیه مراسم دریافت جایزه معتبر گلنگ طلایی، گفتوگویی دوستانه و غیرمنتظره بین اعضای تیم ما و آقای علیرضا مهنا، کوهنورد و حامی باتجربه، شکل گرفت. ایشان با اشتیاق پیشنهادی مطرح کردند که در ابتدا غیرواقعی به نظر میرسید: "اجرای برنامههای کوهنوردی در کوههای باشکوه آلپ"، با حمایت لجستیکی خودشان. آقای مهنا قول دادند تمام هزینههای مربوط به ویزا و اقامت را تأمین کنند و به عنوان پشتیبان تیم در این ماجراجویی همراه ما باشند.

در آن لحظه، فضای پرشور جشنواره و هیجان دریافت جایزه ما را به این فکر انداخت که این پیشنهاد شاید صرفاً یک تعارف دوستانه باشد. با وجود قدردانی صمیمانه، آن را جدی نگرفتیم و تصور کردیم مانند بسیاری از وعدههای دیگر، در حد حرف باقی میماند. اما دو ماه بعد، تماس آقای مهنا و پیگیری جدیشان ما را شگفتزده کرد. او با جزئیات از برنامه صحبت کرد و مشخص شد که این پیشنهاد نه تنها جدی است، بلکه کاملاً برنامهریزیشده است.
در گفتوگوی بعدی، آقای مهنا توضیحات جامعی درباره امکانپذیری برنامه، مسیرهای پیشنهادی و شرایط اجرا ارائه دادند. یکی از نکات کلیدی این بود که تعداد اعضای تیم نباید بیش از چهار نفر باشد، به دلیل محدودیتهای لجستیکی و هماهنگی. با این حال، به دلیل تجربه وعدههای مشابه که اغلب به فراموشی سپرده میشدند، باز هم تردید داشتیم. چند ماه بعد، پیگیری مجدد آقای مهنا و آقای نوتاش، دیگر حامی برنامه، ما را دور هم جمع کرد. این بار، باور کردیم که این فرصت واقعی است و برنامهریزی جدی آغاز شد.

اعضای تیم
تیم ما متشکل از پنج کوهنورد باانگیزه بود که به ترتیب حروف الفبا عبارتاند از:
- کیا اوسعی: کوهنوردی با تجربه و مسلط به تکنیکهای صعود
- قاسم بلبلیزاده: کوهنوردی مقاوم
- سپهر سوداگر: عضوی پرانرژی
- مجتبی قهیهای: کوهنوردی با مهارتهای فنی قوی
- سعید نجفآبادی فراهانی: عضوی متعهد و آماده برای چالشهای پیش رو
قرار اولیه این بود که چهار نفر اول عازم شوند و نفر پنجم، پانزده روز بعد، جایگزین یکی از اعضا شود. اما حوادث غیرمنتظرهای مسیر برنامه را پیچیده کرد.

چالشهای پیش از سفر
در حالی که برنامهریزی پیش میرفت، مشکلات غیرمنتظرهای گریبان تیم را گرفت. قاسم به دلیل جراحی شانه، در دوران نقاهت بود و معتقد بود هنوز به آمادگی کامل نرسیده است. با این حال، روحیهاش برای همراهی با تیم مثالزدنی بود. سپس، حادثهای برای مجتبی رخ داد، او هنگام دوچرخهسواری دچار سانحه شد که منجر به شکستگی دست و دنده و نیاز به جراحی شد.
بدتر از همه، چندی بعد خبر رسید که سپهر در تصادف با موتور دچار شکستگی دست شده و کارش به بیمارستان کشیده است. سه حادثه همزمان برای سه عضو اصلی تیم، باورکردنی نبود. این اتفاقات نه تنها آمادگی جسمانی تیم را به خطر انداخت، بلکه روحیه ما را هم متزلزل کرد. بحثهای جدی درباره اجرا یا عدم اجرا برنامه شکل گرفت. لغو برنامه زحمات دوستان در فرانسه، بهویژه آقای مهنا و آقای نوتاش، را هدر میداد و از طرفی، ادامه دادن با سه عضو مصدوم ریسک بالایی داشت.
با بهبود نسبی قاسم و انصراف موقت سپهر، تصمیم گرفتیم برای هر پنج نفر درخواست ویزا کنیم. فرآیند دریافت ویزا طاقتفرسا و پرچالش بود، اما با تلاش بیوقفه دوستان در فرانسه، ویزای هر پنج نفر صادر شد. پس از مشورت با آقای مهنا، قرار شد هر پنج نفر سفر کنیم، اما بهصورت چرخشی یکی در چادر بماند تا مشکل حملونقل و اقامت حل شود. هرچند، ایدهآل این بود که فقط چهار نفر برویم، زیرا هماهنگی برای پنج نفر دشوار بود.

آمادهسازی و آغاز سفر
وسایل مورد نیاز برای یک ماه اقامت و صعود در آلپ جمعآوری شد: ابزارهای فنی (طناب، کارابین، هارنس)، خوراک (مواد غذایی خشک و کنسروی)، پوشاک مناسب آبوهوای متغیر آلپ، و سایر تجهیزات ضروری. پرواز ساعت 1:30 بامداد 15 جولای به مقصد دبی بود. ساعت 10 شب، در خانه قاسم مشغول بستن کولهها بودیم. با همراهی دوستان به فرودگاه رفتیم و با تدبیری هوشمندانه، توانستیم هفت کیلوگرم بار اضافی را بدون هزینه به گیت تحویل دهیم.
هواپیما از زمین برخاست و حس ماجراجویی در وجودمان زنده شد. در دبی، به دلیل نبود پرواز مستقیم، چند ساعتی در فرودگاه استراحت کردیم و روی صندلیها خوابیدیم. ساعت 9 صبح، پرواز به لیون فرانسه داشتیم و ساعت 14 به مقصد رسیدیم. آقای نوتاش از قبل بلیط اتوبوس به شامونی را تهیه کرده بود. پس از سفری چهارساعته، در میان باران شدید به شامونی رسیدیم.

باران آنقدر شدید بود که پیاده شدن از اتوبوس چالشبرانگیز بود. ناگهان صدای آشنای آقای مهنا را شنیدیم که با شوخی گفت: «بیاید پایین، منتظر چی هستید؟» این لحظه، حس گرمی به ما داد. من و کیا به کمپ از پیش تعیینشده رفتیم و آقای مهنا، مجتبی، قاسم و سعید را به انسا برد. بارش تا صبح ادامه داشت و چادرمان غرق آب شد، اما این اولین آزمون استقامت ما در آلپ بود.

روز اول: آشنایی با شامونی
صبح سهشنبه، 16 جولای، از خواب بیدار شدیم و به انسا رفتیم. آقای مهنا ما را به دیدار آقای کریستین، یکی از راهنمایان برجسته مدرسه انسا، برد. او با استفاده از نقشه سهبعدی، جغرافیای توده مونبلان را با جزئیات توضیح داد و نکات کلیدی درباره مسیرها و شرایط منطقه را شرح داد. سپس به کتابخانه انسا، یکی از غنیترین کتابخانههای کوهنوردی دنیا، سر زدیم. این کتابخانه مجموعهای بینظیر از توپوها، کتابهای تخصصی و حتی نسخههایی از مجله کوه داشت که برای برنامهریزی بسیار مفید بود. هوا همچنان بارانی بود و پیشبینی برای روز بعد هم مشابه بود. این فرصت را غنیمت شمردیم تا با محیط آشنا شویم و روحیه تیم را برای روزهای پیش رو تقویت کنیم.

خرید تجهیزات و ملاقاتهای اولیه
17 جولای، صبح دویدیم تا بدنمان را گرم کنیم. سپس با آقای مهنا به آلوروبیل رفتیم تا تجهیزات مورد نیاز مثل طناب، هارنس و سایر ابزارهای فنی را بخریم. در کافهای به پیشنهاد آقای مهنا، با آقای ارضی، از پیشکسوتان و مؤسسان باشگاه آرش، ملاقات کردیم. این دیدار غیرمنتظره، انگیزه ما را دوچندان کرد. با هماهنگی آقای مهنا، با آقای کسمین، یکی از راهنمایان سرشناس دنیا، گفتوگو کردیم. او پیشنهاد داد برنامه را با مسیرهای سبکتر در جنوب شامونی آغاز کنیم تا بهتدریج با شرایط آلپ هماهنگ شویم. این توصیه، نقطه شروع خوبی برای برنامهریزی صعودهایمان بود.

صعود دیواره کروشه
18 جولای، صبح زود پیاده به سمت دیواره کروشه حرکت کردیم. مسیر جنگلی پرشیب و دو ساعت پیادهروی تا ایستگاه تلهکابین، سپس یک ساعت و نیم تا پای دیواره، ما را به منطقهای وسیع و پر از دیوارههای متنوع رساند. انتخاب ما مسیر «روانه» با 14 طول و زمان صعود تقریبی 2 ساعت و 20 دقیقه بود.
این مسیر سنگین نبود، اما چالشهایی مثل گیرههای کوچک و نیاز به هماهنگی تیمی داشت. بیشتر طولها را بهصورت سوییسی (صعود همزمان برای سرعت بیشتر) صعود کردیم. پس از سه ساعت تلاش، به قله رسیدیم و منظرهای خیرهکننده از شامونی پیش رویمان بود. مسیر برگشت از درهای دیگر بود و کنار دریاچه و قرارگاه زیبای «سر» گذشت. عصر، خسته اما راضی، به شامونی بازگشتیم.

صعودهای اسپرت و دیدارهای دوستانه
19 جولای، به منطقه اسپرت داخل شامونی رفتیم و چند مسیر کوتاه اما تکنیکی صعود کردیم. سپس به کارخانه بلو آیس رفتیم، جایی که مدیر کارخانه با سخاوت به هر یک از ما یک کیسه طناب هدیه داد. عصر، خانم رکابی و همسرشان به شامونی رسیدند و به دعوت آقای مهنا، شامی دوستانه خوردیم. این دیدارها حس همبستگی و انگیزه ما را تقویت کرد.
20 جولای، تصمیم گرفتیم دیواره برونت را از دو مسیر صعود کنیم. در کتابخانه انسا، اطلاعات مسیرها را بررسی کردیم. مسیر من و قاسم «لا فین دو بابیلون» با زمان 3 ساعت و 30 دقیقه بود و مسیر مجتبی و سعید «لا پیست اوبیه» نام داشت. پس از چهار ساعت و نیم کوهنوردی، به پای دیواره رسیدیم. مسیر ما ایمن و زیبا بود و پس از 12 طول، زیر ایستگاه تلهکابین به پایان رسید. هوا گرم بود، نوشیدنی خنک گرفتیم و پیاده بازگشتیم.

تمرین در سالن و یادگیری شکافنوردی
21 جولای، بارش شدید صعود در طبیعت را غیرممکن کرد. به سالن لوفایر رفتیم و با خانم رکابی و همسرش تمرین کردیم. این سالن، در منطقهای روستایی اما شلوغ، یکی از بزرگترین سالنهای فرانسه بود. 22 جولای، با گم شدن گوشی قاسم و خرید سیمکارت مشغول بودیم.
23 جولای، با راهنمایی "منو" برنده جایزه کلنگ طلایی، به قرارگاه کسمیک رفتیم. او تکنیکهای امداد و نجات در یخچال، مثل سلفرسکیو و بالاکشی، را آموزش داد. تمرین روی یخچال و صعود ریج کسمیک تجربهای ارزشمند بود. منو از توانایی تیم راضی بود و اطلاعات مفیدی درباره مناطق و مسیرهای شاخص ارائه داد. او همچنین چادر و زیرانداز به ما قرض داد.

صعودهای اگویی دو میدی و گران کاپوسین
24 جولای، در اگویی دو میدی صعود کردیم. مسیر 9 طول با درجه 11a داشت و بسیار شلوغ بود. پس از صعود، روی بالکن اگویی تشویق شدیم و با فرود 50 متری به پایین بازگشتیم. سپس اطلاعات مسیرهای گران کاپوسین را جمعآوری کردیم: «اوسلو میو» برای روز اول و «بوناتی» برای روز دوم.
25 و 26 جولای، به گران کاپوسین رفتیم. پس از سه ساعت پیمایش یخچال، به پای مسیر «اوسلو میو» رسیدیم. این مسیر با شکافهای کلوش و درجه 11b، به دلیل ضعف ما در شکافنوردی، بسیار سخت بود. صعود تا غروب طول کشید و مناظر خیرهکننده قله ما را مسحور کرد. اما سختی غیرمنتظره مسیر، تردیدهایی در ما ایجاد کرد. به شامونی بازگشتیم و از آقای مهنا درخواست دوره شکافنوردی کردیم.
دوره شکافنوردی و تجربه المپیک
27 جولای، در سالن انسا تمرین کردیم و اطلاعات مسیر گرانجوراس را جمعآوری کردیم. عصر، با دعوت آقای مهنا، افتتاحیه المپیک 2024 پاریس را تماشا کردیم که جوی متفاوت و خاطرهانگیز داشت.
28 جولای، با جاناتان، مربی شکافنوردی، به منطقهای رفتیم و با ابزار جدید پتزل (شبیه فرند) تمرین کردیم. سپهر (نگارنده) مقایسهای فنی بین ابزار پتزل و بلک دایموند ارائه داد که توجه جاناتان را جلب کرد و او یک حلقه طناب به ما هدیه داد. این دوره، نقطه عطفی در بهبود تکنیکهایمان بود.

صعود گرانجوراس و سوزنیها
28 تا 30 جولای، برنامه گرانجوراس را اجرا کردیم. پس از ساعتها پیمایش و صعود، شبمانیهای سختی در شرایط سرد و بیواک داشتیم. سپهر با تبحر مسیر را هدایت کرد و ساعت 13 به قله رسیدیم. فرود از دره موئین چالشبرانگیز بود، اما حس موفقیت ارزشش را داشت.
31 جولای، من (سپهر) و قاسم، مسیر رد پیلاری در سوزنیهای شامونی را صعود کردیم. این منطقه با دسترسی آسان و مسیرهای متنوع، ایدهآل برای روزهای کمفشار بود. مسیر ترد و رولکوبیشده بود، اما شلوغی و خرابی طناب کمی کار را سخت کرد.

صعود دیواره درو
9 تا 11 اوت، به دیواره درو، نماد شامونی، رفتیم. این دیواره، که در کتاب سرطناب آقای نوتاش هم ذکر شده، از دور خودنمایی میکرد. پس از سه ساعت پیمایش و عبور از نردبانهای فلزی، به پناهگاه چوبی و شیک رسیدیم. جو پناهگاه دوستانه بود و گایدها اطلاعات مفیدی درباره ریزش اخیر در درو دادند.
صبح، صعود را با شرطبندی بامزهای با قاسم آغاز کردیم: رسیدن به قله تا ساعت 13. پس از گم شدن در طول دوم، مسیر را خودمان گشایش کردیم تا به کنتامین بازگشتیم. ساعت 13:30 به قله رسیدیم و من شرط (یک شام) را باختم. با آقای نوتاش تماس تصویری گرفتیم و لحظات قله را ثبت کردیم. فرود از مسیر انسا، با وجود اشتباهات اولیه، بهخوبی انجام شد. صبحانه مفصل پناهگاه و حس رضایت از صعود، این تجربه را به یکی از بهترین لحظات سفر تبدیل کرد.

پایان سفر و قدردانی
12 اوت، استراحت و گردش شهری داشتیم. 13 اوت، با اتوبوس به لیون رفتیم. نقش آقای مهنا و آقای نوتاش در این برنامه بیبدیل بود. بدون حمایت آنها، حتی رسیدن به سفارت فرانسه ممکن نبود. دیدار با کوهنوردان صاحبنام، مثل کسمین و منو، به لطف آقای مهنا، به اندازه صعودها ارزشمند بود. این سفر، ترکیبی از چالشهای فنی، یادگیری تکنیکهای جدید و تجربههای فرهنگی بود که برای همیشه در خاطرمان ماند.

نویسنده گزارش: سپهر سوداگر
ویرایش نهایی: کوه نامه

پینوشت
بهمنظور تحقق اهداف گروه کوهنوردی جیاچام (GHM) برای ارتقای سطح کوهنوردی در جهان، تصمیم گرفتیم برنامهای یکماهه در شامونی فرانسه برای پنج کوهنورد جوان ایرانی که از میان برندگان کلنگ طلایی سال ۲۰۲۳ ایران انتخاب شده بودند و با اجرای برنامههای برجسته، توانایی و پتانسیل خود را نشان داده بودند، طراحی و اجرا کنیم.
برای این منظور، با سرویس فرهنگی سفارت فرانسه در ایران، مدرسه ملی کوهنوردی و اسکی انسا (ENSA)، رئیس گروه جیاچام (GHM) و چندین راهنمای کوهستان (گاید) که روابط دوستانهای با آنها داشتیم، رایزنی کردیم. خوشبختانه همه آنها نظر مساعد داشتند و قول همکاری دادند. پنج کوهنورد انتخابشده (به ترتیب حروف الفبا) عبارت بودند از: کیا اوسعی، قاسم بلبلیزاده، سپهر سوداگر، مجتبی قهیهای و سعید نجفآبادی فراهانی.

با مساعدت سرویس فرهنگی سفارت فرانسه، ویزای کوهنوردان بهسرعت آماده شد. مدرسه انسا (ENSA) پذیرفت که این کوهنوردان در خوابگاه این مرکز اسکان یابند. رئیس گروه جیاچام و راهنماهای کوهستان که برخی از آنها پیشتر به ایران سفر کرده بودند، همکاری خود را اعلام کردند.
برنامه به مدت یک ماه، از ۱۵ جولای تا ۱۵ اوت، برنامهریزی شده بود. کوهنوردان طبق برنامه در تاریخ ۱۵ جولای وارد شامونی شدند و از روز بعد فعالیت خود را آغاز کردند.
برای تقویت مهارت های فردی کوهنوردان، تصمیم گرفتیم بهجز دو روز آموزش نحوه نجات در شرایط یخچالی و صعود شکافهای دیوارهای، هیچ راهنمایی آنها را همراهی نکند. آنها باید تنها به تواناییهای خود متکی میبودند، مسیرها را خودشان پیدا میکردند و از عهده کارهایشان برمیآمدند. البته پیش از هر صعود، شب قبل با مشورت راهنماها، مطالعه نقشهها و کروکیهای مسیر در کتابخانه انسا (ENSA) انجام میشد و سپس روز بعد حرکت میکردند.

در طول این مدت، برنامههای جذابی اجرا کردند که برخی از آنها در بالاترین سطح برنامههای منطقه بودند و پیشتر هیچ کوهنورد ایرانی آنها را انجام نداده بود. برنامههای انجامشده بهصورت خلاصه عبارتاند از:
- صعود سوزنی آگوی دو میدی (Aiguille du Midi) از مسیر کوهلمان (Cohlmann)
- صعود سوزنی آگوی دو میدی از مسیر گاستون ربوفا (Gaston Rebuffat)؛ گاستون ربوفا از برجستهترین کوهنوردان فرانسه و جهان است.
- صعود سوزنی بروان (Brevent) از مسیر فین دو بابلون (Fin de Babylonne)
- صعود سوزنی بروان از مسیر پوئم آ لو (Poème à Lou)
- صعود سوزنی بروان از مسیر لا پیست اوبلی (La Piste Oubliée) به معنای «پیست ازیادرفته»
- صعود سوزنی قرمز (Aiguille Rouge)، سوزنی کروشو (Crochut) و قله جنوبی آن از مسیر راوانل (Ravanel)؛ خوانندگان کتاب «سر طناب» میدانند که راوانل همان سرخه معروف در این کتاب است.
- صعود سوزنی بلتییر (Blaitière) و برج قرمز از مسیر نابو لئون (Nabot Léon)
- صعود سوزنی گراند کاپوسن (Grand Capucin) از مسیر اوزوله میو (Osole Mio)؛ این سوزنی چند سال پیش توسط حمید شفقی و حسن گرامی از مسیر بوناتی (Bonatti) صعود شده بود.
- صعود سوزنی شانه (Aiguille de la Peigne) از مسیر گاستون ربوفا؛ کاظم گیلانپور که در سال ۱۳۲۹ برای گذراندن دورهای در انسا به شامونی آمده بود، بهدلیل شباهت این سوزنی به قلهای در منطقه علمکوه، نام «شانهکوه» را بر آن قله نهاد.
- صعود سوزنی شانه از مسیر آرت دس پاپیون (Arête des Papillons) به معنای «یال پروانه»
- صعود دهلیز گرانبها (Chère Couloir) در جبهه مثلثی مون بلان دو تاکول (Triangle du Mont Blanc de Tacul)
- تمرین نحوه نجات در شکافهای یخچالی با مربیگری امانوئل پلیسیه (Emmanuel Pellissier)؛ این مربی در سال ۲۰۰۰ به دعوت باشگاه دماوند به ایران آمد و دورهای آموزشی برای کوهنوردان این باشگاه برگزار کرد. او همچنین در همان سال مسیر جدیدی روی دیواره بیستون گشایش کرد. امانوئل در سال ۲۰۱۰ در اولین جشنواره جهانی سنگنوردی بیستون شرکت کرد و همراه با دو کوهنورد اسلوونیایی، مارکو پرزلی (Marko Prezelj)، برنده سه کلنگ طلایی، و لوکا لیندیک (Luca Lindik)، برنده یک کلنگ طلایی، مسیر «گربههای ایرانی» را روی این دیواره باز کردند.
- تمرین صعود شکافنوردی در منطقه ورکور (Vercors) با مربیگری ژوناتان کریسون (Jonathan Crison)، راهنمای فدراسیون صعودهای سالنی فرانسه (FFME)، که در زمستان ۲۰۲۲ همراه با الیاس میلریو (Hélias Millerioux) به دعوت فدراسیون برای آموزش اسکی کوهستان به ایران آمده بود.

سه صعود شاخص و بیسابقه توسط کوهنوردان ایرانی عبارت بودند از:
- پیمایش نفسگیر و زیبای سوزنیهای گراند ژوراس (Grandes Jorasses) از نقطه شروع پوئن هلبرونر (Pointe Helbronner) تا قله پوئن واکر (Pointe Walker)
- صعود بسیار دشوار سوزنی سبز (Aiguille Verte) با ارتفاع ۴۲۰۰ متر از مسیر آرت دو گران مونته (Arête de Grand Montet)؛ ارزش صعود این سوزنی از صعود قله مون بلان با ارتفاع ۴۸۱۰ متر بیشتر است.
- صعود سوزنی معروف درو (Dru) از مسیر باستین کونتامین (Bastien Contamine)؛ خوانندگان کتاب «سر طناب» میدانند که حادثه اصلی داستان روی این دیواره رخ داده است.
همه دستاندرکاران از عملکرد این جوانان ابراز رضایت کردند. تنها انتقاد مطرحشده، ضعف در مهارتهای زبان خارجی کوهنوردان بود که توصیه شد در این زمینه تلاش بیشتری کنند. خود کوهنوردان نیز به این نتیجه رسیدند.
در پایان، از کمکهای ارزشمند سرویس فرهنگی سفارت فرانسه در ایران، مدرسه ملی کوهنوردی و اسکی فرانسه (ENSA)، گروه ارتفاعات بلند (GHM)، راهنمایان کوهستان، قدردانی میکنیم.

علیرضا مهنا - ابراهیم نوتاش
