
عبدالله عزیز اللهی در مطلبی با عنوان << فرصتی بنام " حسین رضایی ">> در وبلاگ تهران کوه می نویسد : همه ما در جنبه های مختلف از زندگی خود گاهی با " فرصت ها " و گاهی با " تهدیدات " مواجه می شویم. تهدیدات یا فرصت ها به خودی خود نه خوب هستند و نه بد! چه بسا فرصتی که از دست برود و زیان آور شود و چه بسا تهدیدی که مدیریت شود و موجب منفعتی گردد. خوب و بد هر فرصت و یا تهدیدی را ما تعیین می کنیم، با مدیریت مان، با قضاوت و پیش داروری هایمان، با تصمیمات و احساسات مان و با . . . !
مبالغه نخواهد بود اگر که بگوئیم " جامعه کوهنوردی " ما در میان کل جامعه ایران بصورت عام و در میان جامعه ورزشی بصورت خاص، مهجور و مظلوم و دور از صحنه است. کوهنوردی و زیر رشته های آن مانند سنگنوردی در افکار عمومی ناشناخته است، قهرمانان این رشته را خیلی ها اصلاً نمی شناسند. امکانات چندانی فراهم نیست، فریاد و شکوائیه های کوهنوردان به جایی نمی رسد، رسانه خاص و فراگیری وجود ندارد ، اسپانسرها یا وجود خارجی ندارند و یا اگر هم تعداد معدودی وجود داشته باشند، مردّد و گریزان هستند - حالا سهم آدمهای مثلاً مسئولی مانند محمود شعاعی و آن پارازیت های شرم آورش در خصوص لیلا اسفندیاری و فراری دادن اسپانسرها به کنار - همه اینها هست اما در کنارش گاهی نیز با فرصت هایی مواجه هستیم که باید قدر این فرصت ها را دانست و از آن بنحو احسن استفاده کرد. فرصتی بنام " حسین رضایی " !
حسین رضایی دانش آموحته علوم ارتباطات، مدیر روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی جوانی پر انرژی ، خوش گفتمان ، آشنا به مشکلات جامعه کوهنوردی ، مجری برخی از برنامه های تلویزیونی بخصوص در حوزه ورزش ، که با استناد به همین ویژگی ها می توان وی را برای جامعه کوهنوردی یک فرصت تلقی کرد. فرصتی برای معرفی جامعه کوهنوردی، مشکلاتش ، قهرمانانش ، دستاوردهایش و استعدادهایش به متن افکار عمومی جامعه.
کارنامه حسین رضایی در برنامه " حرکت از نو " شبکه ورزش ، کارنامه ای خوب و قابل تمجید است. او در این مدت کوتاه بخوبی توانست در چارچوب همین برنامه تلویزیونی ، قهرمانان و استعدادهای کوهنوردی را بر روی صحنه به دیگران معرفی کند که آخرین نمونه آن مصاحبه با قهرمانان مسابقات سنگنوردی معلولان و رده نونهالان کشور بود.
قطعاً جناب حسین رضایی نیز اذعان خواهند داشت که آنچه که تاکنون انجام شده است ایده آل ایشان نبوده و هنوز راهی طولانی در پیش است اما به مصداق آن مثَل قدیمی که می گوید: " آب دریا را گر نتوان کشید، هم به قدر تشنه گی باید چشید " ، بر ماست که از همین فرصت موجود نیز به خوبی استفاده کنیم.
