اخبار کوهستان

Featured

برود پیک ایرانی 2013 ؛ با این تهدید ها چه کار باید کرد ؟

                           

همانطور که قبلا گفته شد برود پیک ایرانی ۲۰۱۳ برای این قلم به انتهای خود رسیده بود . ولی با این تهدید ها چه کار باید کرد ؟ این نوع کامنت ها زیاد هستند ، و به خصوص کامنت هایی با فحش های عجیب و غریب . راستی این خوانندگان از اعضای جامعه ی کوهنوردی کشور هستند ؟ 

 

دوشنبه 4 شهریور1392 ساعت: 3:24

توسط:دست به جیب!

 

فقط کافیه یه بار توی باشگاه ببینمت .…..! اگه جرات داری این هفته پاشو بیا ببینم چه ….......

 **********

   

شنبه 2 شهریور1392 ساعت: 14:37

توسط:  ....

 

.........

........ضمنا  بهت بگم بخواي زياد ....... كني بطور اتفاقي یا يه اتفاقي براي خودت، خونه ات  يا عزيزانت خواهد افتاد پير خرفت..... مي گي نه؟ امتحان كن!

   
         

بله ، برای این تهدید ها البته راهکار هایی وجود دارد .

 اما موضوعی که ظاهرا برای آن راهکاری وجود ندارد ، جان سختی یک ویژه گی فرهنگی نامطلوب دیگر است . ما همواره عادت داشته ایم که مقصر هر حادثه را یا طبیعت بدانیم یا دیگری و سوم شخص غایب ، و بدین ترتیب خودمان را تبرئه کنیم . در حادثه ی برود پیک عامل طیعت هیچ دخالتی نداشته است ، هر چه هست مربوط به "خطای انسانی" است . این قلم همواره بر این نظر بوده که خطای انسانی  متوجه سرپرست و مدیران تیم است و نه تیم جوان قله . متاسفانه در شرایط فعلی شواهد و قرائن نشان می دهند که با دامن زدن به حاشیه ها ، با طرح مسائل غیر مهم و غیر ضروری ، و به شیوه های مختلف تلاش می شود تا "خطای انسانی" را به ناحق متوجه تیم جوان قله کنند و این انصاف نیست . تیم جوان قله ، حالا ، همان سوم شخص غایب است ، دستش از این دنیا کوتاه است و امکان دفاع از خود را ندارد . دوستان ، انصاف داشته باشیم ، کمی هوشیاری و کمی هم شهامت مدنی . 

خوشبختانه ، حالا موضوعاتی مثل مجوز فدراسیون ، تلفن ماهواره ای ثریا ، طوفان طبیعت و ..... از مدار مانورها خارج شده اند . اما متاسفانه خود تیم قله به شیوه های مختلف مورد هدف قرار گرفته است . واقعیت این است که تیم قله اجزای جدا از هم نبوده اند . آنها یک تیم بوده اند . سرپرست و مدیر و مسئول داشته اند . این تیم توسط یک باشگاه و در اجرا و تکمیل پروژه ی چندین ساله آن باشگاه انتخاب شده است . بنابراین ، اینکه بگوئیم تیم قله از نظر ذهنی یا از نظر دانش فنی و یا از نظر تجربه و..... چنین و چنان بوده است ، اینکه بگوئیم تیم قله هنگام فرود مسیر را گم کرده است و تقصیر را به گردن خود آنها بیاندازیم و ....... تمام اینها فرع بر موضوع است . اصل موضوع ، برنامه ریزی غلط ، مدیریت غلط  ، سرپرستی غلط و طراحی غلط شیوه ی صعود بوده است . نطفه ی حادثه از همان ابتدای برنامه ریزی منعقد شده و وقوع آن از صبح روز سوم صعود ، دوشنبه ۲۴ تیر ، کلید خورده است .

Featured

فینال جام جهانی بولدرینگ – مونیخ 2013


جام جهانی بولدرینگ امسال در 8 مرحله و در 8 کشور مختلف برگزار شد . مرحله نهایی همچون 4 سال گذشته روزهای 24 و 25 آگوست ( 2 و 3 شهریور ) در استادیوم المپیک شهر مونیخ آلمان برگزار شد و نتایج زیر به دست آمد  :

بولدرینگ زنان

آنا  اشتوهر  -  اتریش  -  700

آکیو  نوگوچی  -  ژاپن  -  480

الکس  پوچیو  -  امریکا  -  438

بولدرینگ مردان

دیمیتری  شارافودینف  -  روسیه  -  516

ژاکوب  شوبرت  -  اتریش  -  394

شان  مک کول  -  کانادا  -  377

دو رویداد قابل توجه در مسابقات جام جهانی 2013 وجود دارد :

1 - آنا اشتوهر از 8 مرحله مسابقات در 7 مرحله صاحب مدال طلا شد  و در مرحله غیر طلا هم صاحب مدال نقره شد . این دستاورد در طول عمر 25 ساله جام جهانی بولدرینگ بی سابقه است .

 2 - دیمیتری شارافودینف در یک مرحله از مسابقات به دلیل عدم صدور ویزا شرکت نکرد . با وجود این ، امتیازات 7 مرحله او از امتیازات 8 مرحله رقبا بیشتر بود .

  http://www.8a.nu

Featured

یرودپیک میدان جنگ یا کوهنوردی؟!

کوه نامه: از وبلاگ های کوهنوردی

مهدی فرهادی در وبلاگ همطناب من می نویسد:

اين روزها مطالب بسياري درخصوص برنامه گشايش مسير در برودپيک نگاشته مي شود;برخي به حماسه سرائي و مديحه سرائي پرداخته و برخي نيز اين حاثه را فرصتي براي انتقام گيري از عوامل اجراي اين برنامه مي دانند و برخي نيز سعي در نقد اين برنامه دارند.
 
در اين بررسي ها و نقدها به پارامترهائي چون مديريت و برنامه ريزي و آمادگي جسماني و توان و تجربه فني شرکت کنندگان پرداخته شده است.
اما در همه اين تحليلها به بحث آمادگي ذهني و رواني  اعضاء تيم کمتر توجه شده است.
براي اجراي يک برنامه کوهنوردي پارامترهايي چون آمادگي جسماني, آمادگي ذهني و آمادگي فني و تکنيکي بايد مد نظر قرار گيرد که هر سه اين عوامل به نوبه خود مهم هستند و سهم هر کدام بسته به نوع برنامه تفاوت مي کند.
در برنامه هاي فني و دشوار پارامتر آمادگي ذهني بسيار برجسته شده و گاه نقشي برابر با آمادگي جسماني دارد.
اما آيا اعضاء تيم برودپيک آمادگي روحي و رواني لازم را براي ورود به چنين برنامه دشواري را دارابودند.
در اين نوشته قصد ندارم که قضاوتي داشته باشم در خصوص اينکه آيا عامل روحي و رواني در ايجاد اين حادثه دخيل بوده اند يا نه تنها اشاره اي دارم به مشکلاتي که اين تيم در اينخصوص داشته است.
از نظر من عمده نفرات تيم بطور بالقوه از لحاظ ذهني افرادي توانمند بودند حضور در برنامه هاي کوهنوردي دشوار داخلي و خارجي  را تجربه نموده بودند و با وجود جوان بودن از روحيه اي قوي و جنگنده برخوردار بودند.
اما مشکل اصلي اين تيم عوامل بيروني بود که فشار رواني خرد کننده اي بر اين جوانان و حتي به مديريت تيم وارد مي نمود.
در اينجا بخشهائي از نامه آيدين بزرگي را که پيش از عزيمت به پاکستان در فضاي مجازي منتشر نمود بهمراه توضيحاتي بازنشر مي کنم:
در سراسر اين نامه به نظر مي رسد که آيدين خود و تيم برودپيک را نماينده جناح حق(مخالفان فدراسيون و طرفداران صعودهاي نو و غير بهره مند از رانت دولتي) در برابر جناح باطل(موافقان فدراسيون و طرفداران صعودهاي تکراري و البته برخوردار از رانت دولتي) تصور نموده و برودپيک را عرصه نبرد حق و باطل مي داند و با نگارشي زيبا و حماسي خواننده را تحت تاثير قرار مي دهد.
رسالت سنگيني که آيدين براي خود متصور است بدون شک همراه با فشار روحي شديدي است که طبعا" بخش از آن به کل تيم نيز منتقل مي شود.يکي از حواشي اين برنامه به ماجراي اختلاف بين کيومرث بابازاده(سرپرست تيم) و مديريت فدراسيون کوهنوردي باز مي گردد.
حواشي آزار دهنده اي که مدتها جامعه کوهنوردي را به خود مشغول نموده و آخرين آن نيز به عدم اعطاي مجوز شوراي برون مرزي به برنامه برودپيک اخير باز مي گشت.
آيدين مي خواهد با اجراي موفق اين برنامه جناب بابازاده رادر برابر دشمن(همان فدراسيون کوهنوردي) روسفيد کند .
مي خواهيم روي آن بزرگ مردي را سفيد کنيم که مويش در اين راه سفيد شد، که قلبش در اين راه شکست، که روحش در اين راه درد کشيد. مي خواهيم پيرمردي را شاد کنيم که بغض به گلو نشسته اش فرياد شد، و فريادش به دادگاه برده شد.
آيدين روح عصيانگري دارد ,آرمانگراست و اجراي اين برنامه براي او آنقدر حياتي است که حاضر است هر هزينه اي را براي آن بپردازد. آيدين حتي خطر را هم به مبارزه طلبيده و به مرز بي باکب رسيده است.
چه کسي است که بتواند جلوي عزم ما بايستد؟ عزم ما از ذره ذره ي وجود کوهنوردان ايران است. عزم ما بي پولي را نمي شناسد،عزم ما خطر را مي هراساند مي خواهيم راهي را برويم که درست است، که رو به اعتلاست. مي خواهيم طعنه بشنويم، مسخره شويم، مضحکه شويم، پول هايمان را هدر بدهيم، بدويم، گريه کنيم، خطر کنيم. مي خواهيم کوهنورد باشيم، مي خواهيم ميراث بران شايسته اي باشيم، نمي خواهيم زير چتر زور باشيم، نمي خواهيم کور باشيم.
آيدين رسالت بزرگي را براي خودش و البته همنوردانش متصور است او مي خواهد کوهنوردي ايران را که به زعم او مرده است زنده کند . رسالتي بس بزرگ که به دوش کشيدن باري چنين سنگين تن قوي ترين و با تجربه ترين کوهنوردان را نيز به لرزه مي اندازد. هدف و آرمان در نظر او بسيار بزرگ است. شايد آنقدر بزرگ که براي بسياري از کوهنوردان جدي نيز عجيب مي نماياند.
آري، ما اينجاييم، تا يادي از کوهنوردي اينک مرده ي کشورمان کنيم، تا کوهنوردي مان را دوباره ورق بزنيم، تا يادگاري از خودمان به جا بگذاريم، توشه اي  براي کوهنوردان آينده ي کشورمان. اينجاييم تا بر تن يک کوه هشت هزار متري يادگاري خودمان را بنويسيم، نام  ايران مان را حک کنيم، اينجاييم تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنيم.
جبهه بندي ها و درگيري هاي بين مديران و اعضاء تيم برودپيک و همچنين سابقه اختلافات بين کوهنوردان موسوم به مستقل و دولتي ها و همچنين رفتار برخي مسئولين فدراسيون گويا حسابي روح و روان آيدين را آزرده کرده روح حساس آيدين مجروح و آسيب ديده است :
عزم ما نيازي به اجازه ي پشت ميز نشيناني ندارد که خود را رئيس و سرپرست مي دانند، که خود را تافته ي جدا بافته مي دانند، که خود را نخبه مي پندارند، که خود را کوهنورد مي دانند، که آنان اند که محتاج عزم مايند، که آنان اند که زير چتر مايند. عزم ما نامه و گواهي و مجوز شورا نمي خواهد. عزم ما ريشه در ذات ما دارد، ريشه در پيشکسوتان ما دارد، ريشه در عمق وجود آناني دارد که زندگي شان را وقف کوهنوردي اين کشور کرده اند. عزم ما عزم جواني است، عزم پرواز است. عزم ما عاشق است، شکست را نمي شناسد، کارشکني را نمي فهمد، استهزا را عار نمي داند، طعنه را ننگ نمي شمارد، عزم ما فقط آنجا را مي بيند، راس آن ستيغ بلند را.
آيدين قصد انتقام دارد و مي خواهد از فراز برودپيک پا بر گلوي کساني بگذارد که در حق او و دوستانش ظلم نموده اند :
مي گوييم ما از آن بالا به شما مي خنديم، از آن بالا همه صداي مارا خواهند شنيد، همه پيام ما را خواهند گرفت. مي گوييم اين پاداش ماست، اين نتيجه ي صبر ماست، نتيجه ي پايمردي ماست، نتيجه ي جرات کردن ماست، نتيجه ي اشکهاي ماست، نتيجه ي چند دهه کوهنوردي ماست که شما پايتان را بر گلويش گذاشتيد، نمي گذاريد بلند شود، نمي گذاريد نفس بکشد. ولي ما از آن بالا پا بر گلوي شما خواهيم گذاشت، ما از آن بالا شما را پايين خواهيم کشيد، ما از آن بالا ترانه ي زندگي را براي کوهنوردي مان خواهيم خواند، دست در دست هم، غرق شادي، غرق غرور، غرق افتخار.
با خواندن نوشته فوق مشاهده مي کنيم که گويا گشايش مسير جديد بر روي برودپيک ديگر يک برنامه کوهنوردي صرف نيست .
ذهن و روح و روان آيدين براي يک برنامه کوهنوردي آماده نشده است و بيشتر به کسي مي ماند که قصد دارد وارد ميدان جنگ با دشمني شود که حال در نظر او به مظهر همه پليدي ها و زشتي ها تبديل شده است. و در مبارزه با اين دشمن بايد تا سر حد توان جنگيد.
 
پی نوشت:
هر کس حق دارد هر آرمان و هدفي را برگزيده و با راه و روش خاص خود در راه رسيدن بدان گام بردارد و این نوشته تنها نظر شخص من است .
Featured

صعود موفق زمستانه و آلپی در پاتاگونیا

پاتاگونیا منطقه ای است در مرز بین آرژانتین و شیلی در آمریکای جنوبی . طبیعت وحشی ، کوههای بکر و باد های سرد و قطبی آن معروف است . حالا ما در نیمکره شمالی در فصل تابستان قرار داریم اما در پاتاگونیا در نیمکره جنوبی فعلا زمستان است !

استفان سیگریست Stephan Siegrist  از سوئیس ، دنی آرنولد Dani Arnold از سوئیس ، توماس هوبر  Thomas Huber از آلمان و ماتیاس ویلاویسنسیو Matias Villavicencio  از آرژانتین چهار کوهنورد مجربی بودند که موفق شدند به شیوه ی آلپی قله ی سرو توره  Cerro Torre در پاتاگونیا را در 30 جولای ، ۸ مرداد ، در فصل زمستان از مسیر معروف  Via dei Ragni   صعود کنند . سرو توره تا کنون  3 بار در فصل زمستان صعود شده است . بار اول در سال 1985 یک تیم ایتالیایی موفق به صعود قله شد . در سال 1999 نیز این قله از مسیری دیگر و تا 10 متری آن ( ! ) صعود شد ، اما به دلیل طوفان شدید تیم نتوانست از 10 متر آخر مسیر که قارچی یخی بود عبور کند و نا گزیر عقب نشینی کرد . استفان سیگریست در آن سال نیز عضوی از تیم  بود . او البته 14 سال صبر کرد و امسال موفق به صعود کامل قله از همان مسیر شد .

 

آنها ، 28 جولای با کمک و پشتیبانی دو دوست ؛ لوئیس و هکتور سوتو ؛ از ال چالتن به طرف نیپونینو کمپ راه افتادند . 29 جولای از گردنه  Col Standhardt   گذشتند  و در زیر گردنه  Col de la Esperanza بیواک کردند . روز 30 جولای دیواره مسیر را طی کردند و به فلات قله رسیدند . استفان سیگریست می گوید : مسیر سیاه و قیرگون بود . اما باید صعود می کردیم . تنها در زیر ال المو بود که هد لامپ ها را خاموش کردیم . در منطقه ای شگفت انگیز بودیم ، با چشم اندازی باورنکردنی از فرم های یخی .

 

آنها ساعت  5:30 بعد از ظهر 30 جولای از قله فرود آمدند . ساعت 11 شب به محل بیواک قبلی خود رسیدند . با پیش بینی باد های شدید مسیر دیگری را انتخاب کردند . 9 ساعت در برفی عمیق فرود آمدند از یخچال Marconi عبور کردند و یک شب دیگر بیواک کردند . سرانجام صبح فردا به طرف ال چالتن به راه افتادند . در نیمه های راه دیدند که دو دوست یعنی همان تیم پشتیبان یعنی همان لوئیس و هکتور با نان و آبجو و سالامی به استقبال آنها آمده اند –  و یک جشن !

http://www.planetmountain.com/english/News/shownews1.lasso?l=2&keyid=41155

Featured

آدام اوندرا و یک 5.15b دیگر

آدام اوندرا  در تاریخ۲۰ آگوست برابر با 29 مرداد موفق شد در منطقه فلاتانگر نروژ مسیر "حرکت"  Move  به طول 55 متر و با درجه سختی    5.15b   را صعود نماید .

" دو هفته و نصفی طول کشید ، اما همراه با احساسی از قدرت و شرایطی بسیار عالی . این مسیر ( حرکت ) برای من سخت بود، یکی از سخت ترین ها، اگرچه هنوز تکرار مسیر "تغییر" ( با درجه   5.15c ) سخت تر است "

اگر برنامه های اوندرا به همین شکل ادامه یابد بدون شک او یکی دو سال آینده صعود با درجه  5.15d و صعود آنسایت با درجه  5.15a را به ثمر خواهد رساند .

اریک گراندلیوس  Erik Grandelius  یکی از سنگنوردان سوئدی می گوید : هر تلاش یا هر حرکت برای آدام اوندرا همچون یک جریان زیبا در او جاری است ....  صعود های او ؛ به استثنای اشتباهات بسیار کوچک در کراکس های مسیر ؛ تماما کامل و بدون عیب ونقص هستند ..... آدام ، برای هر کاری یک برنامه ی تفصیلی دارد ....

اوندرا فعلا  عازم کشورش ( چک ) می باشد و البته در ماه سپتامبر و قبل از گشایش مد رسه ها مجددا  به نروژ بر می گردد .

اوندرا ، در حال حاضر نفر اول سنکنوردی جهان است و بالا ترین درجه صعود ، مسیر "تغییر" با درجه 5.15c ، از آن اوست

 

http://www.8a.nu/

گفتگوها