اخبار کوهستان

اطلاعیه باشگاه آرش در خصوص حادثه‌ «برودپیک»

 

باشگاه کوهنوردی آرش در اطلاعیه‌ای خبر از اعلام رضایت خانواده‌های سه کوهنورد مفقود شده در قله برودپیک مبنی بر پایان عملیات جستجو داد.

 
به گزارش پایگاه خبری ورزش ایرانی، متن این اطلاعیه بدین شرح است:در روز سوم مرداد نشستی با حضور خانواده های بزرگی، جراحی،کیوان و دست اندرکاران برنامه ی برودپیک، هیات مدیره ی باشگاه آرش و گروهی از کارشناسان و نمایندگان گروه ها و باشگاه های کوه نوردی برگزار شد که در آن ضمن گفتگو در مورد کلیات برنامه و ارزش صعود انجام شده، در باره ی ادامه فعالیت جستجو نیز صحبت شد. در این جلسه، گزارش آخرین عملیات جستجو ارایه شد. 
 
پس از گفتگو درباره ی شرایط منطقه و نظرات کوه نوردان و راهنمایان حاضر در منطقه و دیگران، خانواده های محترم بزرگی، کیوان و جراحی با پذیرش نظر کارشناسان، موافقت خود را با پایان یافتن عملیات جستجو اعلام کردند.
 
همچنین قرار شد که یک مراسم بزرگداشت و معرفی صعود از سوی باشگاه آرش برگزار گردد و پس از آماده شدن گزارش برنامه و گردآوری تمامی اطلاعات ممکن، در نشستی تخصصی، مسایل و مشکلات فنی این برنامه نیز بررسی گردد.
 
 

نشست مدیران باشگاه‌ها و گروه‌های کوهنوردی تهران در ستاد بحران برودپیک

 

در ساعت ۱۶ روز یکم مرداد مدیران باشگاهها و گروههای  کوهنوردی تهران (هیئت موسس انجمن صنفی گروهها و باشگاههای کوهنوردی کشور) وهمچنین مدیران  انجمن کوهنوردان ایران و انجمن غارنوردان و غارشناسان ایران  در ستاد بحران برودپیک گرد هم آمدند و ضمن سپاسگزاری از تلاشهای دست اندرکاران ستاد بحران برودپیک باشگاه کوهنوردان آرش برای امداد و نجات اعضای تیم گشایش مسیر ایران بر قله برودپیک ، در باره تلاشهای شناسایی  وضعیت  آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراهی به گفتگو پرداختند.

در این نشست آقای کیومرث بابازاده گزارشی از چگونگی گشایش مسیر ایران و حوادث هنگام بازگشت تیم و بحران کنونی آن به حضار ارائه کرد. سپس آقای دکتر حمید مساعدیان در باره وضعیت جسمانی سه کوهنورد مزبور ابراز نظر کرد و امکان زنده بودن ایشان رابا نگاه به قرار گیری طولانی  ایشان در منطقه مرگ ، تلاشهای سنگین جسمانی پیش و پس  از بازگشت ،نداشتن  آب و خوراک وطولانی شدن  روزهای سپری شده در بحران جسمی آن عزیزان ،  منتفی دانست سپس آقایان نادریان،حمیدی،نظریان،امرایی ودهقان و دیگران  به پذیرش نظر فوق پرداختند و در پایان به اتفاق نظر شرکت کنندگان از باشگاه کوهنوردان آرش خواسته شد عملیات شناسایی را پایان بخشد.این  تقاضا توسط آقای دکتر حمید مساعدیان به نگارش درآمد و به گواهی حاضرین نشست رسید و به مدیر ستاد بحران برودپیک داده  شد.

شرکت کنندگان نشست عبارت بودند از:

کیومرث بابازاده – باشگاه کوهنوردان آرش
پرویز امرایی – باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند|
محمد نادریان – خانه کوهنوردان تهران
ذبیح اله حمیدی – باشگاه کوهنوردی و سنگ نوردی اسپیلت
حمید مساعدیان – گروه کوهنوردی همت
محمود نظریان – گروه کوهنوردی بهمن
ارژنگ محسنی – گروه کوهنوردی شباهنگ اسلام شهر
تهرانی – گروه کوهنوردی نمونه
فاطمه زندحبیبی، سیامک شایان پور و محمد نوری و افسر شاندیز – انجمن کوهنوردان ایران
جواد نظام دوست – انجمن غارنوردان و غارشناسان ایران

 

منبع : کوه نیوز

کوهنوردی حماسی

مهدی فرهادی نویسنده وبلاگ همطناب من مطلبی با عنوان کوهنوردی حماسی را باز نشر داده است. این نوشتار برگرفته از سخنان " رینهولد مسنر " کوهنورد برجسته می باشد و در آن سعی شده مقایسه ای داشته باشد بین نگرش یک کوهنورد مترقی با نگرش موجود در بخش عمده ای از جامعه کوهنوردی خودمان.

 

"شاید کمتر کسی را بتوان یافت که با کوه و کوهنوردی آشنا باشد اما نام رینهولد مسنر را نشنیده باشد او اولین انسانی  است که موفق به صعود 14 قله 8000 متری شد و بخاطر نوع شخصیتش و توان بالای او در ارتباط با افکار عمومی دنیا دیدگاههای و روش کوهنوردی اش همواره مورد توجه جهانیان بوده و به دیده احترام بدانها نگریسته می شود هرچند او منتقدان و طرفداران جدی خود را نیز داشته و دارد. "

مسنر در سخنان خود گفته کهمن اولین کسی بودم که به کوهنوردی حماسی که طی دهه اول قرن گذشته در آلمان و ایتالیا-مهدهای فاشیسم اروپا- متولد شد پایان دادم. این نوع کوهنوردی نه تنها بعد از جنگ جهانی دوم ادامه یافت بلکه هنوز هم به شکل محدود وجود دارد.

 من اولین کسی بودم که گفتم من قصد ندارم هیچ پرچمی را بر فراز قله به اهتزاز در آورم,پرچم من دستمال گردن من است. و بخاطر همین امر نیز مورد انتقاد و توهین قرار گرفتم. من همچنین این فلسفه را که کوهنوردی که در کوهستان بمیرد یک نوع قهرمان یا شهید است زیر پا گذاشتم. مردن یک کوهنورد در کوهستان چیزی جز یک تراژدی نیست. و تنها کاری که می توان کرد این است که از بازمانده ها مراقبت کرد
 
 

روایت کوهنورد آمریکایی از کوهنوردان ایرانی گمشده در برودپیک

عرفان فکری روایت یک کوهنورد آمریکائی که به همراه تیم آرش در برودپیک بوده اند را ترجمه کرده ودر وبلاگ خود "" ورجین "" منتشر نموده است.

اسکات پاوری، کوهنوردی آمریکایی است که از همان آغاز سفر کوهنوران تیم ایران در اسلام آباد پاکستان با آنها آشنا شده بود. او در وبلاگ شخصی خود اقدام به انتشار آخرین عکسها و گزارشی خواندنی از همنوردی با تیم ایران در جریان صعود به قله برودپیک نموده است. شرح این گزارش را در زیر می خوانید:

 

" در شانزده جولای، سه نفر از کوهنوردان تیم ایران که ما با آنها صعود می کردیم، صعودی باورنکردنی و گشایش مسیری جدید بر روی قله برودپیک انجام دادند. این گشایش مسیر هدفی بود که آنها از سال 2009 کار بر روی آن را شروع کرده بودند و موفقیتی بسیار بزرگ برای این کوهنوردان بسیار با استعداد بود. اما این جشن خیلی کوتاه بود و کوهنوردان نتوانستند بر طبق برنامه طراحی شده، فرود بیایند و مجبور به شب مانی های متعدد در ارتفاع 7800 متر شدند. از کمپ های پایین نفراتی برای کمک اعزام شدند اما تلاشهایی که برای نجات آنها انجام شد، موفقیت آمیز نبود.


وقتی من این اخبار را شنیدم در اسکاردو بودم. من این سه دوست خیلی خوب را با قلبی آکنده از غم، ترک می کنم. در ابتدای این سفر من به فکر این نبودم که دوست جدیدی پیدا کنم و فقط به دنبال کسی میگشتم که طناب را با او به اشتراک بگذارم. اما روابط دوستی در مکانهای عجیب و غریب و در شرایط عجیب و غریب شکل می گیرد و رشد می کند. بهترین خصوصیاتی که می شود برای همراه بودن و گذراندن اوقات از یک تیم انتظار داشت، در افراد تیم ایران وجود داشت. من هفته هایم را در قرارقروم در سایه ی دو چیز سپری کردم، کوههای بزرگ و این مردان بزرگ.

     

من برای اولین بار تیم ایران را در 10 ژوئن در اسلام آباد دیدم. ما تصمیم داشتیم مجوز صعود و برقراری بیس کمپ را با هم به صورت مشترک دریافت کنیم. ما همگی در کنار هم نشستیم و درباره نحوه انتقال به اسکاردو صحبت کردیم. یکی از کوهنوردان ما باید ویزای خود را تمدید می کرد و یکی دیگر از اعضای تیم ما هنوز کیف وسایل خود را دریافت نکرده بود. من تصور می کردم که با این شرایط، تیم ایران به جای صبر کردن برای ما، فورا به کوهستان عزیمت خواهد کرد اما به سرعت دریافتم که این تیم از افرادی خوش قلب، بسیار مودب و نوعدوست، تشکیل شده است. من از آنها پرسیدم که آیا ممکن است چند روز برای حرکت به سمت کوهستان منتظر بمانند و آیدین بلافاصله گفت: " هیچ مشکلی نیست، ما میتوانیم منتظر بمانیم، به کارتان برسید و هر آنچه که لازم است انجام دهید".

در این سفر مشکلات و موانع زیادی وجود داشت که باید بر آنها چیره می شدیم. بعد از دریافت مجوز صعود، مجبور شدیم به جای پرواز به اسکاردو از راه زمینی به این شهر برویم، اگر میخواستیم به صورت انفرادی عمل کنیم، امکان نداشت که بتوانیم تمام مسایل را حل کنیم اما در قالب یک تیم، موفق شدیم. برای ما که چند هفته بیشتر از آشناییمان نمی گذشت باعث شگفتی بود که حرکت تیمی خوبی انجام داده بودیم.


با حضور این افراد، اقامت و زندگی در بیس کمپ فوق العاده بود. یاد گرفتم که چطور به فارسی بگویم "سپاسگزارم" و من هم به آنها با لهجه کالیفرنیایی خودم، اصطلاحات عامیانه را یاد دادم. آنها خوراکیهای زیادی از ایران آورده بودند مثل پنیر، گوشت، ترشیجات، میوه های خشک و تنقلات. این آذوقه آنها برای استفاده تا پایان برنامه شان بود و لزومی نداشت که آن را با دیگران تقسیم کنند. اما آنها خیلی سخاوتمند و دست و دل باز بودند و از ما خواستند که راحت باشیم و خوراکیهای محلی آنها را امتحان کنیم و تمام غذاهایی را که می خوردند به ما هم پیشنهاد می کردند که امتحان کنیم.


آنها این روحیه سخاوتمندی را در کوهستان هم به نمایش گذاشتند. برایان،یکی از همنوردان ما نزدیک کمپ یک دچار حادثه شد. او در مسیر از طنابهای ثابت سقوط کرده بود و پایش از شش قسمت شکسته بود. مجتبی که در حال فرود آمدن از کمپ سه بود و به شدت خسته شده بود، با تمام خستگی که داشت، به کمک برایان آمده و به او کمک کرد تا از طنابهای ثابت پایین بیاید. حتی مجتبی ابزار خود را در اختیار یکی از شرپاها قرار داد تا عملیات امداد برایان را به پایان برساند.


در این دنیا من بسیار خوش شانس بودم که در نقاط مختلفی از جهان زندگی کنم و افراد متفاوت زیادی را ببینم. بعضی از آنها خوب و بعضی بد بودند. اما در موارد کمیابی شما افرادی را ملاقات می کنید که به مانند نوری سفید از شادی و سعادت، موج مثبت خیلی قوی در شما ایجاد می کنند. این گونه افراد کمیاب هستند و همین اشخاص هستند که باعث می شوند، این دنیا جای بهتری برای زندگی برای همه ما باشد. تعداد بسیار کمی از همین افراد خاص هستند که اگر حتی یک نفر از آنها را از دست بدهیم، اثرات منفی عظیمی برای بقیه ما خواهد داشت. آیدین، پویا و مجتبی از همین افراد معدود کمیاب بودند. جهان این روحهای جوان را از دست می دهد، من این روحهای جوان را از دست می دهم. آنها دوستان من بودند و من از دیدن رفتن آنها ناراحتم. قلب من برای خانواده ها و دوستان این افراد از جا کنده می شود. تمامی افراد تیم ایران، جلوه ای عظیم از استعداد، خوش طبعی، شخصیت و بازتابی شگفت انگیز از کشوری بودند که از آن آمده بودند."

مترجم: عرفان فکری(ورجین )

 

منبع: http://highaltitudescott.blogspot.com/

ایرانیان و قله های هشت هزار متری !

عباس ثابتیان در وبلاگ آرام کوه آماری از قله های هشت هزار متری که ایرانیان در هنگام صعود به آنها دچار حادثه شده اند جمع آوری کرده است . در این آمار به صورت خلاصه فقط به نام کوه ، نام کوهنورد (ان) ، و سال حادثه اشاره شده است .

نام کوه

نام درگذشتگان

تاریخ

گاشربروم I

محمد اوراز

۱۳۸۲

K2

داوود خادم

۱۳۸۳

نانگاپاربات

سامان نعمتی

۱۳۸۷

دائولاگیری

مهدی اعتمادفر

۱۳۸۸

ماناسلو

عیسی میرشکاری

۱۳۹۰

گاشربرومI

لیلا اسفندیاری

۱۳۹۰

ماناسلو

جعفر ناصری

۱۳۹۱

برودپیک

پویا کیوان، مجتبی جراحی، آیدین بزرگی

۱۳۹۲

 

 اما نکته اصلی سوالات و پرسشهای مطرح شده در ادامه می باشد

گفتگوها