اخبار کوهستان

بازی با کلمات!

 

کوه نامه: نیما اسکندری در وبلاگ«دوبی سل» می نویسد:

چند روز پیش از سر کار بر می گشتم. بیلبوردی توجهم را به خود جلب کرد." هیمالیانورد ارجمندٰ،جناب آقای... صعود شما به قله کالاپاتار اورست برگ زرین دیگری در تاریخ کوهنوردی کشورمان است و ...". همراه با عکس این هیمالیانورد معروف در دو راهی اوسون به شیر پلا. کلی نوشابه برای بنده خدا باز کرده بودند.

چند روز بعد روزنامه ای محلی را دیدم که نوشته بود" کوهنوردان .....در اوج قله های افتخار"

عکس دوست هیمالیا نوردمان در کنار نماینده فرصت طلب شهر و نطق تاریخی نماینده درباره فواید کوهنوردی و حمایتهای بی دریغش از کوهنوردان واقعاً دیدنی و خواندنی بود. نماینده محترم که تا به حال دنبال گربه توی کوچه هم ندویده تا ضربان قلبش کمی بالا برود و از شکم فربه اش هویداست که با هر ورزشی بیگانه است طوری از فواید دنیوی و اخروی کوهنوردی سخن گفته بود که او را با هرمان بول اشتباه می گرفتید. خدا می داند بهره برداری سیاسی و اجتماعی و اعتباری منتخب مردم از این عکس ها چیست. این در حالی است که تنها سالن سنگنوردی شهر با تابلوی بزرگی به نام زنده یاد جعفر ناصری همچنان بی استفاده است و هنوز دیواره یا حتی گیره ای در آن نصب نشده و از سالن سنگنوردی  فقط اسمش را یدک می کشد.

 چند سالی است که تب هیمالیا نوردی در بین کوهنوردان کشورمان بیداد می کند. کوهنوردان مختلف با توان و تجربه و سطح فنی کاملا متفاوت هر سال راهی این بلندی ها می شوند تا سری در میان سر ها در بیاورند و نامی در میان نامداران.

هیمالیانوردیی  که با یومار عجین شده است و اگر خدای ناکرده یومار را از بسیاری از هیمالیا نوردان بگیرید (حتی اگر قربانی هم زیر پایشان بکشید) یک متر بالاتر هم صعود نخواهند کرد.هیمالیانوردی که با امداد هوایی و شرپا و چادر آماده و قله های طناب کشی شده ودسترسی به اینترنت و... همراه است. به راستی دلیل غفلت ما از کوههای خودمان چیست؟ به راستی صعود کازبک و آرارات وکلیمانجارو و آیلند پیک و ...با این هزینه ها و فرستادن عکس های خوش آب و رنگ در فصلنامه کوه و سایتهاووبلاگها  همراه با متن های حماسی "طنین گامهای استوارتان و ...و کتاب هایی نظیر ماکالو هیولای سیاه و..."جز برای معروف شدن است؟؟؟

کاری با دلایل صعود دوستان به قلل خارج از کشور ندارم و معتقدم این به سلیقه ونظرافراد باز می گردد امااین هیمالیا نوردی همان هیمالیا نوردی هیلاری و مسنر و هرمان بول و کوکوشکا نیست چون اصالت ندارد،خلاقیت نداردو نو نیست.تکرار مکررات است  و ما طبق معمول از فاتحان تجاری قله ها به عنوان قهرمان یاد می کنیم.نمی خواهم به کسی بی احترامی کنم.اما صعود به اورست که توسط یک نابینای مطلق یا فرد معلول یا کودک 13 ساله وپیرمردی به عنوان مسن ترین و ...انجام می شود و فقط تا به حال ماه عسل وپارتی روی آن اجرا نشده است افتخار ملی نیست و باعث جوشش غرور ملی نمی شود و نیازی به قهرمان پروری ندارد همانطور که صعود  اولین بانوی مسلمان به اورست واذان روی قله ترانگو  نیازی به متن های حماسی نداشت.به راستی دستاورد هیمالیا نوردی کشورمان با این همه صعود چیست؟

این دستاوردچیزی نیست به جز تکرارو تکرار و تکرار وای کاش درهمین تکرار مکررات به دروغ متوصل نشویم  که خواندن متن های حماسی و هواداری ناسیونالیستی وقومی و زبانی از صعودی که  هم تجاری است و هم دروغ است واقعاً تهوع آور است.

کوههای سر به فلک کشیده کشورمان همچنان منتظر بسیاری از نخستین صعودهای زمستانی هستند واثری از بسیاری از هیمالیا نوردان حتی در صعودهای تابستانی این کوهها نمی بینید.

با کلمات کمتر بازی کنیم و به جای پرداختن حاشیه به متن بپردازیم.

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها