اخبار کوهستان

Featured

برودپیک ایرانی 2013 - شیوه صعود اگر انتحاری نیست پس چیست ؟

              

        

آقای عباس محمدی در وبلاگ خود به تاریخ 3 مرداد 92 و در گزارش مربوط به جلسه‌ ای که با حضور چندین نفر ازهیمالیانوردان و دیگر خبرگان کوه‌نوردی ایران و یکی از پزشکان ارتفاع برگزار شده چنین نوشته است :

"ابتدا، کیومرث بابازاده گزارشی از حرکت تیم سه نفره‌ی آیدین بزرگی و پویا کیوان و مجتبی جراهی از کمپ سوم برودپیک، رسیدن تیم به قله از مسیر جدید، و بازگشت از مسیر عادی و گم شدن تیم داد. سپس گفت که آیدین بزرگی در صبح روز 27 تیر ماه با او تماس گرفته و گفته که آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند، چادرشان پاره شده و نمی‌توانند خود را به پایین برسانند."

 بله ؛ واقعیت هولناکی ست . آیدین بزرگی روز 27 تیر در تماس تلفنی با آقای بابا زاده گفته "آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند"  . اما این 3 روز کدام 3 روز هست؟ پاسخ ساده است : روزهای 25 و 26 و 27 تیر . روز 25 تیر روز صعود قله است ، بنابراین تیم صعود  ، قله را درحالی صعود کرده که گرسنه بوده و آب و غذا نداشته و قبل از صعود نیز 3 بیواک در ارتفاعات بالا ، ازجمله در ارتفاع 8000 متری داشته است . این صعود ، اگر صعود انتحاری نیست پس چیست ؟ و البته این شیوه ی انتحاری را سرپرست و مدیران تیم طراحی کرده اند .

 

به لحاظ اهمیت موضوع ضروری است مجددا به نکات کلید ی زیر توجه شود :

۱ - شیوه آلپی

بعضی از دوستان تصور می کنند " شیوه صعود" در این برنامه "شیوه آلپی" بوده است . نه ، چنین نیست . شیوه آلپی دارای ویژگی های خاصی است ، از جمله اینکه شیوه ای ست : سرعتی ، سبک بار ، با استفاده از کمترین ابزار و تجهیزات ، بدون باقی گذاشتن ابزار و تجهیزات ، بدون استفاده از طناب ثابت ، بدون استفاده از شرپا ، بدون استفاده از اکسیژن مکمل  و معمولا مناسب برای ارتفاعات کمتر  از  ۶۰۰۰ یا ۷۰۰۰ متر . فلسفه بنیادین این شیوه ی صعود احترام به طبیعت ، به انسان و به دیگر کوهنوردان است ، شیوه ای پاک و مبتنی بر عقل محاسب و عقلانیت محض .  باید این مجموعه صفت ها و جود داشته باشد تا شیوه صعود را آلپی بنامیم . صرفا به عنوان یک مثال ، حتما شرم آور است اگر بگوییم صعود بخش اول مسیر ، یعنی صعود سال ۸۸ "صعودی کثیف" بوده است ، آنها ۱۶۰۰ متر طناب در طول مسیر باقی گذاشته اند ، در کوهنوردی مدرن جهان امروز و برای مسیرهای بکر و صعود های غیر تجاری این فقط کثیف نیست بلکه وحشتناک است .

۲ - شیوه صعود در برودپیک ایرانی  2013

در تحلیل صعود برود پیک ایرانی ۲۰۱۳ همه چیز به شیوه صعود بر می گردد . در معروف ترین شیوه های صعود یعنی شیوه های اکسپدیشن ( محاصره ای ) یا کپسوله ای یا آلپی تکلیف روشن است . در این روش ها هریک از ترم ها  Terms یا کلمات کلیدی مثل بیواک ، کمپ ، تیم پشتیبان و ....... دارای مفاهیم و معانی روشن و مشخصی هستند که همه کوهنوردان از آنها اطلاع دارند . اما چیزی که اکثر قریب به اتفاق کوهنوردان جهان از آن بی اطلاع هستند و ظاهرا خاص بعضی از مدیران باشگاه های ایرانی است  صعود های انتحاری ست . در شیوه صعود انتحاری ترم ها   Terms یا کلمات کلیدی مثل بیواک ، کمپ ، تیم پشتیبان ، سرپرستی ، برنامه ریزی زمان ، برنامه ریزی تغذیه ، انرژی و ........ همه و همه فاقد معنا و مفهوم هستند ، چون هدف فقط صعود و رسیدن به قله است ، آنهم صعود به هر قیمت و به هر شکل ممکن . در صعود های انتحاری فرود امری ست مربوط به جاذبه زمین ، و نه فعالیت آگاهانه و هوشمندانه ی کوهنورد . در صعود های های انتحاری ، "بازی کوهنوردی" فقط یک نیمه  دارد و آنهم فقط نیمه اول یعنی فقط صعود . و به همین دلیل است که در برود پیک ایرانی ۲۰۱۳ در پایان نیمه اول یعنی بعد از صعود قله ، مدیران تیم در تهران "نشئه می شوند و صفا می کنند" ، ( اشاره به نوشته آقای ع م درسایت کوه نیوز ) . در هیچ کجای دنیا و در هیچ رشته ورزشی و یا  در هیچ برنامه جدی ، مدیران تیم در پایان نیمه اول ازخود بی خود نمی شوند و خود را پیروز میدان نمی دانند . بازی ، نیمه دوم هم دارد که به مراتب مهم تر از نیمه اول است .

شیوه صعود تیم برود پیک که توسط سرپرست یا مدیران تیم طراحی شده ، متناسب با شرایط تیم و نوع برنامه و ارتفاع قله ، سن کوهنوردان ، تجربه ، دانش ، مهارت ، توان ذهنی ، عاطفی ، روحی و جسمی مجموعه ی کوهنورد  و ...و......و......و......و...... و...... نبوده است . مختصر اینکه شیوه طراحی شده شیوه ای  کاملا غلط و انتحاری بوده است .

بدیهی است که برای طراحی شیوه صعود باید دهها عامل را در نظر گرفت و هنگام اجرای برنامه نیز سرپرست برنامه باید با توجه به شرایط  تغییر پذیر منطقه بتواند تصمیم ها و تاکتیک های جدید اتخاذ نماید ، و این امر البته در شرایطی میسر است که سرپرست تیم خودش دچار کوه گرفتگی یا کوه زدگی یا بیماری ارتفاع نشده باشد . رامین شجاعی قبلا در سالهای 84 و  88  نیز در کمپ 3 برود پیک دچار بیماری ارتفاع شده بود و امسال هم بیمار شد  . مدیرانی که ایشان را به عنوان سرپرست چنین برنامه سنگینی انتخاب کرده اند در خوش بینانه ترین وضع  نیاز به کمک حرفه ای دارند : آنها باید به روان درمانگر مراجعه کنند .

۳ - امداد و نجات

در مورد امداد و نجات که در اینجا صرفا رساندن آب و غذا بوده ، ضروری است به یک نکته حائز اهمیت توجه شود . حالا گفته می شود انتقال آنها از آن نقطه هولناک (؟!) ، نقطه ای که زمینگیر شده اند ، کاری سخت و دشوار ، و حتی غیر ممکن است و اساسا شاید غیر ضروری باشد . بله ، این نظرات می توانند صحیح باشند . ولی فرق است بین "امداد و نجات" و "انتقال فعلی" آنها . در موضوع مورد بحث ، امداد و نجات عبارت است از کمک کردن و نجات دادن انسان های زنده ای که به دلیل گرسنگی و خستگی مفرط و تخلیه انرژی در نقطه ای زمینگیر شده اند .  واقعیت این است که آنها در یک شکاف سنگی یا در یک شکاف یخی سقوط نکرده اند . آنها مسیری اشتباه را فرود آمده اند و بعد از متوجه شدن اشتباه خواسته اند تا برگردند و مقداری هم برگشته اند اما به دلیل گرسنگی و خستگی و تخلیه انرژی قادر به تصحیح کامل مسیر نبوده اند و در نتیجه زمینگیر شده اند ، بنابراین نقطه مورد نظر نقطه هولناکی نیست  . لطفا دقت شود نقطه مورد نظر نقطه هولناکی نیست ، آنها در یک نقطه هولناک سقوط نکرده اند و مصدوم نشده اند ، آنها به دلایلی کاملا واضح فقط زمینگیر شده اند . حال اگر آنها با آن خستگی و گرسنگی و تخلیه انرژی توانسته اند به چنان نقطه ای فرود بیایند به تبع اولی هر تیم متوسط امداد و نجات نیز می توانسته به آن نقطه فرود بیاید و به آنها آب و غذا بر ساند . مسئله این است که سرپرست تیم  در کمپ ۳ به دلیل ارتفاع زدگی زمینگیر بود  و خود نیاز به امداد داشت و در نتیجه فرصت طلائی و حیاتی نجات از دست رفت . یک بار دیگر باید تکرار کرد ، مدیرانی که ایشان را به عنوان سرپرست چنین برنامه سنگینی انتخاب کرده اند در خوش بینانه ترین وضع نیاز به کمک حرفه ای دارند : آنها باید به روان درمانگر مراجعه کنند .

تردیدی نیست که تیم 3 نفره قله بهترین و بیشترین تلاش ممکن را انجام داده است اما شیوه ی صعود طراحی شده توسط مدیران تیم نتیجه ای جز آنچه که اتفاق افتاد نمی توانست داشته باشد .

پ ن :

۱ - باز هم لازم به تکرار و تکرار و تکرار است : علت این حادثه هولناک و مرگ دلهره آور تیم قله صرفا شیوه غلط صعود بوده است . این شیوه غلط را سرپرست و مدیران تیم طراحی کرده اند . طبیعت و کوهستان هیچ تاثیری در بروز حادثه نداشته است ، تیم ۳ نفره قله نیر تلاشی فوق انسانی برای صعود و زنده ماندن کرده است . 

۲ - سپاس و تشکر فراوان از فرامرز نصیری که سالهاست نیچه وار بر سر ایمان ابراهیمی خود ایستاده است . کاش چند تا فرا - مرز داشتیم تا می توانستیم  از مرز های محدود ذهنی مان کمی فراتر رویم و اینهمه کشته نمی دادیم . امیدوارم او همچنان به روشنگری های خود ادامه دهد . دوستان ، انصافا کار سختی است ، کار من نیست .

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها