اخبار کوهستان

درخواست از کوه‌نوردان جهت کمک‌رسانی به هموطنان استانهای شمالی کشور

فدراسیون کوهنوردی

توجه به بروز شرایط بحرانی در مناطق شمالی و بنابر اعلام جمعیت هلال احمر مبنی بر نیاز به نیروهای با تجربه کوه‌نورد، کارگروه جستجو و نجات فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد؛ برطبق هماهنگی های انجام شده از کلیه کوه‌نوردانی که توانایی کمک رسانی به هموطنان عزیز کشورمان در استانهای شمالی کشور را دارند درخواست می شود ضمن رعایت موارد ذیل آمادگی خود را از طریق شماره تلفن های ذکر شده اعلام نمایند:

.۱- هدف از اعزام نیروهای کوه‌نورد کمک رسانی به مناطق کوهستانی و روستایی استانهای شمالی کشور می باشد. این کمک رسانی نظیر رساندن آذوقه به هم‌وطنانمان در مناطق کوهستانی، نجات از مناطق محصور شده در برف، کمک به مسافرین در راه مانده مناطق فوق و . . . می باشد.

۲- ترجیحا افراد در گروه های ۲ تا ۵ نفره آمادگی خود را اعلام نمایند؛ سایر افرادی که به صورت انفرادی اعلام آمادگی می نمایند بصورت گروه بندی شده اعزام می گردند.

۳- حتما لوازم و تجهیزات زمستانی کوه‌نوردی را همراه داشته، ترجیحا موادغذایی ۱ تا ۲ روز خود را نیز همراه داشته باشند.

۴- برنامه اعزام بصورت برنامه ۲ تا ۵ روزه می باشد.

۵- کلیه امکانات حمل و نقل با هماهنگی جمعیت هلال احمر مهیا می باشد.

۶- اعزام نیروهای امدادی در اولین فرصت انجام خواهد شد.

۷- خواهشمند است جهت هماهنگی ثبت نام نیروهای امدادی کوهستان با آقای «حامد ارشدی فر» (با شماره تلفن ۰۹۱۲۲۷۵۶۶۹۳) تماس حاصل نمایند.

از کلیه داوطلبین عزیز خواهشمندیم از تماس مستقیم با فدراسیون کوه‌‍نوردی و صعودهای ورزشی اجتناب نمایند.

نکاتی بر گزارش کمیسیون حوادث فدراسیون

کوه نامه: رامین شجاعی در وبلاگ شخصی خود نکاتی را پیرامون گزارش بررسی کمیسیون حواد فدراسیون انتشار داده. وی در داستان کوه می نویسد:

1- در این گزارش آمده است چون حادثه دیدگان قادر به پاسخگویی نیستند از ورود به خطاهای مرتبط با آنها صرف نظر می شود. سوال من از آقایان این است که مگر متن مستدل یا علمی نوشته اید که کسی بتواند به آن پاسخ دهد؟ شما همان مواردی که در اولین جلسه در ذهنتان بود را بدون کمترین زحمتی پشت سر هم قطار کرده اید. سابقه قابل ارزشی هم ندارید که بتواند به ادعاهایتان اعتبار بخشد. جمع سوابق "حضور" آقایان در جامعه کوهنوردی ایران به بیش از 300 سال می رسد اما بجز چند صعود شاخص آقای خلج در قبل از انقلاب و یکی دو صعود آقای زارعی به هیمالیاهیچ صعود قابل ذکری در کارنامه شان ندارند. هیچ کدام از این افراد حتی یک متر مسیر جدید در عمرش صعود نکرده است.

2- وقتی گزارش ( یا بیانیه ای) نوشته می شود که چیزی به جز ادعاهای بدون دلیل در آن وجود ندارد به راحتی می توانبا تغییر چند اسم و جمله آن را در باره هر حادثه ای منتشر کرد. از حادثه منجر به مرگ مرحوم محمد داوودی، محمد اوراز، دکتر بهالو، سامان نعمتی، و داوود خادم گرفته تا جلال رابوکی، مقبل هنر پژوه، لیلا اسفندیاری و غیره.

3- کسی با فدراسیون رقابتی ندارد. خیلی ها از بی عدالتی و اجحاف در رنجند. مثلا یکی همین که آقایان منتظرند کسی از کوهنوردان خارج از فدراسیون حادثه ببیند تا به اشکال مختلف بازماندگان را زیر ضرب ببرند اما در مقابل دوستان خود مهر سکوت بر لب می زنند. آقای صالحی چند مقاله انتقادی در ارتباط با مرگ مرحوم رابوکی یا اوراز در مجله تان چاپ شد؟ آقای زارعی سری به وبلاگ خود و مطالبتان در ارتباط با مرگ مرحوم اوراز بزنید. در آن زمان چه برخوردی با منتقدین داشتید؟ اما آقایان بدانید کسی با شما رقابتی ندارد. "تقابل همیشگی بخش دولتی و غیر دولتی" به دلیل اجحاف است. به دلیل بی انصافی و بی صداقتی شماست.

4- نوشته اند صعود هیچ قله ای ارزش قمار جان انسان را ندارد. از همین یک جمله می شود فهمید چرا آقایان صعود قابل ذکری در کارنامه شان ندارند. کوهنوردی وقتی از سطح کوهپیمایی و راهپیمایی فراتر می رود همواره با قمار بر سر جان همراه است. کسی از این موضوع خوشش نمی آید ولی کوهنوردی همین است که هست. تنها توصیه ام این است که بار بعد که خواستید از صعودهای شاخص کوهنوردان داخلی و خارجی در مجله و وبلاگ هایتان به مصداق ضرب المثل "من آنم که رستم بود پهلوان" استفاده کنید به یاد این جمله خود باشید.

5-از همه جالب تر این موضوع است که اغلب کسانی که پای این بیانیه را امضا کرده اند خود هیچ تجربه ای در کوه های 6000 متر هم ندارند. آنها هم که دارند از هیمالیا، هیولاهای رنگی ساخته اند. حال خدا می داند این افراد چگونه متوجه شده اند از دلایل حادثه عدم توجه به اصول و قوائد تجربه شده ارتفاع در "تمام زمینه" هاست، وقتی هیچ مرجعی برای این ادعای خود عنوان نمی کنند.

6- ظاهرا آقای صالحی علاقه وافری به "تدبیر" و "دور اندیشی" و انجام فعالیت ها بر پایه "علم" و "تجربه" دارد. موضوعی که در سرمقاله ایشان در مجله کوه و در مقدمه این گزارش نیز به آن اشاره شده است. آقای صالحی، تدبیر و دوراندیشی نشانه هایی دارند، همینطور به کار بستن علم و تجربه در کارهای روزمره. مثلا صنعت نشر در ایران بیش از 100 سال سابقه دارد. بعد از 20 سال "تجربه" مداوم در انتشار مجله کوه هنوز نمی توانید یک شماره آبرومند که مملو از غلط های چاپی نباشد منتشر کنید. لذا شما صلاحیت اظهارنظر در باره بهره مندی از تجارب گذشتگان و علم روز و غیره را ندارید.

7- در جلسه ای که در کمیسیون حوادث داشتم به آقای شیرازی احساس دادستان کل بودن دست داده بود و با هیجان می گفت "در همین مکان ما یک کوهنورد ملی را سر جای خودش نشاندیم (نقل به مضمون)". اشاره اش البته به حادثه ای دیگر و کوهنورد دیگری بود. بله آقای شیرازی، یکی از راه های ابراز وجود، و مرهم گذاشتن بر خشم و غضب درونی همین است که "کوهنوردان" ملی را سر جای خودشان بنشانید. خداوند کمکتان کند.

8-  وقتی تحلیل مغز متفکر و فرد با تجربه این کمیسیون، یعنی آقای زارعی، آن چیزی باشد که در مجله کوه چاپ شد نمی توان انتظار گزارشی بهتر از این را داشت. در زمانی دیگر به مقاله آقای زارعی خواهم پرداخت.

9- برای نمونه ای دیگر از تحلیل غیر کارشناسی این کمیسیون نگاه کنید به نقد من در باره اطلاعیه کمیسیون حوادث در مورد حادثه مانسلو

فاجعه ی برودپیک: بستن راه های آگاهی اعضای باشگاه؟!

کوه نامه: فرامرز نصیری در وبلاگ کلاغ ها می نویسد:

باشگاه آرش در نمونه‌ای کم‌نظیر در تاریخ کوه‌نوردی ایران ... و حتی شاید بتوان گفت بی‌نظیر! ... با انتشار اطلاعیه‌ای،  اعضای تشکیلاتی خود را از حضور در همایش بررسی فاجعه‌ی برودپیک ( روز یک شنبه 27 بهمن ) برحذر داشته است :

نظر به اینکه بررسی و تجزیه و تحلیل فنی برنامه برودپیک در سطح باشگاه کوه‌نوردان آرش مراحل نهایی خود را می گذراند ، لذا اعضای باشگاه آرش از شرکت در جلسه‌ها و همایش‌هایی که در این رابطه انجام می گیرد معذور می باشند.


هیئت مدیره
باشگاه کوه‌نوردان آرش

_ در این اطلاعیه هیچ منطق قابل قبولی  برای صدور چنین دستورهای تشکیلاتی دیده نمی‌شود . این که باشگاه هنوز در مرحله بررسی فنی این تراژدی بزرگ است چه ربطی به حضور اعضا در دیگر نشست‌ها و همایش‌ها با موضوع مشابه دارد؟!  نگرانی مدیران این باشگاه از چیست؟!

_ همایش روز یک شنبه 27 بهمن ، از سوی جریانی کاملا مستقل در کوه‌نوردی ایران برگزار خواهد شد یعنی : خانواده‌ی محترم زنده یاد پویا کیوان و اعضای گروه رویداد برودپیک در فیس‌بوکدستور کار اصلی این همایش ، بررسی فنی ابعاد مختلف فاجعه‌ی برودپیک است . در شرایطی که حضور در این همایش می‌تواند حاوی گونه‌ای تجربه ، آگاهی و شناخت برای دوستان کوه‌نورد باشد، برای دستور تشکیلاتی مدیران آرش به چه استدلالی می‌توان توسل جست؟!

_ حرکت خودجوش بدنه‌ی مردمی و مستقل کوه‌نوردی ایران برای دست‌یابی به حقیقت  در موضوع حادثه‌ای خاص ، قابل تحسین و احترام بسیار است . اعضای گروه رویداد برودپیک با همراهی خانواده‌ی پویا کیوان ،  طی هفت ماه گذشته به دستاوردهای ارزشمندی در زمینه‌ی چگونه‌گی و دلایل این فاجعه‌ی تلخ و تکان‌دهنده دست یافته‌اند. مدیران باشگاه آرش باید بدانند که در شرایط فعلی هرگونه تلاش برای بی‌اعتنایی و نادیده گرفتن این دستاوردها راه به جایی نخواهد برد . در دنیای امروز ، به سختی می‌توان پذیرفت که یک باشگاه ورزشی با صدور چنین دستورهای تشکیلاتی بتواند راه را برای آگاهی و شناخت هر چه بیشتر اعضای خود ببندد.  

_ بستن راه‌های آگاهی در دنیای امروز غیر ممکن است! 

کاریکاتور روز

کوه نامه کاریکاتور زیبای رامیار در وبلاگ "کوهستان" با موضوع صعود قلم را شایسته تقدیر می داند

بدهی فدراسیون کوهنوردی و پلنگ ایرانی!(طنز)

کوه نامه: طنز

 

در خبرها آمده بود که پیراهن تیم ملی با نماد پلنگ ایرانی رونمایی شد و باز هم در خبرها آمده بود طلبکار است که پشت در فدراسیون ریسه شده است.

ازصبح داشتم به این فکر می کردم که واقعا چرا ما پیراهن تیم ملی فوتبال داریم اما پیراهن یا کت پر و یا گرتکس و یا پلار تیم ملی کوهنوردی نداریم که بیاییم در مراسم نمادین از آن رونمایی کنیم. درسته که فعلا فدراسیون بی پوله و حتی سنگنوردها هم از جیبب خودشون خرج می کنند می رند مسابقات! اخیرا هم که حاج رضا زارعی اعلام کرده روزی نیست که یه طلبکار با چک و سفته برگشتی پشت در فدراسیون از شب قبلش بیواک نکرده باشه و تا ما کرکره رو می دیم بالا خفتمان نکند. در واقع نباید هم انتظار داشته باشیم با این اوضاع و احوال بی پولی فدراسیون کوهنوردی پولی  بماسد بلکه  باید مراقب هم باشیم جیبمان را علی الحساب نزنند که اوضاع مالی پاک خرابه!

البته  به این هم فکر کردیم که خب مثلا گیرم بخواهیم پیراهن تیم ملی کوهنوردی داشته باشیم مگه میشه؟ فوتبال سرو ته لباسش یک پیراهن است و شورت و ساق ولی کوهنوردی صدتا جنس دارد مثل بیس لایر، لایه فوقانی،  گرتکس،  پلار،  کت پر، جوراب پر،شورت!..( نه شکر خدا دیگه کوهنوردی شورت مخصوص ندارد  و به ما هم اصولا  ربطی  ندارد کوهنوردان چه شورتی می پوشند)

برویم سر اصل مطلب  خب نقش مورد نظر چی باشد؟

علی ایحال گفتیم حالا همه مشکلات بالا حل شد و قرار شد نماد را روی همه لباس ها و یا یکی از آن ها بزنند  خب نماد چی باشد؟ دیر رسیدیم فوتبالی ها پلنگش را برداشتند اینست که باید به نمادهای باقی مانده بسنده کنیم  به ذهنمان رسید ما تو مسیر کوه زیاد قاطر می بینیم و خب قاطر هم برای خودش یک نمادیست چرا که  مظلومانه و بی هیچ ادعایی دارد به کوهنوردان خدمت می کند ادعای طلبی هم ندارد  حالا درسته که  نسلش در حال انقراض نیست بلکه روز به روز دارد به تعداد خر و الاغ و قاطر اضافه هم می شود اما خب می شود  برای  جبران خدمت و قدردانی از زحمات این حیوان بی ادعا هم که شده  عکسش را نقش کنیم رو لباسهایمان.

اگر فدراسیون جهانی قبول نکرد گوسفند خودمان هم بد نیست چرا که  سبک گوسفندی یا همان شیپ استایلش در گروه کوهنوردی زاقارت ها دارد استفاده می شود و الحمدالله خوب هم جواب داده و از طرفی گروه زاقارت ها  این سبک را بومی سازی هم کرده  و نوع بی خطرش را دارد ترویج می کند و اگر هیچکدام از این ها مقبول نیوفتاد عکس بچه های گروه زاقارت ها هم پیشنهاد بعدیست.

دیگر اینکه فوتبال از جمله ورزش های دارای تماشگر است و برای همین هم هست که در آمد دارند و برای درآمد بیشترفوتبالیستها زور می زنند  فوتبالی تماشگر پسند ارائه دهند. ما هم پیشنهاد می کنیم برای رونق کوهنوردی و جبران بودجه  و پرداخت بدهی ها، کوهنوردی را هم دارای تماشگر کنیم و با بلیط فروشی و پخش تبلیغات و جذب اسپانسر در آمد زایی کنیم و با قرار دادن این تماشاگران در مسیر صعود و فرود کوهنوردان هم این ورزش را جذاب کنیم و هم کوهنوردان تلاش کنند کوهنوردی ای تماشگر پسند ارائه دهند!!

امیدواریم فدراسیون به این پیشنهادت هفتصد نفر ساعت کارشناسی شده ی ما توجه بکند

 عکس زیر هم به عنوان طرحی بر روی پیراهن گروه کوهنوردی زاقارت ها فعلا به عنوان پایلوت پیشنهاد می شود

گفتگوها