اخبار کوهستان

Featured

تخریب کوه شاه متوقف شد

کوه نامه: حسین رضایی در وبلاگ کوهنوشت به نقل از خبرگزاری فارس نوشت:

تیشه معدن‌کاوان که از حدود یک سال قبل به جان قله زیبا و منحصر به ‌فرد «کوه‌شاه» شهرستان بافت در استان کرمان افتاده بود بعد از اعتراضات گسترده کوه‌نوردان، طبیعت‌دوستان و اهالی فرهنگ و هنر و همراهی رسانه‌ها، با تشکیل یک گروه ویژه کارشناسی برای بررسی مجوزها و تخریب‌ها به دستور استاندار کرمان بر زمین گذاشته شد.

«اسماعیل نجار» استاندار کرمان در این باره اظهار داشت داشت: گروه ویژه‌ای متشکل از کارشناسان خبره و بی‌طرف در زمینه منابع طبیعی، محیط زیست و آب منطقه‌ای از تهران و کرمان؛ مراحل صدور مجوز، میزان تخریب‌های صورت گرفته و دغدغه‌های مردم و فعالان محیط زیست و کوه‌نوردان در «کوه‌شاه» را بررسی می‌کنند.

«نجار» عنوان کرد: «کوه‌شاه» یا «الفتح‌کوه» از مناطق بکر کوهستانی کشور و استان کرمان با تنوع گونه‌های گیاهی، جانوری و زیست محیطی است و صدور هرگونه مجوز باید با در نظر گرفتن تمام جوانب و حساسیت‌های ویژه انجام می‌شد.

وی افزود: با توجه به درخواست‌های مردمی، فعالان محیط زیست، رسانه‌ها و کوه‌‎نوردان و احترام ویژه‌ای که برای افکارعمومی و نظرات راهگشا و سازنده قائل بوده‌ایم و بنا به شبهات به وجود آمده این گروه کارشناسی با هدایت حوزه معاونت برنامه‌ریزی استانداری همه مراحل صدور مجوز، مسائل زیست محیطی، انسانی، آب آشامیدنی و کشاورزی مناطق را بررسی و در رابطه با ادامه مرحله اکتشاف معدن اعلام نظر قطعی منوط به ارائه نظر این گروه کارشناسی است.

 

مسابقات آدیداس راک استار- 2013

امسال سومین دوره مسابقات آدیداس راک استار همراه با کنسرت موسیقی در شهر اشتوتگارت آلمان برگزارشد . ۵۸  صعود کننده طراز اول جهان از کشور های مختلف شامل ۳۶ مرد و ۲۲ زن در این مسابقات شرکت داشتند . آقای جرنی کرودر Jerney Kruder از اسلوونی در بخش مردان و خانم جولی ورم  Julie Wurm  از آلمان در بخش زنان نفر اول این مسابقات شدند . سال گذشته شان مک کول کانادایی و آلکس پوچیو امریکایی به ترتیب در بخش مردان و زنان  نفر اول شده بودند اما امسال مک کول نفر سوم و پوچیو نفر ششم شد . ضمنا امسال در بخش مردان اسطوره هایی مثل دمیتری شارافودینف پنجم ، ساچی آما  هفتم ، و در بخش زنان ستاره هایی مثل مینا مرکویک پنجم ، ملیشا لو نوه هشتم ، و ساشا دیگیولیان هفدهم شدند . از ایران آقایان غلامعلی برات زاده و امیر نوری شرکت کرده بودند که به ترتیب نفر 17 و 27 این مسابقات شدند . برای این دو هم وطن آرزوی موفقیت های بیشتر ی داریم .

بخش مردان

1 – جرنی کرودر – اسلوونی

2 – رستم گلمانف – روسیه

3 = شان مک کول – کانادا

بخش زنان

1 – جولیان ورم – آلمان

2 – شونا کاکسی – آنگلیس

3 – آکیو نوگوچی - ژاپن

 http://www.8a.nu

پرتو حسنت.....

 

در اَزَل پرتو حُسنت ز تجلّی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

 

جلوه‌ای کرد رُخَت دید مَلَک عشق نداشت

عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد

برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد


مدعی خواست که آید به تماشاگه راز

دست غیب آمد و بر سینهٔ نامحرم زد


دیگران، قرعهٔ قسمت همه بر عیش زدند

دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد


جان عِلوی هوسِ چاهِ زَنَخدان تو داشت

دست در حلقهٔ آن زلف خَم اندر خَم زد


حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت

که قلم بر سر اسباب دل خرم زد

مهدی جباریان در راه ماناسلو‎

بامداد روز چهارشنبه 20 شهریور 92، آقای مهدی جباریان تهران را به مقصد دوحه ترک کرد و سپس از آنجا راهی کاتماندو پایتخت کشور نپال می شود. ایشان قصد دارد قله ماناسلو به ارتفاع 8163 متر را به صورت مستقل صعود نماید. این صعود با بازه زمانی 45 روزه برنامه ریزی شده است. در مراسم بدرقه ایشان جمعی از همنوردان و خانواده محترم ایشان حضور داشتند


ماناسلو ((Manaslu در منطقه گورخا ((Gorkha واقع در Mansiri Himal که بخشی ازهیمالیادرنپال است، جای گرفته است. به زبان نپالی کوتانگ Kutang نامیده می‌شود. ماناسلو دارای خط الراسهای طولانی، یخچالها و چشم اندازهایی با شیب زیاد می‌باشد. بلندترین قله آن دارای ارتفاع ۸۱۶۳ متر است.

قله ماناسلو جزو ۵ قله دشوار و ۸ قله بلند جهان است. ماناسلو پس ازآناپورنا، نانگاپاربات، کی ۲وکانچن چونگاقرار دارد. صعود به این قله معادل مدال نقره جام جهانی می باشد

 

 

 

 

 

بیوگرافی و خلاصه ای از فعالیت های مهدی جباریان

آقای مهدی جباریان متولد ۱۳۶۲(تهران( و تحصیلات ایشان مهندس معماری وکارشناس ارشد مدیریت بازرگانی است.

ایشان از سال 1377  به عضویت  گروه کوه نوردی همت شمیران از درآمده است.

از جمله فعالیت های ایشان در طول 15 سال کوه نوردی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

Featured

گریز از واقعیت به بهانه ی نرد عشق انداختن با مرگ

کوه نامه: از وبلاگهای کوهنوردی

علی پارسایی در وبلاگ شخصی خود کوه ها و آدم ها می نویسد:

می خواستم  عنوان " نرد عشق انداختن با مرگ " را برای این نوشتار انتخاب کنم اما منصرف شدم و بهتر دیدم آن را تغییر دهم به گریز از واقعیت به بهانه نرد عشق باختن با مرگ .

 

هر چند انتخاب ناخودآگاه چنین عنوانی برای این متن نوعی شاهدی است بر آنچه قصد نوشتن آن را دارم. 
 
یک بار نوشته بودم کوهنوردی ما در دوران گذار است . گذار نه از سنت به مدرینیه که به ناخودآگاه به ذهن می آید که در حال گذار از باورهای خاص ذهنی خود ساخته مختص ایرانی  به  معنی حقیقی کوهنوردی و آن چه که هست.
دوست ندارم نام آن را مشکل بگذارم اما واقعیتی که طیف وسیعی از جامعه کوهنوردی ما با آن رودر رو است و ناخودآگاه سعی در کتمان آن دارد تعریف و تلقی خاص ما از کوهنوردی است.
ما کوهنوردی را ما به عرفان گره زده ایم  و از کوه جایگاهی برای شهود و اشراق ساخته ایم . کوهنورد را سالک راه حق می دانیم و گام های او را سلوک در مسیر تعالی!
چنان در باره کوهنورد سخن می گوییم که گویا  انسان کامل به شهود رسیده را یافته ایم گویا کوهنوردی راه شیوه رسیدن به حقیقت مطلق است.
مرگ در کوه را بزرگ و متعالی می دانیم آن را شهادت معنی کرده ایم و گویی تنها خالصان و پاکان  استحقاق آن را دارند! و برای کوهنورد جان باخته در کوهستان کمتر از عنوان شهید قایل نیستیم.
و چون عناوینی چون مقدس و و منزه و پاک و شهید در ناخودآگاه ذهن ما هماره مطلقند و بی خش هیچگاه حاضر به نقد آن ها نیز نیستیم.
اما براستی کوهنوردی چنین است؟ کوهنوردی ورزشی – اگر آن را ورزش قبول کنیم – است که از آنسوی آب ها به ایران آمده در حدود 70 سال پیش  و  امیدوارم داستان سرایی امثال  مرحوم ذبیح اله منصوری در کتاب هایی مانند خداوند الموت را ملاک قرار ندهیم که سنگنوردی را ابداع ایرانیان می داند ( و این خود هم به نوعی انعکاس دهنده علاقه ما در انتساب همه چیز به خودمان است !).
در دو کشور انگلستان و فرانسه که می توان با استناد به منابع مستدل و مکتوب آن ها را خاستگاه کوهنوردی نامید به هیچ عنوان شاهد  چنین عرفان زدگی و دیدگاهی از  کوهنوردی نیستیم.
تفاوت ما با آن در کوهنوردی از اولین گام است. ما کوهستان را در قدم اول مظهر صلابت و انسان سازی می دانیم و کوهنوردی را ورزشی متعالی و آنچه که به درستی تعریف نشده ماهیت اصلی فعالیتی است که آن را کوهنوردی می دانیم.
و از طرفی چون عادت داریم به حرف زدن در لفافه و نهایت هشدار ما در باره خطرات کوهنوردی چنین است:
 

کوهستان خالی از خطر نیست با آموزش تمرین احتیاط و خودداری از غرور بیجا احتمال بروز حادثه را حداقل برسانیم.

 

اما آن ها چنین می گویند:

 

 
The BMC Participation Statement says that: The BMC recognises that climbing and mountaineering are activities with a danger of personal injury or death. Participants in these activities should be aware of and accept these risks and be responsible for their own actions
 
هدف اصلی این نوشتار بحث بر سر بکار بردن و یا نبردن واژه مرگ نیست بحث اصلی کنکاش  در باره ذات این فعالیت و قبول مسئولیت در باره تبعات آن است.

توضیح این که چرا به کوه می رویم کار سختی است. چه برای کوهنوردان چه برای غیر کوهنوردان . شاید سخت بودن توصیف آن برای ما کوهنوردان ایرانی باعث شده که رگه های عرفان زدگی را در توصیفات خود از این فعالیت وارد کنیم.

 
شاید این امر بر گردد به فرهنگ نهفته در جامعه ما در بیان در لفافه همه چیز و گریز از بیان صریح مکنونات ذهنی.
 
اما کوهنوردان غربی هر چند به سخت بودن توصیف این چرایی اذعان دارند اما با نگرشی منطقی به آن توانسته اند از سقوط به ورطه احساسات به خوبی دوری جویند.
 
سیمون مورو کوهنورد ایتالیایی که در چند ساله اخیر توانسه با انجام موفقیت آمیز سه صعود زمسنانی بر روی هشت هزار متری ها که یکی از آن ها بر روی گاشر بروم دو ( اولین هشت هزار متری صعود شده در قره قوروم در زمستان) برای خود در جامعه کوهنوردی آوازه ای کسب کند در مصاحبه ای چنین می گوید:
 
من از 100 متری قله براد پیک در زمستان در هوای خوب برگشتم. چرا؟
چون ساعت 4 عصر بود و در زمستان ساعت 5 هوا تاریک می شد! من می توانستم به قله برسم . و مطمئن بودم با رسیدن به آن وارد تاریخ می شوم. اما برای من مهم این بود که آیا خود من جایی در آن تاریخ دارم و آیا زنده می مانم که از آن لذت ببرم!
بنابراین برگشتم و با عقلم صعود کردم و نه با قلبم!!
 
صعود منطقی و مسئولانه چیزی است که در دنیای کوهنوردی امروز جایگاه ویژه ای دارد. دوران تب فتوحات و افتخارات کاذب  سال ها است که به پایان رسیده است.
 
ایستادن بر فراز هیچ بلندیی دیگر افتخار ملی نیست غرور برانگیز و مایه سربلندی یک ملت شمرده نمی شود.
 
می خواهد آن بلندی فراز اورست باشد یا هر کوه دیگری و از هر مسیری. کوهنوردی فعالیتی است شخصی که بنا به انتخاب شخص و تنها در پاسخ به دلمشغولی های او صورت می گیرد. در جامعه امروزی کسانی که به دنبال کسب شهرت یا نام هستند می توانند آن را در سایر ورزش ها بیایند اما اگر شخصی به واسطه صعود هایش به کوه ها انتظار داشته باشد مطرح معروف و مهم شود می توان گفت دیدگاه غلطی دارد.
 
کوهنوردی یک انتخاب است انتخابی شخصی . فدا کردن زندگی شخصی و ریختن آن به پای کوهنوردی ( هر چند با عقل سلیم سازگار نیست) اما می تواند نشانه اشتیاق فرد و انتخاب شخصی او باشد که در جای خود محترم است.
 
نمی توان به آن فرد خرده گرفته که چرا چنین کرده و نمی توان از دیگران انتظار داشت که چرا چنین نکرده اند . اما نکته مهم و فراموش شده در این جا حد قبول ریسک است.
 
وقتی قلب به جای مغز تصمیم می گیرد وقتی هدف در کوهنوردی آن چنان بزرگ می شود که شخص حاضر به واقع بینی نیست اینجاست که دیدگاه عرفان زده نسبت به کوهنوردی و ارج نهادن به فنا در معشوق ( کوه ) به میدان می آید و دلیلی می شود بر پذیرش خطر بر چشم بستن بر توانایی ها و محملی می شود برای قبول مرگ در کوه!!
 
در چنین حالتی کوهنورد با چشم بستن بر واقعیت تا مرحله ای ورای توان خود پیش می رود دچار ناتوانی می شود و کشته می شود و جامعه ما به جای نقد منطقی رفتارهای او به او لقب شهید کوهستان می دهد او را بزرگ و منزه می کند اشتباهاتش را پنهان می کند و میدان را برای قربانی بعدی آماده می کند.
 
ندیدن و قبول نکردن اشتباهات فردی قربانیان – ندیدن و قبول نکردن اشتباهات تیمی- عدم  نبود شفافیت در حوادث و نبود  و یا بهتر بگویم کنار کشیدن کارشناسان بیطرف باعث می شود شاهد بروز سلسه ای از حوادث در کوه های بلند و کوتاه باشیم که درصد بالایی از آن ها به خاطر تب قله و عدم رعایت بدیهیات کوهنوردی است.
 

نا تمام ...

گفتگوها