اخبار کوهستان

چالش های صعود قلم را بشناسیم...

ضمن تشکر و قدردانی از برگزار کنندگان هشتمین گردهمایی صعود قلم (منطقه ی قلعه ماران) در شهرستان گنبد کاووس، نکاتی را در رابطه با نحوه ی برگزاری و شرایط میزبانیِ صعود قلم، که "وبلاگ ندای کوهستان" آن ها را چالش ها و مخرب های گردهمایی کوه نویسان می داند، و در سال های گذشته و گردهمایی های سابق کما بیش شاهد آن ها بودیم، به سمع و نظر خوانندگان محترم می رساند.

  • هشتمین گردهمایی صعود قلم بسیار رسمی به همراه جو زدگی فوق العاده بالایی برگزار شد. میزبانان، در روز اول برای ثبت نام از دوستان کوه نویس و همراهان ایشان مدارکی از قبیل (کارت ملی، کد ملی و ...) را در خواست می کردند. به نحوی که اگر کسی کد ملی خود را از حفظ نبود و یا آن را فراموش کرده بود باید می رفت و از کیف مدارک کارت ملی خود را بیرون می آورد و کد ملی خود را می خواند تا دوستانی که مسئول ثبت نام کوه نویسان بودند آن را در فهرستی که از قبل تهیه شده بود، یاداشت می کردند. وقتی می گفتی کد ملی خود را نمی دانم با حالتی "البته بسیار مودبانه" برخورد می شد که انگار اگر همین حالا آن را نگویی نمی توانی در همایش شرکت کنی. لزوم دریافت کد ملی افراد از سوی برگزار کنندگان به ثبت نام کنندگان به شدت تاکید شده بود. مشاهده می شد که اکثر افراد دنبال کد های ملی خود بودند تا ثبت نامشان را کامل شود...
  • جو سنگین و خسته کننده ای در سالن آمفی تئاتر (محل برگزاری همایش کوه نویسان) حاکم بود. شرایط و اوضاع را طوری هماهنگ کرده بودند که مدعوین مجبور می شدند از خود صمیمت بروز ندهند و کاملا رسمی با یکدیگر برخورد کنند. مهمانان ویژه ی همایش، ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی، ریاست محترم هیات کوه نوردی (استان یا شهر)، فرماندار یا شهردار محترم و ... بودند. کسانی که گردهمایی کوه نویسان یا همان صعود قلم به آن ها ارتباطی پیدا نمی کند! صعود قلم یک تشکل سیاسی یا اجتماعی نیست که رییس دانشگاه یا رییس هیات کوه نوردی یا فرماندار در همایش آن حضور داشته باشند آن هم اینقدر رسمی...! البته این نکته نباید فراموش شود که اگر با دعوت این عزیزان (رییس دانشگاه، رییس هیات کوه نوردی، فرماندار) صمیمیتی که در بین کوه نویسان وجود دارد خدشه دار نمی شود، آن ها می توانند در این نشست شرکت کنند اما باید بدانند هیچ برتری نسبت به کوه نویسان ندارند و همه ی ما در یک ردیف قرار داریم. مجری برنامه صدای گرمی داشت اما... طوری سخن می گفت و اجرای برنامه می کرد گویی این جا همایش چهره های ماندگار است که هر ساله در سالن همایش های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی برگزار می شود. جو حاکم بر سالن همایش بر روی او نیز سایه افکنده بود. مسئولین برگزاری هشتمین گردهمایی صعود قلم، او (مجری برنامه) را با همین شیوه (جو زدگی و متوهم از اجرای یک برنامه ی بسیار خاص) توجیه کرده بودند.
  • نحوه ی اجرای همایش و برنامه ی اصلی صعود قلم بیشتر شبیه به یک شو تلویزیونی بود. هماهنگی با صدا و سیمای شهرستان گنبد کاووس، هماهنگی با رادیو ورزش (صدای کوهستان)، هماهنگی با خبرگزاری ها و تهیه ی گزارش های ویدئوییِ مفصل و چند دقیقه ای از نحوه ی برگزاری همایش را می توان به عنوان مثال ذکر کرد. به نظر می آمد برگزار کنندگان و میزبانان گنبدی از این همایش و تجمعِ دوستان کوه نویس (وبلاگ نویس) استفاده ابزاری می کنند تا هر چه بیشتر خود و گروه البرز گنبد را تبلیغ کنند.
  • بعد از رسیدن به کمپ (پناهگاه) جهت شب مانی و تثبیت موقعیت چادر ها و هماهنگی های لازم جهت اجرای برنامه ی صعود در بامداد روز بعد، دوستانی در ساعات ابتدایی شب مشغول گفتگو و شادی بودند. به یاد دارم یکی از میزبانان به کسانی که در آن نقطه تجمع کرده بودند گفت: مگر من دستور خاموشی نداده ام؟ بروید در چادر های خود...! اینجا تجمع نکنید!!! من دستور خاموشی داده بودم. طوری از خاموشی و دستورش می گفت انگار آن جا یک منطقه ی نظامی است و ما همگی در یک پادگان نظامی کمپ زده ایم و دوستان کوه نویس تکاورها و رنجر هایی هستند که قرار است همگی صبح زود به جایی حمله کنند...! نکات این چنینی برای نگاشتن زیاد بود...

نتیجه گیری:

فراموش نکنیم که صمیمیت و دوستی، اصل بسیار مهمی در برگزاری این گونه گردهمایی ها است. بدیهی است که صعود قلم در طول سال فقط یک بار برگزار می شود. سالی یک بار وبلاگ نویسان کوه نویس یکدیگر را در طبیعتی زیبا و در محیطی گرم و صمیمی ملاقات می کنند. با یکدیگر گفتگو می کنند و از دیدار یکدیگر لذت می برند. از تجربیات هم استفاده می کنند و در کنار یکدیگر احساس شادی و شادمانی می کنند.

اینگونه رسمی گری ها دوستان را از یکدیگر دور می سازد. صمیمیت ها را از بین می برد. برنامه ها را به سمت و سوی جو زدگی سوق می دهد. این ها چالش هایی هستند که گردهمایی سالانه ی صعود قلم (همایش صعود قلم) را به سوی نابودی خواهند برد و هر ساله شاهد ریزش دوستان کوه نویس برای شرکت در آن خواهیم بود. امید به اینکه هیات اجرایی جدید و میزبان های سال های آتی به این نکات توجه کنند.

عکس از: امیر حسین ناظمی

 

بیشتر بخوانید در وبلاگ ندای کوهستان:

 

http://nedayekoohestan.blogfa.com/post-481.aspx

گپي با نسيم عشقي که در ?? رشته ورزشي قهرمان شده است

مصاحبه هفته نامه سلامت با "نسیم عشقی " سنگ نوردی و مربی سنگ نوردی:  بيشتر آدم‌هاي دنيا با شرايط معمول و عادي، روال و روش مشخصي در زندگي دارند. وقتي به سن 7-6 سالگي مي‌رسند، به مدرسه مي‌روند و درس مي‌خوانند. بعد از تحصيل دنبال کار مي‌گردند، کم‌کم پول به دست مي‌آورند، پس‌انداز مي‌کنند و اين پول را صرف هزينه‌هاي معمول مي‌کنند. اتومبيل مي‌خرند يا وسايل دور و برشان را ارتقا مي‌دهند و به روز مي‌کنند...

کلا زندگي همه شبيه يکديگر است، روزهاي معمولي به کار مي‌گذرد و همه باتوجه به درآمدشان گاهي سفر مي‌کنند.

در بين ما آدم‌ها تعداد کمي ‌روش متفاوتي براي زندگي انتخاب مي‌کنند. مسلما اين انتخاب خودخواسته، با اجبار به تغيير روش زندگي فرق دارد. عده خيلي کمتري هم هستند که بيشتر روش‌هاي معمول و غيرمعمول زندگي را کنار مي‌گذارند و فقط دنبال آرزوها، علايق و دلخوشي‌هايشان مي‌روند. آنها جوري زندگي مي‌کنند که به نظر بقيه غيرعادي و شايد حتي ديوانگي مي‌رسد! ماجراجوها جزو اين دسته هستند که نسيم عشقي هم جزو آنهاست. او صاحب 10 دوره قهرماني در رشته بوکس و مربي اسکيت، بدنسازي، دو، تيراندازي، شنا و تنيس است و حالا هم در رشته سنگ‌نوردي فعاليت دارد. گفت‌وگوي «موفقيت» اين هفته را با او بخوانيد.

 

سلامت: کمي ‌از نسيم عشقي ورزشکار بگوييد!

متولد فروردين 1361 هستم. در تهران به دنيا آمده‌ام و سفر را خيلي دوست دارم! بيشتر از آن که متولد تهران و ايران باشم، خودم را متولد جهان مي‌دانم. ورزش را از 11 سالگي با کاراته و کيک‌بوکسينگ شروع کردم. دوران کودکي و نوجواني انرژي‌ام خيلي زياد بود و اين ورزش‌هاي پرتحرک باعث مي‌شد انرژي‌ام تخليه و در جهت مثبت هدايت شود.

سلامت: دوران کودکي و نوجواني شما، دخترهاي ايراني فعاليت زيادي نداشتند چه چيزي باعث شد آنقدر زود و جدي مشغول ورزش بشويد؟

خانواده‌ام تا حدودي اهل ورزش بودند و کوه رفتن و تمرين در باشگاه‌هاي سر خيابان جزو فعاليت‌هاي معمولشان بود. روحيه طبيعت‌گردي هم در خانواده‌ام وجود دارد. خيلي از روزهاي جمعه، پدرم کوله مي‌بست و مي‌گفت برويم شيرپلا و برگرديم اما عمويم در ورزشکار شدن من تاثير و نقش اصلي را داشت. مرتب تشويقم مي‌کرد که بيشتر و بيشتر ورزش کنم. ديگران مي‌گفتند ورزش معمولي و غيرحرفه‌اي براي نسيم کافي است ولي او معتقد بود دختر بايد زياد ورزش کند. مي‌گفت هر چقدر بيشتر فعاليت کند و انرژي و ذهنش مشغول باشد، به نفع خودش است. از کودکي ورزش‌هاي رزمي‌ را شروع کردم و 15 سال ادامه دادم ولي از يک جايي به بعد ورزش‌هاي سالني نيازهاي رواني‌ام را تامين نمي‌کرد. دلم مي‌خواست کار و فعاليتم جوري باشد که بيشتر و راحت‌تر سفر کنم. کوهنوردي و سنگ‌نوردي اين ويژگي را دارد، به همين دليل سراغ آنها رفتم.

سلامت: شما به هر ورزشي روي آورده‌ايد موفق بوديد. به نظر مي‌رسد هر کسي توانايي فعاليت و پيشرفت در رشته‌هاي مختلف ورزشي را ندارد. فکر مي‌کنيد ورزش هم استعداد خاصي مي‌خواهد؟

فکر مي‌کنم محيط و خانواده در شکل‌دهي علاقه و مسير فعاليت‌هاي آدم خيلي تاثيرگذار هستند ولي تفاوت‌هاي فردي هم مهم است. بعضي‌ها دوست دارند کارشان رقابتي باشد و بعضي‌ها مي‌خواهند فقط تفريحي يا براي سلامتشان ورزش کنند. از طرف ديگر، استعداد جسمي‌ و نوع بدن افراد هم در ورزشکار شدن يا حرفه‌اي شدنشان تاثير دارد.

سلامت: گفتيد به خاطر علاقه به سفر سنگ‌نوردي را انتخاب کرديد. چرا سراغ ورزش‌هاي ديگر مثل کوهنوردي يا دوچرخه‌سواري نرفتيد؟

اتفاقا دوچرخه‌سواري هم مي‌کردم. حتي يک دوره طولاني همه رفت‌و‌آمدهايم با دوچرخه بود. آن موقع دوچرخه‌سواري دخترها در سطح شهر خيلي کمتر از الان بود، به همين دليل زيادي به چشم مي‌آمدم و خيلي هم اذيتم مي‌کردند! اما فقط وقتي تصادف کردم، دوچرخه را کنار گذاشتم. بعد از آن مدتي اسکيت و رول اسکيت کار کردم و مدرک مربيگري گرفتم؛ همزمان با آن کوهنوردي و سنگ‌نوردي را هم شروع کردم اما براي کوهنوردي آدم صبوري نيستم. از پس صبرش برنمي‌آمدم؛ تا به قله برسم، کلافه مي‌شدم! حتي صعود به يک کوه معمولي و کم‌ارتفاع با يک ديواره فني برايم قابل‌مقايسه نيست. در سنگ‌نوردي با فعاليت‌هاي فني در مدت زمان محدودي ديواره را صعود مي‌کني و برمي‌گردي ولي براي کوهنوردي بعد از رسيدن به قله باز هم بايد همان مسير را طي کني تا برنامه تمام شود و اين صبر در من وجود ندارد. من نمي‌توانستم براي همه اين ورزش‌ها تمرين و آمادگي کامل و مناسب داشته باشم، آخر هفته و تعطيلات را در کوه و صخره بگذرانم و حتي سر کار هم بروم! از بين همه ديواره‌نوردي را انتخاب کردم که چيزي بين سنگ‌نوردي داخل سالن و کوهنوردي است. سفر، حضور در طبيعت و هيجان اين رشته تا حدودي اعتيادآور است يعني وقتي آن را شروع کني، نمي‌تواني به‌راحتي کنارش بگذاري. [با خنده]

سلامت: تفاوت سنگ‌نوردي، ديواره‌نوردي و صخره‌نوردي چيست؟

سنگ‌نوردي به 2 شاخه داخل و خارج سالن تقسيم مي‌شود. بعضي‌ها فقط سالني‌کار هستند و بعضي‌ها هم در سالن کار مي‌کنند و هم در طبيعت. تقسيم‌بندي ديگري هم در سنگ‌نوردي طبيعت وجود دارد. يکي صعود سنگ‌هاي کوتاه است. ديگري سنگ‌نوردي «اسپرت» است که مسير يک طول طناب است، يک مسير را صعود مي‌کني و برمي‌گردي. اين مسير 40-30 متر است. به سنگ‌هاي بالاتر از 300 متر تا 1200 متر با توجه به شرايط خاصشان در مناطق مختلف «ديواره» گفته مي‌شود. براي ديواره‌نوردي بايد چند طول طناب صعود کني. يک طول 30 تا 50 متري صعود مي‌کني و نفر کمکي يا همراهت بالا مي‌آيد يا يک توقف داري که اصطلاحا به آن «کارگاه» گفته مي‌شود. کل مسير را همين‌طور با تقسيم‌بندي 40-30 متر و توقف و کارگاه ادامه مي‌دهي. در ديواره‌نوردي، شرايط فني، حرفه‌اي‌تر و بالاتر است. خيلي مهم است که چطور ديواره را صعود کني، چطور فرود بيايي، وسايلت را چطور بالا بکشي، کارگاه را چطور ايجاد کني و نفر يا هم طنابت را چطور حمايت کني.

 

سلامت: براي ايمن کردن صعودتان چه مي‌کنيد؟

در سنگ‌نوردي کوتاه، تشکي روي زمين انداخته مي‌شود که موقع سقوط احتمالي روي آن بيفتي و مشکلي پيش نيايد. وقتي صعود بلند و با طناب باشد، طناب حمايتت مي‌کند. در سنگ‌نوردي، «بولت» يا ميخ‌هاي ويژه‌اي است که بايد طناب را از آنها گذراند. در هر مسير که بالا مي‌روي، طناب را از ميخ‌هايي که به ديواره محکم کرده‌اي، مي‌گذراني و اگر بيفتي، اين طناب نگهت مي‌دارد. سنگ‌نوردي مي‌تواند رشته خطرناکي باشد و بايد از خطرهايش خبر داشت چون اگر نداني، خودت مقصر هستي و هيچ‌کس ديگري مسوول نيست. اين رشته مثل بدنسازي نيست که مربي بگويد بعد از دويدن، آرام‌آرام راه برو، بعد بايست و... بايد خودت دنبال اطلاعات باشي و آگاهي بيشتري کسب کني. با همه اينها، مهم‌ترين نکته ايمني در ديواره‌نوردي و سنگ‌نوردي، دقت و احتياط است. بايد مدام همه وسايل، مسير و شرايط را بررسي کني. اگر اشتباهي نداشته باشي، اتفاق ناگواري نمي‌افتد. در رشته‌هايي مثل سنگ‌نوردي، اولين اشتباه مي‌تواند آخرين اشتباه باشد.

سلامت: سنگ‌نوردي ايران چه شرايطي دارد؟

در ايران به دليل وسعت و تنوع منطقه‌هاي کوهستاني، ديواره‌هاي زيادي داريم ولي تعداد کساني که حرفه‌اي سنگ‌نوردي مي‌کنند، خيلي کم است و ديواره‌هاي زيادي هنوز گشايش نشده‌اند. در طول 5 سال اخير، يک جهش در تعداد سنگ‌نوردها داشتيم. امکاناتي که براي اين رشته وارد ايران مي‌شود، خيلي خوب است. کمبود لوازم نداريم ولي به سالن‌هاي سنگ‌نوردي زيادي نياز است. سالن‌هاي ما اصلا قابل‌مقايسه با کشورهاي موفق اين رشته نيست. کشورهاي ديگر واقعا به اين ورزش بها مي‌دهند. ما در ايران مجبوريم از جيبمان براي ورزش هزينه کنيم ولي در کشورهاي ديگر ورزشکاران با حمايت هيات‌هاي سنگ‌نوردي، اسپانسرها و امکانات مناسب فعاليت مي‌کنند؛ خصوصا اگر مقامي ‌داشته باشند. البته اين شرايط و کمبودها براي من اهميتي ندارد ولي براي کساني که سالني‌کار و مسابقه‌دهنده جدي هستند، خلاء اين امکانات و حمايت‌ها به چشم مي‌آيد و روي فعاليتشان تاثير دارد.

سلامت: ورزش شما زير نظر کدام فدراسيون است؟

همه ورزش‌هاي اين‌چنيني زيرمجموعه فدراسيون کوهنوردي و صعودهاي ورزشي است ولي فعاليت‌هاي ما زير نظر اين فدراسيون نيست و کاملا شخصي است. همه تمرين‌ها، سفرها و هزينه‌ها به عهده خودمان است.

سلامت: براي تامين هزينه سفرهايتان چه مي‌کنيد؟

من در باشگاه فدک، مربي سنگ‌نوردي داخل سالن هستم. البته مربي اول و اصلي خانم «نسرين عبدالرحيمي» است و من فقط 2 روز در هفته در باشگاه حضور دارم. خانم عبدالرحيمي زماني قهرمان قهرمانان ايران بود. او تعداد زياي از کساني که در حال حاضر مربي سنگ‌نوردي هستند، پرورش داده است و من يکي از مسيرهايم در سنگسر کرمان را به اسم او گشايش کردم.

سلامت: در حقيقت، کسي از افتخارات شما با خبر نمي‌شود، مدال نمي‌گيريد و سکويي هم برايتان نگذاشته‌اند. چه چيزي انگيزه و انرژي ادامه راهتان مي‌شود؟

دقيقا همين‌طور است. به تازگي فدراسيون اعلام کرده که مثلا اگر کسي فلان قله را فتح کند معادل مدال نقره يا طلاي جهاني است ولي در سنگ‌نوردي و ديواره‌نوردي چنين شرايطي نداريم. اگر مسابقه‌ها داخل سالن باشد، اسامي ‌نفرات برتر بيرون مي‌آيد و مشخص مي‌شود ولي در صعود ديواره‌هاي طبيعي، جز نقل سينه‌به‌سينه و گزارش‌هايي که در سايت‌ها اعلام مي‌شود، هيچ نتيجه و بازخوردي وجود ندارد. البته در کشورهاي ديگر هم تقريبا همين‌طور است ولي آنها جوايزي مثل «تبر طلايي» دارند که به کساني که ديواره‌هاي خاصي را صعود کرده باشند، اهدا مي‌کنند. بيشتر افراد براي دل خودشان اين کار را انجام مي‌دهند؛ يعني اين يک ورزش عشقي است! کسي منتظر جايزه و پاداش نيست. جايزه و پاداش ما حضور در طبيعت، ارتباط با آن و لذتي است که از به نتيجه رسيدن تلاشمان به‌دست مي‌آوريم. خيلي لذت‌بخش است که کار کني و پولت را جمع کني تا به هدفت برسي. وقتي در زمان مشخصي ديواره را صعود مي‌کنيم، احساسي که موقع صعود داريم، به همه چيز مي‌ارزد. ماجراجويي و هيجان اين رشته با هيچ شادي ديگري قابل‌مقايسه نيست.

سلامت: جنسيت در اين رشته شرايط را تغيير مي‌دهد؟

مدت طولاني‌اي نيست که وارد جمع‌هاي سنگ‌نوردي و ديواره‌نوردي شده‌ام. داخل انجمن هيچ تبعيضي نديده‌ام، براي آنها مهم نيست که زن يا مرد باشي چون برنامه و هدفت مهم است. برخورد آقايان هم متفاوت و متنوع است ولي برخورد ديگران براي من اهميتي ندارد. نه اينکه بخواهم کسي را ناراحت کنم ولي در اين رشته مثل هر جاي ديگر، آدم‌هاي مختلفي با عقايد و حتي نگرش‌هاي متفاوت فعاليت دارند. فضا آنقدر گسترده است که مجبور نيستي با همه آدم‌ها و با هر عقيده‌اي مرتبط باشي. درواقع من مبارزه خاموش داشته‌ام. حرف و حديث‌ها برايم مهم نبوده و به جاي اينکه به رضايت ديگران توجه کنم، بخش فني کارم را آنقدر قوي کرده‌ام که کسي به طرز تفکر و عقيده‌ام توجه ندارد و برنامه صعودهايم مورد توجه هستند. وقتي بار علمي ‌و فني کسي پررنگ شود، جنسيت حذف مي‌شود. من هم‌طناب آقا و خانم داشته‌ام و توانايي و کارم آنقدر بوده که به‌راحتي صعود کرده‌ايم. خانم‌هاي ديگري هم در اين رشته فعال هستند که همين‌قدر مستقل و خوب عمل مي‌کنند. فقط تعدادشان کم است.

سلامت: دوست داريد در سنگ‌نوردي به چه نقطه اوج يا شرايط ايده‌آلي برسيد؟

بيشتر از اينکه آرزويم باشد به جايي برسم، دلم مي‌خواهد شرايط رفت‌و‌آمد آسان به کشورهاي ديگر فراهم شود و بتوانم ديواره‌هاي زيادي را تجربه کنم. ديواره‌ها از شهري به شهر ديگر فرق دارد چه برسد به ديواره‌هايي که در کشورهاي مختلف وجود دارند. دوست دارم به مناطق مختلف دنيا سفر و مسيرهايي جديد و بيشتري را صعود يا گشايش کنم.

سلامت: تغذيه سنگ‌نوردان چه ويژگي‌هايي دارد؟ آيا با بقيه ورزش‌ها متفاوت است؟

پايبند روش خاصي در تغذيه نيستم ولي مبنا و پايه غذايي‌ام سالم است. چون رشته تحصيلي‌ام تربيت بدني بوده، نکات اصلي را مي‌دانم، هرم غذايي ملکه ذهنم شده و ناخودآگاه اصول آن را رعايت مي‌کنم. حتي‌الامکان شکر و چربي در غذاهايم نيست و تمايلي به خوردن غذاي چرب ندارم. البته اين روش ربطي به ورزشم ندارد، بيشتر به فرهنگ و سبک زندگي من مربوط است. بعضي چيزها مثل نوع غذا خوردن يا درست غذا خوردن مي‌تواند تحت‌تاثير کسي باشد يا حتي در سفر آموخته شود. در رشته سنگ‌نوردي و کوهنوردي هم بايد به تغذيه توجه کرد. مثلا هميشه کربوهيدرات لازم داريم که سريع مي‌سوزد و آن را بيشتر از پروتئين حجيم استفاده مي‌کنيم. البته وقت‌هايي هم پيش آمده که غذاي ناسالم خورده‌ام. به هر حال آدم گاهي دلش براي ساندويچ کثيف تنگ مي‌شود! [با خنده]

سلامت: سنگ‌نوردها دست‌ها و کتف‌هاي قوي‌اي دارند، چه تمرين‌هاي خاصي براي تقويت دست و کتف‌ها داريد؟

چون دست‌ها معمولا بالاست و از دست و کتف زياد استفاده مي‌کنيم، اين حالت طبيعي است. بارفيکس، شنا رفتن، انجام تمرين‌هاي مخصوص دست و شانه و... براي تقويت بيشتر و بالا بردن توان صعود موثر هستند.

سلامت: اين ورزش چه آسيب‌هاي احتمالي‌اي دارد؟

بيشترين آسيب آماري در سنگ‌نوردي، آسيب کتف و بعد تاندون‌ها و انگشت‌هاي دست است. صدمه‌هاي بعدي مثل رشته‌هاي ديگر است؛ پيچ خوردن مچ پا يا پيچيدگي دست‌ها و...

سلامت: بازوها و کتف‌هاي قوي سنگ‌نوردي، جاي زخم‌هاي تازه و کهنه روي دست‌ها و انگشتان و لاک ناخن صورتي! اين ترکيب براي يک سنگ‌نورد، نشانه چيست؟

خيلي ساده، قرار نيست پسر باشم! چيزي که خيلي ناراحتم مي‌کند، اين است که مي‌گويند نسيم آنقدر قوي است که ديگر دختر نيست! اين طرز تفکر و نگاه به زنان ورزشکار واقعا آزاردهنده است، خصوصا که در دنياي فعلي و با سبک و روش زندگي مدرن، اتفاقا مردها آنقدر ورزيده و قوي نيستند که اين مقايسه درست باشد. بيشتر پسرهاي جامعه ما و شايد کشورهاي ديگر خيلي ضعيف هستند. من اين همه احساس مسووليت دارم و کارهايي انجام مي‌دهم که حتي پسرها توان انجامش را ندارند ولي اصلا درست نيست که به من بگويند شبيه پسرها هستي. با اين مقايسه توانايي مرا دست‌کم گرفته‌اند؛ دختر قوي بودن به معني پسر بودن نيست. اصرار دارم موهايم بلند باشد و لاک زدن براي من شبيه يک شعار است. مي‌خواهم نشان بدهم از دختر بودنم دور نشده‌ام.

سلامت: رابطه‌تان با خانواده چطور است؟

رابطه خيلي خوبي داريم ولي من برايشان همان بچه ناخلفي هستم که چون در طبيعت خوشحال هستم، آنها هم رضايت داده‌اند.

سلامت: موفقيت‌هاي شما باعث نشد دختران اطرافتان به اين رشته روي بياورند؟

خواهر کوچک‌ترم هم سنگ‌نورد است ولي داخل سالن کار مي‌کند. او هم زير نظر خانم عبدالرحيمي آموزش ديده است. «سولماز» تنها دختر سنگ‌نورد تهراني است که در مسابقه‌هاي کشوري شرکت مي‌کند و مقام به دست مي‌آورد.

در سفري به ترکيه 9 ماه در طبيعت زندگي کردم. چادر زده بودم و فقط 2هفته يک بار براي خريد مايحتاج به شهر مي‌رفتم. تمرين مي‌کردم، کتاب مي‌خواندم، شنا مي‌کردم. تجربه فوق‌العاده‌اي بود. مي‌شود گفت ما به طبيعت معتاديم!

در دبي، مربي سنگ‌نوردي بودم، درآمدش خيلي خوب بود و باز دعوت به کار شدم ولي چون طبيعت زيبايي نداشت، نتوانستم دوام بياورم. در مورد عمان شرايط خيلي فرق مي‌کند. اگر نگويم بهترين، حتما يکي از بهترين کشورها براي ديواره‌نوردي است. خيلي دوست دارم بتوانم دوباره به اين کشور سفر و از ديواره‌هايش صعود کنم.

در ايران عادت کرده‌ايم براي تعريف از موفقيت‌هاي دختران مثلا بگويند: «اولين دختر ورزشکاري که فلان مسير را صعود کرد!» من از اين شکل تعريف و توصيف متنفرم. دوست دارم کار نو انجام بدهم و مسيري را که تا به حال دست کسي به آن نرسيده تجربه کنم و ماجراجويي داشته باشم. نمي‌خواهم جنسيت مرا در کارم پررنگ کنند. بخشي از مبارزه خاموش من به اين موضوع هم مربوط مي‌شود. وقتي اولين فرد هستم، چرا بايد بر زن بودن من تاکيد شود؟

 

لینک خبر ( وب سایت سلامت ایران )

Featured

بازی با کلمات برای تطهیر یک فاجعه

کوه نامه: دیدگاه

"برودپیک فاجعه نبود یک حادثه بود"

جمله فوق سر تیتر نوشته ای از رامیار در وبلاگ شخصی خود "کوهستان" است.

وی در خصوص فاجعه برودپیک  مطلبی نوشته است که بیش از آنکه تلاشی در تحلیل وقایع و بررسی و وا کاوی فاجعه برودپیک باشد. تلاشی ضعیف در خصوص تطهیر فاجعه و سلب مسئولیت دست اندرکاران برنامه است . وی تلاش نموده با تعاریفی که به اذعان خود نظر شخصی است فاجعه برودپیک را در حد یک حادثه عادی و معمولی و طبیعی جلوه داده و هزینه ی پرداخت شده برای گشایش مسیر را امری طبیعی و اجتناب ناپذیر بداند.

در این خصو بهتر است ابتدا در تعاریف واژه ها به نقطه مشترکی برسیم و آنگاه قضاوت را بر عهده ی خوانندگان بگذاریم.

در لغتنامه حادثه اینگونه تعریف شده است.

حادثه: آن چه نو پدید آمده  - رویداد، اتفاق

و در تعریف فاجعه آمده است

فاجعه: بلای سخت ، حادثة ناگوار

گمان می کنم نیاز نباشد دیگر "سخت و ناگوار "را معنی کنیم!

با کمی جستجو در اینترنت می توانید در خصوص این واژه ها تعاریف جامع و کامل تری پیدا کنید برای نمونه تعاریف زیر ارائه می شود.

فاجعه: از نقطه نظر تعریف مفهومی ، بطور کلی می توان فاجعه را از سه دیدگاه فیزیکی و ساختاری ، جامعه شناختی و روانشناسی تعریف کرد.
در دیدگاه فیزیکی و ساختاری بر حسب عوامل بوجود آورنده ی آنها و پیامد های مادی آن عوامل ( میزان خسارت ها و آسیب های وارده جانی و مالی تعریف می شوند. در تعاریف سازمان ملل متحد ، از فاجعه و نیز تعاریف مهندسان ، طراحان و معماران ، این جنبه ساختاری مورد توجه می باشد. در این گونه تعاریف فاجعه ، واقعه ای است که موجب صدمه ، آسیب و تخریب شدید مال و جان آدمیان می شود.

تعریف حادثه:

-   دایره المعارف سازمان بین المللی کار: حادثه عبارت است از یک اتفاق پیش بینی نشده و خارج ازانتظار که سبب صدمه و آسیب گردد.

با توجه به تعاریف فوق سوال های زیر مطرح است

1-بروپیک گشایش مسیر شد با صددر صد تلفات آیا این یک رویداد و حادثه طبیعی بود؟!

وی در بخشی دیگری از نوشته ی خود می گوید:

"ما در جامعه ای احساسی زندگی می کنیم" و در ادامه فاجعه خواندن این رویداد را ناشی از احساسی بودن جامعه دانسته

ولی آیا رواست با احساسی خواندن افکار جامعه بخواهیم فاجعه ای را تلطیف کنیم؟

 در واقع  ما هم با اغراق مخالفیم و البته در کنار آن با بازی با کلمات!

"رامیار در تعریف فاجعه می نویسد: فاجعه از نظر من می تواند پا نهادن انسان بر روی جان دیگران باشد برای بقای خود . فاجعه می تواند نادیده گرفتن جان همنوردان باشد ، فاجعه می تواند برای دستیابی به قله ، جان همنوردان را کم اهعمیت فرض کردن باشد . اما چنین چیزی در برودپیک رخ نداد . همه چیز طبیعی بود ، صعود برایش تلاش شد ، صعود شد و دست آخر فرود با حادثه ای پایان یافت و این یک برنامه ی کوهنوردی چالش بر انگیز بود که منجر به حادثه شده است ."

دوست من کمی در مفاهیم کلمات مداقه کنید( شما هم احساسی نشوید!) آنچه که شما به عنوان تعریفی از فاجعه تحت عنوان نظر شخصی خود ارائه دادی در واقع تعریفی از جنایت است.مسلما با توجه به تعریف شما کسی که برای رسیدن به اهداف خود ناجوانمردانه جان همنوردش را نادیده می گیرد جنایت کرده است و شاید دچار قتل غیر عمد و شبه عمد شده باشد و ممکنست در هیچ جایی هم محاکمه نشود اما در نزد وجدان خود می داند دچار جنایت شده است.

مخلص کلام: برودپیک گشایش مسیر شد، در این میان ناخواسته تمامی نفرات گشایش کننده جانشان را از دست دادند! سرپرستان برنامه و باشگاه آرش تمامی تلاش خود را برای نجات آن ها به کاربستند( در این شکی نیست که آنچه که در توان بود در میان گذاشتند) و همینطور رامین شجاعی شجاعانه مسئولیت این رویداد را بر عهده گرفت و برنامه را خالی از اشتباه ندانست با این اوصاف این سوال مطرح است که آیا خود دست اندرکاران این رویداد ناخواسته،شوک آور و درد ناک مثل رامیار این برنامه را  یک حادثه طبیعی می دانند و یا یک فاجعه درد آور؟!

آلبوم تصاویر صعود قلم هشتم ، شهرستان گنبد کاووس

صعود قلم هشتم به میزبانی شهرستان گنبد کاووس و گروه کوهنوردی البرز گنبد در روزهای 13 و 14 و 15 شهریور ماه برگزار گردید . تصاویر اختصاصی کوه نامه از این گردهمائی را می توانید مشاهده نمائید . تصاویر در ادامه تکمیل تر خواهد شد .

 بنر صعود قلم هشتم

مجری برنامه افتتاحیه صعود قلم هشتم

سخنرانی استاد عیوضی در برنامه افتتاحیه صعود قلم هشتم

عکس گروهی شرکت کنندگان برنامه افتتاحیه صعود قلم هشتم

Featured

جام بین المللی پاراکلایمینگ آرکو - ایتالیا

 

جام بین المللی پاراکلایمینگ آرکو ، اولین بار در سال 2011 برگزارشد . امسال نیز 6 سپتامبر ؛ 15 شهریور ، یک بار دیگر 30 پارا قهرمان صعود های ورزشی از 10 کشور جهان مهارت و تکنیک خود را در رقابتی جذاب در آرکو – ایتالیا به نمایش گذاشتند ، و البته بیش از آن توان خود را در مقابل نیروی جاذبه زمین یه اثبات رساندند .

 این رقابت ها بین معلولان نابینا ، معلولان قطع پا  ، معلولان با ناتوانی فیزیکی عصب شناختی و معلولان ویلچری برگزار شد . 

                               "وقتی می توانی ببینی، نگاه کن

                               وقتی می توانی نگاه کنی، رعایت کن       

                                                                                      کوری - ژوزه ساراماگو - برنده جایزه نوبل ادبیات"

 

  برای دیدن تصاویر این مسابقات به این آدرس و این آدرس رجوع کنید.
 
 

گفتگوها