کوه نامه: از وبلاگ های کوهنوردی
عزیزالهی نویسنده وبلاگ تهران کوه در وبلاگ شخصی خود نوشته است:
حکایتی داریم ما با این موسساتِ کاسب صفت!
از حدود چهار ماه قبل از طریق اطلاعیه وبلاگ آقای دکتر مساعدیان از برگزاری دوره نقشه خوانی و کار با قطب نما مطلع شدم و با واریز وجه برای خودم و یکی از دوستانم ، مثلآ ثبت نام کردم !
مدتی بعد آقایی تماس گرفتند و خودشون رو از موسسه ارسباران معرفی کردند و گفتند که فلان روز دوره برگزار میشود آیا کلاس می آئید؟ اول تعجب کردم و بهشون گفتم آقا من اصلاً توی موسسه شما ثبت نام نکردم چرا شما زنگ می زنید که توضیح دادند ما با آقای دکتر مساعدیان هماهنگ هستیم و کلاسهاشون رو ما برگزار می کنیم . خب برای من هم کلاس مهم بود واسه همین اهمیتی ندادم ولی در جوابشون گفتم نه برای این تاریخ آمادگی نداریم! اگر امکان داره نوبت مارا برای اواخر مهر بگذارید . گفتند باشه و خداحافظ!
حدود ۱۵ روز قبل مجددآ خانمی تماس گرفتند و گفتند که دوره در تاریخ چهارشنبه یکم ( تئوری ، بعد ازظهر ) دوم و سوم آبان بصورت عملی برگزار میشه و می خواستند بدونند که آیا ما شرکت می کنیم یانه ! گفتم آمادگی داریم و شرکت می کنیم شرایط و مدارک لازم رو توضیح دادند و ما مثلآ ثبت نام مون قطعی شد!
دو سه روز مونده به دوره خودم در مورد تاریخ روز اول تردید کردم واسه همین زنگ زدم به ارسباران و تاریخ روز اول رو پرسیدم که گفتند چهارشنبه ۴ بعد ازظهر در محل موسسه ارسباران ! خب دیگه خاطرم جمع شد!
آقا دردسرتون ندم! با آن همه کار گرفتاری و عذابهای تردد درون شهری با هر فلاکتی بود ده دقیقه مونده به چهار خودمون رو رسوندیم ارسباران!
بعد از سلام و علیک !
خانم منشی : بفرمائید
عزیزالهی: ببخشید خانم ، کلاس نقشه خوانی ثبت نام کرده بودیم واسه همین خدمت رسیدیم!
خانم منشی ( با لبخندی ملیح ) : کلاس برگزار نمیشه!
عزیزالهی ( با تعجب ) : دِ ! واسه چی ؟
خانم منشی : کلاس به حد نصاب نرسیده واسه همین تشکیل نمیشه !
عزیزالهی: یعنی چی خانم ! خودتون زنگ زدید که بیائیم.
خانم منشی : آقا خودتون رو بزارید جای ما ، وقتی کلاس به حد نصاب نرسیده ما چیکار کنیم!
عزیزالهی : خانم این حرفا چی که می زنید ! خب لااقل خبر می دادید!
خانم منشی ( آرام و ریلکس ): آقا ما از کجا بدونیم شما ثبت نام قطعی کردید. ما فقط به کسانی زنگ میزنیم که ثبت نام قطعی کرده باشند!!!
عزیزالهی ( تو مرز انفجار ): خانم خودتون میدونید چی دارید میگید؟!! شما خودتون به من زنگ زدید من که از همون اول هم اصلاً پیش شما ثبت نام نکرده بودم خودتون زنگ زدید مگه ما با هم صحبت نکردیم مگه نگفتیم که می آئیم مگه برای ما مدارک و شرایط رو توضیح ندادید مگه اصلاً همین دو سه روز پیش خودم دوباره بهتون زنگ نزدم و در مورد روز اول کلاس ازتون سوال پرسیدم ! مگه وقتی شما به یک نفر زنگ می زنید ازش سوال می کنید که آیا دوره می آئید یا نه و اون طرف جواب میده می آئیم و شما مدارک رو ازش مطالبه می کنید و بهش می گید روز اول کلاس فلان ساعت تشریف بیارید اینا هیچ کدومش " ثبت نام قطعی " تلقی نمیشه ؟؟؟
خانم منشی (با کمال پررویی) : نه نمیشه !
عزیزالهی : ببخشید پس چی " ثبت نام قطعی" تلقی میشه ؟!
خانم منشی ( این بار هم با همون پررویی قبلی ) : اینکه شما خودتون به ما زنگ بزنید و بگید که ثبت نام تون قطعیه!
فهمیدم که بحث با این خانم راه بجایی نمی بره !
عزیزالهی : ببخشید آقای . . . . - مدیر آموزش موسسه - تشریف دارند.
- نخیر نیستند !
- مدیر موسسه چی ؟ ایشون تشریف دارند ؟
- نخیر ایشون هم نیستند!
دریغ از ذره ای " شعور عذرخواهی " !
خداحافظی سردی و خروج از درب موسسه !