اخبار کوهستان

خبرگزاری برنا : مسئولی که مسئولیت ندارد!

 تعریف نوین مدیریت به سبک رئیس فدراسیون کوهنوردی ، محمود شعاعی مدیریت را تنها در نشستن روی صندلی و استفاده از مزایا و منافع آن می داند و بس!

بی تردید پاسخگویی وظیفه نخست هر مسئولی است. مسئولیت اساسا با همین ویژگی تعریف می شود. اینکه وظیفه ای بر دوش شما نهاده می شود و شما باید در حیطه این ماموریت تحت هر شرایطی پاسخگو باشید. این بدیهی ترین وظیفه هر مقام مسئولی است؛ وظیفه ای که البته برخی ها به محض رسیدن به صندلی قدرت و مدیریت آن را فراموش می کنند. آنها که شیفته صندلی و تشنه قدرت هستند و تصور می کنند که این صندلی ها ابدی و جاودانه است. محمود شعاعی رئیس فدراسیون کوهنوردی را می توان در همین قاب دسته بندی کرد.

یک مدیر دیرپا که مدتهاست از حضورش در این فدراسیون می گذرد و البته از منظر قانونی عمر مفید حضورش روی صندلی مدیریت این فدراسیون به پایان رسیده اما کماکان روی صندلی مدیریت نشسته و البته بواسطه همین حضور دیرپا لابد خود را مبرا از هر مسئولیت و پاسخگویی می داند. او که در قبال اتفاقات زیرمجموعه اش هرگز خود را مسئول نمی داند و خود را مبرا از هر مسئولیتی تعریف می کند. لابد استاد مدیریت را تنها در نشستن روی صندلی و استفاده از مزایا و منافع آن می داند و بس! باین تعریف تازه ای از مدیریت است، تعریفی که البته نتیجه اش را می توان در تار و پود فدراسیون مهجور و خاک گرفته کوهنوردی به عینه مشاهده کرد. رکود و رخوت حاکم بر این رشته نتیجه همین مدیریت است.

مدیریتی که حتی برای خود وظیفه انسانی نیز قائل نیست و ظاهرا با واژه ای به نام مسئولیت و وظیفه آشنایی ندارد! سه کوهنورد باشگاه آرش که برای صعود به قله برودپیک با هزینه شخصی و به طور مستقل به پاکستان سفر کرده اند، اکنون در مسیر بازگشت دچار حادثه شده اند و یک هفته است که خبری از آنها در دسترس نیست. در حالیکه خانواده های این سه کوهنورد و جامعه کوهنوردی و حتی همه اهالی ورزش با تشویش و نگرانی اخبار ارسالی از ارتفاعات هیمالیا را پیگیری می کنند و منتظر رسیدن خبری خوش هستند، رئیس فدراسیون کوهنوردی با بی تفاوتی بی نظیری از خود سلب مسئولیت می کند و با ادبیاتی بی نظیرتر پاسخگوی سئوالات درباره این اتفاق تلخ است. در حالیکه سه کوهنورد مفقود شده در حال دست و پنجه نرم کردن با سرنوشت هستند، محمود شعاعی با بی تفاوتی خود را مبرا از مسئولیت می داند.

شیوه ای نوین از مدیریت که البته تنها مختص خود او و مسبوق به سابقه است و در قبال حمله تروریستی ماه گذشته به برخی کوهنوردان ایرانی که در پاکستان رخ داده بود نیز چنین رفتار مشابهی داشت!

 

منبع : خبرگزاری برنا / لینک خبر

دست نوشته ی ارسالی آقای صادقی، رایزن فرهنگی ایران در پاکستان

 

تیم برودپیک

سلام و درود بر اراده جوانان غیوری که درصدد بزرگی و اعتلای نام ایران عزیز بودند

کاش هرگز این جوانان دوست داشتنی با اراده و استوار چون کوه را ندیده بودم، تقدیر چنان بود که به صورت کاملا تصادفی در سوم شعبان همدیگر رادر هتل کانکوردیا در شهر اسکردو ملاقات کردیم.

مهرشان در دلم نشست، با هم چای و قهوه خوردیم، درد دل کردیم و بعد قرار دیدار بازگشت پیروزمندشان از مسیر ایرانیان را گذاشتیم.

این روزها منتظر خبر بازگشتشان بودم تا در اسلام آباد به نام ایران و شادباش این افتخار در برنامه تقدیر گردهم آییم اما خبر چون کوهی سهمگین برسرم آوار شد، عصر شنبه خبردارشدم از همان لحظه بی تاب بی قرارچنانکه گویی دیرینه ترین دوستانم را گرفتار یافته باشم.

دست و دلم به هیچ کاری نمی رفت و بی آن که بدانم ناگهان خود را دوباره در اسکردو اما این بار امیدوار و نگران یافتم.

همه دوستان، علما، مسئولان و کوهنوردان منطقه بی قراریم را حس می کردند از این هرکدام میخواستند کاری بکنند، حتی فرماندار فرمانده ارتش و توماس آلمانی ...

این را در رفتارهایشان میشد دید فرماندار یکسره در تماس بود وحتی طاقت نیاورد به هتل محل اقامتم و محل جلسه با گروه با توماس آمد، می خواست مطمئن باشد که کارها خوب پیش میرود.

توماس بیچاره به محض پیاده شدن از هلی کوپتر به دیدنم آمد، رامین عزیز لحظه ای آرام نداشت عکسها به سرعت بازبینی میشد اما دریغ از نشانه ای ...

خبر یافتن مختصات موبایل چقد خوشحالمان کرد وای که این خوشحالی چندان دوام نیاورد زیرا توماس و اقبال می گفتند امکان ندارد بشود به آن نقطه نزدیک شد.

هر چه من بیشتر تقاضا میکردم او بیشتر انکار میکرد، گمان بردم شاید پول میخواهد.

گفتم من مشکل شما را حل میکنم اما او با تاسف میگفت حتی اگر صدهزار دلار بدهید هیچ به این نقطه نخواهد رفت.

کنون نزدیک ساعت یک بامداد و من همچنان مضطر و بی قرارم و نمی خواهم واقعیت را بپذیرم.

خدایا اگربه دعا ومناجات و گریه نیمه شب این بنده حقیرت گره باز میشود تا صبح ضجه خواهم زد، اما میدانم که اراده تو قاهر است و ما به رسم بندگی باید تسلیم باشیم.

خدایا چگونه است که در سالروز درگذشت دختر دردانه ام فاطمه نوجوان، داغی تازه بر دلم نهاده ای یا غیاث المستغیثین و با هم می خوانیم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ...

صادقی (رایزن فرهنگی ایران درپاکستان) - شهر اسکردو 

منبع : کوه نیوز

 

Featured

انعکاس آخرین نامه آیدین بزرگی در سایت های خبری

کوه نامه: سایت خبری تابناک و عصر ایران اقدام به انتشار گزارشی از حادثه ی برودپیک و باز انتشار آخرین نامه ی آیدین بزرگی کرد.

 

 

کوهنوردان ایرانی را خودمان در هیمالیا دفن کردیم؟!

 

به گزارش تابناک و عصر ایران

در کنار وضعیت مبهم این کوهنوردان، انتشار متن یک نامه بسیار تکان دهنده بود؛ متنی که شاید نشان دهد کوهنوردان ایرانی را با تنگ نظری‌هایمان مبنی بر اینکه این صعود به نام این جوانان ثبت نشود و عدم همراهی کافی در ارائه اطلاعات و تجربیات صعودهای پیشین و حتی شاید سنگ اندازی‌هایی، خودمان در هیمالیا دفن کرده‌ایم. پرستو ابریشمی کوهنورد زن کشورمان در وبلاگ خاک خوب با بیان این که، «آیدین بزرگی» یکی از سه کوهنورد صعودکننده به قله از او خواسته تا پس از صعود آن‌ها، نامه‌اش را منتشر کند، متن این نامه را که نوزدهم خرداد ماه (روز سفر تیم از ایران به پاکستان) منتشر نموده که «تابناک» برای نخستین بار، رسانه‌ای‌اش می‌کند. آیدین بزرگی در متن این نامه، چنین آورده است:


لینک مطالب سایت های تابناک و عصر ایران

 

 

خدا حافظ آرش

 
“شام گاهان،
راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها، پی گیر،
باز گردیدند،
بی نشان از پیکر آرش،
با کمان و ترکشی بی تیر.

آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش.
کار صدها صد هزاران تیغه ی شمشیر کرد آرش.
....

در برون کلبه می بارد.
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ.
کوه ها خاموش،
دره ها دلتنگ.
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ ...

کودکان دیری ست در خوابند،
در خواب است عمو نوروز.
می گذارم کنده ای هیزم در آتش دان.
شعله بالا می رود پر سوز ...

وداع تلخ با کوه نوردان گمشده ایران در برودپیک

آلتای در وبلاگ " کلوپ کوهنوردان سولدوز" می نویسد :

مسیر ایرانی ها و محل تقریبی حادثه با رنگ سبز و مسیر نرمال و موقعیت کمپ ها با رنگ قرمز مشخص شده

دیروز پس از کش و قوس های فراوان نهایتا جامعه کوه نوردی قبول کرد که دیگر آیدین، مجتبی و پویا برنمی گردند. تیم سه نفره برودپیک درحالی تسلیم طبیعت خشن کوهستان شدند که تا روز شنبه سرپرست تیم قله از خود مقاومت نشون می داد و امیدوار بود تا تیم ضعیف پشتیبان به یاری شان برسند. اما دریغ .. و صد افسوس که برنامه ریزی های نادرست و عدم دوراندیشی و پیش بینی های به موقع منجر به یک تراژدی دیگر در تاریخ کوه نوردی کشورمان شد.

تیم سه نفره ایران بعد از صعود سخت و طاقت فرسای روز سه شنبه ۲۵ تیر در هنگام بازگشت از مسیر نرمال دچار خطا در تشخیص مسیر صحیح شد و این خطا و چندین خطای دیگر ... به قیمت جان این عزیزان تمام شد. در واقع بعد از بیواک های سه گانه این تیم در ارتفاع بالای هفت هزار متری و قبل از صعود موفق شان به قله می بایست تمهیدات لازم از جمله بکار گیری باربرهای حرفه ای ارتفاع (با توجه به بیماری ارتفاع رامین شجاعی)، در نظر گرفته می شد تا از وقوع چنین حادثه تلخی جلوگیری می شد.

اقدامات بعدی مسئولین باشگاه آرش بعد از دریافت پیام امداد از سوی اعضای تیم قله، که از آن جمله می توان به درخواست کمک از سایر تیم های مستقر در منطقه و حتی به کار گیری باربرهای حرفه ای اشاره کرد، نوش دارو بعد از مرگ سهراب بودند. به هر حال آنچه که مسلمه اینه که کوه نوردی کشورمان سه کوه نورد خوب و آینده دار خود را از دست داد ... آیدین، مجتبی و پویا رفتند تا برای همیشه در آغوش کوهستان آرام گیرند.

 

 

منبع : کلوپ کوهنوردان سولدوز (sulduz club)

گفتگوها