کوه نامه: با وبلاگها:
آرش نقافی در خصوص تشکیل ستاد بحران برودپیک در باشگاه آرش و عملکرد آن در وبلاگ شخصی خود "آوای کوه" نوشته است:
قبل از هر چیز بگم که من تعداد دفعاتی که پام به باشگاه آرش باز شده از تعداد انگشتان یک دست هم کمتره و این هم بر می گرده به زمانی که می خواستم باشگاهی برای عضو شدن انتخاب کنم. بنابراین تعصبی به این باشگاه ندارم که بخواهد انگیزه این نگارش شود و مخاطب محترم می تواند اطمینان داشته باشد که این متن در عین بی طرفی نگاشته شده و بیان کننده افکار و ذهنیات بنده است.
موضوع به اینجا بر می گردد که در گوشه و کنار شاهد اعتراضاتی به ستاد بحران برودپیک هستیم که بعضا بوی اتهاماتی چون"پنهان کاری" و حتی "بازی با افکار عمومی" از آن به مشام می رسد. البته ناهماهنگی در انتشار اخبار از سوی این ستاد موضوعی قابل کتمان نیست ولی از طرفی هم نسبت دادن دلایلی این چنین به آنها تا زمانی که اثبات نشود گزینه های دیگر مردود هستند به دور از انصاف است.
برداشت شخصی بنده از چرایی این بهم ریختگی در انتشار اخبار برمی گردد به مقوله "مدیریت بحران" که به لحاظ شغلی چندان نا آشنا با آن نیستم. مدیریت بحران سخت افزار و نرم افزار می خواهد و اینگونه نیست که عده ای شتابزده دور هم جمع شوند و هیاتی وار تلاش برای مهار بحران داشته باشند. باید قبول کنیم که آرشی ها منتظر بحران در تهران نبودند. شاید بتوان گفت که آرشی ها رامین شجاعی با همنوردش را برای مهار بحران احتمالی رهسپار ارتفاعات برودپیک کرده بودند و وقتی آنها در مهار بحران ناتوان شدند؛ خب طبعا نمی توانستند بنشینند و فقط نظاره گر باشند. لذا ناگهان عده ای دور هم جمع شدند تا کمکی کرده باشند.
اما برای اعمال یک مدیریت بحران خوب؛ یک سازمان لازم است. (وقتی می گوییم سازمان لزوما به معنی عریض و طویل بودن آن نیست. سازمان درست مثل یک گروه می تواند کوچک هم باشد.) در سازمان وظایف هر شخص از پیش تعیین شده و روابط او با دیگر اجزای سازمان نیز مشخص است. بعید به نظر می رسد آرشی ها فرصت چنین چیدمانهایی را پیدا کرده باشند.
مدیریت بحران علاوه بر سازمان نیازمند تجربه نیز هست تا سرعت عمل بالا رفته و خطاهای انسانی کمتر شود. این یکی دیگر دارای یک خلاء کلی در کشور است و حتی ستادهای بحران دولتی هم که از سازمان برخوردارند بی نقص نیستند و انتقادات زیادی به عملکردشان است.
بله با کمی تامل این شاخصه ها را نه تنها در - ابتدای تشکیل - ستاد بحران برودپیک نمی بینید که در هیچ ستاد بحران مردمی دیگر هم نمی توانید ببینید. همانطور که ذکر شد اولین چیزی که اینها کم دارند سازمان است. شاید در برخی از موارد و به مرور زمان؛ حالتی سازمانگونه و ناقص پدید آید اما خلاء تجربه کماکان روی عملکرد تاثیر خواهد بود.
در چنین سامانه های ناهنجاری؛ انتظار عملکرد مطلوب، انتظاری نامعقول است و عقل سلیم حکم می کند منتظر بروز برخی ناهنماهنگیها را باشیم و ارتباط دادن آن به انگیزه های دور از ذهن؛ بی انصافی و چشم بستن به روی واقعیات است.
من نمی دانم ستاد بحران برودپیک چطور تشکیل شده و اکنون تا چه حد در قالب یک سازمان عمل می کنند اما از ظواهر پیداست که حداقل سخنگویی ندارند! شاید یک نفر را هم به این عنوان گمارده باشند اما عدم اعتقاد سایر اعضای ستاد به این تقسیم وظایف می تواند باعث این شود که اخبار مختلفی از سوی افراد مختلف منتشر شوند و خب جای تعجب ندارد اگر در خبری ذکر شود "یکی از اعضای ستاد بحران برودپیک که خواست نامش فاش نشود ... "
پس بیایید با درک بهتر آنچه واقعا دارد رخ می دهد عرصه را به این ستاد تنگ نکنیم چرا که به اندازه کافی تحت فشارهای مختلف هستند و افزایش فشارهای متفرقه ثمری جز بالا بردن درصد خطای انسانی آنان و نامطلوب تر شدن کیفیت کار آنان نخواهد داشت که هزاران ایرانی - من جمله خود ما - را ناخشنود می سازد