اخبار کوهستان

Featured

برود پیک ایرانی ، اندیشه های مرگبار رامین شجاعی سرپرست تیم


عصر دیروز گزارش رامین شجاعی سرپرست تیم برود پیک منتشر شد . این گزارش در موضوعات اصلی خود تفاوت چندانی با مجموعه گزارشات قبلی که توسط باشگاه آرش و سایت های کوه نیوز و   ExWeb  منتشر شده بود ندارد . شاید مهم ترین تفاوت در این باشد که در گزارشات قبلی ، بیواک اول در ارتفاع 7350 متری و بیواک دوم در ارتفاع 7450 متری ذکر شده بود اما حالا رامین شجاعی خبری که می دهد وحشتناک تر است . او می گوید بیواک اول در ارتفاع 7050 متری و بیواک دوم در ارتفاع 7250 متری بوده است . یعنی مطابق عکس - کروکی بالا روز اول فقط 50 متر و روز دوم فقط 200 متر صعود داشته اند و این در حالی است که باید روز دوم به قله می رسیدند و از قله بر می گشتند. ضمنا ایشان شرحی نسبتا طولانی از بیماری و از ارتفاع زدگی خود، و نیز شرحی طولانی تر از تماس های خود با تیم قله و از مذاکرات خود با سایر کوهنوردان حاضر در منطقه و...... و....... و....... نوشته اند که هیچ کدام تاثیر چندانی در اصل موضوع ندارند . در مورد امداد نیز ایشان پروازهای توماس لامل را بیهوده و به خصوص عکس های او را فاقد کیفیت لازم دانسته است . با وجود این ، ایشان در گزارش خود به نکته ای کلیدی که قبلا نیز توسط سایت های خارجی و داخلی منتشر شده بود اشاره کرده اند . این نکته کلیدی همان حلقه ی اصلی زنجیره ی حوادث است . یعنی برنامه ریزی غلط و طراحی شیوه ی صعود غلط توسط سرپرست و مدیران تیم که منجر به مرگ دلهره آور اعضای تیم قله شده است . باز خوانی این نکته کلیدی در گزارش رامین شجاعی حائز اهمیت است . اما قبلا این اندیشه مرگبار رامین شجاعی را عینا از زبان خودش به خوانیم . ایشان در گزارش خود در ذیل روزهای 17-19 تیر - 8-10  جولای چنین نوشته است :

"با توجه به تجربه ای که آیدین و مجتبی و افشین از تلاش دو سال قبل داشتند حدس می زدیم بتوانند روز اول تا ارتفاع 7400 متر صعود کنند. بعد از آن مشکلات فنی کمتر می شد و حدس می زدم یک روز برای صعود تا قله کافی باشد. آنها یک روز غذا و سوخت بیشتر، یعنی مجموعا برای 3 روز تدارکات داشتند. برای صرفه جویی در وزن بارها فقط یک چادر دونفره (بدون پوش) به همراه بردند. همچنین آیدین و مجتبی کت پر و کیسه خواب به همراه داشتند و پویا کت پر و شلوار پر."

 

 

و همین اندیشه و طراحی صعود مرگبار است که همه ی حوادث بعدی را رقم زده است .

 رامین شجاعی در گزارش خود می گوید استارت قله روز شنبه 22 تیر بوده است . و قرار بوده اعضای تیم قله با یک شب مانی ، روز بعد یعنی یکشنبه 23 تیر به قله برسند و غروب همان روز تا کمپ 3  فرود بیایند ، یعنی جایی که ایشان و افشین سعدی منتظر آنها بودند . در واقع صعود از کمپ 3 به قله و فرود از قله به کمپ 3 فقط برای  دو روز و یک شب طراحی شده بود . بنا براین آنها آب و غذا و سوخت را  فقط برای 2 روز و یک روز اضافه یعنی جمعا برای سه روز در نظر گرفته بودند . و این سه روز یعنی شنبه ، یکشنبه و دوشنبه  . یعنی آنها  برای صعود و فرودشان فقط تا غروب دوشنبه آب و غذا داشته اند . یعنی آنها در شرایط نرمال می بایست تا غروب یکشنبه و در غیر اینصورت هر طور شده می بایست نهایتا تا غروب دوشنبه خودشان را به کمپ 3 می رساندند . و این درحالی است که آنها غروب دوشنبه هنوز در مسیر صعود در ارتفاع حدود 8000 متری بودند و آنجا مجبور به شب مانی سوم شده بودند . در واقع اعضای تیم قله ، آب و غذای خود را تمام کرده بودند ولی هنوز به قله نرسیده بودند . با وجود این ، صبح فرداش یعنی روز سه شنبه بدون آب و غذا ، گرسنه ، تشنه و خسته به طرف قله راه می افتند و آنطور که گفته می شود ساعت پنج به وقت محلی و چهار و نیم بعداز ظهر به وقت تهران به قله می رسند . یک بار دیگر مرور کنیم : اعضای تیم گرسنه ، تشنه و بدون آب و غذا و بعد از سه بیواک وحشتناک به قله رسیده اند ، خوب ! اگر این شیوه ی صعود ، شیوه ی انتحاری تحمیلی نیست پس چیست ؟ بله ، مطابق گزارش رامین شجاعی ، تیم قله حتی قبل از صعود نهایی خسته ، گرسنه ، تشنه ، بی هیچ توان فکری  از هستی انسانی خود تهی شده بود . آنها دیگر نه حافظه داشتند نه تاریخ . در هوای رقیق قله آنها "صعود" نمی کردند ، آنها به آسمانها "عروج" می کردند . تیم قله هرگز به معنای مطلق کوهنوردی هیچ گاه فرودی آگاهانه نداشته است . در برنامه طراحی شده سرپرست و مدیران تیم "فرود" اساسا امری بی معنا بوده است . برای سرپرست و مدیران تیم "بازی کوهنوردی" فقط یک نیمه داشته است و آنهم فقط نیمه ی صعود .

دوستان ، همه ما این روزها خون گریه کرده ایم اما این واقعیت هولناکی است که مطابق گزارش آقای شجاعی تیم فله قبل از آنکه به قله برسد به لحاظ هستی انسان شناسانه ی خود یعنی به لحاظ توان ذهنی و فکری نابود شده بود . اما واقعیت هولناک تر این است که رامین شجاعی در گزارش خود تیم قله را متمرد و مقصر اعلام کرده است . چرا ؟ زیرا همانطور که در پست قبل نوشته ایم :

    امروزه هر کوهنورد کارآموزی می داند که حادثه در کوهنوردی بطورکلی ناشی از دو عامل است : الف – عامل طبیعت  ب – خطای انسانی . عامل طبیعت هیچ تاثیری در بروز حادثه برودپیک نداشته است ، نه باد ، نه برف ، نه بهمن و نه.....  

بنا براین در فقدان نقش طبیعت واضح است که "خطای انسانی" تنها عامل فاجعه ی هولناک برود پیک بوده است . اما خطای انسانی متوجه چه کسانی است ؟آیا سرپرست و مدیران تیم  مقصر هستند یا جان باختگان جوان تیم قله ؟ این سوال اصلی و کلیدی این حادثه هولناک است . پاسخ این سوال البته واضح است . تیم جوان قله مرتکب هیچ خطایی نشده است . اعضای تیم قله اجزای سر خود و منفکی نبودند که هریک به تنهایی اقدام به صعود کرده باشند . اگر آنها خود اقدام به این صعود کرده بودند در اینصورت مسئول تمامی عواقب و خطرات آن نیز بودند . اما آنها تیم بوده اند ، سر پرست و مدیر داشته اند . آنها از طرف یک باشگاه و به نام باشگاه و در اجرای برنامه تدوین شده از طرف باشگاه اقدام به صعود کرده اند . آنها برای صعود دارای برنامه ، استراتژی و تاکتیک بوده اند . "شیوه ی صعود" آنها را سرپرست و مدیران تیم تنظیم و طراحی کرده اند ، و البته این شیوه ی صعود ، هیچیک از شیوه های مرسوم و شناخته شده کوهنوردی مثل شیوه آلپی یا کپسوله ای یا کلاسیک و اکسپدیشن و یا حتی ترکیب و ملغمه ای از آنها نبوده است . این شیوه که توسط سر پرست و مدیران تیم طراحی شده صرفا شیوه ی انتحاری بوده است و نمی توانست نتیجه ای غیر از آنچه که اتفاق افتاد داشته باشد .

و حالا دست اعضای تیم قله از این دنیا کوتاه است . بنابراین سرپرست و مدیران تیم تصمیم گرفته اند تا تیم قله را مقصر حادثه اعلام کنند و خود را نجات دهند . اما آیا دست جامعه ی کوهنوردی کشور هم از این دنیا کوتاه است ؟

برای خواندن گرازش رامین شجاعی به لینک زیر مراجعه فرمایید :

http://dastanekouh.blogfa.com/post-80.aspx

پ ن :

دوستان ، روز چهار شنبه در برنامه برج میلاد ، در ضیافت اندیشه های مرگبار شرکت نمی کنیم .

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها