اخبار کوهستان

پاییزی متفاوت با مسیرهای جدید

 

در خبرها آمده است که امسال تیم های متعددی در صدد ایجاد مسیرهای جدید در هیمالیا و برون رفت از کسالت ناشی از صعودهای تجاری خواهند بود، بعنوان مثال ایجاد مسیری جدید در جبهه شمالی کارون کوه، اولین تلاش بر ژانوی شرقی، تلاش تیم امریکایی ها برای دومین سال متوالی بر ژانوی اصلی جبهه شمالی، حضور برادران هوبر و تیمی از کشور لهستان که آدام بلیسکی نیز در میان آنها است در غروال هیمالیا، ایجاد مسیری جدید بر ماناسلو توسط تیمی از کشور فرانسه و ... اما فعلا فقط اطلاعات ژانوی شرقی بدین شرح منتشر شده:

تیمی از کشور اسپانیا شامل میکل زابالزا، اکاتیز مایز، آیکر مادوز و میکل اینوریزا در صدد اولین صعود از قله بکر ژانوی شرقی یا کومباخارنا به ارتفاع 7468 متر در منطقه کانچن جونگا است. کوهی مستقل که نباید با جبهه شرقی ژانو اشتباه گرفته شود. این تیم در حال حاضر در نپال است. ژانو سالهاست که در ذهن میکل زابالزا حضوری ثابت دارد، دقیقا به مدت 16 سال، زمانی که آنرا از دامنه جنوبی کانچن جونگا مشاهده کرد. سبک تیم زابالزا که در تعادلی کامل از تجربه و نیروی جوان بسر می برد، آلپاین است و قرار است که مسیر اسلوونیایی ها در سالهای 1991 و 1992 را دنبال کنند که تا ارتفاع 7000 متری جبهه جنوب غربی پیشروی داشتند اما این تیم هشدار داده که مسیر شامل طول هایی با شیب نود درجه از یخ و سطحی ترکیبی تا M5 است، در هر صورت احتمال تغییر مسیر بستگی به شرایط نیز وجود دارد. کمپ اصلی آنها در یخچال یالونگ نزدیک به کمپ اصلی کانچن چونگا خواهد بود.

زابالزای 52 ساله مانند مابقی اسپانیایی هایی همچون خوان اویارزابل، آلبرتو اینوراگی یا ادورنه پاسابان عضو باشگاه هشت هزارمتری ها نیست اما رزومه ای دارد که حکایت از روحیه ای ماجراجویانه است :

صعود به قله شمالی گاشربروم 4 به ارتفاع 7915 متر

ایجاد مسیری جدید تا قله مرکزی برودپیک به ارتفاع 8013 متر

مسیری جدید در دراگ ناگ ری به ارتفاع 6801 متر

یال غربی چاملانگ

که همگی به غیر از گاشربروم 4 به سبک آلپاین بوده، دیگر تلاش های او در قالب تیم ملی اسپانیا در دهلیز هورنبین، تیغه غربی ماکالو و تراورس گاشربرومها بوده.

اکاتیزمایز نیر دیواره نوردی است که در سبک اسپرت تا درجه 9 و در سبک کلاسیک تا درجه 8 صعود داشته و در کنار اینها یخنوردی و صعودهای ترکیبی نیز انجام داده، اعضای جوانتر تیم، آیکر مادوز و میکل اینوریزا در آلپ، پامیر و قفقاز تجربه کسب کرده اند.

منابع خبر و تصاویر : desnivel و explorers

کودک آزاری از نوع کوهنوردی: گدایی لایک و کامنت اینستاگرامی به قیمت جان دو کودک خردسال!

روز گذشته خبری در فضای مجازی منتشر شد که تعجب همگان را برانگیخت. ظاهرا دو کودک 6 و 8 ساله به همراه والدین خود  و دو بچه گربه جهت صعود بام ایران عازم  قله دماوند شده اند . به گفته شاهدان این خانواده سه روز در ارتفاع 4200 بارگاه سوم دماوند بوده اند و دیروز اعلام شد که کودک 6 ساله دچار ادم مغزی شده است.

 

 

فاجعه اینجاست که ویدئویی که قبل از صعود در صفحه اینستاگرام این دو کودک منتشر شده آنها را در حال آنباکسینگ یک جعبه حاوی تعداد زیادی کپسول اکسیژن نشان می دهد. ظاهرا والدین این دو کودک از خطرات حضور فرزندان خود در ارتفاع کاملا مطلع بوده اند و کاملا آگاهانه دست به این اقدام خطرناک زده اند! اما ظاهرا جمع آوری لایک و کامنت و فالوئر برای والدین این دو کودک مهمتر از جان فرزندانشان بوده است و عطش ثبت رکورد کم سن و سال ترین صعودکنندگان دماوند باعث شده است والدین این دو کودک چشم خود را بر روی خطرات این صعود ببندند!

در حین صعود نیز این خانواده دیداری با پزشک یکی از تیم های کوهنوردی حاضر در منطقه داشته اند و متاسفانه تلاشهای این پزشک نیز برای آگاه ساختن والدین نسبت به خطرات حضور این دو کودک در ارتفاع بالای 4000 متر بی نتیجه بوده است و ایشان همچنان اصرار به ادامه صعود داشته اند.

در مورد خطرات حضور کودکان در ارتفاع فراوان سخن گفته شده است. حضور کودکان کمتر از 8 سال در ارتفاع بیشتر از 2800 تا3000 متر و برای مدت زمان بیش از 6 تا 8 ساعت از نظر پزشکی منع شده است. بردن کودکان به ارتفاع و در معرض خطر ارتفاع زدگی قرار دادن آنها به هیچ عنوان کار درست و ایمنی نیست و عواقب جدی و خطرناکی مانند آسیب به مغز، قلب و ریه کودک را به همراه خواهد داشت. زیرا سیستم های دفاعی بدن کودکان به اندازه کافی و مانند بزرگسالان تکامل یافته نیست . در صورت بروز بیماری های ارتفاع درمان نیز بسیار دشوار است.

سوال اینجاست :

  • آیا قله دماوند و ارتفاع 5600 متر تفرجگاه شهری است که حضور  کودک خردسال 6 و 8 ساله و حیوانات خانگی (دو بچه گربه 20 روزه ) در آن محلی از اعراب داشته باشد؟
  • چرا باید دوکودک بیگناه قربانی زیاده خواهی های والدین خود شوند؟
  • عطش والدین این دو کودک در جذب مخاطب و شوآف در فضای اینستاگرام تا کجا ادامه خواهد داشت؟

 

به یاد داشته باشیم:

سلامت کودکان از هر چیز مهمتر است...

 

روز وبلاگستان فارسی و عاقبت کوه نویسی

روز 16 شهریور روز وبلاگستان فارسی بود. دلیل انتخاب این تاریخ ثبت اولین نوشته وبلاگی ایرانی در سال 1380 بود.  وبلاگنویسی  بعد از در ایران گسترده تر شد و به همین ترتیب کم کم وبلاگ هایی با موضوع کوه نویسی پدیدار شدند.

وبلاگ هایی پدیدار شدند که در طول هفته آپدیت می شدند و عکس ها و گزارش هایی از آخر هفته خود را منتشر می کردند. این وبلاگ ها کم نبودند ولی مخاطبان وبلاگی کوه تغییر رویه داده بودند، دیگر خواندن گزارش های کوه عادی راضی‌شان نمی‌کرد، بیشتر آنها، حالا مستقلا منابعی را دنبال می کردند که اطلاعات دقیق تر و علمی تر و به روز تری را در اختیارشان قرار دهد.  در کوهنویسی تحلیل‌ها و مطالب جدی‌تری را جستجو می‌شدند، دیگر یک نام وبلاگ شاعرانه یا دخترانه کنجکاوشان نمی‌کرد.

جنگ و جدل ها، دوستی ها و آشنایی ها، ازدواج ها و طلاق ها در بطن این وبلاگستان با موضوع کوه و کوهنوردی صورت میگرفت و ادامه داشت. فضای وبلاگ نویسی و کوه نویسی میزبان انسانهایی شده بود که می توانستند با مطلبی و مقاله ای موجی را در فضای کوهنوردی کشور راه بیاندازند.

این وبلاگ ها با گردهمایی هایی متنوع مثل "کافه کوه " و " صعود قلم " به آرامی توانست جای پای خود را در جامعه کوهنوردی مستحکم کند و نقش پر رنگی در فضای کوهنوردی داشته باشد. تمام مقالات دنیای کوه نویسی بی هیچ چشم داشتی منتشر می شد و تنها انرژی ادامه کار تعداد کامنت ها و پیشنهادات تبادل لینک بود که باعث می شد نویسنده باز هم به نوشتن ادامه دهد.

ولی متاسفانه امواج سونامی پشت سر هم به ساحل کوهنویسی رسیدند، اول از همه از دست رفتن حجم بزرگی از دیتا بیس سیستم وبلاگی بلاگفا که ماه ها طول کشید و بعد از بالا آمدن وبلاگ ها دیگر خیلی از مطالب خاطره انگیز و مهم را در اختیار نداشتیم. پس از مدتی همین اتفاق برای پرشین بلاگ افتاد و در ادامه سیستم های وبلاگی دیگر به ترتیب کلا خدمات خود را قطع کردند ... وبلاگ ها به ترتیب حذف شدند و جانی برای شروع دوباره وبلاگ نویسی در خانه ای جدید نماند.

در همین زمان که وبلاگ ها بی رمق شده بودند فضای مجازی موبایلی پدیدار شد و تیر آخر بر پیکر کوه نویسی زده شد. حالا افرادی را داریم فقط عکسی از خود می گیرند و متنی کپی شده و گاها نامعتبر از شاعری را به آن افزوده و منتشر می کنند و خود را کوه نویس می نامند.

کافه کوه با تصمیم چند نفر به یک باره از هم پایشید و دیگر هیچ کسی انتظار آخرین پنجشنبه ماه را نمی کشد و صعود قلم از آرمانی که برایش‌متصور‌شده بود خارج شد و تبدیل به ابزاری برای گسترش تفکرات افرادی خاص شده است.

هستند هنوز کسانی که وبلاگ می نویسند ولی آنها شمعی هستند در تاریکی ...

 

 

مرحمت فرموده ما را مس کنید...

وقتی این خبر را در پیج اینستاگرامی هیت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان تهران دیدم یاد اون  ویدئوهایی افتادم که میگفت : نگران نباشید خبر های خوبی در راه است .... و هفته بعد خوبی آن خبرها تمام زوایای زندگی مردم کشور را تحت تاثیر قرار می داد!!!!

کاش واقعا دوستان اتاق فکر و مسئولان داخل هیت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان تهران بیایید و کمی بیشتر در مورد ایده های خاص و جالب توضیح دهند که واقعا چرا ؟؟؟؟

آیا قبل از پخش این اخبار خوب و خدمات ارزنده ایده های خود را با چند نفر دیگر مطرح می کنند؟ به چه افرادی این ایده ها مطرح شده و طرح ها تصویب می شوند؟ اصلا آیا نیم نگاهی به نظرات دیگران در مورد طرح هایشان می اندازند؟

قبل از پرداختن به موضوع خبر خوب یک درخواست دارم: لطفا گزارشی از "طرح جامع پشتیبانی کوهنوردان " ارائه دهند تا افکار عمومی در مورد کیفیت و نتایج این طرح مطلع شوند و در انتهای آن گزارش با استناد به آن گزارش از طرح های جدید خصوصا اخبار خوب بعدی نیز رونمایی کنند. 

 

 

 

هنوز ساعتی از انتشار این خبر خوب نگذشته است که بازخوردهای جامعه کوهنوردی کشور در حال دیده شدن است. با دیدن این بازخوردها که نمونه ای کوچک از مطالب و نوشته های گروهای مختلف است می توان متوجه نظر جمعی شد و شاید نیاز به توضیح بیشتر نداشته باشد.

جا دارد از فدراسیون کوهنوردی کشور نیز بخواهیم که توضیحی در مورد هیئت زیر نظر فدراسیون و طرح های متنوع آن به جامعه کوهنوردی کشور ارائه دهد(؟!) . به نظر می رسد به بهانه کمبود بودجه ، هیئت تهران به هر نحو ممکن سعی دارد کسب درآمد از کوهنوردان و سنگنوردان کشور داشته باشد.

 

 

پی نوشت : وب سایت کوه نامه آماده انتشار گزارش و پاسخ هیئت تهران در مورد طرح های مختلف ارائه شده می باشد.

صعود انفرادی دوباره به مسیر همدانی های علم کوه

طبق اخباری که برای تیم کوه نامه ارسال شده است  "  راضیه سلیمی " طی روزهای گذشته یک بار دیگر اقدام به صعود مسیر همدانی ها به صورت افرادی نموده است.  در خبری که قبلا در سایت کوه نامه با عنوان "گزارش صعود انفرادی "راضیه سلیمی" به مسیرهمدانی ها، قیف فرانسه در دیواره علم کوه" منتشر شده است ایشان مدتی قبل نیز صعودی به روش انفرادی به مسیر همدانی ها داشتند ولی بر اساس برخی تصاویر منتشر شده حواشی بابت آن صعود ایجاد شد. 

بعد از حواشی صعود قبلی خانم سلیمی یک بار دیگر تصمیم به تکرار صعود خود نمودند. گزارش مختصری از صعود دوم برای کوه نامه ارسال شده است که می توانید در ادامه مطلعه نمایید :

 

با تجربه صعود قبلی این بار روز قبل از شروع صعود به انتقال کوله و تجهیزاتم به پای مسیر پرداختم و غروب روز سه شنبه با فیکس کردن لوازم به طناب پلاستیکی زردرنگی که به مسیر همدانی ها ختم می شود به علم چال برگشتم. روز چهارشنبه ساعت ۳:۳۰ از چادر بیرون زدم و به سمت یخچال به راه افتادم، پس از عبور از شکاف یخچال و گل سنگ ها در دو مرحله تجهیزات، طناب و کوله ام را به پای مسیر رساندم. پس از رک کردن تجهیزات و رشته کردن طنابها، ساعت ۸ شروع به صعود کردم. تکنیک صعودم همان بود : اتصال گیری گیری به یک طناب به عنوان طناب اصلی و استفاده از طناب دوم و اتصال آن به کارگاه تا در فرود و یومار به عنوان بک آپ روی آن پروسیک بزنم. ساعت ۹:۳۰ شروع صعود طول های دوم و سوم ساعت ۱۳ شروع صعود طول های چهارم و پنجم برای طول ۵ کفش سنگم را پوشیدم و با صعود طبیعی آن را در مدت بسیار کوتاهتری نسبت به قبل صعود کردم ساعت ۱۶ شروع صعود طول های ششم و هفتم صعود طول ۶ و ۷ که دفعه قبل ۵ ساعت طول کشیده بود این بار ۳:۳۰ به طول انجامید و خوشبختانه در روشنایی روز به محل شب مانی ام در انتهای طول ۷ رسیدم. پس از سپری کردن شبی سرد پس از صرف صبحانه ساعت ۸ شروع به صعود کردم ساعت ۱۱ شروع طول ۹ و رسیدن به طاقچه قمقمه ساعت ۱۴ شروع طول ۱۰ (طول اول همدانی ها بالای طاقچه قمقمه) ساعت ۱۶ طول ۱۱ را صعود کردم با اینکه زمان کافی داشتم و میتوانستم در تاریکی به قله برسم طول ۱۱ را جمع نکردم و شب دوم را روی طاقچه همدانیها سپری کردم سپری کردن شبی بسیار سرد در طاقچه همدانی ها که بسیار بادگیر بود با توجه به اینکه پیش بینی کرده بودم برنامه را در دو روز به پایان برسانم مجبور شدم آب و غذایم را مدیریت کنم روز سوم ساعت ۸ شروع به جمع کردن طول ۱۱ نمودم در این روز خسته بودم و حرکاتم کند شده بود و هر حرکتی ضربانم را بالا میبرد در طول ۱۲ و ۱۳ بویژه طول ۱۳ در جای حساسی از مسیر میخ شکسته بود و به سختی این دو طول را صعود کردم برای طول ۱۴ و ۱۵ هر چند مسیرها ساده بودند اما کفش سنگم را پوشیدم تا با خیال راحت تری صعود کنم در طول ۱۵، چند بار طنابم لاخ شد مجبور به چند بار رفت و برگشت شدم در نهایت ساعت ۱۷:۳۰ به ریزشی زیر قله رسیدم با احتیاط کامل این چند متر را نیز طی کردم و ساعت ۱۸ به قله رسیدم پس از قدری استراحت به سمت جان پناه سیاه سنگ به راه افتادم ترجیح دادم در تاریکی از سنگ سیاه سنگ فرود نیایم و شب سوم را نیز به شب مانی در جان پناه سیاه سنگ تن دادم روز چهارم ساعت ۶:۳۰ صبح به سمت علمچال حرکت کردم ساعت ۱۰ صبح به علمچال رسیدم و پایان برنامه این صعود را به مهربان همسرم و مربی عزیزم آقای سعیدزاده که از هیچگونه حمایت و همراهی دریغ نکردند تقدیم میکنم.

 

 

 

گفتگوها