کوه نامه: کامنتی تامل بر انگیز و زیبا در خصوص فاجعه برودپیک و در ذیل پست " فاجعه برودپیک: همچنان از بابازاده خبری نیست" در وبلاگ کلاغ ها توسط شخصی بی نام و در اشاره به گزارش برودپیک 92 رامین شجاعی و جمله ی منقول از روزولت "بهتر است شجاعت انجام کارهای سترگ را داشت.به افتخارات عظیم نائل شد حتی اگر این راه با شکست همراه باشد....."منتشر شده است که حاوی نکات قابل توجهی است. متن کامنت به شرح زیر است.
یادش بخیر، بابابزرگی داشتیم (که دست کمی از چرچیل هم نداشت) که تکیه کلامش این بود: "گرز باید به پهلوون بیاد!" متاسفانه بازی با کلمات انشاپسندانه ای مثل شجاعت و سترگی و افتخار و مشابه آنها، تنها یک گریز و مسکن مقطعی است. اون خلبانی که می بینه هواپیما نقص فنی داره و با اون پرواز می کنه، شجاعت به خرج نمی دهد. اما اگر هواپیما در آسمان نقص پیدا کرد و خلبان با مهارت و آرامش آن را به زمین نشاند، کار سترگی انجام داده است. افتخار را نه در کار اولی، بلکه باید در کار دومی جستجو کرد. تغییر ماهیت معنوی ارزشها، متاسفانه در دراز مدت ما را دچار توهم خود بزرگ بینی یا خود کم بینی خواهد کرد. شجاعت در مسئولیت پذیری و اصلاح نقصهاست، نه در زور زدن!
در یکی از صعودهای غیر افتخار آمیزمان به قله ای، دوست جوان پر شور و خوش آتیه ای همراه ما شد که از قدرت بدنی و آمادگی خود می گفت و از اینکه مسیر صعود 5 ساعته را تنها در 2 ساعت صعود می کند و با سنگ و برف چنین می کند و چنان... و از ما می پرسید آیا آماده صعود به هیمالیا هست و باید برای این کار سترگ، چه کند. دوستان هر کس چیزی گفت. یادم هست من فقط به او گفتم دوست جوان، یکروز با یکی از دوستان ضعیفتر و کمتر توانمند خودت، به این قله بیا و سعی کن مسیر را پابپای او در هشت ساعت طی کنی، تحمل و کمکش کنی و بعد هم با هم به سلامت به پایین برگردید. اگر چنین کردی و عشق به زندگی در کنار دیگران را در خود یافتی، آن روز آمادۀ صعود به قلل بزرگتر هستی، نه امروز... و نمیدانم به فکر فرو رفت یا خیر. فقط میدانم تزریق اندیشۀ "کار سترگ به هر قیمتی"، از این دست جوانان زیاد پرورش خواهد داد. کار شجاعانه بر پایۀ "دانش"، "جسارت"، "توانمندی" و "مسئولیت پذیری" بنا نهاده و با این معیارها سنجیده می شود. امیدوارم هر روز بر تعداد شجاعان واقعی میهنمان افزوده شود.





